ادبیات محدود و نازل و زشت جمهوری اسلامی
اگر دقت کنید میبینید که ادبیات و کلمات مورد استفاده وابستگان به جمهوری اسلامی و متعلقاتش , ادبیاتی با دامنه کلماتی بسیار محدود و تکراری میباشد تا جاییکه دیگر با شنیدن برخی از آنها حالت انزجار به آدم دست میدهد.
و تمامی آنها از بالاترین رده مانند سران و خطیبان نماز جمعه تا پست ترین شان همانند بسیجی دهن گشاد و بسیاری از کاربران ارزشی همین پلاس از کلماتی کاملا مشابه و یکسان برای حرف زدن و نوشتن استفاده میکنند.
و یکی از دلایل کم و محدود بودن کلمات مورد استفاده آنها , نشناختن و آگاهی نداشتن از معنا و کاربرد کلمات دیگر میباشد که بدیهی است وقتی معنی و مفهوم یک کلمه را ندانند از آن استفاده هم نمیکنند و این بیانگر چیزی جز پایین بودن سطح آگاهی و میزان در ک آنها نیست و نمیباشد .
بهترین مثال برای وقوف کامل و دانستن این مطلب , وجود افرادی همچون حسن عباسی و پور ازغدی و رائفی پور میباشد که چون براثر یک سانحه و یا به یمن یک جهش ژنیتیکی و یا یک تب و بیماری در دوران کودکی و طفولیت بطور ناخواسته و ناخودآگاه توانسته اند چند سلول مغزی خود را بیشتر به کار بیاندازند و یا چند کلمه قلمبه سلمبه را درست تلفظ کنند , چنان این جهش آنها بیسوادان دیگر را مشعوف و مسرور میکند که سر از پا نشناخته به آنها لقب استاد و علامه و خطیب و نابغه میدهند....
و همانند زنبور و دیگر جانداران بدور آنها جمع میشوند که شاید پس از ۲۰ جلسه بتوانند معنی اوپوزیسیون را بفهمند و یا فراماسونری را درست تلفظ بکنند !!
اگر بخواهیم ادبیات و گفتمان حکومت اسلامی و سران و اعوان و انصار آن را تعریف بکنیم , بسیار ساده در همین پنجاه کلمه و اصطلاح خلاصه میگردد :
اسلام , دین , انقلاب , خون شهیدان , دشمن , جنگ , تهدید , تحریم , مرگ بر , شهادت , خون , مردم , عزت , استکبار , روایت , ایمان , در راه خدا , بصیرت , هدایت , ذلت , مقاومت , امریکا , صهیونیست , مشکلات , شکست , به یاری خدا , ارزش ها , حماسه , کمبودها , امور داخلی , مسئولین , دولت , مردمی , جهادی , افتخار , اقتدار , کوردل , نظام / مقدس , وظایف , شرعی , حکومتی , نفت , اقتصاد , پیشرفت علمی , اشغال , اسلامی , مزدور , منطقه , جهانی ....
اگر شما توانستید یک متن سخنرانی و یا یک نوشته و یا حتی یک کامنت بیاورید که از ۵۰ کلمه بالا حداقل ۳۰ کلمه آن در متنش نباشد ...
و اگر چنین متنی یا نوشته ای پیدا کردید بدانید که , یا آن فرد متعلق به نظام نیست و به جمهوری اسلامی اعتقاد ندارد و یا اینکه صبح هنگام خروج از خانه محکم سرش به جائی خورده و عقل برگشته و هوشش را به دست آورده است ...!

نسل خود سوخته یا نسل خود ساخته ؟
اصطلاح نسل سوخته را بارها شنیده ایم و آنرا کاملا مصداق روزگار خود و نسل خودمان میدانیم .
اما این اصطلاح بیشتر بخاطر کلمه( سوخته ) که نشانگر سوختن و از بین رفتن است دارای بارمنفی سنگینی میباشد و در انسان ایجاد دلسردی و ناامیدی میکند و کسیکه خودش را سوخته بداند قطعا خود را یک بازنده میبیند و تصور میکند.
