‏نمایش پست‌ها با برچسب براندازی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب براندازی. نمایش همه پست‌ها

سه‌شنبه، آبان ۱۹، ۱۳۹۴

سپاه پاسداران و کاربران دنیای مجازی و معتادان پارک هرندی

 سپاه پاسداران وکاربران دنیای مجازی و معتادان پارک هرندی
 


در طی چند روز گذشته دو حمله به دو گروه از جوانان همین مملکت صورت گرفت !

اولین حمله توسط سپاه پاسداران و در عملیات قرارگاه سایبری سپاه صاحب الامر قزوین به کاربران اینترنتی و دنیای مجازی صورت گرفت و منجر به دستگیری بیش از ۱۷۰ نفر از کاربران و فعالان در شبکه‌های اجتماعی موبایلی و اینترنتی شد که تعدادی از آنها جهت طی مراحل قضایی، به مراجع ذیربط تحویل داده شدند .


و دومین حمله توسط ماموران شهرداری و یا بنابر اظهاراتی توسط مردم و ساکنین محله هرندی به معتادان ساکن پارک آن منطقه شکل و انجام گرفت ...


[[ ...و افرادی که گفته می‌شود مردم محلی هرندی هستند، با چماق‌هایی دور و اطراف پارک می‌چرخند. برخی بطری‌های بنزین به دست دارند و با پراکنده‌کردن معتادان داخل آلونک‌ها و چادرها، همه‌جا را به آتش می‌کشند. کارتن‌خواب‌ها کتک‌خورده و گریان در حال فرار هستند وسرپناه‌ها و چادرهای معتادان است که مردم آتش زده‌اند. صدای فریاد از داخل پارک بیشتر و بیشتر می‌شود. نیروی انتظامی هم حضور دارد اما دخالتی نمی‌کند. آنها هم خودشان را وارد این غائله نکرده‌اند اما حضور دارند.]] ( نقل از روزنامه شرق )


که البته من فکر نمیکنم مردم محله هرندی با تجاربی که از همزیستی ناخواسته ای که با معتادان داشتند و دارند آنقدر کم عقل باشند و چنین کاری بکنند و با اینکار خودشان و فرزندانشان را در معرض انتقام کور و خطرناک افراد معتاد قرار بدهند!


و همچنین واکنش نیروی انتظامی زحمتکش و مظلوم که با جانفشانی ! وظیفه برقراری نظم و امنیت جامعه را به عهده دارند را هم خواندید و دیدید !!!



          

اما اینجا سوالی از برادران و افسران سایبری سپاه پاسداران پیش می آید که :


ای برادران سپاهی سایبری , بنظر شما در یک جامعه ولائی , یک معتاد و مصرف کننده مواد مخدر که برای تهیه پول مواد دست به هر کاری میزند برای امنیت یک جامعه تهدید محسوب میگردد و خطرناک تر است یا یک جوانی که سعی کرده در کنج خانه با آن اینترنت وصله پینه و لاک پشتی خودش را سرگرم کند و به دنبال اعتیاد و مواد مخدر نرود؟


اگر جواب شما برادران که لاف خدمت و تامین امنیت و حراست از کشور را میزنید و ادعای آنرا دارید ,[ کاربران دنیای مجازی ] باشد که باید در ایرانی بودن و شرافت و درستی شما شک کرد و شما برادران را مشتی مزدور وطنفروش خائن به ملک و مملکت دانست که برای شغل و منصب و مقام حاضر به هرنوع خودفروشی و آدمفروشی وخیانت و رذالت اخلاقی هستید و میباشید , که در این باب به هیچ وجه تعارف نداریم و در اینمورد اصلا شک نکنید...


