‏نمایش پست‌ها با برچسب تبعیض. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تبعیض. نمایش همه پست‌ها

دوشنبه، فروردین ۲۳، ۱۳۹۵

مخالفت کردن دشمنی نیست بلکه کمترین حق من است

          مخالفت کردن دشمنی نیست بلکه کمترین حق من است 



شخصی ( که احتمال میدهم جوجه طلبه ای باشد)  پس از دیدن پست " جیک جیک مستون آخوندها "  از من پرسیده که :

دلیل دشمنی من با اسلام و روحانیت چیست ؟

و من چه کینه و عقده ای از آنها دارم و کجایم میسوزد ؟


بهتر دیدم که جواب این سوال ها را کمی کاملتر و در پستی مجزا بدهم تا این آقا و آقایان پاسخ خود را بصورت کامل و جامع دریافت کنند .


خدمت این دوستان باید بگویم که :


اولا , بنده تا زمانیکه کسی با من دشمنی نکند و نخواهد که عقیده و اعتقادات خودش را بر من تحمیل بکند , با هیچ شخص و هیچ قشری  و هیچ اعتقادی هرگز عداوت و دشمنی ای نداشتم و ندارم .


دوما , مگر شما واقعا فکر میکنید که این آخوندها روحانی هستند و چیزی که تبلیغ میکنند و میگویند اسلام است ؟!!


نه برادر من , نه دوست عزیز , شما اشتباه میکنی ,


این آخوندها اگر روحانی باشند و خودشان  را روحانی میدانند پس چرا چهارچنگولی به دنیا و مادیات چسبیده اند و برای تحصیل مال و ثروت و قدرت و مکنت با یکدیگر کورس گذاشته اند و مسابقه میدهند؟


مگر جای روحانیت در مسجد نیست ؟


مگر کار روحانیت راهنمائی و هدایت مردم به سوی خدا و رسیدگی به  امورات معنوی آنها نیست ؟


مگر روحانیت نباید در مورد دین و روح و معنویت حرف بزند ؟


پس چرا این آخوندها در هر جائی هستند و هر کاری میکنند و در مورد همه چیز , از ایزوتوپ های هسته اتم گرفته تا سبک معماری آشپزخانه اوپن و مسائل جنسی و لایه اوزون و نقش سورئالیسم در نویسندگی و هنر و تا نحوه شستن مقعد و جماع با خر و الاغ و سوخت موشک های بالستیک حرف میزنند و قاطعانه اظهار نظر میکنند ؟؟!


کجای کاری که این آخوندها میکنند و حرفهایی که میزنند به اسلام ربط دارد و اسلامی هست ؟


آیا اسلام به آخوند احمد جنتی گفته که ۲۵ شغل و سمت داشته باشد و بابت هر شغلی میلیونها تومان حقوق بگیرد و هیچ کاری هم نکند ؟


آیا اسلام گفته که فرزند پدر و مادر پیری را ( سعید زینالی ) سربه نیست کنند و هشت سال آنها را آواره این زندان و آن زندان و این کمیته و آن سازمان کنند و حتی یک جواب درست و حسابی به آنها ندهند ؟


آیا اسلام گفته که چند هزار جوان را که دوران محکومیت خودشان را سپری میکنند به جوخه  های اعدام بسپارند و پدران و مادران آنها را داغدار کنند ؟


آیا اسلام گفته که با خط فقر یک میلیونی اگر به حقوق چند صد هزار تومانی خودت اعتراض کنی ( معلمان و کارگران ) سزایت تهدید و تهدید و توهین و ضرب و شتم و زندان و بند و اعدام است ؟


و الی ماشالله ...


نه آقایان , نه ...


یک روحانی هرگز خودش را معصوم نمیداند و خودش را تا پایه پیامبران و امامان بالا نمیبرد و توهین به خودش را توهین به اسلام و خدا و پیامبر و ائمه اطهار نمیداند و در مسجد به امورات دینی و مذهبی مردم رسیدگی میکند و اسلام هم هرگز نگفته که برای  ساختن آن دنیا باید مردم را گوسپند دید و تو سرشان زد و آنها را فقیر و معتاد و بیمار کرد تا به بهشت بروند .


در مورد عقده و کینه باید به شما بگویم که کینه و عقده گفتنی نیست و چیزی هست که باید انشالله تبارک و تعالی به وقتش نشان داد...


پاسخ ( کجایم میسوزد ؟!)


و به شما بگویم وقتی که میبینم در دوران نوجوانی و جوانی من پینگ پنگ و یا والیبال بازی کردن روز سیزده بدر جرم بود و بابت آن کتک میخوردی و علاف میشدی و تحقیرت میکردند ولی حالا آقایان با همان لباسی که شما فکر میکنید لباس رسول الله هست می آیند و پینگ پونگ بازی میکنند و عکس میگیرند و در اینستاگرام و فیس بوک خودشان میگذارند , دلم به حال جوانی از دست رفته خودم و جگرم از این همه وقاحت اینها آتش میگیرد و میسوزد.

و اما دشمنی و مخالفت کردن !


باید به شما بگویم که متاسفانه یا خوشبختانه هنوز به مرحله دشمنی نرسیدیم که اگر برسیم مطمئن باشید که نه در ایران بلکه در هر نقطه جهان تنبان به پای یکی نخواهد ماند و نمیماند و مخالفت کردن دشمنی نیست بلکه زمینه ساز دشمنی میباشد .




و اما مخالفت کردن هم حق من است و من میتوانم به خاطر :

این همه دزدی و اختلاس های میلیاردی و دادگاه های نمایشی ا-ت - گ - ج - م -ز - ب , و ...و این مسخره بازی ها  ,


غارت منابع و سرمایه های کشورم توسط نورچشمی ها و آقازاده ها ,


این همه فقر و کمبود و گرانی و تورم و تبعیض و نابرابری ها ,


این همه دشمن سازی و دشمن بازی و زدو بست های پشت پرده و حقارت ها و باج دادن ها ,


بیست و پنجسال سرمایه را در لجاجت و بچه بازی خرج کردن و در آخر نرمش قهرمانانه ها ,


خرج کردن پول نفت در لبنان و فلسطین و ونزوئلا و عراق و ساختن اتوبان و بیمارستان و جاده و خانه برای آنها ,


بخاطر اشاعه مواد مخدر و معتاد کردن جوانان و قاچاقچی شدن آنها از بیکاری و اعدام های فله ای آنها ,


بخاطر رانت خواری و تملق و رشوه دادن و رشوه گرفتن نمایندگان مجلس و وکلا و وزرا و فساد روزافزون آنها ,


 به خاطر دادن آن همه وعده و عمل نکردن به هیچکدام یک از آنها و این همه دروغ و دغل و نابکاری ها ,


و این حق من است که بخاطر این همه مشکلات و بدبختی و نامدیریتی و بی لیاقتی مسولان و بخاطر این همه تقاضا و خواسته و پرسش و جوابگو نبودن هیچکس و هیچ مسئولی در مقابل آنها , مخالف باشم و مخالفت کنم.


و پس از این هم با آگاهی از عواقب و تبعات آتی این مخالفت کردن , حتی اگر همه مردم از سر ترس و حقارت بی تفاوت باشند و یا بخاطر ندانستن و ناآگاهی از حق خودشان هر گونه مخالفتی را  بی فایده و بیهوده بدانند اما من مخالفت میکنم و مخالفت خواهم کرد..
.

چون مخالف بودن حق من و مخالفت کردن وظیفه من است و به همه هم میگویم که مخالفت کنید چون حق شماست و بدانید که مخالفت کردن بی تاثیر نیست .

 

چهارشنبه، دی ۰۲، ۱۳۹۴

زندگی در ایران مطلوب چه دسته از افرادی میباشد ؟

          زندگی در ایران مطلوب چه دسته از افرادی میباشد ؟



آلودگی شدید هوای شهرهای بزرگ که سبب تعطیلی مدارس و افزایش آمار مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا از ۱۵۰ به ۱۸۰ نفر و خانه نشینی شهروندان گردید باعث شد که ما نگاهی دیگر به زندگی در ایران بکنیم ولی به نتایج دیگری برسیم !

شاید باور نکنید که بر خلاف نظر بسیاری از اشخاصی که تصور میکنند همه مردم ایران از زندگی در ایران به تنگ آمده اند و همگی آنها مترصد فرصتی هستند که از آنجا فرار کنند و به آنور آب بروند و جانشان را نجات بدهند و آتیه فرزندانشان را تأمین کنند و آینده آنها را تضمین بنمایند , هستند افرادی که ایران بهشت برین آنها هست و جماعتی که زندگی در همان وضعیت را مطلوب میدانند و حتی هستند کسانیکه  که از همان آنور آب رویائی به ایران می آیند تا در همان شرایط زندگی کنند !؟!


اما , این افراد و این اشخاص چه کسانی هستند؟


چرا ایران بهشت برین آنهاست ؟


و در پشت این علاقه چه هدف و مقصودی نهفته است ؟!


چون این گفته در دنیای مجازی مطرح شده اجازه بدهید که این افراد را در همین دنیای مجازی خودمان که کم هم نیستند دسته بندی کنیم و بشناسیم .


بی تردید شما هم در قسمت نظرات با کامنت افرادی برخورد کرده اید که ایران را بهشت برین میدانند و آنرا امن ترین کشور دنیا میشناسند و یکسال زندگی در خاک وطن را به صد سال زندگی در غربت نمیدهند و ادعا میکنند که باید دست در دست یکدیگر آنرا بسازیم  و مدعی یک زندگی با عزت و توام با اقتدار میباشند و ....تا به کسانیکه آسمان هر جا که بروی همین رنگی  میبینند برسیم ...!!


