شغلی بنام مداحی و مفتخورانی بنام مداح !
امروزه بعلت زیاد شدن مشغله و درآمد آخوندها و سیر شدن شکم آنها , عده ای بیکاره و مفتخور نام خود را مداح گذاشتند و با خواندن اشعاری از امامان و گریه انداختن مردم نان و روزی خود را در می آورند و این عمل برای آنها بصورت شغل و حرفه در آمده است !
هر چند که در ایام گذشته افراد پیر و گدا و فقیر و ناقص العضو که توان کار کردن نداشتند برای جلب نظر و جلب توجه و جلب ترحم در معابر و گورستانها برای سیر کردن شکم خودشان با آوازی حزین اشعاری میخواندند و به اصطلاح مداحی اهل بیت را میکردند , اما امروزه شاهدیم جوانانی با اندام های سالم و ورزیده فقط از سر بیعاری و کاهلی رو به این کار آورده اند که بسی مایه خجالت و تاسف است .
چرا باید جوانی که میتواند زمینی را آباد کند و یا چرخی را بگرداند با گریه کردن و گریه انداختن مردم کسب روزی کند و از این راه نان بخورد و به فرزندانش نیز نانی آغشته به اشک و ناله و گریه مردم را بدهد ؟
البته مقصر اصلی آن جماعت جاهل و خدا نشناسی هستند که با حماقت و گدا نوازی و جهالت خود چنین افرادی را پرورش میدهند و از جوانان کشور خود افرادی دلقک و بیعار و تن پرور و مفتخور میسازند و پرورش میدهند و حتی چنان آنها را بزرگ میکنند و به آنها قدرت میدهند تا آنچنان هار شوند و احساس قدرت کنند که بخاطر رانندگی و سبقت در خیابان بر روی مردم اسلحه بکشند و به سمت آنها تیر اندازی کنند ( ماجرای تیراندازی محمود کریمی !) و آنقدر وقیح و بیشرم شوند که کمترین انتقاد و ایراد به خود را توهین به اهل بیت و رسول خدا و امامان معصوم بدانند و جلوه دهند .
وبدانید که ادعای رضای خدا و خدمت به اهل بیت و امامان و تکریم و احترام به آنها و زنده نگاه داشتن یاد آنها از جانب این افراد , مزخرف و دروغی بیشرمانه ای بیش نیست که اگر برای رضای خدا و خیر و ثواب آن بود درخواست مزد های چند میلیونی نمیکردند .
که اگر واقعا برای رضای خدا و خدمت به خلق خدا بود ریالی نمیگرفتند و همانند دیگر مردم آنچه را که داشتند در طبق اخلاص میگذاشتند و این هنر ! و آوازه خوانی خودشان را نذر و هدیه به مولا و اهل بیت خود محسوب میکردند.
امروزه بعلت زیاد شدن مشغله و درآمد آخوندها و سیر شدن شکم آنها , عده ای بیکاره و مفتخور نام خود را مداح گذاشتند و با خواندن اشعاری از امامان و گریه انداختن مردم نان و روزی خود را در می آورند و این عمل برای آنها بصورت شغل و حرفه در آمده است !
هر چند که در ایام گذشته افراد پیر و گدا و فقیر و ناقص العضو که توان کار کردن نداشتند برای جلب نظر و جلب توجه و جلب ترحم در معابر و گورستانها برای سیر کردن شکم خودشان با آوازی حزین اشعاری میخواندند و به اصطلاح مداحی اهل بیت را میکردند , اما امروزه شاهدیم جوانانی با اندام های سالم و ورزیده فقط از سر بیعاری و کاهلی رو به این کار آورده اند که بسی مایه خجالت و تاسف است .
چرا باید جوانی که میتواند زمینی را آباد کند و یا چرخی را بگرداند با گریه کردن و گریه انداختن مردم کسب روزی کند و از این راه نان بخورد و به فرزندانش نیز نانی آغشته به اشک و ناله و گریه مردم را بدهد ؟
البته مقصر اصلی آن جماعت جاهل و خدا نشناسی هستند که با حماقت و گدا نوازی و جهالت خود چنین افرادی را پرورش میدهند و از جوانان کشور خود افرادی دلقک و بیعار و تن پرور و مفتخور میسازند و پرورش میدهند و حتی چنان آنها را بزرگ میکنند و به آنها قدرت میدهند تا آنچنان هار شوند و احساس قدرت کنند که بخاطر رانندگی و سبقت در خیابان بر روی مردم اسلحه بکشند و به سمت آنها تیر اندازی کنند ( ماجرای تیراندازی محمود کریمی !) و آنقدر وقیح و بیشرم شوند که کمترین انتقاد و ایراد به خود را توهین به اهل بیت و رسول خدا و امامان معصوم بدانند و جلوه دهند .
وبدانید که ادعای رضای خدا و خدمت به اهل بیت و امامان و تکریم و احترام به آنها و زنده نگاه داشتن یاد آنها از جانب این افراد , مزخرف و دروغی بیشرمانه ای بیش نیست که اگر برای رضای خدا و خیر و ثواب آن بود درخواست مزد های چند میلیونی نمیکردند .
که اگر واقعا برای رضای خدا و خدمت به خلق خدا بود ریالی نمیگرفتند و همانند دیگر مردم آنچه را که داشتند در طبق اخلاص میگذاشتند و این هنر ! و آوازه خوانی خودشان را نذر و هدیه به مولا و اهل بیت خود محسوب میکردند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر