‏نمایش پست‌ها با برچسب انقلاب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب انقلاب. نمایش همه پست‌ها

جمعه، دی ۰۴، ۱۳۹۴

هر کاری میکنم این یکی نه پائین میرود و نه بالا می آید!

       هر کاری میکنم این یکی نه پائین میرود و نه بالا می آید!



۳۷ سال از طغیان جهل یا همان انفجار نور یا  انقلاب نه چندان شکوهمند سال ۱۳۵۷ میگذرد و در آستانه سی و هشتمین سالگرد آن میباشیم.

در طی این ۳۷ سال بسیاری از اسرار پشت پرده این شورش و بلوای بزرگ  فاش شد و بسیاری از روابط پنهانی عاملان آن با اجانب داخلی و خارجی آشکار گردید و دلیل بسیاری از مسائل پس از گذشت سالها به تدریج روشن گشت و پاسخ بسیاری از پرسش ها نیز داده شد .


اما پس از گذشت ۳۷ سال , علت و دلیل یکی از رفتارهای مردم شریف و فهیم ایران در آن زمان , هنوز برای من لاینحل باقی مانده و تبدیل به یک معضل بزرگ زندگی من گردیده , بطوری که بعضی شبها با دیدن کابوس آن خیس عرق از خواب میپرم و گاهی با یادآوری آن چنان اشتهایم کور میشود و افکارم به هم میریزد که یکی دو روز حال و احوال درستی ندارم .


در کل , من که بسیاری از مسائل ریز و درشت و باور نکردنی این طغیان جهل ( انقلاب ) را فرو بردم و از هضم رابعه هم گذراندم اما این مطلب ۳۷ سال هم چنان در گلوی من گیر کرده و هر کاری میکنم نه پائین میرود و نه بالا می آید !


شاید فکر کنید که این مشکل بزرگ و این معضل زندگی من یک مسئله بسیار کلیدی و مهمی همچون دلیل پشت کردن دوستان قدیمی بختیار به او و یا معمای هویدا و یا مبلغ دقیق کمک های نقدی کارتر به خمینی در نوفل لوشاتو و یا دلیل اعلام بیطرفی ارتش و یا تماس های بازرگان و بهشتی و یزدی و بنی صدر و اطمینان خاطر دادن خود خمینی به آمریکائی ها و یا آن هیچ بزرگ خمینی در پاسخ خبرنگار درون هواپیما و یا چیزهای دیگری مانند اینها و یا از این قبیل باشد.


ولی نه ...  باور کنید که اصلا چنین چیزی نبوده و یا موردی شبیه به اینها نیست !


این مطلب یکی از پیش و پا افتاده ترین مسائل حاشیه ای آن روزها و یکی از کم اهمیت ترین کارها در راه پیروزی انقلاب و به حکومت رسیدن آخوند ها و برپائی جمهوری اسلامی است .


بقدری بی ارزش و ناچیز است تا جاییکه هیچکدام از بانیان اصلی و فرعی و عوامل خرد و کلان و بازیگران کوچک و بزرگی که نقشی در برپائی آن شورش و یا انقلاب داشتند جرات نکردند و در طی مدت این ۳۷ سال هرگز یک کلام در مورد آن حرف نزده اند!!؟


حتی یکی از سران و یا اعضای تمام آن طیف های مختلفی که با تمام وجود برای سرنگونی شاه تلاش میکردند در مکانی یا در محفل و مجلسی به هیچ وجه به آن اشاره ای نکردند!؟

 و حتی برای خالی نبودن عریضه و خنده و شوخی یکی از همین آخوندهای دلقک هم در بالای منبرها  از آن یادآ وری نکردند و چیزی نگفتند !!
اما این معضل  , این مشکل , این کابوس همان قضیه دیدن عکس خمینی در ماه میباشد !

بله , درست ۳۷ سال پیش در همین فصل از سال و درهمین دی ماه سرد و درست در یک چنین شبهائی بود که مردم ایران از پیر و جوان , کوچک و بزرگ , زن و مرد , بی سواد و تحصیلکرده , فقیر و غنی , مسلمان و کافر , زشت و زیبا , بد و خوب , دکتر و بقال , دانش آموز و استاد دانشگاه  به بالای بامهای خانه های خودشان میرفتند و با انگشت عکس خمینی را در ماه به یکدیگر نشان میدادند و برای او سه  صلوات  ( دقت کنید دقیقا سه تا ) میفرستادند و بچه ها کوچک  برایش بای بای میکردند...


