‏نمایش پست‌ها با برچسب ژاپن. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ژاپن. نمایش همه پست‌ها

سه‌شنبه، آذر ۲۴، ۱۳۹۴

ده شهر پر جمعیت دنیا در سال ۲۰۱۵ +( میانگین سنی )

        ده شهر پر جمعیت دنیا در سال ۲۰۱۵ +( میانگین سنی )
 
「‫شهر پر جمعیت‬‎」の画像検索結果
 
یکی از معضلات  کنونی کشورها مهاجرت روستاییان به پایتخت ها و شهرهای بزرگ و تشکیل ابر شهرها میباشد .
 
تمرکز جمعیت در یک نقطه مستلزم تهیه مسکن و آب و برق , امکانات رفاهی و بهداشتی و وسایل حمل و نقل و ایاب و ذهاب و امنیت و کنترل آن میباشد و در صورت عدم کنترل و یا خارج شدن کنترل از دست مدیران و دولتمردان و یا عوامل طبیعی , این تمرکز جمعیت سبب فاجعه ای انسانی و اجتماعی در آن کشور خواهد شد.
 
برای مثال تهران خودمان که شهری با بافت فرسوده و ساختمانهای غیر استاندارد قدیمی و استفاده از مصالح ساختمانی نادرست و ساخت و سازی غیر مهندسی و درهم میباشد که در صورت بروز یک زلزله نسبتا قوی نه تنها فاجعه ای برای ایران میگردد بلکه یکی از فجیع ترین فجایع تاریخ بشر خواهد بود ...
 
و همین حالا نیز بعلت تعداد خودروها و فرسوده بودن آنها و نادرست بودن سیستم حمل و نقل و رفت و آمد و ترابری , آلودگی هوای آن کمی از فاجعه ندارد و بسیار وحشتناک و پرتلفات است.
 
در کل اداره و کنترل این شهرها نیاز به برنامه های اصولی و درست و سیستمی کارساز و مدیرانی کارآمد دارد.
 
 
 
پر جمعیت ترین شهرها :
 
۱-  توکیو و حومه - ژاپن  , با تعداد ۳۷۸۳۰۰۰۰ نفر  که تقریبا ۱/۳ جمعیت ۱۲۰ میلیونی ژاپن میباشد .
 
۲-  دهلی - هند , با جمعیتی نزدیک به ۲۴۹۵۰۰۰۰ نفر
 
۳- شانگهای - چین  , با جمعیت ۲۲۹۹۰۰۰۰ نفر 
 
۴-مکزیکوسیتی - مکزیک , با جمعیت  ۲۰۸۴۰۰۰۰ نفر 
 
۵- سن پائلو - برزیل , با جمعیت ۲۰۸۳۰۰۰۰ نفر 
 
۶- مومبای - هند با جمعیت ۲۰۷۴۰۰۰۰ نفر 
 
۷- اوزاکا - ژاپن با جمعیت ۲۰۱۲۰۰۰۰ نفر 
 
۸- پکن - چین با جمعیت ۱۹۵۲۰۰۰۰ نفر 
۹- نیویورک - آمریکا  با جمعیت ۱۸۵۹۰۰۰۰ نفر 
 
۱۰ - قاهره - مصر  با جمعیت ۱۸۴۲۰۰۰۰ نفر 
 
「‫شهر پر جمعیت‬‎」の画像検索結果            「‫شهر پر جمعیت‬‎」の画像検索結果
 
اما پیرترین و بالاترین میانگین سنی در کشورها نیز به ترتیب 
 
۱- ژاپن با میانگین سنی  ۸۳.۱ سال که این میانگین در  مردان ۷۹.۹ و زنان ۸۶.۴  است .
 
۲- ایتالیا با میانگین ۸۲.۹ که در مردان ۸۰.۴ و در زنان ۸۵.۶ میباشد .    
 
۳- آیس لند با میانگین ۸۲.۹ که در مردان ۸۱.۶ و در زنان ۸۴.۳  است .
 
۴- سوئیس  , با میانگین ۸۲.۷   که در مردان ۸۰.۶ و در زنان ۸۴.۹ است .
 
۵- فرانسه با میانگین ۸۲.۵ که در مردان ۷۹.۲ و در زنان ۸۶.۱ میباشد .
 
۶- لیخن اشتاین با میابگین ۸۲.۳ که در مردان ۷۹.۷ و در زنان ۸۵.۲ است .
 
۷- اسپانیا با میانگین ۸۲.۳ که در مردان ۷۹.۵ و در زنان ۸۵.۴ است .
 
۸-  - سنگاپور با میانگین ۸۲.۱ که در مردان ۷۹.۹ و در زنان ۸۴.۵ است .
 
۹-  استرالیا با میانگین ۸۲.۱ که در مردان ۷۹.۹ و در زنان ۸۴.۴ میباشد .
 
۱۰ اسراییل با میانگین ۸۱.۷ که برای مردان ۷۹.۹ و  برای زنان ۸۳.۶ میباشد .
 
متاسفانه ایران بدلیل عدم ارائه مدارک آماری ندارد ولی عربستان با میانگین ۷۵.۵ و ترکیه با میانگین ۷۴.۸ کشورهای نزدیک ایران میباشند .
 