یک نسل سوخته ای چون زندگی خود را سوخته و نابود شده میبیند بطور ناخودآگاه دیگر دارای آن حساسیت و شور و نشاط و امید که لازمه یک زندگی درست میباشد نیست و این شروط اساسی را در وجودش و زندگی اش نمیبیند و خود را فاقد آن میداند .
او روزهای عمر خود را با بی تفاوتی سپری میکند و تنها به غوطه خوردن در خاطرات گذشته خود دلخوش است و با اندوه وغم حاصل از باور آن , که با گذشت زمان بدان خو کرده به یک نوع همزیستی مسالمت آمیز میرسد و با روحیه یک بازنده و اسیر بی چون چرای تقدیر و سرنوشت تا سر رسیدن موعد مقرر مرگ خودش به زندگی ادامه میدهد...
اما آیا براستی چنین است و واقعا این تصور درست میباشد ؟
آیا هیچ روزنه و راه دیگری نیست و وجود ندارد ؟
آیا نمیتوان با گشودن دردیگری پیوند خود را با آن گذشته گسست و برید وبا داشتن هدفی به آینده امیدوار بود ؟
آیا تمام آن گذشته تلخ و سیاه بود و هیچ نکته مثبتی در خود نداشت ؟
آیا تجربیات حاصل از آن دوران سخت به هیچ کار نمی آید و بدردی نمیخورد ؟
آیا حتی برای پیشگیری از تکرار آن برای نسلهای بعدی هم قابل انتقال نیست و ارزش آنرا ندارد ؟
آیا تمام جوانب و اطراف آنرا دیده و در مورد آن درست نتیجه گیری کرده ایم ؟
شاید بسیاری از محکوم شدگان یک نسل سوخته نمیدانند که این تنها یک روی سکه و فقط نیمه خالی لیوان است که دیده اند و میبینند !
بی گمان اگر به روی دیگر سکه و نیمه پر لیوان اصطلاح( نسل سوخته ) نگاه کنیم به اصطلاح ( نسل خودساخته ) برمیخوریم وآنرا خواهیم دید.
و زمانی بدرستی این مطلب و خودساخته بودن خودمان پی خواهیم برد که همه استعدادها و تمام توانائی های خود را که برای گذراندن و فرار از خطرات و حوادث آن دوران و تلاش برای زنده ماندن بروز داده ایم استفاده کرده ایم , یک به یک آنها را بیاد بیاوریم و با نگاهی مثبت و با روشنبینی و واقعگرایانه مرور کنیم .
تا بیاد بیاوریم :
چگونه آن ناملایمات را گذراندیم ؟
چطور آن سختی ها را تحمل کردیم ؟
چگونه بر یاس و ناامیدی غلبه کردیم ؟
چگونه فقط به یاری خودمان از خطرات و سوانح در امان ماندیم ؟
چطور خود را از لهیب آتش جنگ محافظت کردیم ؟
چند بار خود را از چنگ مرگ رهاندیم و گریختیم ؟؟
چگونه با چند روز گرسنگی و تشنگی دست و پنجه نرم کردیم ؟
چطور آنهمه نداری و کمبود را از سر گذراندیم ؟
چگونه از کمترین وسایل و امکانات بیشترین بهره را بردیم ؟
چگونه خودمان را با شرایط وفق دادیم ؟
و چگونه یکه و تنها خود را ساختیم و پروردیم که توانستیم از آن دوران بگذرانیم و
از آن مهلکه جان سالم بدر ببریم ؟
آیا ما از سرگذشت و عاقبت نسل های سوخته دیگر کشورها مطلع و آگاه هستیم ؟
آیا میدانیم که ما تجربیاتی داریم که بسیاری از انسانها شرایط و موقعیت بدست آوردن آنرا نداشتند و ندارند ؟
آیا میدانیم که دیگران با دیده تحسین و احترام به ما مینگرند ؟
آیا میدانیم که ما به هیچکس بدهکار نیستیم و منتی از هیچکس بر سر نداریم؟
آیا میدانیم که ما طلبکار واقعی هستیم و میتوانیم باقیمانده حق خود را طلب کنیم ؟