و همیشه برای شما این سوال پیش آمده که ؛ ای خدا , مگر این افراد , این گرانی و فقر و تبعیض و نابرابری و بی عدالتی و آلودگی هوا و انحطاط اخلاقی و فساد اداری و این همه جان کندن و دنبال یک لقمه نان دویدن و فشارهای اجتماعی و دعوا ها و اعدام های خیابانی و خرید و فروش آزادانه مواد مخدر و کودکان سر چهار راهی و کارتن خوابهای گوشه خیابانی و جولان معتادها در پارکها و نگرانی از تهدید ها و تحریم ها و تنبیه ها و تشدید ها و تضاد ها را نمیبینند ؟


مگر اینها از خطر خشکسالی و کم آبی و نابودی جنگلها و محیط زیست و ورشکستگی کارخانجات و واردات اجناس آلوده و بنجل و ....بی خبر هستند ؟


مگر این افراد از فساد دولتی و رانت خوا ری  و دزدی و اختلاس و بی لیاقتی دولتمردان و خیانت نمایندگان و دزدی مدیران و جهالت مسئولین و ناکارامدی آنها چیزی نشنیده اند و نمیخوانند و نمیدانند ؟




و همیشه این سوال ها فکر شما را درگیر میکند و گاهی حالت انزجار به شما دست میدهد و بعضی وقتها هم از حضور خودتان در دنیای مجازی پشیمان میشوید و تاسف وقتی که برای آن گذاشتید را میخورید ...


قبل از هر چیز به شما میگویم که اگر سری به پیج آنها بزنید خواهید دید که آنها هیچ پستی در مورد این مشکلات و معضلات ندارند و هیچ مطلبی در این مورد ننوشتند و نمیگذارند و کاملا فارغ از این صحبت ها میباشند !!


حالا من چند سوال از شما میکنم :


به نظر شما آیا همین ایران با همین وضعیت , بهشت برین آقازاده هائی که از هرگونه امکاناتی برخوردار و از هر گونه بازخواستی معاف میباشند نیست ؟


آیا برای آن فرد و خانواده او که یکشبه به ثروت میلیاردی رسیده و هیچکس با او کاری ندارد , ایران امن ترین کشور جهان نیست ؟


آیا برای آن شخصی که تهران را زیر پایش و از پشت شیشه استخر برجی و یا خانه چند میلیاردی خود در لواسان و کوهپایه های تهران  میبیند , آلودگی هوا مهم است ؟


آیا فرزندان و نوه های حاج اسدالله عسگر اولادی میتوانند از آلوده و بنجل بودن اجناس چینی مطلبی بنویسند و پستی بگذارند؟


آیا فرزندان و نوه های آن سردار وارد کننده سیگار میتوانند به وضعیت موجود اعتراضی بکنند و از آن ناراضی باشند ؟


آیا فرزندان آن سرداران جنگ ندیده ای که در سپاه حقوق ها و مزایای آنچنانی دارند و رانت خواری میکنند میتوانند بجز مجیز گوئی و پاچه خواری سردار سلیمانی چیزی بگویند و حرفی بزنند و مطلبی بنویسند ؟


آیا برای آن بچه قرتی هائی که توله های وزیران و مدیران دولتی هستند و با آخرین مدل های پورشه و مازراتی و فراری در خیابانهای تهران دردور میکنند و عکس خود را در ا ینستاگرام و تلگرام میگذارند ایران بهترین کشور دنیا نیست ؟


آیا فرزندان آن نمایندگان و مسئولانی که با بورسیه های مفت دولتی در خارج بدنبال مدرک هستند تا برگردند و با مدرکشان و نفوذ پدرانشان شرکت و کارخانه تاسیس کنند همین مردم فقیر نیروی ارزان قیمت کاری کارخانجات آنها نیستند و نباید به همین وضعیت موجود راضی و قانع باشند ؟


آیا یک معتاد برای فرزند آن شخص بانفوذی که بی ترس و واهمه تن , تن مواد مخدر وارد کشور میکند یک انسان است یا یک مشتری جنس پدرش , و آیا او میتواند در مورد معضل اعتیاد مطلبی پست کند ؟


آیا فرزندان و نوادگان جنتی و کنی به غیر از تبلیغ و تشویق مردم برای شرکت در انتخابات مجلس خبرگان میتوانند خبر دیگری بنویسند و نشر کنند ؟


آیا زنان و دختران احمد خاتمی و صدیقی و موحدی کرمانی و صافی گلپایگانی و نوری همدانی میتوانند چیزی بغیر از محسنات و مزایای " حجاب " بگویند و بنویسند تا نان خودشان را اجر بکنند ؟


           

آیا فرزندان عبدالرضا هلالی و محمود تیرانداز و آن جبار سینگ مداحان و بقیه زوزه کش های اهل بیت که تازه به نان و نوائی رسیدند و آبی زیر پوستشان رفته میتوانند پستی بغیر از  [ یا ابوالفضل و یا زهرا ] و یا [ به قربان سر بریده حسین برویم ] و [ ثواب یک قطره اشک برای حسین ] چیز دیگری بنویسند و درصدد زیاد کردن مشتریان پدران خود نباشند ؟


آیا آن پانصد هزار نفری که با مدرک ابتدائی و سیکل استخدام و وارد خدمات و نعمات دولتی شدند چاره ای جز نوشتن کامنت هائی برای حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی دارند ؟


آیا برای فرزندان جیره بگیران و مزدوران و نانخورهای این اراذل و اوباش واقعی , به هر کجا که بروی آسمان همه جای دنیا یک رنگ نیست ؟


آیا همین ها نیستند که برای حفظ موقعیت خودشان و همین وضعیت موجود با هر نوشته مخالف خودشان برآشفته میشوند و بی اختیار چاک دهانشان را باز میکنند و زیر پستهای ما هر چه فحش و توهین که لیاقت پدرانشان هست را بار ما میکنند و همه صفات ابوی نامردشان را به ما نسبت میدهند ؟


حالا نجیب های اینها با اسم محمد علی و غلامحسین و عبدالرضا و امیر محمد رحیم و سگ درگاه اهل بیت و نوکر مبارزان لبنانی و مدافع اسلام ناب محمدی در دنیای مجازی فعالیت میکنند و از امنیت و وطن و ساختن و سوختن و پیشرفت و اقتدار و عزت میگویند و مینویسند و نانجیب های آنها با اسم , کوروش ایرانی نسب اهورائی ویا آریوبرزن هخامنشی اشکانی ویا زردشت اهوراپرست مزدکی....!
   




[[  بنده به حرمت ایرانیان شریف و بردباری که با آگاهی از وضع موجود و از سر ناچاری و با لبخندی تلخ مجبور به تحمل شرایط موجود هستند و بخاطر فرزندان خودشان مجبورند که وضعیت فعلی را عادی و مطلوب جلوه بدهند از نوشتن این نکته خودداری کردم اما با احترام به تمامی آنها و جدا دانستن و تفکیک آنها از این جماعت....:

و اما , دسته ای دیگر از این افراد کسانی میباشند که تنها با آزمایش DNA  میتوانید فرق و تفاوت آنها را با گوسپند تشخیص دهید و و باور کنید که آنها هم آدم هستند!


این افراد که هیچ جائی را بغیر از آغل خودشان ندیدند و به شدت اعتقاد دارند که بقیه مردم دنیا هم درست مثل آنها هستند و تقریبا با همین شرایط زندگی میکنند , حالا کمی بهتر و یا کمی بدتر ...!


دنیای آنها محدود به همان طویله خودشان و چراگاه های اطراف آن است و هیچ درک درستی از زندگی اجتماعی ندارند و فقط خودشان را میبینند و سعادت آنها با پر شدن شکم شان تکمیل میشود و به زیر آن بستگی دارد !


همان افرادی که شما در حین مسافرت به شمال و در جاده ها میبینید که شیشه پنجره ماشینشان را پائین میکشند و پوست تخمه و پوست پرتقال و تخم طالبی را با پوشک بچه به بیرون پرتاب میکنند و لائی میکشند ...


همان کسانیکه در سیزده بدر ها  تمام شاخه  های درختان را میشکنند تا کباب کوبیده بخورند و در حین بازگشت تمام آشغال های خودشان را به رودخانه میریزند...


همان کسانیکه پشت سر شما در چراغ قرمز بوق میزنند که چرا وقتی که  مامور نیست چراغ را رد نمیکنی ...


همان کسانیکه که بعد از خوردن ناهار از جارو ساقه ای میکنند و با آن دندانهای خودشان را خلال میکنند و در حالیکه بوی گند پایشان اتاق را پر کرده یکوری لم میدهند میگویند : تا فردا خدا بزرگه ...


همان کسانیکه فقط در محرم و رمضان مسلمان میشوند و نماز میخوانند و ریش میگذارند ...


همان کسانیکه هنوز رای دادن در انتخابات را وظیفه خود میدانند و به آن افتخار میکنند ...


همان کسانیکه کله شان بوی قرمه سبزی نمیدهد و باید هوای همه را داشته باشند ...


همان کسانیکه دوش حمام را نیمساعتی باز میکنند تا حمام دم بگیرد ...


همان کسانیکه با دیدن فشار آب در حین پر شدن آفتابه در مستراح خشکسالی و کم آبی را دروغ استکبار جهانی میدانند ...


برای اینها حقوق شهروندی همان مبلغ یارانه دریافتی میباشد,


برای اینها خارج فقط کربلا و نجف و مکه ( شاید هم دوبی و آنتالیا ) و خریدن سوغاتی هست ...


