جمعه، فروردین ۲۲، ۱۳۹۳

چرا مصباح یزدی خواهان قدرت بیشترو بیشتر برای ولایت فقیه هست ؟

چرا مصباح یزدی خواهان قدرت بیشترو بیشتر برای ولایت فقیه هست ؟


باز هم محمدتقی مصباح یزدی گفت : 

رهبری برای سامان بخشی به امور کشور کوتاهی نمی کند اما کاری از دست رهبری ساخته نیست؛ اختیارات و قدرت ولی فقیه کم است!

 

اوج حماقت و بلاهت و جهالت و نادانی هست اگر فکر کنیم که مصباح یزدی به اندازه سرسوزنی به علی خامنه ای ارادت و محبت و دوستی و تعلق خاطر داشته و دارد.


چرا که همه میدانیم که دوست و مرید و خواهان و خواستار کسی  , در هنگام دیدن دستبوسی نمیکند او اگر نگذاشتند که دستبوسی کند به پابوسی نمی افتد که مصباح افتاد و فیلم آن موجود است...

اگر کسی ارادت و محبت به شخصی داشته باشد آنطور از او تعریف نمیکند و او را بالا نمیبرد که زمین خوردنش سخت تر باشد و یا با اغراق در تعریف ها  سوژه برای تمسخر درست کند و به حیثیت او لطمه بزند و از اعتبارش سواستفاده بکند.


 ودرکل دوست آینه دوست است , نه آن که مانند دستمال یزدی فقط برای برق انداختن خایه ها و نعلین های دوست استفاده شودو کاربرد داشته باشد.

و سخت اشتباه کرده ایم که اگر فکر کنیم مصباح , علی خامنه ای را شایسته و لایقترین و مدبر ترین آخوند برای ولایت فقیهی بداند و تصور کند زیرا جاه طلبی و قدرت طلبی مصباح یزدی فقط بر خودش پوشیده و پنهان مانده است و نمیداند و نمیبیند!

این مصباح که بنابر تعریف خودش ,  آدم بسیار ندید بدید و گدا گشنه ای بود با ظهور حکومت آخوندی ناگهان و یکباره به نوائی رسید , و چون ظرفیت و جنبه این دارندگی و قدرت و احترام و ثروت را که در خواب هم نمیدید را نداشت , و مغزش کشش آنرا نداشت ,  بنابراین حد و مرز واقعیت و خیال و حقیقت و رویا را از دست داده و دچار توهم توائم با جوزدگی حاد شده و رفتار و گفتارش دست خودش نیست و دچار افراط و تفریط میشود.


             

مثلا رهبر در مورد احمدی نژاد گفت نظرم به نظرش نزدیک است , ایشان هول شدند و بلافاصله چند تا خواب امام زمان دیدند و احمدی نژاد را تحفه الهی نشان دادند و دست راست امام زمان لقبش داد و...


چند ماه بعد که نزدیک بود زنش را به او حرام کنند و خانه نشینش کردند ,  باز هم این مصباح بود که اول از همه پشتش را خالی کرد و بدترین انتقادها را از مموتی کرد ...

یا تا کمی رابطه اکبر با رهبر را سرد دید , جائی نبوده که بصورت افراطی پشت سر شیخ اکبر لیچار نگوید و صفحه نگذارد و لج اورا از نرفتن به نماز جمعه و امامتش در نیاورد و برای او سوسه نیاید...

که خدا بدادش برسد...

ما که میدانیم به وقتش و زمانش که برسد همین اکبر بلائی سرش در می آورد که مرغان هوا و تاج زاده و عرب سرخی و محتشمی و مفتی وهابی ها به حالش زار زار بگریند و ناله کنند....
 جائی میزندش که نفسش درنیاید و چنان میزند که نطق نتواند بکشد ( خدا به فک و فامیلش رحم کند ) ....

                     

 

حالا چرا مصباح یزدی آنقدر فجیع و وحشتناک و جلف و شتابزده و بی کلاس پاچه خواری ولایت فقیه ( نه علی خامنه ای ) را میکند و خواهان قدرت و شوکت و تقدس آن است ؟
این توهم سبب شد که ایشان ممد تقی مصباح خود را با حسن صباح اشتباه بگیرد و و در عالم توهم وخیال بخواهد پولتیک او را در مورد ولایت فقیه بزند و بکار ببندد...
[[ حسن صباح با یارانش در حین بازگشت از مصر به ایران در جائی سوار کشتی شدند و دچار توفانی شدید میشوند و درست زمانی که همه ناامید شدند و دست از جان شستند و به غرق شدنشان مطمئن شدند , حسن صباح برخاست و فریاد زد  : من بشارت میدهم که همه زنده میمانیم و خدا به من وعده داد که همه جان سالم بدر میبرند و ما همگی سالم به مقصد خواهیم رسید . که طوفان نشست و هوا آرام شد و ساحل پدیدار شد که همه به پای حسن صباح افتادند و به او ایمان آوردند . یکی از یارانش از او پرسید : ای خداوند چگونه وحی رسید و دانستی که از این مهلکه همه جان در میبریم ؟ حسن خندید و گفت : خیلی ساده ....دانستم که اگر غرق شویم , کسی نمیماند و نمیتواند به دیگران بگوید من چنین چیزی گفته ام , و اگر جان بدر ببریم که حرف من درست از آب در می آید و حق با من بود که هست .....!!!]]
حالا این مصباح که خواب ولایت را میبیند و از خودش لایقتر هم کسی را نمیبیند و با وعده جمعی را بدور خودش گرد کرده و مخشان را زده ,

                      

 
پیش خودش حساب میکند که اگر بساط بر بیفتد که خلاص و ولایت هم پشم ...

اگر ماندیم که یا خودم ولایت میشوم که قدرتم بیشتر خواهد شده و ازهمین الان زمینه برای آن جور میکنم و اگر من هم نشوم و هر کسی شود ,باز مدیون من خواهد بود و با این حرفها وسیله نزدیکی  خودم به او را فراهم میکنم...

 پس در هر صورت بنفع من هست و من هیچ سوختی نمیکنم....!

که باید بگوییم کور خوندی !
 چرا که با آن کاری که تو با  اکبر کردی...

او بی خواب شده , بنابر این خوابی نمیبیند!!

 که اگر زنده ات گذاشت ,  بتواند آنرا برای همه در مجلس بگوید و تو را رهبر کند....
                                                                        
                               
ارسال یک نظر