آیا میدانیم که قدرت آن تجارب بسیار زیاد و شگفت انگیز است ؟
آیا میدانیم که ما قهرمان تحمل سختی ها و گذراندن آن میباشیم ؟
آیا میدانیم که ما کامل نسوختیم و هنوز جا برای سوختن کامل داریم ؟
آیا میدانیم که میتوانیم چاره ساز و راهگشای نسل های بعدی باشیم ؟
آیا میدانیم که میتوانیم جان خود را نه برای کشتن دشمن بلکه اینبار برای سعادت فرزندانمان فدا کنیم ؟
آیا میدانیم که از ما دیگر گذشت ولی برای آنها هنوز فرصتی باقی مانده است ؟
آیا میدانیم که فقط ما هستیم که میتوانیم شرایط را دگرگون و متحول کنیم ؟
آیا میدانیم که میتوانیم به انتظار مرگ ننشینیم و به استقبال آن برویم ؟
آیا میدانیم که باقی گذاشتن همین وضعیت برای آیندگان بزرگترین خیانت ماست؟
آیا میدانیم که تنها راه برای تباه نشدن آن همه زحمات و بیهوده نبودن زجر و رنج و تحمل آن همه سختی ها , سوختن کامل ما در ازای باقی ماندن یاد و نام نیکی از ما میباشد و هست؟
آیا میدانیم که ما , ما نسل سوخته واقعا به هیچ چیز دلبستگی و حقیقتا هیچ چیز برای از دست دادن نداریم ؟
آیا میدانیم که بدنیا آمدنمان و زندگی کردنمان به میل خودمان نبود اما رفتن و انتخاب یک رفتن پرافتخار بدست خودمان است ؟
اگر اینها را بدانیم ترس و وحشت از بیهوده زنده ماندن و و هراس از سرشکسته مردن و رفتن , بی تردید مابقی این عمر نکبت و این زندگی خفت بار ما را تبدیل به یک جهنم واقعی میکند...
و باید بدانیم که فقط یکبار و انهم فقط این یکبار هست که انتخاب راه کاملا به دست ما و به دلخواه و تنها به میل و سلیقه خود ماست .//
اینبار نه در یکی از روستاهای دور افتاده بلکه در همین تهران ام القرای اسلام !
با خواندن چنین خبرهائی یقین پیدا میکنم که جهالت و حماقت کسانی که , از کمک به حزب الله لبنان و ساختن نیروگاه و بیمارستان و جاده در عراق و طلا کردن گنبد قبورو ... نظام جمهوری اسلامی دفاع و حمایت میکنند , از رذالت و بی شرافتی مسولین و دولتمردان نظام وحشتناک تر و جبران ناپذیر تر است .
ریزش خونین آوار در مدرسهای در پایتخت
[[ به گزارش پارسینه، سخنگوی اورژانس کشور از مصدومیت هشت دانشآموز دختر در ریزش آوار در یکی از مدارس غرب تهران خبر داد.
مجتبی خالقی در این باره گفت: دقایقی قبل ماموران اورژانس در یک عملیات به دبیرستان دخترانه محقق واقع در بلوار فردوس شرقی اعزام شدند و تاکنون برابر آمارهای ما هشت دانشآموز دچار مصدومیت شدهاند.
وی با بیان اینکه این حادثه در حوالی یک ساعت پیش رخ داده است، گفت: هماکنون نیروهای اورژانس در حال امدادرسانی به دانشآموزان هستند و تعداد قطعی مجروحشدگان پس از اتمام عملیات اعلام خواهد شد.
نوشت سخنگوی اورژانس کشور با بیان اینکه تا به این لحظه هشت دانشآموز دختر دچار مصدومیت شدهاند، درباره میزان آسیبدیدگی آنها گفت: پس از اتمام عملیات در این خصوص صحبت خواهد شد و در حال حاضر معلوم نیست که میزان آسیبدیدگی به این دانشآموزان چقدر بوده است.]]