اما اگر هستند تک و تکی از شما که میخواهد ادای مردانگی و با شرف بودن را دربیاورند و به دروغ نشان بدهند که هنوز مثقالی شرف و وجدان در وجودشان هست و بگویند ؛
[[ معتادان ولو شده در سطح شهر]] ,

(( همانهائی که در کوچه و خیابان در کنار و یا پشت سر زن و بچه و خواهر و مادران خودتان راه میروند و هستند )) ,

اینجاست که باید در کمال تعجب از شما نا برادران عزیز پرسید :

ای نابرادر نامسلمان , تو که شاید بنوعی خودت مستقیما درگیر همین معضل بودی و باشی و میدانی کسی در اینمورد کاری نمیکند و یا نمیخواهد که بکند  و میبینی که این بلا روزبروز تاروپود بنیان این مملکت و خانواده را از هم می پاشاند و از بین میبرد , پس چرا ساکت نشستی و کاری نمیکنی ؟!


عزیز من نترس و نگران نباش چون  من و امثال من که سوژه و طعمه های شما میباشیم , در خیابان با چاقو به افراد خانواده ات حمله و یقه گیری نمیکنیم و شیشه ماشین شما را برای دزدیدن رادیو پخش آن نمیشکنیم و بلانسبت و خدائی نکرده به ناموس شما چشمی نداریم و تعرضی نمیکنیم و شب خانه های شما و داشت و نداشت تان را جارو نمیکنیم و نمیبریم و برای تهیه مواد برادر و خواهرت را به کشیدن مواد مخدر و مصرف آن ترغیب نمیکنیم و با چهره های خوفناک و سرو وضع آشفته سبب ترس بچه ها و زنها و دختران شما نمیشویم و الی ماشالله ....


و همچنان تا آمدن و یورش شما در کنج خانه و پای مانیتور نشسته ایم و جم نمیخوریم تا همان چیزهائی را که خودتان بهتر از ما میدانید و میبینید را بنویسیم و به شما گوشزد کنیم ...!

نترس عزیز من , نترس برادر من , ما هیچ کجا فرار نمیکنیم و هستیم , پس بهتر است اول به فکر آندسته از از جوانان بدبختی که با مدیریت حاج آقاهای شما اسیر اعتیاد و گرفتار آن بلا شدند باشید و آنها را جمع آوری کنید و سر و سامان دهید ....!    من الله التوفیق البته اگر غیرت و همتی بود !!  

         

 


 

پنجشنبه، شهریور ۱۹، ۱۳۹۴

ساماندهی گشتاپوی جمهوری اسلامی در تیم های ده نفره

        ساماندهی گشتاپوی جمهوری اسلامی در تیم های ده نفره

        

به گزارش ایرنا - سیدمهدی امینی معاون تشکلهای مردمی ستاد مرکزی امر به معروف و نهی از منکر گفت: با تصویب قانون حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر، جذب و سازماندهی گروه های 10 نفره امر به معروف و نهی از منکر برای تذکر زبانی (شما بخوانید همان بازجويی خیابانی) آغاز شده است.

این حرکت جمهوری اسلامی انسان را به یاد تشکیل و  ایجاد S -A  ( هسته اولیه و همان پدر SS و گشتاپو در آلمان نازی ) توسط هیتلر , که یک گروه شبه نظامی برای مهار و سرکوب مخالفان بود می اندازد و جالب اینجاست که اعضای ناهیان منکر و آمران به معروف نیز همانند اعضای اس آ S -A بیشتر از قشر و طبقه ضعیف و بیسواد و از همان اراذل و اوباش تشکیل شده است !!


      

همه ما میدانیم که بامبول امر به معروف و نهی از منکر دنبک و دستکی برای مشغول کردن و فعال نگهداشتن نیروهای بسیجی و در اصل بهانه ای برای تشکیل یک گروه شبه نظامی برای سرکوب مخالفان و مردم میباشد.

زیرا در مملکتی که پلیس و نیروی انتظامی یکی از قدرتمندترین نهادهای آن باشد و ادعای تامین امنیت جامعه را میکند و قانونا مسئولیت جامعه با آنها هست , پس هرگونه فعالیتی برای حفظ نظم و امنیت و اصلاح جامعه نیز بعهده این نهاد و تحت نظارت قانون خواهد بود , مگر...