برای اینها پیچاندن مردم و دور زدن قانون زرنگی و تیز بازی هست ...


 برای اینها که نه جائی دیگر را دیدند تا با زندگی نکبت خودشان مقایسه کنند و نه فهم معنی یک زندگی بهتر را دارند و نه میدانند که آینده و آینده نگری یعنی چه ؟


برای همین افرادی که مطلب را نخوانده و ندانسته در زیر همین پست کامنت گذاشتند و اظهار فضل کردند و به دنبال مبلغ دستمزد نوشتن این دردنامه میگردند ...!!


برای این گوسپندان هم ایران فعلی با همین وضعیت بهترین جاست و بهشت برین میباشد و در درستی این مطلب هیچ شک و تردیدی هم ندارند !



 

جمعه، آذر ۲۰، ۱۳۹۴

ببینید این اعتقادات شما چه بر سر مملکت و چه به روز مردم آورده است ؟

 ببینید این اعتقادات شما چه بر سر مملکت و چه به روز مردم آورده است ؟




همیشه در نوشته ها و پست های خودم و بسیاری از دوستان هم عقیده , شاهد آن هستیم افرادی که خودشان را دیندار و دینمدار میدانند با لحنی حق بجانب و طلبکار می آیند و مدعی میشوند که این پست و نوشته شما توهین به مقدسات و اعتقادات ما میباشد و هر کدام بنابر فراخور فهم و شعور و تربیت خانوادگی خود از این اعتقادات خودشان به اصطلاح دفاع میکنند و ما را با فحش های خواهر و مادر مینوازند و همچنین ما را به نوکری اجانب و مزدوری استکبار جهانی به سرکردگی صهیونیست ها متهم مینمایند! 

اما در این نوشته روی سخنم با آن دسته از افرادی نیست که از طریق همین اعتقادات روزی خود را در میاورند و نان همین اعتقادات را بر سر سفره خانواده شان میبرند و به زن و بچه خودشان میدهند ,

چرا که این انگلها و مفتخوران برای امرار معاش منت بازو خود را نکشیده و مجبور هستند برای حفظ موقعیت و گذران زندگی با اینگونه مطالب با تمام وجود و از هر طریقی که شده مخالفت کنند و در ظاهر نیز حق با آنهاست !؟

بلکه روی سخنم با افرادی هست که بدون در نظر گرفتن تبعات و نتایج این اعتقادات خودشان و تنها بخاطر ترس از جهنم و یا مستفیض شدن از حوریان بهشتی از این اعتقادات خودشان به اصطلاح دفاع کرده و دفاع از آنرا بر خودشان واجب میدانند!


اما این دسته از هم وطنان بی عقل و جاهل  و این برادران و خواهران خودخواه و خود بین باید بدانند که اگر این اعتقادات آنها فقط مختص به خودشان بود و بد و خوب آن تنها گریبانگیر آنها میشد و عواقب نتایج آن فقط بر زندگی خودشان تاثیر میگذاشت , ما نه تنها هیچ مشکلی با آن نداشتیم بلکه دیدن و شنیدن بیشتر این اعتقادات شما که براستی سبب انبساط خاطر و خنده و شادی ما میشود و کلی هم با آنها حال میکردیم ...!


اما گمان میکنم که نمیدانید که این اعتقاد شما چه بر سر مملکت و چه به حال و روز اکثریت مردم درآورده و چه هزینه هائی را بر دوش ملک و ملت تحمیل کرده و بابت این اعتقادات شما دیگران چه تاوانی میپردازند؟


پس من با نشان دادن مشتی از خروار و بازگوئی چند ضرر و زیان بسیار مشهود برآمده از این اعتقادات , به شما نشان میدهم  تا ببینید این اعتقادات شما چه بر سر مملکت و چه به روز مردم آورده است ؟


این اعتقادات شما , که با دیدن عکس ۶x ۴ خمینی در ماه و در شبهای زمستان سال ۱۳۵۷  شکل گرفت و آغاز شد ,


سبب به روی کار آوردن و حاکم کردن یکی از پلیدترین و بیکاره ترین و مرتجع ترین اقشار جامعه یعنی آخوندها شد .


این اعتقادات شما , سبب کشتار و آواره کردن اکثر آدمهای تحصیلکرده و کارآفرین و قتل عام گلهای میهن پرست ارتش  ایران شد .


این اعتقادات شما , سبب به روی کار آمدن دیوانه ای بنام خلخالی شد که به صراحت گفت : میکشم , اگر گناهکار بودند که به جهنم رفته و اگر بیگناه بودند به بهشت میروند !


این اعتقادات شما , باعث از بین رفتن تمام زیرساخت های اقتصادی و اجتماعی کشور در جنگی ویرانگر و بیهوده هشت ساله شد .


این اعتقادات شما , همان کلیدهای بهشت آویزان بر گردن نوجوانان ایرانی و بر روی مین فرستادن و پرپر شدن آنها شد .


این اعتقادات شما , مسبب تحریک مردم و ارتش مسلمان کشور همسایه و سپس عفلقی و کافر کردن همان مردم و بعد برادران مظلوم عراقی شدن همان ها برای ما شد !


این اعتقادات شما , سبب کشته و معلول و شیمیائی و موجی شدن بیش از یک میلیون از جوانان همین مرز و بوم و همین دیار شد .


این اعتقادات شما , سبب ارزش شدن حماقت جنگ و فرار مقصران و عاملان و ادامه دهنده گان آن , از دادگاهی شدن و اجرای عدالت در حق آنها شد .


این اعتقادات شما , باعث تقسیم مردم به خودی و غیر خودی و ریش دار و بی ریش و ایجاد چند دستگی در میان مردم شد.


این اعتقادات شما , سبب اعدام و قتل عام هزاران هزار جوان دیگر که در زندان بسر میبردند و دوران محکومیت خودشان را طی میکردند شد . 


این اعتقادات شما , باعث منزوی شدن ایران و تحریم کشور و نابودی کامل کارخانجات تولیدی و کشاورزی و صنعت و وابستگی ما به چین و شوروی شد .


این اعتقادات شما , سبب بدنامی و بی آبروئی و و سقوط ارزش پاسپورت و تحقیر مردم ایران در فرودگاه های جهان شد .


این اعتقادات شما باعث بی ارزش شدن پول ملی کشورمان و سقوط آن به قعر جدول پولهای بی ارزش دنیا شد .


این اعتقادات شما , سبب فرار مغزها و روی آوردن جوانان به اعتیاد و مواد مخدر شد .


این اعتقادات شما , سبب بهانه حجاب آخوندها برای تحقیر و تحدید زنان و فرار دادن دختران به دوبی و کوالالامپور برای تن فروشی شد .


این اعتقادات شما , سبب ترویج خشونت بوسیله سر بریده و دست قلم شده و احترام به خون و خونریزی , در جامعه ما شد .


این اعتقادات شما , عکسهای قمه زنی و گل مالی در تمام جراید جهان و سبب بی اعتباری و از بین رفتن هویت و حرمت ایران و ایرانی شد .


این اعتقادات شما , باعث بوجود آمدن قشری بنام آقازاده و غارت و چپاول منابع ملی و سرمایه های طبیعی این کشور بدست آنها شد .


این اعتقادات شما , سبب بی حساب و کتاب شدن نفت و غارت و فروش و برنگشتن پول نفت و ظهور بابک زنجانی ها شد.


این اعتقادات شما , باعث دزدی ها و اختلاس های میلیاردی و فرار خاوری ها و پائین کشیدن فیتیله بدست رهبر و همان ولایت فقیه شما شد .


این اعتقادات شما , باعث هزینه چند میلیارد دلاری از جیب ما برای ساختن گنبد و بارگاه برای خمینی که مسبب اصلی همه بدبختی های ما بوده شد .

باز هم بگویم یا بس است و فهمیدید که این اعتقادات شما چه به روز خودتان و چه بر سر ما آورد ؟!


یادتان نرود که همین اعتقادات و پایفشاری برای همین اعتقادات دلیل اصلی برقرار ماندن همین حکومت و سوار ماندن و سواری گرفتن همین آخوندها که مسبب این همه بدبختی و فقر و جهل هستند بوده و هست ...


حالا تو با کدام عقل و با چه روئی به ما میگوئی که به اعتقادات ما توهین نکن ؟؟! 


               

          
 

یکشنبه، آذر ۱۵، ۱۳۹۴

این هم از فهم و شعور محمدرضا پورابراهیمی نماینده کرمان

   این هم از فهم و شعور محمدرضا پورابراهیمی نماینده کرمان



باور کنید فقط یک نماینده طویله مجلس شورای اسلامی میتواند چنین حرفی بزند :

 (( زندگی در ایران را برای افغان‌ها گران کنیم تا بروند...))


در آخرین ماه های عمر پر نکبت مجلس نهم محمد رضا پور ابراهیمی نماینده مردم کرمان در طویله شورای اسلامی در مصاحبه ای با خبرگزاری ایسنا و گفتن حرفهایی غیر قابل قبول و غیر قابل باور , بدرستی میزان فهم و شعور نمایندگان این دوره مجلس را نشان داد و کلکسیون افتضاحات آنها را تکمیل کرد !

ایشان در آخرین ماه های نمایندگی خودشان برای سرپوش گذاشتن بر بی جنمی و بی عرضگی و بی لیاقتی در عدم تحقق وعده های انتخاباتی اش و برآورده نکردن توقعات مردم کرمان و  کمترین خواسته های رای دهندگان به خودش ,  در نهایت رذالت و بی شرفی کلیه مشکلات استان کرمان و مردم کرمان را به مهاجران و کارگران افغانی نسبت داد و در کمال بلاهت و بی شرمی وبدون در نظر گرفتن و ملاک انسان و انسانیت برای تمام مردم جهان , ایرانیان ساکن آلمان را به  افغانی های ساکن ایران تشبیه کرد.