تاریخ انتشار: ۰۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۴:۳۴
منبع خبر : http://www.parsine.com/fa/news

دلیل اصلی رفتن احمدی نژاد به ترکیه چیست ؟
خبرنگار و مصاحبه کننده شبکه تلویزیونی TRT ترکیه :
آقای احمدی نژاد بنشین و حرف بزن ...!
احمدی نژاد : به خاطر احترام به مردم ترکیه حاضر به نشستن نیستم !
[[به گزارش پایگاه خبری " انتخاب " : محمود احمدی نژاد در روز پنجشنبه آتی قرار است برای حضور در سالگرد درگذشت نجم الدین اربکان راهی ترکیه شود.
اطرافیان احمدینژاد سعی دارند که در این سفر، دیدارهایی بین او و مقامات فعلی ترکیه از جمله رجب اردوغان تنظیم کنند. با این حال، برخی مسئولان ترکیه هنوز پاسخ مثبتی به این درخواستها ندادهاند.]]
منبع خبر : http://alef.ir/vdccoxqix2bqe48.ala2.html?260890
توجه فرمودید ؟
ایشان بدون دعوت رسمی مقامات و مسولان ترک خودش شال و کلاه کرده که به ترکیه برود !!
گیریم که مسولان ترکیه به ایشان جواب مثبت بدهند ولی مشکل اصلی اینجاست که:
ایشان با چه مقامی و از کدام جایگاه میخواهند به مجلس سالگرد اربکان بروند؟
آیا آبروریزی های او در قامت رئیس جمهور کم بوده که اینک در جایگاه و مقام یک عضو دسته دوم و رده پنجی مجمع تشخیص مصلحت نظام آن هم بدون دعوت رسمی برود و یک آبروریزی جدید راه بیاندازد ؟
هزینه این رفتن را مشائی میپردازد یا مصباح یزدی ؟
یا شاید هم میخواهند مثل همیشه این هزینه را شب عیدی بگردن مردم بیاندازد و به سیر و سیاحت بپردازد ؟
و لابد در آنجا با پشتک و معلق زدن و عکس انداختن با دربان و پیشخدمت ها میخواهند به مردم بزرگ ترکیه احترام بگذارند !؟
هر چند که ما فکر میکنیم ایشان برای آن کانتینر دلار و شمش طلاهائی که دوران دوم ریاست جمهوری ایشان توسط دولت ترکیه در مرز توقیف شد و ایشان منکر آن شدند , عازم ترکیه میشوند ...

چند سوال شرعی از مراجع و آیات عظام در مورد خودارضائی طفل نه ماهه
ضمن عرض سلام و درود به پیشگاه ولایت فقیه ام القرای اسلام و کلیه مراجع محترم و آیات عظام و مجتهدین گرانقدر حوزه علمیه قم و کلیه آخوندها بمناسبت ساختن مملکتی پس از ۳۶ سال تلاش در برپائی جمهوری اسلامی که نوزاد نه ماهه اش با دیدن برنامه های اسلامی تلویزیونش روزی سه بار حالی به حالی میشود و خودارضائی میکند , را به شما تبریک گفته و این اتفاق فرخنده و مبارک و بی نظیر در تمام دنیا را که از برکت وجود شما و تحت راهنمائی ها و کوششهای مستمر و خستگی ناپذیر شما آقایان در راه تربیت اسلامی و اسلامیزه کردن همه چیز بوده و نصیب ما شده را تهنیت میگوئیم...
و ما آنرا در کنار فناوری هسته ای و پیشرفت های علمی دیگر که از دستاوردهای جمهوری اسلامی میباشد جز افتخارات نظام جمهوری مقدس اسلامی محسوب میکنیم ...
دوستان ارزشی و حزب الهی عزیز و امت همیشه در صحنه همه شما ماجرای نوزاد پدرسوخته ای که در نه ماهگی روزی سه با ر و هر بار به اندازه یک پوشک خودارضائی میکرده را شنیدید !
