دوشنبه، فروردین ۲۵، ۱۳۹۳

انگار حق با آمریکاست و چندان بی راه نمیگه !

انگار حق با آمریکاست و چندان بی راه نمیگه !

از هر طرف که به قضیه نگاه میکنم و هر جور که فکر میکنم , میبینم که حق با آمریکاست که به ابوطالبی ویزا نمیده...




 وقتی طرف ایرانی آنها از دفن یک مرده که کلی هم به تاریخ و فرهنگ ایران خدمت کرده ممانعت میکنند و میگویند که جاسوس بوده و آشغاله و تو مجلس بلند میشن که بخاطر دفن نشدنش امضاء جمع کنند و میترسند که روح طرف جاسوسی بکنه و اسرار فرهنگ غنی  و انسانیت ایرانی ها را به آمریکا و صهیونیست ها  گزارش بده و آنها تهاجم فرهنگی بکنند تا جلوی غنی سازی و فناوری هسته ای ایران را بگیرند و به نظام ضربه بزنند که براندازی بشه   ...

آمریکائی ها نباید بترسند که به یک عضو زنده و قبراق و سر مر و گنده که سابقه حمله به خاک ( سفارت ) آمریکا و نماینده هائی که دارای مصونیت سیاسی هستند را داره و آنها را به  گروگان میگیره و در نوشته های خودش هنوز با آنها دشمنی میکنه و به دیگران هم سفارش میکنه و یاد میده که چطور میشه به منافع امریکا در جهان صدمه زد ,  را چطور میتونه رغبت بکنه وبه او اطمینان بکنند و بهش ویزا بدهند ؟


تازه آنقدر درباره اش دروغ گفتند و دروغ نوشتند که اگر کاره ای هم نبود , آدم بهش شک میکرد که حتما میخواد کاری بکنه  :
 [[ حمید ابوطالبی معاون سیاسی دفتر رییس‌جمهور، متولد سال ۱۳۳۶ تهران و دارای مدرک دکترای جامعه شناسی تاریخی از دانشگاه لرون فرانسه، کارشناسی ارشد جامعه شناسی سیاسی از دانشگاه سوربن فرانسه، کارشناسی ارشد تاریخ فرهنگ و تمدن‌ اسلامی از دانشکده الهیات دانشگاه تهران و کارشناسی جامعه شناسی از دانشگاه تهران است.در سوابق ابوطالبی مسئولیت‌های گوناگونی همچون سفیر جمهوری اسلامی ایران در کشورهایی نظیر ایتالیا، بلژیک، استرالیا و اتحادیه اروپا (به مدت ۱۵ سال)، مدیر کل سیاسی وزارت امور خارجه(به مدت ۵ سال)، مشاور وزیر امور خارجه(به مدت۵ سال) و عضویت در شورای استراتژیک وزارت امور خارجه نمایان است. وی همچنین علاوه بر عضویت در هیات علمی دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی، عضو شورای راهبردی سیاست خارجی و هیات علمی سیاست خارجی و رییس گروه مطالعات آسیای مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام و از اعضای هیات علمی و تحریریه نشریه بین‌المللی ایرفا (Iranian Review of Foreign Affairs) نیز است.]]



خوب یک کمی فکر کنید ایشان یک مدرک دکتر و یک کارشناسی از فرانسه گرفته در حالیکه در سفارت ایتالیا و بلژیک و استرالیا و (( اتحادیه اروپا )) به مدت پانزده سال بوده که چطور تونسته که بره دانشگاه سوربن ولرون فرانسه  این مدارک را بگیره در حالیکه پنج سال هم مدیر کل سیاسی وزارت امور خارجه بوده که با بانزده سال ( ١٥ +٥ =٢٠ ) و ایشان متولد ١٣٣٦ هستند که در زمان یورش به سفارت امریکا ٢١ ساله بودند و دوتا هم مدرک کارشناسی که اصلا یکی از آنها وجود نداره (( کارشناسی جامعه شناسی )) را از دانشگاه های ایران گرفتند , و چقدر هم مدارکش برای شغلی که براش در نظر گرفتند هماهنگی و همخوانی داره ؟

ولی ایشان چطوری توانسته که با این همه خارج رفتن و شغل و مقام و منصب این مدارک را بگیره که خدا هم نمیدونه و باید از طریق احضار روح از مرحوم کردان بپرسیم که ایشون چقدر پول داده و این مدارک را خریده؟

در آخر اینکه شاید اینها را به اعضای شورای نگهبان و خبرگان بگی هم نفهمند , ولی اگر همه اینها را برای الاغ هم تعریف کنی و با سن و سال ایشان تطابق بدی از خنده دمرو میفته و از حال میره , چه برسه به آمریکائی ها که از الاغ خیلی بیشتر میفهمند و بارشون هست...


ارسال یک نظر