[[ "مثل اینکه ما بخواهیم برویم آلمان نمی‌توانیم با هزینه‌های اینجا در آلمان زندگی کنیم لذا برمی‌گردیم، کسی هم ما را اخراج نکند خودمان برمی‌گردیم، بنابراین باید مدلی خودکنترلی و نظام‌مند را جایگزین فشار سیاسی و دولتی و تصمیماتی اتخاذ کنیم که خودشان بروند."]]


این مایه ننگ مردم کرمان با به زیر سوال بردن کارکرد نیروی انتظامی و دیگر نهاد های اجتماعی  به ایسنا گفته است:

[[ اقامت شهروندان افغان در ایران و در استان کرمان مشکلات و آسیب‌های جدی اجتماعی، سیاسی و به دنبال داشته است. او گفته است اتباع افغانستان "از لحاظ مباحث امنیتی نیز تبدیل به یکی از معضلات کشور شده‌اند.]]


و به نظر ایشان نهادهای امنیتی و نیروی انتظامی استان کرمان لولوی سرخرمن و برگ چغندر هستند که چند مهاجر و کارگر افغانی به همین سادگی بتوانند هم برای کشور وهم برای استان کرمان معضل بوجود بیاورند و مشکل ایجاد کنند , تا آنجائی که :

[[  آقای پورابراهیمی خواهان مداخله شورای امنیت ملی در این زمینه شده است.]]

بگو مرد ناحسابی , چرا بخاطر پنهان کردن نفهمی و بی لیاقتی خودت به کارگران افغانی گیر میدهی ؟


بگو مرتیکه پفیوز , نمیتوانی نمایندگی کنی خواسته های مردم را براورده کنی , چرا به مهاجرین افغانی تهمت میزنی ؟


بگو بی شرف , چرا برای سرپوش گذاشتن بر دزدی و رانت خواری و رشوه گرفتن خودت با آبروی یک ملت بازی میکنی ؟


بگو بی ناموس , هیچ غلطی در طی دوران نمایندگی خود نکردی , چرا امنیت کشور و کارکرد دیگر نیروها را بازیچه خود میکنی و به زیر سوال میبری ؟


بسیار لازم و ضروری و واجب است که بجای بالا بردن هزینه اقامت برای بیرون کردن مهاجران و کارگران شریف افغانی , هزینه کاندید شدن و میزان فهم و شعور کاندیدا های انتخابات مجلس را بالا ببریم تا هر گوساله ای مثل آقای محمد رضا پور ابراهیمی نماینده مجلس نشود و چنین مزخرفاتی بگوید و چنین طرح هائی بدهد...!


(( از مردم خونگرم و مهمان نواز کرمان خواهش میکنم که در انتخابات آتی مجلس یا اصلا رای ندهید و یا اگر رای میدهید به یک نفر رای بدهید که مایه ننگ و سبب سرشکستگی و شرمساری خودتان نشود.)) 


 

سه‌شنبه، آبان ۲۶، ۱۳۹۴

چرا بهایی ها خود را منفجر نمی کنند؟

                         چرا بهایی ها خود را منفجر نمی کنند ؟


از صفحه فیس بوک سعید قاسمی نژاد

درباره ظلم، مذهب و تروریسم: چرا بهاییها خود را منفجر نمی کنند؟

 می گویند مومنین اینسو و آنسو دیگران و خود را می ترکانند!


 چرا که  فقیر "نگه داشته شده اند"، به زور حاشینه نشین "شده اند" و تحویل گرفته نمی شوند، والا این انفجارها و ترکشها نه ربطی به اسلام دارد و نه حتی "از مسلمانی ماست"، از استعمار است و ظلم آقا! از استعمار...

آنچه ذهن را قلقلک می دهد این است که اگر اینطور است واین فقط ظلم غربیان است که مومنین مظلوم را به سوی منفجر کردن این و آن رهنمون می کند، بلکه کم و بیش در اذهان مومنین و غیر مومنین چپ کرده آن را موجه هم می کند؛
پس چرا بهاییها هر روز و هر لحظه، این و آن را، اینسو و آنسوی ایران منفجر نمی کنند؟

مسلمین در اروپا به خاطر مسلمان بودن از تحصیل محروم نیستند، بهاییها در ایران هستند. اموال مسلمین در اروپا به خاطر مسلمان بودن ضبط نمی شود، اموال بهائیان می شود.

مسلمین در اروپا به خاطر مسلمان بودن از کار اخراج نمی شوند، بهاییها در ایران می شوند.

مسلمین در در دولتهای اروپایی وزیر و وکیل دارند، در ایران بهاییها از سیاست دوری می کنند که به تریج قبای بچه شیعه ها و اربابان عمامه به سرشان برنخورد اما شیعیان حساس باز ول کن معامله نیستند و دست استعمار و استکبار را در آستین زن و مرد بهایی می بینند و قس علیهذا.


مقایسه تبعیض علیه بهاییان در ایران، که صاحبخانه هستند، با تبعیض علیه مسلمین در اروپا، که مهاجرند و میهمان، و واکنش دو گروه به این تبعیض نشان می دهد که همچون همیشه، هر گردی گردو نیست و این انفجارها حتی اگر به تمامی میوه آن تشویقات عالیه به جهاد و قتال هم نباشد، آنقدرها هم بی ربط هم نیستند.
 
 

دوشنبه، آبان ۲۵، ۱۳۹۴

تحقیق کوچکی در آیین بهائی به بهانه پلمب کردن دوباره ناندانی و محل کسب آنها ( قسمت دوم )

 تحقیق کوچکی در آیین بهائی به بهانه پلمب کردن دوباره ناندانی و محل کسب آنها ( قسمت دوم )



یک نکته جالب دیگر تقویم و سالشمار آئین بیانی و یا همان بابی ها و بهائی ها میباشد  ( البته بهائی ها با بیانی ها اختلاف و انشعابی که در تمام ادیان مرسوم هست را هم دارند که خارج از حرف ماست )؛

سال آنها ۳۶۱ روز و تقویم بابی۱۹ ماه ۱۹ روزه‌است !

[[ سال بیانی سیصد و شصت و یک روز می‌باشد. در کتاب بیان عربی باب سوم از واحد پنجم چنین وارد شده است: " قد جعلنا الحول تسعةعشر شهرا " ترجمه: همانا قرار دادیم برای سال نوزده ماه. همان باب در کتاب بیان فارسی چنین شرح داده شده است: خداوند عالم خلق فرموده کل سنین را به امر خود و از ظهور بیان قرار داده عدد هر سنین را عدد کلشیئ (۳۶۱روز) و آن را نوزده شهر قرار داده و هر شهر را نوزده روز فرموده تا آنکه کل از نقطهٔ تحویل حمل تا منتهی‌الیه سیر او که به حوت منتهی می‌گردد در نوزده مراتب حروف واحد سیر نمایند.]]

 و دیگر آنکه بنظر میرسد کلمات یوم الله که ورد دهان خمینی بود و هر روزی را به مزاجش سازگار می آمد یوم الله لقب میداد و عنوان میکرد مانند یوم الله بیست و دو بهمن , از کلمات بابی ها و اختراع آقای باب بوده و میباشد !

[[ در باب چهاردهم از واحد ششم کتاب بیان عربی، بزرگترین روز سال یوم الله الاعظم نام برده شده است. شرح آن در همان باب کتاب بیان فارسی چنین است: خداوند عالم در میان ایام یومی را منسوب به خود فرموده و آن را یوم الله خوانده است.]]

ولی جالبترین نکته در مورد بابی ها و بیانی ها و ازلی ها و بهائی ها حضور چهره های سرنشناس قیام مشروطه در بین آنها میباشد !

[[ میرزا آقاخان کرمانی در ۱۳۰۲ هجری قمری (۱۲۶۳ خورشیدی) با شیخ احمد روحی از کرمان هجرت کرد و به اصفهان رفت.
ورود او به اصفهان همراه با تشکیل یک سری جلسات سری و خصوصی شد که بانی آن میرزا هادی دولت‌آبادی نماینده صبح ازل در ایران بود.
از دیگر حاضران در این جلسات حاج میرزا نصرالله بهشتی ملقب به ملک المتکلمین و سید جمال الدین واعظ اصفهانی پدر محمد علی جمال زاده بودند.
نام سید جمال الدین واعظ به همراه ملک المتکلمین، میرزاجهانگیرخان، سید محمد رضا مساوات در لیست چهارنفری بود که محمدعلی شاه قبل از بتوپ بستن مجلس، درخواست تبعید آنهار ا از ایران کرده بود. جمال‌الدین واعظ همراه با ملک المتکلمین رهبریِ گروه‌های بزرگی از مشروطه‌گرایان را به عهده داشت.[۱۱۱]
یحیی دولت‌آبادی از فعالین جنبش مشروطه
یحیی دولت‌آبادی در سال ۱۲۴۱ خورشیدی در دولت‌آباد اصفهان به دنیا آمد. پدرش حاج سید میرزا هادی دولت‌آبادی از مجتهدین مؤثر محلی و مشهور به رهبری شاخه ازلی بابیه بود.[۱۰۵] او نماینده صبح ازل در ایران بود.در عین حال خود دولت‌آبادی انتساب خانواده‌اش را به آئین بابی در کتاب خود رد می‌کند و چون اتهام بابی در آن زمان مذموم بود، دربار و ظل‌السلطان و روحانیان قشری آن اتهام را بر علیه آزادی خواهان و مشروطه طلبان بکار می‌بردند.[۱۰۹] ]]

البته باید در مورد صحت و سقم این مطلب بیشتر تحقیق کرد زیرا به نوشته شادروان احمد کسروی :

[[ کسروی در کتاب تاریخ مشروطه ایران می‌نویسد: بابیان در جنبش مشروطه در ظاهر بی طرفی می‌نمودند و در نهان هواخواه محمدعلی میرزا بودند، ملایان هوادار استبداد، نام آنان را بر مشروطه خواهان گذارده و تکفیر کرده و خون‌هاشان را می‌ریختند.[۱۱۰] ]]

اما علی محمد باب با نفی خاتم بودن محمد در پیامبران تعریف دیگری از نبوت و رسالت و هدایت بشر  و ظهور چنین افرادی به حکم و از جانب خدا ارائه کرده که در نوع خودش بسیار امروزی و عقلانی و خردمندانه است و با افکار امروزی هماهنگی و سازگاری بیشتری دارد و قابل تعمق و قابل تفکر میباشد ...