ولی بجاست و بر شماست که از علماء و مراجع بپرسید که آیا این خودارضائی :
برای کودکی که هنوز به سن تکلیف نرسیده گناه محسوب میشود ؟
و آیا دختر و پسر بودن نوزاد در حکم او تغییری ایجاد میکند ؟
[[ در هیچ سایتی اعلام نکردند این نوزاد حشری پسر بوده یا دختر ؟]]
آیا درصدر اسلام و دوره پیامبر هم چنین نوزادانی بودند ؟
و اگر بودند با توجه به نداشتن برق و تلویزیون آنها با چه چیزی تحریک میشدند ؟
نقش شیطان در تحریک و وسوسه کردن این نوزاد چیست ؟
آیا شیطان نوزادان را هم وسوسه میکند تا دست به اینکار بزنند ؟
و آیا حدیث و یا روایت و یا نقل قولی از ائمه و پیامبران در مورد خودارضائی یا هما ن استمناء در کودک نه ماهه داریم ؟
آیا علامه مجلسی و ملا هادی سبزواری و یا شیخ عباس قمی و یا دیگر مشاهیر و
مفاخر اسلامی چیزی در اینمورد گفته و یا روایت کرده اند؟
آیا گذاشتن قوطی کرم و دستمال کاغذی برای نجس نشدن فرش و خانه و سهولت کار اشکال شرعی دارد و یا واجب و یا مستحب است ؟
نظر فرشتگان و ملائک در اینمورد چیست و آنها در دیدن این حالت چه میکنند ؟
آیا پدر و مادر این نوزاد از نظر شرعی دارای حکم هستند و به آنها تعلق میگیرد ؟
اگر این طفل در جنین دوقلو بودند آیا احتمال زنای با محارم هم در این طفل بوده یا خیر ؟
آیا این ماجرا و اتفاق یکی از نشانه های ظهور آقا امام زمان نیست ؟
مادر این نوزاد در حین بارداری چه خطائی مرتکب شده که این بچه اینکاره بدنیا آمده ؟
آیا با خواندن آیه الکرسی و نماز جعفر طیار و یا توسل به ائمه و یا انداختن سفره علی اصغر و یا دادن نذری میتواند از این کار نوزاد جلوگیری کند ؟
اگر این کودک با دیدن برنامه های ماهواره اینجوری میشد شما چه ها میگفتید ؟
چطور برنامه های تلویزیون جمهوری اسلامی سبب تحریک این بچه میشده ؟
و الی ماشالله ....
اما حضرا ت من هم یک سوال از شما دارم و میپرسم که امیدوارم پاسخ دهید :
آقایان , حضرات , علماء , مراجع مجتهدین و آیات عظام , آیا بهتر نیست که بیش از دین را دستمایه تمسخر نکنید و آنرا وسیله قدرت نکنید و اینقدر مردم را از دین و خدا و اسلام و روحانیت و خودتان متنفر و فراری نسازید و پس از ۳۶ سال حکومت کردن بفهمید که سیاست و کشورداری کار شما نیست و جایگاه شما کجاست و تا قبل از آنکه به عذاب خدا و یا خشم و کینه خلق خدا مبتلا و دچار شوید دست از این طمعکاری و تبهکاری بردارید و تا فرصت هست و زمان باقی مانده به همان مسجد و منابر که جایگاه اصلی شماست برگردید؟
یا شهوت قدرت و عشق ثروت و باد نخوت چنان دماغتان را پرکرده و چشمانتان را گرفته که فقط با ضربه خدا و یا خلق خدا ودر پا ی جوخه مرگ و یا چوبه دار و از وحشت مرگ بهوش می آیید و در زمانی که کار از کار گذشته میفهمید و با گریه و تضرع دست به دامن خدا و مردم میشوید؟؟!!
بنظر شما, ما مردم خیلی هالو هستیم یا جمهوری اسلامی خیلی وقیح و دریده هست ؟
یعنی یه وقتها این جمهوری اسلامی کاری میکنه که آدم واقعا به فهم و شعور خودش شک میکنه تا جائی که آدم کاملا حق را به برادران بسیجی و ارزشی میده که یکجا فهم و شعور خودشونو سپردند دست آخوندها و خیال خودشونو راحت کردند !