شاید برخی از شما بگوئید  ؛


عجب دل خوشی داری تو ...

بابا یه چیزی بوده و تموم شده و رفته پی کارش ...گیر نده !



 اما باید خدمت این دسته از دوستان بگویم : نه بخدا کدوم دل خوش؟


شاید برای شما مهم نباشد , ولی بخدا دلم از این خون است که چطور زنها و مردهای بالغ و بظاهرعاقل عکس خمینی را در ماه دیدند ؟؟!


شاید شما بخندید , اما من چطور باور کنم که پسر همسایه ما که الان یادم نیست دانشجوی چه رشته ای بود برای پدربزرگش که بر روی یک صندلی تاشو نشسته بود و بدورش پتو پیچیده بودند , دوربین شکاری آورد و و جلوی چشم پدربزرگش گرفت و و داشت حالت چهره خمینی را برای او شرح میداد... نه , انصافا بگوئید چطور باور کنم ؟


شاید شما قبول کردید که این هم یک نوع جوگیری و تلقین مسخره بوده , ولی خودتان بگوئید که من چگونه به خودم بقبولانم و یا دراین دنیای به این بزرگی چه کسی قبول میکند که آقا رضا و محسن آقا دو مرد چهل پنجاه ساله و صاحب چند فرزند بزرگ و کوچک نصفه شبی بر سر رنگ عبای خمینی در عکسش در کره ماه  با هم بگو مگو  و مجادله میکردند؟!


شاید برای شما تمام شده باشد , اما برای من انگار همین دیشب بود و هر سال جزئیات بیشتری از آن را بیاد می آورم !


شاید شما از آن گذشتید و رد شدید ولی من در سکوت آقایان توده ای و ملی مذهبی و چپ های مارکسیست و مراجع دیندار خداترس بدجوری گیر کردم !


آیا غم بدل شما چنگ نمیزند و بغض گلوی شما را نمیگیرد که بدانید و یا بخاطر بیاورید که میلیونها نفر از هموطنان شما که میخواستند سرنوشت خودشان و کشورشان را در دستهای خودشان  بگیرند , در شبهای سرد زمستان به بالای بام خانه رفتند و در کره ماه عکس خمینی را دیدند و برایش صلوات فرستادند ؟


آیا وحشت نمیکنید که فهمیده ها و با سواد ها و تحصیلکردگان یک مملکت و تمام کسانی که ادعا کردند میفهمند و میخواستند به استقلال و آزادی سیاسی و آزادی بیان برسند و ایران را برای توده های خلق ایرانی گلستان همیشه بهار بکنند...!


 یا خودشان هم عکس خمینی را دیدند و برای او صلوات فرستادند و یا سکوت کردند و لب فروبستند , و نه تنها هیچ نگفتند بلکه در روز ورود خود خمینی ونه عکسش نوشتند که ؛ امروز خورشید از غرب طلوع کرد و مردی می آید که خارها زیر پایش گل میشود ؟!!

آیا خوف بر دل شما نمینشیند و نگران نمیشوید که با این سکوت و خود را به کوچه علی چپ زدن سبب شود که فرزندان این بوم و بر هم مانند پدران و مادران شان همان بابا غوری و همان مرض چشم را بگیرند و آنها هم یک خمینی دیگر در ماه  ببینند و بخواهند که او را هم تجربه کنند !؟؟


آیا واقعا شما هیچ مشکلی ندارید و کابوس خوردن داغ ننگ ابدی این جهالت و خودفریبی بزرگ بر پیشانی و سرافکندگی آن , در خواب و بیداری گریبانتان را نمیگیرد؟


ای برداران ارزشی و حزباللهی و بسیجی آیا شما هم با انفجار نوری که با دروغ و مردمفریبی آغاز شد هیچ مشکلی ندارید؟!