[[ پروفسورادوارد براون به نقل از باب می‌نویسد:[۱۶]

هیچ ظهوری آخری نیست بلکه فقط میزانی از حقیقت را بیان می‌کند که وضعیت پیشرفت انسان او را قادر به درک آن کرده باشد. ( باب )]]

و در آخر از دوستانی که این مطلب را پیگیر شدند و دنبال کردند میخواهم که به گوشه ای از آیات و دستورات این پیامبر ایرانی دوران قاجار که در زیر و ذیل مطلب می اید کمی با دقت بیشتری نظر کنند و آنها را با دستورات محمد و قرآن مطابقت دهند تا به درستی و حقانیت گفته یاد شده در بالا از جانب باب برسند ...  

- اصلی‌ترین دستور و حکم در آئین بیانی :در باب نوزدهم از واحد پنجم کتاب بیان فارسی نوشته شده است: در بیان هیچ عبادتی نزد خداوند محبوب تر نبوده از نفع نفسی به نفسی اگرچه با دخال سروری در قلب او باشد و هیچ عملی ابعد تر نبوده به ضر نفسی نفسی را اگر چه بادخال حزنی در قلب او باشد.[۲۸]

- در باب هیجدهم از کتاب بیان نهی شدید شده است از شرب مسکرات حتی برای مریض. خوردن مشروبات الکلی و هر چیز بدبو و کریه و انواع دخانیات حرام است.[۲۱]

-در بیان صراحتاً قتل نفس حرام شده است در باب شانزدهم از از واحد یازدهم، نهی از قتل و قطع اعضای بدن انسان شده است

-در باب پنجم از واحد چهارم کتاب بیان قتل نفس کاملاً ممنوع شده است.

( آیا در مورد اعدام هم چنین تصوری داشته و مخالف اعدام هم بوده ؟؟!)

-در باب هیجدهم از واحد ششم کتاب بیان استخراج می‌شود که تفتیش عقاید و جستجو در امور شخصی مردم حرام است

-در باب شانزدهم از واحد نهم کتاب بیان نهی اکید از ضرب وشتم شده است و این موضوع در باب ششم از واحد دهم تکرار شده است

-در باب هفدهم از واحد دهم نهی اکید شده است از قرض گرفت لوازم شخصی دیگران

-در باب یازدهم از واحد نهم کتاب بیان خرید و فروش عناصر اربعه ممنوع گردیده است

- در باب ششم از واحد هفتم کتاب بیان ازدواج میان کسانی که با هم سنخیت ندارند حرام اعلام شده است.

( استفاده از کلمه و واژه " سنخیت " در اینجا بسیار خردمندانه و آینده نگرانه و هوشمندانه میباشد )

- در باب پانزددهم از واحد دهم کتاب بیان بر رعایت حال حیوانات و عدم تحمیل وزن زیاد بر حیوانات دستور داده شده است

- در کتاب چهارشآن در باب نوزدهم از واحد چهارم نوشته شده: که مالک نگردید چیزی را که نفس شما از آن کراهت داشته باشد و از روئیت آن محزون گردید.

- در باب یازدهم از واحد نهم کتاب بیان رسماً با برده داری و خرید فروش انسان مخالفت و نهی گردیده است!!

- در کتاب چهار شآن در باب هیجدهم از واحد چهارم آمده است که اطفال را به چیز هایکه بر آنها دشوار است تعلیم ندهید و کمال لطف و رأفت را در حق آنها منظور دارید و تحمیل نکنید بر آنها چیزهاییکه برای آنها سودی ندارد و اگر کردید مسئول خواهید بود.

و نکته ای که برای معلمان و آموزگاران بسیاربسیار خوش آیند و مطلوب است )

- در کتاب شرح ابجد بیاناتی هست که خلاصه آن این است: بدان که متعلم که حق معلم مشتق از حکم الله است پس حق او را بشناس و قدر او را عظیم دان و در محضر او مؤدب باش و در مقابل او نخند و با چشم و دست به او اشاره نکن و درحین تعلم در مقابل روی او بنشین و بقدر ثلث و ذراع شرعی فاصله بگیر وآنچه را که استطاعت داری به او برسان زیرا که اگر مافی الامکان را در قدم او نثار کنی به اندازه تعلیم حرف (ب) که به تو تعلیم کرده نیست و معادل حق او نمی‌شود و در مقام معلم توصیه کرده که هیچوقت بر طفل غضب نکند و ابداً متعرض او نگردد و اگر خواست تنبیه کند به ضرب خفیف اکتفا کند زیرا که طفل نازکتر از شیشه است و شیئی لطیف زود می‌شکند و خداوند این عمل را دوست ندارد.

- در باب نهم از واحد یازدهم کتاب بیان ذکر شده که در مجالسی که در آن ابهاج و سروری مهیا نباشد و در شآن و مقام فرد نباشد باید دوری نمود

- در باب یازدهم از واحد ششم از تنبیه بدنی منع گردیده است

- در باب هفتم از واحد نهم نهی اکید شده است از ابیع و شرای انقوزه و تنباکو که آنرا ورق زقوم خطاب کرده‌اند

- در باب هشتم از همین واحد از استعمال تریاک و مسکرات نهی گردیده است

- زنا حرام و شخص زانی از رحمت خدا بی نصیب است.[۲۲]

حالا میتوان به عمق کینه و نفرت و این دشمنی زشت و پلید و پلشت آخوندها با این جماعت و هم میهنان بهائی خودمان پی برد و عمق سوزش آنها را از این دستورات که نان آنها را اجر میکند ولی به مذاق مردم بسیار خوش می آید و با خرد خردمندان هماهنگی بیشتری دارد و برای متفکرین دارای شبهات کمتری هست را احساس کرد ...!!


 

آیا ما واقعا امنیت داریم و باید شکرگزار آن باشیم ؟!

         آیا ما واقعا امنیت داریم و باید شکرگزار آن باشیم ؟!


اخیرا بسیاری از برادران ارزشیون و حزباللهی ها و دیگر برادران ریشوی بیشعور , بنابر وضعیت عراق و سوریه و یمن ( دقت داشته باشید که این برادران از کشورهائی مانند ژاپن و کره و سنگاپور و عمان و ...نام نمیبرند و ما را با آنها مقایسه نمیکنند , فقط عراق و افغانستان و سوریه و یمن , همین ) در مقابل کمترین و بدیهی ترین خواسته های مدنی و اجتماعی برحق اکثر مردم , داد سخن از امنیت موجود در کشور را سر میدهند و از ثبات نصفه و نیمه و شل و ول نسبی موجود میگویند و مینویسند!

و کاش موضوع به همینجا ختم میشد...


ولی آنها با وقاحت تمام از بابت جنگ براه نینداختن و تیر و توپ در نکردن و کشته نشدن ما , با بی شرمی منت بر سر مردم میگذارند و با پرروئی خواستار قدر دانی مردم از آخوندها و شکر گزاری ملت به درگاه خداوند میباشند !!  
  
و شاید بسیاری از ما فکر کنند که حرف این گاگول ها درست میباشد و چون بمب و خمپاره به سر مان نمیبارد و داعشی ها سر ما را نمیبرند باید مدیون و شکر گزار آقایان باشیم ...!


اما باید خدمت این دسته از مردم و آقایان بگویم که ؛


آیا فقط بمب و خمپاره نخوردن و عدم وجود داعش و طالبان در کشور را میتوان امنیت دانست و امنیت نامید ؟


و آیا فقط تامین امنیت جانی برای ما کافیست و باید به همین دلخوش باشیم ؟


نه خیر و به هیچ وجه اینطور نیست , ما شاید بطور نسبی امنیت جانی داشته باشیم ولی :


آیا ما امنیت اجتماعی داریم ؟

و خواهر و مادر ما میتوانند بدون هیچ ترس و واهمه ای در این اجتماع فعلی راحت تردد کنند و آسوده باشند ؟


آیا ما امنیت اقتصادی داریم ؟


و تولید کنندگان و صنعتگران و کشاورزان ما میتوانند بدون هیچ نگرانی به شغل خود امیدوار و مشغول باشند ؟


آیا ما امنیت مالی و نقدینگی داریم ؟


و پدران ما میتوانند بدون ترس و اضطراب از گرانی و تورم شب را آسوده بخوابند ؟


آیا ما امنیت شغلی داریم ؟


و جوانان و دانشجویان با این هزینه سنگین دانشگاه ها هیچ استرس و دلواپسی از بابت تامین شغل مناسب پس از خاتمه تحصیل ندارند؟


آیا ما امنیت روحی و روانی داریم ؟ 


و مردم با شنیدن این همه اخبار دزدی ها و اختلاس ها و بی لیاقتی مسئولان و مدیران بی درد و سرخوش هستند ؟


آیا ما امنیت جسمی و بدنی داریم ؟


و با بودن این آلودگی هوا و آلودگی اجناس و غلات و لوازم بهداشتی پزشکی وارداتی و فکر هزینه سرسام آور پزشکی و بیمارستان میتوانیم بیخیال باشیم ؟


آیا ما امنیت فکری داریم ؟


و میتوانیم بدون هیچ ترس و نگرانی از دستگیری و برخورد در فکر کردن و ابراز افکار و عقاید خودمان آزاد باشیم؟  


آیا ما امنیت سیاسی داریم ؟


که این همه با دیگر کشورها اختلاف و تنش های مختلف داریم و شمشیر تحریم امریکا و اروپا هنوز بر بالای سر ماست و هر روز قورباغه هائی همچون سعودی ها و شیخک های حاشیه خلیج فارس برای ما خط و نشان میکشند و ما را تهدید میکنند ؟
و آیا , الی ماشالله ........