یکی از همین کارها , تایید حکم اعدام آخوندی هم لباس خودشان بنام مجید جعفری تبار هست و دلیلی که برای اعدام او آورد ند و میگویند بجای شاخ درخت چنار روی سر آدم سبز میکنه ...
دقت کنید :
[[ صدور حکم اعدام برای روحانی متخصص استخاره در قم
سخنگوی قوه قضائیه صدور حکم اعدام مجید جعفریتبار، روحانی سرشناس شهر قم و همسر وی را تأیید کرده است. از جمله اتهامات این روحانی که به دلیل گرفتن "استخاره" شهرت داشته، "ارتباط با اجنه" و "ادعای ارتباط با امام زمان " عنوان شده است. ]]
استخاره + ارتباط با اجنه + ادعای ارتباط با امام زمان !!!
یعنی قاضی خودش خنده اش نگرفته که با دلایلی اینچنینی حکم را قرائت و صادر کرده ...
البته هر چند به من ربطی نداره و لی من تا جائی که میدونم و شنیدم , میگن حتی گرگها که مظهر درندگی و وحشیگری هستند هم همدیگر را نمیدرند و نمیخورند , حالا اینها دیگه چه موجوداتی هستند خدا میدونه؟
و یا این یارو چه داغی بدل اینها گذاشته که میخواهند اعدامش کنند , الله اعلم ؟
پیش خودم فکر میکردم ,
چطور یکی از همون آخوندا میاد پشت تلویزیون و میگه ولایت فقیه همان ولایت خدا هست و برای خدا شریک قائل میشه و شرک میگه !
ولی نه تنها کاری بهش ندارند بلکه بودجه موسسه او را هم چند میلیارد بیشتر میکنند !!
چطور زمان انتخابات یکی از همون ها از اون آخوندای فسیلی ژوراسیک پارکی میاد و میگه آقا امام زمان گفتند : که محمود سرباز منه و به او رای بدهید...
و جوری میگه که انگار امام زمان در حالیکه پیژامه راه راه پاش کرده و یه وری به متکا لمه داده و مشغول چائی هورت کشیدن بوده این مطلب را به او گفته ...
ولی نه تنها اعدامش نمیکنند که هیچ , بلکه بهش سفارش و پیغام و پسغام هم میدن که بدست امام زمان برسونه و رانت های بیشتری بهش واگذار میکنند !!
چطور یکی از همین آخوندا میاد تو تلویزیون و استخاره کردن را تا حد اصول دین بالا میبره و از امامها که بدون استخاره آروغ هم نمیزدند تعریف میکنه و از نیکی های استخاره از جانب پیامبر نقل قول میکنه ...
ولی نه زندانش میکنند و نه حکم اعدام بهش میدن و هیچ کاری بهش ندارند و تازه برنامه های بیشتری به او میدهند !!!
یا چه جوری هست که در کتابی که خودشون مقدس میدونند و از جانب خدا و از سینه محمد به آنها رسیده از جن و اخلاق و آداب و رسوم آنها گفته و تعریف کرده ولی یکی از خودشون که ادعای ارتباط با اونها را میکنه را براش جرم میدونند و بخاطر اون میخوان طرف را اعدام کنند ؟
ولی منی که معتقدم آخوند کمتر = با زندگی بهتر و مرگ یک آخوند را یکی از الطاف الهی برای کل جامعه بشری میدانم ...
میگم لامصب ها میخواهید یارو را اعدام کنید , بکنید به جهنم ...اعدامش بکنید .
ولی با این دلایل احمقانه به فهم و شعور ما توهین نکنید ...
و میمانم که آیا پشت گوشهای ما مخملی هست یا آقایون مخملی میبینند و یا انقدر پررو و وقیح و چشم سفید و دریده هستند که با این کارها مستقیما به ما مردم توهین میکنند ؟؟!!