مگر آنکه حکومت بخواهد برای سرکوب مخالفان و مردم از امکاناتی فراقانونی استفاده کند , و این درست همانند همان کاری میباشد که حزب نازی و هیتلر با تشکیل گروه شبه نظامی  اس آ S -A برای حفظ قدرت خود کرد.


           


و همچنین 

[[ اس اس و به طبع آن گشتاپو در آغاز همانند پلیس زیر نظر وزارت کشور فعالیت می‌کرد. در سال ۱۹۳۶ در پی لایحه‌ای که در مجلس آن زمان آلمان تصویب شد، گشتاپو از رعایت تمامی قوانین موجود معاف می‌شد. هر کسی که کارت گشتاپو را به همراه داشت می‌توانست در هر کاری دخالت کند و هیچ دادگاهی شکایت علیه افراد این سازمان را نمی‌پذیرفت.[۱] ویکیپدیا ]]

و جالب اینجاست که  همه ما هم بنابر تجربه بخوبی میدانیم که این  بسیجیان و این گروه های ده نفره لباس شخصی نیز در هر کاری دخالت میکنند و از تمامی قوانین نیز معاف میباشند و هیچکدام از آنها نه تابحال دادگاهی شدند و نه دادگاهی خواهند شد ! 

     


و بد نیست بدانیم که :
[[ در دوره رایش سوم زنان در رژیمی می‌زیستن که آنان را در نقشهای مادر و همسر تعریف کرده آن‌ها را از همهٔ موقعیتهای دارای مسئولیت خصوصاً در حوزه سیاسی و دانشگاهی محروم می‌کرد نتیجتاً ماگدا گوبلز در ۱۹۳۳ اعلام کرد: «زنان آلمان از سه حرفه محروم اند: ارتش، مانند هرجای دیگر دنیا؛ دولت و قضا. اگر یک دختر آلمانی باید بین شغل و ازدواج باید انتخاب کند، او همواره تشویق خواهد شد که ازدواج را برگزیند چرا که برای زن این بهترین است». [۲] ویکیپدیا ]] 

 
که کنترل و نظارت و سرکوب زنان بخاطر این سیاست حزب نازی هم بعهده همین گروه  اس آ S -A و سپس SS و گشتاپو بود که این هم درست مثل کار همین برادران است که به بهانه بد حجابی و بی حجابی و خانه نشین کردن زنان ایرانی گروه های ده نفره سرکوب تشکیل داده اند!


هر چند که :
[[ گشتاپو بازوی اجرایی آلمان در بحث امنیت داخلی و ضد جاسوسی بوده تحت فرمان اِس اِس به سرکوب مخالفین و مبارزه با جاسوسان می‌پرداخت. این سازمان در سال ۱۹۳۳ به دستور هیتلر و از میان درس‌خواندگان و نیروهای امنیتی جمهوری وایمار تشکیل شد.[۱] گشتاپو با اینکه سازمانی در ظاهر مخوف بود ولی این تصویر ترسناک بیشتر به وسیله تبلیغات مطبوعات آلمان برای ایجاد ترس در دل مخالفان حکومت ایجاد شده بود. ویکیپدیا ]]


اما همانطور که آخر و عاقبت تلخ و دردناک و وحشت انگیز مزدوران و عمال حزب نازی و گشتاپو را در پایان جنگ جهانی دوم دیدیم و حقارت و ذلت سران و بانیان و گردانندگان آن را هم در دادگاه نورنبرگ مشاهده کردیم , حال باید ببینیم که این برادران هم فکر آخر و عاقبت شوم اینکار را کردند و سرانجام این کارها را میدانند ؟!


یا آنکه برق قدرت و مال و منال و پست و منصب چنان چشم های آنها را کور کرده که هیچ نمیبینند و صدایش چنان گوش هایشان را کر کرده که هیچ صدائی را نمیشنوند...!!؟ 


        
      

 


یکشنبه، مرداد ۱۱، ۱۳۹۴

آیا واقعا ما کاری نمیتوانیم بکنیم ؟

                                  آیا واقعا ما کاری نمیتوانیم بکنیم ؟

     

آیا براستی ما برای بهتر شدن وضعیت خودمان و برای داشتن یک زندگی بهتر و احساس امنیت بیشتر و تغییر وضع موجود هیچ کاری نمیتوانیم انجام بدهیم ؟

بسیاری از ما از وضعیت فعلی ناراضی هستیم,


بسیاری از ما از این همه تنش و درگیری بیزار هستیم ,


بسیاری از ما این وضع موجود را شایسته و سزاوار خود نمیدانیم ,


بسیاری از ما از این همه جنگ و جدال بیهوده متنفر و فراری هستیم ,


بسیاری از ما اهل سیاست نیستند و نمیخواهند باشند و کاری به سیاست ندارند اما دوست دارند که در جامعه ای بدون تنش و درگیری های سیاسی و اختلافات جناحی و منازعات گروهی زندگی کنند و از این وضعیت موجود راضی نمیباشندو این بدیهی ترین و طبیعی ترین حق آنها میباشد .


 ولی زمانی که از آنها سوال میکنید که پس چرا برای تغییر آن و بدست آوردن حق خودت هیچ فعالیتی نمیکنید؟


جمعی میگویند : آنقدر بدبختی داریم که به چیز دیگری نمیرسیم !


و یا عده ای میگویند : فقط به دنبال یک لقمه نان میدویم ...!


و یا میترسند و یا فقط بفکر خودشان هستند و ...


آنقدر بهانه می آورند و فکر میکنند که با بیان این بهانه ها وضعیت فعلی آنها تغییر میکند !

که میدانیم چنین نیست و وضعیت آنها روزبه روز بدتر خواهد شد که بهتر نمیشود!


ولی بسیاری از آنها پاسخ میدهند که :


چه کاری از دست ما بر می آید و ما چه کار میتوانیم بکنیم ؟



مسلما اولین و طبیعی ترین و بهترین راه , مخالفت کردن با وضع موجود و ابراز مخالفت با آن میباشد.


و حتی یک طفل نوزاد که نمیتواند حرف بزند هم این روش را میداند و بطور غریزی به آن عمل میکند !


یک نوزاد زمانی که گرسنه باشد و یا خودش را خیس کرده باشد و یا دلش پیچ میزند و یا گرمش هست و کلا زمانی که از وضعیت خودش راضی نیست شروع به جیغ زدن و و گریه کردن میکند و همه میدانند که این گریه نه از روی درد یا از سر دلسوزی و یا تاثر بلکه فقط برای اعلام نارضایتی و واکنش نسبت به حال نامناسب آن زمان کودک میباشد.


آیا تا زمانیکه یک نوزاد گریه نکند و جیغ نزند و اعلام وجود نکند هیچ مادری میفهمد که او چه میخواهد و چه دردش هست ؟


خوب , آیا ما از یک کودک کمتر و کم عقل تر هستیم که بدون هیچگونه مخالفت کردن و ابراز مخالفتی توقع داشته باشیم که وضع موجود تغییر کند ؟


البته توجه داشته باشید که به خیابان ریختن و شعار دادن مخالفت کردن نیست بلکه مرحله بعدی آن یعنی مقابله کردن است و مراحل بعدی که مجادله کردن و منازعه کردن و ... میباشد , اما در اینجا فقط صحبت از مخالفت کردن و ابراز آن میباشد .


مطمئن باشید که هیچ حکومتی حتی در قبایل بدوی آمازون هم نسبت به مخالفت اعضاء و مردم خودش بی تفاوت نیست و نمیتواند بی تفاوت باشد , چرا که حیات و لازمه وجود هر حکومتی مردم و اعضای آن جامعه میباشند.