بروید آقایان , بروید برادران خجالت بکشید و این منت ها ها را بر سر کسانی نگذارید که بیتفاوتی هدیه شده از کارکردهای ابلهانه و اشتباه شما سبب شده که نصف بیشتر آنها حمله امریکا و دیگر کشورها برایشان هیچ فرقی نداشته باشد و در ته دل خواستار آن باشند که شاید فرجی شود ...!!؟


بروید شما که از راه پاچه خوری و تملق و چاپلوسی و کیف کشی و آفتابه کشی آقا ها و آقا زاده ها نان میخورید قدردان ارباب هایتان و و شکر گزار خدای خودتان از بابت  این امنیت موهوم و خیالی خودتان باشید ...


کارگر بدبختی که شش ماه است حقوق نگرفته و تا خرخره بدهکار بقال و چقال هست و از خجالت زن و بچه اش نیمه شب به خانه میرود شکر کدام امنیت را بکند و شاکر کدام امنیت باشد ؟


جوان معتاد و یا زندانی بدبختی که از فقر و تبعیض و نابرابری و فشارهای اجتماعی به این روز افتاده و روزی صدبار از خدا طلب مرگ میکند , امنیت میخواهد چه کار و چه فرقی برای او دارد که شما در این مملکت دزدی و جنایت کنید یا داعشی ها ...؟


بروید و این حرفها را در هیئت های عزاداری و شکم چرانی خودتان به یکدیگر بزنید و خودتان را خر کنید و سر خودتان را شیره بمالید...


وگرنه گوش ما از این مهملات و دروغگوئی ها و چرت و پرت ها پر است .


برادران گاگول , آیا تابحال پیش خودتان فکر کردید که اگر واقع ما امنیت داریم و باید قدر آنرا بدانیم...


پس چرا جوانان ما راضی میشوند که سوار بر یک لنج کهنه سوراخ سوراخ در دریاها با کوسه هزار مصیبت دیگر جان خودش را به خطر بیاندازند تا از دست شما فرار کنندوبتواند با تغییردادن دین خودشان پناهندگی یک کشور دیگر را بگیرند؟! 

       
 
 

پنجشنبه، آبان ۲۱، ۱۳۹۴

این هم از ادعای مسلمانی سعودی ها و آن مفتی های آدمخوارش !

 این هم از ادعای مسلمانی سعودی ها و آن مفتی های آدمخوارش !



پنداری که این اسلام یا دین تبعیض و بی عدالتی و پارتی بازی و نابرابری میباشد و یا آنکه هر ننه قمری میتواند احکام آنرا بنا به دلخواه خودش تعبیر نماید و یا در راستای منافع و مصالح شخصی و جمعی و با توجه به قیمت دلاری و پوندی و ارزش معاملات تجاری از خیر اجرای آن بگذرد و یا با آن معامله کند !!

اگر در پاکستان زنی را به تهمت رابطه داشتن زنده زنده میسوزانند و سنگسار میکنند ...

اگر در افغانستان دختری را با تهمت دربان مسجد و با دروغ سوزاندن و پاره کردن قرآن با قساوت تمام میکشند...
اگر در ایران دست جوان و یا زنی را بجرم دزدیدن یک مرغ قطع میکنند ولی  محمد رضا رحیمی مشاور رئیس جمهورش با دزدی های چند میلیاردی پس از یک هفته به بهانه مرگ همسرش از زندان به مرخصی میرود و دیگر به اوین بازنمیگردد...

عربستان سعودی زادگاه اسلام و سرزمین مقدس مسلمانان با آن مفتی های آدمخوارش و آن فتاوی مسخره شان و آن نمایش گردن زدن وحشیانه که ادعای رعایت سنت و حفظ دین میکنند و خشتک خودشان را جر میدهند ...

به سادگی بخاطر یک توافق ۵/۹ میلیون پوندی احکام اسلام را به تخم شترهای مرحوم ملک عبدالله هم بحساب نیاوردند و قوانین الهی و کشوری را زیر پا گذاشتند  و بدون اجرای احکام شرع مقدس اسلام و حتی زدن یک ضربه شلاق از ۳۷۸ ضربه شلاق تعیین شده دادگاه عدل اسلامی شان در مورد یک شرابخوار فاسق و فاجر انگلیسی , او را آزاد میکنند و به کشورش باز میگردانند تا بدنیا ثابت کنند که احکام الله چندان واجب الاجرا هم نیست و بسته به طرف مقابلش و با قیمت پوند قابل معامله و قابل اغماض میباشد و این دین اسلام فقط برای کاربران ساده دل و طرفداران کوردل خودش لازم الاجراست و در حق آنها مو هم لای درز احکامش نمیرود ...!!


و همینجاست که آدم به پوچ بودن این احکام الهی یقین پیدا میکند و میفهمد که اسلام جز وسیله ای برای تحمیق مردم و کولی گرفتن از مردم بیچاره  نبوده و نیست و نخواهد بود و الله آنها هم زورش به پولدارها و خارجی ها و پارتی داران نمیرسد !


 توجه بفرمایید :

[[  "کارل اندره " یک شهروند بریتانیایی 74 ساله که 25 سال گذشته را در جده عربستان زندگی کرده است در سال گذشته میلادی و در ایست بازرسی پلیس سعودی به اتهام حمل مشروبات الکلی در خودرو دستگیر و تحت تعقیب قضایی قرار گرفته و از سوی دادگاه عربستان به تحمل 378 ضربه شلاق در ملا عام محکوم شده بود با رایزنی های دولت لندن و بدون اجرای حکم به کشورش بازگشت.ماه گذشته دولت محافظه کار دیوید کامرون نخست وزیر بریتانیا در اعتراض به صدور حکم دادگاه جده علیه این شهروند بریتانیایی اجرای توافق قضایی 5.9 میلیون پوندی دو دولت را لغو کرد.وزیر امور خارجه انگلیس تایید کرد که تنها ساعتی پس از ورود او به عربستان در روز 28 اکتبر گذشته (دو هفته پیش) این شهروند بریتانیایی از زندان آزاد شده است.]]


منبع خبر : http://www.asriran.com/fa/news/430794/نجات-از-دست-سعودی-ها-عکس

حالا دهن منو باز میکنند تا الحمدالله و ماشالله و استغفرالله یه وقت شاکی بشم و بگم : به اون خدا و الله و به اون قانون الهی که با  ملیت و قیمت و پارتی بازی احکامش و اجرای آن فرق میکنه و در مورد آنها تبعیض قائل میشه , باید .....


 نعوذ بالله استغفرالله به رحمتک یا جیمز کامرون ...,
 
حیف که زن و بچه مردم اینجا نشستن وگرنه ...

یکشنبه، مهر ۱۹، ۱۳۹۴

میگوید من میگویم و تو فقط بگو : سمعا و طاعتا !

             میگوید من میگویم و تو فقط بگو : سمعا و طاعتا !

          

شیوخ در پشت تریبون و یا بر سر منبر فریاد میکشند و میگویند : سمعا و طاعتا ...

میگویم : آنچه میگوئی شنیدم اما قابل اطاعت نیست.


میگوید : سمعا و طاعتا ...
میگویم : برای گفته ام دلایل بی شمار دارم .


میگوید : سمعا و طاعتا ...
میگویم : اول , آخر دلیل آنکه خود در این حلقه اطاعت نیستی !