 ای برادران پاسدار ارزشهای انقلاب آیا تابحال شده که از پدران و مادران خداشناس و متدین خودتان بپرسید که آنها در آن شبها و در کره ماه کدام عکس خمینی را در چه سایز و چه حالتی دیدند و برایش سه تا صلوات فرستادند ؟؟!
    


 

چهارشنبه، فروردین ۰۷، ۱۳۹۲

چرا انقلاب کردیم ؟

                          چرا انقلاب کردیم ؟

ما انقلاب نکردیم بلکه مرض داشتیم تا همه آن  چیزهایی را که در زمان شاه صاحب آن بودیم را از دست بدهیم ,  تا سی سال بعد برای بدست آوردن همانها به آخوندها  التماس کنیم !





                       

جمعه، فروردین ۰۲، ۱۳۹۲

انقلاب ما را دزدیدند و یا منحرف کردند؟!

انقلاب ما را دزدیدند و یا منحرف کردند؟!
 
با این تملق ها مدعی هستند که انقلاب یا طغیان جهلشان را خمینی دزدید!
 
 
تمام گروه های سیاسی ، ملی مذهبی ، فدائی ،پیکر ، توده ای ، چپ ، با سبیل و عینک و یا کت کراواتی ها هم از اینجور پاچه خوری ها زیاد داشتند و موجود است .
 
باز صد رحمت به مجاهدین که مثل آقایان فکل کراواتی های  
ملی مذهبی  خمینی را خورشیدی که از غرب طلوع  کرد ننامیدند! 

شنبه، خرداد ۱۳، ۱۳۹۱

دیدگاه -۷ ( انقلاب )

                       دیدگاه -۷ ( انقلاب )

دیدگاه مشاهیر ،فلاسفه و دانشمندان :
آحرین راه برای تغییر و براندازی یک حکومت ، که از قشر ضعیف و
فقیر جامعه آغاز میگردد و همراه با خشونت و کشتار است و همیشه
به بیراهه میرود و فرزندان خود را میبلعد . جدیدا انواع / مخملی / نرم /
و صورتی نیز بدان اضافه شده و در ایران خیابانی که با طی ان به میدان آزادی میرسید .

دیدگاه غرب :
در قدیم راه خروج و تخلیه انرژی ،پتانسیل توده ها بود و هر که زرنگتر
بود و جان بدر میبرد بروی ان پریده و بدلخواه آنرا میراند .و در حال
حاضر نبوده و اگر بشود نام ان انفجار خواهد بود نه انقلاب

کاربرد :
هدیه دادن ان به جهان سومی ها، کسانیکه هنوز فرق آشوب وهرج ومرج را نمیدانند و حتما باید با ویرانی و کشتار و آتش و سنگ و گلوله باشد . و صید شاه ماهی از این ابی که گل آلود کرده اند .

دیدگاه جمهوری اسلامی :
انقلاب که نه ،انفجار نور بود و بعد از ان باید در ده روز به زور شیرینی
و شربت و نور افشانی و دارام و دیمبل در یاد و خاطر و اذهان و پاچه
مردم و تاریخ فرو بکنند و هر حرکتی بعد از ان / فتنه / شورش /وهرج
و مرج ، دشمنان و ایادی استکبار است و بشدت باید سرکوب شود و در گرماگرم ان / فقط یکبار فقط یکبار / هردمبیلی رای گیری که ۹۹/۹۹/۹۲ درصد رای موافق بدهندوتا عمر دارند به ان پز بدهند و تو سرمردم بزنند
و خالی بندی کسانی که اصلا نبودند در منابر و مسجد و دادگاهی  که پس
 از گذشت ۳۰ سال از انقلاب هنوز حکم مرگ صادر میکند و میجنباند .

کاربرد : تمامی موارد آن کاربردی هست .

دیدگاه من :
طغیان جهل/ که راهیست برای به بدبختی افتادن و نشان دادن حماقت به
تمام دنیا و بعد التماس کردن و کمک خواستن از آنها و سنگی که در چاه بیفتد ، در نمی اید .. تو دهنی بزرگی به ژست های باد کرده مدعی روشنفکری و توسری بزرگی به کسانی که فکر میکردند حالیشون میشه
و سیاست را میفهمند .

دیدگاه شما :؟؟