شاید بعضی ها بگویند ؛ یعنی خود آنها نمیدانند که مردم از این وضعیت خسته شدند و مخالف آن میباشند ؟


که باید گفت آیا واقعا ما تابحال یکبار بطور اصلی و یکپارچه نسبت به مسئله ای ابراز مخالفت کرده ایم که توقع داشته باشیم که آنها واکنشی نشان بدهند ؟


برای مثال , آیا ما با احمدی نژاد مخالفت کردیم یا تمام وقت خودمان را صرف زیپ شلوار و هاله نور و دروغ ها و قیافه دوست داشتنی او کردیم ؟!


آیا ما با اختلاس ها مخالفت کردیم یا برای آن جوک و لطیفه ساختیم و آنرا مسخره و لوث کردیم ؟!


و اما با توجه به حساسیت این حکومت به دنیای مجازی و اخبار و تعداد کاربران دنیای مجازی و واکنش آنها نسبت به مسائل آیا جای بهتری برای مخالفت کردن و ابراز مخالفت سراغ دارید ؟


بنظر من بهتر است اول به مخالفت و مخالفت کردن عمل کنیم و سپس بعد از آن به مقابله و مجادله  و منازعه  و مبارزه کردن فکر کنیم...!  


 


 

شنبه، خرداد ۱۳، ۱۳۹۱

دیدگاه -۷ ( انقلاب )

                       دیدگاه -۷ ( انقلاب )

دیدگاه مشاهیر ،فلاسفه و دانشمندان :
آحرین راه برای تغییر و براندازی یک حکومت ، که از قشر ضعیف و
فقیر جامعه آغاز میگردد و همراه با خشونت و کشتار است و همیشه
به بیراهه میرود و فرزندان خود را میبلعد . جدیدا انواع / مخملی / نرم /
و صورتی نیز بدان اضافه شده و در ایران خیابانی که با طی ان به میدان آزادی میرسید .

دیدگاه غرب :
در قدیم راه خروج و تخلیه انرژی ،پتانسیل توده ها بود و هر که زرنگتر
بود و جان بدر میبرد بروی ان پریده و بدلخواه آنرا میراند .و در حال
حاضر نبوده و اگر بشود نام ان انفجار خواهد بود نه انقلاب

کاربرد :
هدیه دادن ان به جهان سومی ها، کسانیکه هنوز فرق آشوب وهرج ومرج را نمیدانند و حتما باید با ویرانی و کشتار و آتش و سنگ و گلوله باشد . و صید شاه ماهی از این ابی که گل آلود کرده اند .

دیدگاه جمهوری اسلامی :
انقلاب که نه ،انفجار نور بود و بعد از ان باید در ده روز به زور شیرینی
و شربت و نور افشانی و دارام و دیمبل در یاد و خاطر و اذهان و پاچه
مردم و تاریخ فرو بکنند و هر حرکتی بعد از ان / فتنه / شورش /وهرج
و مرج ، دشمنان و ایادی استکبار است و بشدت باید سرکوب شود و در گرماگرم ان / فقط یکبار فقط یکبار / هردمبیلی رای گیری که ۹۹/۹۹/۹۲ درصد رای موافق بدهندوتا عمر دارند به ان پز بدهند و تو سرمردم بزنند
و خالی بندی کسانی که اصلا نبودند در منابر و مسجد و دادگاهی  که پس
 از گذشت ۳۰ سال از انقلاب هنوز حکم مرگ صادر میکند و میجنباند .

کاربرد : تمامی موارد آن کاربردی هست .

دیدگاه من :
طغیان جهل/ که راهیست برای به بدبختی افتادن و نشان دادن حماقت به
تمام دنیا و بعد التماس کردن و کمک خواستن از آنها و سنگی که در چاه بیفتد ، در نمی اید .. تو دهنی بزرگی به ژست های باد کرده مدعی روشنفکری و توسری بزرگی به کسانی که فکر میکردند حالیشون میشه
و سیاست را میفهمند .

دیدگاه شما :؟؟