میگوید : خدا , سمعا و طاعتا ...
میگویم : آنکه تو از او بیخبری و ما را در وجودش به شک انداختی ؟


میگوید : دین , سمعا و طاعتا ...
میگویم : همان که برای شما دکان و جا و مقام شد و برای ما فقر و بدبختی ؟


میگوید : رسول , سمعا و طاعتا ...
میگویم : آنکه به زیر ردایش خزیدی و او را سپر بلای دروغ های خود ساختی ؟


میگوید : آخرت , سمعا و طاعتا ...
میگویم : همان روزی که خود به آن باور نداری و چنین به دنیا چسبیدی و ما را از آن میترسانی ؟


میگوید : جهنم , سمعا و طاعتا ...
میگویم : آنکه به بهانه اش دنیا و زندگی مرا تبدیل به همان که میگوئی کردی ؟


میگوید : کتاب , سمعا و طاعتا ...
میگویم : همان که هر کس و ناکسی از نوشته های آن قرائت و تفسیر و برداشت خودش را دارد ؟


میگوید : روایات و احادیث , سمعا و طاعتا ...
میگویم : ان مهملات مجعول و مجهولی که همیشه به نفع شما و به زیان ماست ؟


میگوید : اهل بیت , سمعا و طاعتا ...
میگویم : آنهائی که هر ساله از مرگشان برای شما درآمدی شوند و برای ما اندوه و گریه و عزا ؟


میگوید : ائمه , سمعا و طاعتا ...
میگویم : همان کسانی که وسیله توسل قرار دادی که خلق را از خدا دور کنی ؟


میگوید : انتظار ظهور , سمعا و طاعتا ...
میگویم : همان که او را چاه کنی اندر چاه کردید و جماعتی را دلخوش به نامه انداختن در آن ؟


میگوید : آمادگی برپائی حکومت عدل , سمعا و طاعتا ...
میگویم : کدام حکومت عدلی با مردمی فقیر و گرسنه و معتاد و بیمار و افسرده بنا شده و بنا میگردد ؟


میگوید : ولایت , سمعا و طاعتا ...
میگویم : همان که نظرش با نظر دزدی ها و اختلاسها و فقر و گرانی و بدبختی مردم نزدیک بود ؟


میگوید : احکام شرع , سمعا و طاعتا ...
میگویم : همان که برای بدبختی قطع دست و شلاق است و برای آقازاده ای حبس با تمام امکانات رفاهی و ایامی که اغلب در مرخصی میگذرد ؟


میگوید : حجاب , سمعا و طاعتا ...
میگویم : آنچه گوئی حجاب نیست و بل بهانه ای برای تهدید و تحدید و تفرقه هست و بس .


میگوید : حرام , سمعا و طاعتا ...
میگویم : آنچه به خوردنش عادت کردی و قومی را به خوردن و کردنش واداشتی؟


میگوید : هر آنچه گویم , سمعا و طاعتا ...
میگویم : ۳۷ سال گفتی رنج بیهوده بردی و چنین طاعتی نکردند و نکنند و نخواهند کرد !


میگوید : با چوب و چماق , سمعا و طاعتا ...


میگویم : شرم کن و بترس از آن زمانی که خود را مقابل سیل مردمی به هوش آمده و خشمگین و از جان سیر شده و کینه جو و عصبانی ببینی و در پشت سر هم پل هائی که خودت با غرور و کبر و دروغ و فریب و حرص و طمع  ویران نمودی و و دیگر راه گریزی نداری... و چه سخت و دردناک است آنروز...
و بدان که این وعده از نوع آن وعده های سرخرمنی که بر بالای منبر میدادی نیست و خودت نیک بر درستی و راستی آن آگاه و واقفی , حیا کن .//
   


 

شنبه، مهر ۰۴، ۱۳۹۴

آیا زمانیکه امنیت و حرمت زائرین حفظ نمیشود رفتن به حج ضروری میباشد؟

 آیا زمانیکه امنیت و حرمت زائرین حفظ نمیشود رفتن به حج ضروری میباشد؟



حادثه وحشتناک و دلخراش منا در حج امسال خانواده های بسیاری را داغدار و سیاهپوش کرد و تمام مردم را در غم و اندوه فرو برد.

درست است که حج یکی از واجبات دین اسلام و برگزار کردن آن برهمه مسلمانان واجب میباشد اما به مسلمانان دیگر کشورها و روابط حکومت آنها با یکدیگر و برخورد ماموران میزبان نسبت به زوار میهمان آنها کاری ندارم  , بلکه روی سخنم با زوار و هموطنان خودم هست که قصد و نیت رفتن به این مراسم و زیارت را داشتند و دارند...


برخورد و واکنش ایرانیان در دنیای مجازی نسبت به حادثه منا و حوادث دیگرحج امسال که منجر به کشته شدن بسیاری از هم میهنان ما گردید برخوردهای یکسانی نبود و واکنش های متفاوتی در پی داشت .


جمعی آنها را به مقام شهادت رسانده و آنها را شهیدان زیارت خانه خدا نام نهادند !


جمعی دیگر بنابر عرف مرسوم جامعه پیام تسلیت فرستادند و با خانواده های آنها ابراز همدردی کردند .


گروهی آنها را قربانیان بی لیاقتی و بی کفایتی و عدم مدیریت صحیح سعودی ها دانستند !


عده ای آنها را قربانی یک دسیسه و اجرای طرح یک جنایت بزرگ میدانند !


گروهی بنابر دلایل و رفتارهای قبلی زبان به ملامت کشته شده ها گشودند !


جمعی پا فراتر نهاده و به مسخره کردن و برحق بودن مرگ آنها مشغول شدند !


و مانند همیشه جمع کثیری هم همچنان بی تفاوت فقط نظاره گر و خواننده اخبار آنها میباشند و هستند .




اما در اینجا با احترام به آزادی عقاید و انجام مراسم دینی برای همه و حتی بدون توجه به ماجرای تجاوز به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده , چند سوالی که ذهن مرا بخود مشغول کرده را از این هم میهنان مسلمان و هموطنان مشتاق زیارت خانه خدا میپرسم که هرچند توقع پاسخ به آنها را ندارم ولی امیدوارم که خودشان در مورد این سوالات کمی فکر کنند و به آنها بیاندیشند ...


- آیا اجرای مراسم حج تحت هر شرایطی واجب است ؟


- آیا در صورت خطر جانی و نداشتن امنیت هم باید این فریضه را بجای آورد ؟


- آیا خدا با رفتن همراه با تحقیر شدن و تمسخر کردن و رنج کشیدن شما موافق میباشد؟


- آیا رفتن به پیش خدا حتما باید با زجر و مصیبت و بدرفتاری و مشقت باشد ؟


- آیا خسته و شکسته و تحقیر شده و خوار و خفیف گشته به خدمت خدا رسیدن کار درستی هست ؟


- آیا واقعا خدا راضی به این همه تحمل و خفت و تحقیر در حق شما هست ؟


- آیا تا بحال از خودتان پرسیدید که چرا خدا کاری در اینمورد انجام نمیدهد ؟


- آیا واقعا نیت شما رفتن با عزت و شرافتمندانه به نزد خالق و خدایتان میباشد ؟


- آیا ماموران و حکام آنجا هم میدانند که شما فقط به عشق عبادت به آنجا میروید ؟


- آیا این رفتن ها و ادامه تحمل این تحقیرها  و آزار و اذیت ها چراغ سبزی به حکام و ماموران آنجا نیست ؟


- آیا تابحال پیش خودتان فکر نکردید که ماموران آنها در حالیکه میخندند پیش خودشان میگویند , هر بلائی که سر اینها بیاوریم باز هم می آیند ؟


- آیا تاکنون فکر کرده اید که ادامه این رفتن ها سبب جری تر شدن و گستاخ تر شدن بیشتر ماموران و دلیلی برای بیشتر اذیت کردن آنها و تحقیر شماست ؟


- آیا تا به حال فکر کردید که تحمل شخصی شما در مورد این تهمت ها و توهین ها و تحقیرها  , سبب بدنامی و سرافکندگی و شرمساری اجتماعی و بین المللی دیگر هموطنان شما میشود ؟ 


- آیا میدانید که خانه خدا در کشوری بنام عربستان میباشد و آنها قانونا مالکین آن هستند ؟


- آیا میدانید که شما آلوده و دستمالی شده رفتارها و تصمیمات سیاسی مسئولان و مجریان هر دو طرف میباشید؟


اما , اگر واقعا لیاقت خودتان را در این حد و اندازه میبینید و رفتار غیر انسانی و وحشیانه آنها را شایسته خودتان میدانید و یا اگر بخاطر خدا همه این بدبختی ها را تحمل میکنید دیگر گله و شکوه و شکایت و این ننه من غریبم بازی ها چست و چرا این ادا و اصول ها را از خودتان در میاورید ؟


پس چرا  , از دیگر هموطنان خودتان که غرورشان از این رفتن و رفتار خفت بار شما جریحه دار میشود و حیثیت و آبروی آنها با این رفتارو عملکرد شما به باد میرود و شما را بخاطر این کارتان مسخره و سرزنش میکنند , شاکی و آزرده خاطر میشوید؟


آیا آنها حق ندارند که در مقابل این عمل خودخواسته شما واکنشی بنابر فهم و تربیت خودشان به این تحمل ذلت و قبول خفت و کشیدن مرارت تان نشان بدهند؟


آیا میدانید که بسیاری از شما همین رفتار و بدتر از رفتار همین سعودی ها را با هموطنان بهائی خودشان دارند ؟


آیا یکبار شده از خودتان بپرسید چرا چنین بلاهائی بر سرتان نازل میشود؟


مگرمیشود خدا کار خوب و نیک وپسندیده ای را با عذاب و بلا و بدبختی پاسخ دهد ؟


آیا میشود یکبار این بلایا را برای خودتان امتحان و آزمون الهی ندانید و همان عقوبت و عذاب الهی تصور کنید ؟


و در آخر , آیا میشود که مثل آدم تا تامین امنیت و رعایت احترام و گذاشتن حرمت به خودتان ...


به انسانیت و کرامت انسانی اهمیت بدهید و از رفتن به مکه و و انجام این مراسم چشم پوشی کنید و اینقدر خودتان و ما را خوار و خفیف و ذلیل و سرشکسته و غمگین نکنید ؟    

  

شنبه، شهریور ۱۴، ۱۳۹۴

دینی که خرید و فروش انسان در آن آزاد و خوب ولی دیدن موی زنان درآن ممنوع و بد است !

 دینی که خرید و فروش انسان در آن آزاد و خوب ولی دیدن موی زنان درآن ممنوع و بد است !

          

        (( یا دلایل مسلمانان برای تطهیر برده داری !))

یکی از مسائل لاینحل و بسیار عجیب و متضاد و متناقض در دین اسلام که شعارش (برابری تمام بندگان در مقابل الله ) است کار بسیار شرم آور برده داری میباشد.


یعنی , دینی که مدعی است همه در مقابل الله یکسان هستند , خرید و فروش انسان به اسم برده و بنده و کنیز و غلام را نه تنها نفی نکرده بلکه با احمق تصور نمودن انسانها آنرا نادیده گرفته و این کار شرم آور را آزاد گذاشته ...


حال ببینید منطق مسلمانانی که میخواهند بر روی این ننگ ماله بکشند و خودشان را خر کنند و سر خودشان را کلاه  بگذارند چیست ؟


و چطور این اشخاص با زشت ترین و بی شرمانه ترین و پلیدترین و کثیف ترین کاری که انسان میتواند انجام بدهد کنار می آیند و آنرا برای خودشان حلاجی میکنند ولی تحمل بیرون زدن چند تار موی زنان از زیر روسری را ندارند و آنرا توهین به دین و بر علیه دستور خدائی میدانند که به آنها اجازه داده انسان را همانند چارپایان و کالا معامله بنمایند و با ضرب و وزور و خشونت میخواهند دستور چنین خدای احمق و ضد بشری را در جامعه اجرا کنند !!


باشد که این افراد کمی بیشتر به آنچه آنها را مسخ کرده و از آنها یک ابله ساخته  وبه آنچه باور دارند و آنچه میکنند فکر کنند ...


حال به استدلال های سخیف و شرم آور این بد مسلمان ماله کش که همان حرف آخوند ها میباشد دقت کنید :
   
 
چند نکته در مورد برده داری در اسلام

1_در خصوص برده داری بیش از هر چیز لازم است وضعیت این فرهنگ در جوامع آن روز مد نظر قرار گیرد.در واقع ما با یک عادت اشتباه و نادرست مواجه نیستیم.بلکه با یک ساختار پیچیده اجتماعی مواجهیم که در همه اجزا و تار و پود جامعه راه یافته, اقتصاد و فرهنگ و معیشت و دیگر ارکان جامعه با آن در هم تنیده است.تا 150 سال پیش بردگان جزء جدایی ناپذیر بسیاری از جوامع پیشرفته بود.مسلما این مساله در 1400سال پیش بسیار عمیقتر و ریشه ای تر در جامعه استقرار داشت.طبیعی است که اسلام نمیتوانست با این موضوع انقلابی برخورد نماید.
 
(( این شخص درست همان فرهنگ اعراب را فرهنگ تمام دنیا تصور کرده در حالیکه میدانیم در ایران چنین عمل زشتی نبوده و ایرانیان برده داری نمیکردند... ))

بنابراین اینکه اسلام  مثلا در مورد شراب انقلابی برخورد کرده و آنرا ممنوع کرده و برده داری  را نه , به این معنی نیست که اسلام با برده داری موافق بوده یااین موضوع برای اسلام اهمیتی نداشته.در واقع با اندکی تامل می توان دریافت که راهکارهای اسلام منطقی ترین شیوه در مسیر از بین بردن این فرهنگ غلط بوده است.
 
(( این چه خدا و چه دینی هست که برای سلامتی انسانها شراب را ممنوع کرده ولی یک ارباب را آزاد گذاشته تا یک انسان را بنام غلام و کنیز خود را تا حد مرگ با تازیانه بزند و ادب کند ؟؟!
و محمد از چه چیز میترسیده و حساب میبرده که جرات لغو این گناه بزرگ را پیدا نکرده است ؟ ))

2-وقتی از برده داری در اسلام صحبت می شود نباید ماجرای اسپارتاکوس یا داستان کلبه عموتام را بخاطر آورد.اگر اسلام نتوانست برده داری را ممنوع کند در عوض چنان انسانیتی را نسبت به بردگان توصیه کرد که در جامعه اسلامی برده بمثابه عضو خانواده تلقی میشد.پیغمبر اسلام آن کس را که بنده خویش را بزند از بدترین مردم خواندو توصیه کرد که بندگان خویش را بنده (=عبد) خویش نخوانید مرد جوان (=فتی) بخوانید.
 
(( عجب لطفی کرده اسلام , آزادی را که بزرگترین و با ارزشترین نعمت است را از انسان گرفته تا او را عضو خانواده کسانی کند که با او هیچ نسبتی ندارند و سفارش کرده به آنها برده نگویید بلکه خرشان کنید تا نفهمند که بنده و برده هستند ؟!! ))

پیغمبر اسلام با این جمله خود که بدترین مردم آن است که مردم را می فروشد(شر الناس من باع الناس) مخالفت اسلام را با تجارت برده علنی کرد.
 
(( این پیامبر اسلام شما یک چیزیش میشده , که این حرف را زده ولی این کار را ممنوع نکرده ...! ))

در عمل نیز محمد (ص) پیروانش را به آزاد ساختن بردگان تشویق می کرد.کما اینکه در مدت کوتاهی از بعثت پیامبر,بردگانی چون عمار,یاسر,بلال حبشی,هلال حبشی,ابوفهیره و کنیزانی چون لبینه,زنیره,نهدیه و ام عبیس آزاد گشتند.
 
(( خیلی بلاهت میخواهد که آدم پول بدهد و انسانی را مانند گاو و الاغ بخرد و بعد بخواهد بخاطر خدا هر وقت که عشقش کشید و دلش خواست او را آزاد کند ! ))

پیامبر اسلام حتی در آخرین لحظات عمر شریفش امت خود را نسبت به کنیزان سفارش کرد,
(شما را سفارش می کنم در مورد نماز و زکات و درمور د کنیزان خویش ,مسند احمد) .
 
(( در مورد اثبات این مطلب خود صاحب نوشته از قرآن که بر این عمل صحه گذاشته و آنرا تائید نموده مدرک و سند آورده و زحمت ما را کم نموده ... ))

3-قرآن کریم کفاره بعضی از گناهان را آزادی برده قرار داده است:

-هر کس مومنی را بخطا بکشد بر اوست که (بکفاره) برده مومنی را آزاد کند.(نساء92)

_نیز نگاه کنید به سوره مجادله آیه 3 و مایده 89

سوره بلد 12-13:چه دانستی که عقبه صراط چیست؟سبب رهایی از گردنه صراط آزاد کردن بنده است.

آیا با این اوصاف می توان شانه ها را از روی بی اعتنایی بالا انداخت و بی پروا گفت اسلام دین برده داری است؟

کدام محقق بی غرضی  می تواند اینهمه تلاش برای ریشه کنی این موضوع را نبیند ؟
 
((  کدام آدم با وجدان و باشرف و عاقلی هست که حماقت و وقاحت این شخص را ببیند و بخواند و از این بیشرمی متأثر نگردد ؟؟؟! ))




1


چهارشنبه، شهریور ۱۱، ۱۳۹۴

دفاع از مردم بیچاره به روش جمهوری اسلامی

                   دفاع از مردم بیچاره به روش جمهوری اسلامی


سیمای جمهوری اسلامی برای آسیب شناسی و حمایت از معتادان و فقط برای آنکه مسئولین و حاکمان جمهوری اسلامی باورشان شود که دروغ نمیگویند و و وضعیت مردم واقعا خراب است , بعنوان شاهد یک کارتن خواب بدبخت معتاد را به تلویزیون دعوت کردند تا حرف دلش را بشنوند .

اما بدانید که این کارشان هم دروغ و تظاهر و ریا و بدور از انسانیت و تدین بود ...


دقت کنید حتی از گذاشتن یک لیوان آب و چای خالی هم برای این بدبخت دریغ کردند و ابا داشتند !


مرده شور خودتان و این دلسوزی ریاکارانه تان را ببرند .//
 


 

چهارشنبه، مرداد ۲۸، ۱۳۹۴

اگر تو بیکار نبودی و در کشورت آرامش داشتی ...

            اگر تو بیکار نبودی و در کشورت آرامش داشتی ...



اگر در کشور خودت بیکاری غوغا نمیکرد ,

اگر در وطنت دارای ارزش و احترام بودی ,


اگر میتوانستی شغلی شرافتمندانه داشته باشی ,


اگر تبعیض ها جگرت را خون نکرده بود ,


اگر از وعده های دروغین خسته نبودی ,


اگر در مملکت خودت احساس غربت نمیکردی ,


اگر از بازیهای سیاسی راست و چپ بیزار نمیشدی ,


اگر امیدی به زندگی بهتر داشتی ,


اگر آینده فرزند خودت را تباه نمیدیدی ,


اگر در کشورت بجای عقیده انسانیت حاکم بود ,


اگر مسئولین کشور فقط ذره ای  بفکر تو بودند ,


اگر تمام درها را به روی تو نبسته بودند,


و اگر در کشور خودت احساس آسایش و امنیت داشتی ...


اینچنین  خطر را به جان نمیخریدی و چنین دردسری را بر خودت و زن و بچه ات تحمیل نمیکردی و با قایقی پلاستیکی به دل دریا نمیزدی ...


زیرا شیخ اجل میگوید :


سعدیا حب وطن گر چه حدیثی ست درست 


                                نتوان مرد به خواری که من اینجا زادم


[[    به گزارش پارسینه به نقل از رسانه های یونانی، عصر شنبه یک گروه از مهاجران غیرقانونی ایرانی  با استفاده از قایق بادی خود را به سواحل یونان رساندند.
آنهم به جائی که : مهاجران غیرقانونی در وضعیت بغرنج و تنش آلودی بسر می برند. امکانات این جزیره محدود و تعداد مهمانان ناخوانده بسیار است. نزدیک به پنجاه نفر روز شنبه در حین توزیع مواد غذایی با یکدیگر درگیر شدند. پلیس برای آرام کردن آنها به باتوم متوسل شد.]]