「‫شهر پر جمعیت‬‎」の画像検索結果                           「‫شهر پر جمعیت‬‎」の画像検索結果
 
اما ده کشور با پایین ترین میانگین سنی که هر ده کشور مربوط به قاره آفریقا است :
 
۱- سیرالئون با میانگین ۴۵.۳
 
۲- بوتسوانا با میانگین ۴۶.۹
 
۳- رنتو با میانگین ۴۸.۸
 
۴- سوازیلند با میانگین ۴۸.۸
 
۵- آفریقای مرکزی با میانگین ۴۹.۴
 
۶- کنگو با میانگین ۴۹.۶
 
۷- موزامبیک با میانگین ۴۹.۸
 
۸- کوتوجیبوار با میانگین ۵۰.۴
 
۹- چاد با میانگین ۵۰.۷
 
۱۰- آنگولا با میانگین ۵۱.۴ 
 
اما در مجموع میانگین سنی مردم جهان ۷۰.۷ سال است که در مردان ۶۸.۷ سال و در زنان ۷۲.۹ میباشد .
 
طبق پیشبینی ها کشور برزیل که اکنون میانگین سنی آن  ۷۳.۶ است در طی ۳۰ آینده با ۱۱ سال افزایش یکی از پیرترین کشورهای جهان خواهد شد .
 
「‫قاره آفریقا‬‎」の画像検索結果                          「‫قاره آفریقا‬‎」の画像検索結果
 

پنجشنبه، مهر ۲۳، ۱۳۹۴

حرکت احمقانه زنان و دختران ژاپنی در ورزشگاه آزادی

      حرکت احمقانه زنان و دختران ژاپنی در ورزشگاه آزادی


 فقط از این خانم ها که با انداختن یک تکه پارچه بر روی سرشان از گفته قانونگذاران و فتوی دهندگان(  قانون منع ورود زنان به ورزشگاه ها  )اینگونه  حمایت کردند میپرسم  :

به حال شما چه فرقی داشت و میکرد که آن روسری و پارچه  را بر سر خودتان بیاندازید یا نیاندازید؟؟!


ورود  به استادیوم ها و ورزشگاه ها فقط برای زنان ایرانی ممنوع و برای همه زنهای دیگر با روسری و بی روسری آزاد میباشد و این کار بی دلیل  شما در اصل نوعی حمایت از همان افکار پوسیده ای هست که بدون هیچ دلیل انسانی و عقلانی از ورود هم جنسان شما به استادیوم ها و ورزشگاه ها ممانعت و جلوگیری کرده و میکند.

حتی اگر بر سر کردن و انداختن روسری برای ورود شما به ورزشگاه اجباری هم بود , بدانید حمایت شما ازهم جنسان خودتان در مقابل این قانون ضد بشری و این تبعیض جنسیتی , واجب تر از حمایت از تیم فوتبال تان بود...


 و این سوال را هم در مقابل پاسخ احتمالی شما ( باید به قوانین و سنت های کشورهای دیگر احترام گذاشت ...) از شما میکنم که :

آیا اگر در کشور دیگری حضور زنان در ورزشگاه ها مشروط به لخت شدن آنها بود شما هم از آن قانون پیروی میکردید و لخت به تماشای فوتبال وتشویق وحمایت تیم کشورتان میرفتید؟ 

لطفا قبل ازانجام کاری به نتایج وعواقب آن کارکمی فکر بکنید  

چهارشنبه، شهریور ۲۵، ۱۳۹۴

یکی از نکات خوب زندگی ژاپنی ها

                                                       یکی از نکات خوب زندگی ژاپنی ها



( امیدوارم دوستان فکر نکنند که دارم در مورد ژاپنی ها تبلیغ میکنم و یا قصد تحقیر و یا توفق آنها را نسبت به خودمان دارم و یا مشوق تقلید کردن از رفتار آنها میباشم ,خیر ...

بلکه چون میدانم هر چیزی برای انسان با مقایسه و سنجش قابل درک است و در همین قیاس ها هست که انسان پی به نکات خوب و بد و قوی و ضعیف خود میبرد و با اطمینان از شناخت آنها بعلت طولانی بودن اقامتم و زندگی با آنها , خواستم یک نکته برجسته از نحوه و روش زندگی چشم بادامی ها که خالی از لطف نیست و شاید برای ما جالب باشد را خدمت شما دوستان بازگو کنم )

ژاپنی ها در برخورد اول بخاطر رعایت آداب معاشرت و تظاهر به فروتنی و احترام گذاشتن خیلی زیاد به طرف مقابل و داشتن چهره گشاده ( لبخند ) خاطره بسیار خوشی از خودشان در اذهان باقی میگذارند.




اما آیا در زندگی شخصی و خانوادگی خودشان هم چنین هستند ؟

باید خدمت شما عرض کنم که بعد از ۲۵ سال زندگی با آنها هنوز خودم هم نفهمیدم !


شما هیچگاه نخواهید توانست که چهره واقعی یک ژاپنی را ببینید ( اغراق نمیکنم ) و شخصیت او را بشناسید چون تمام زندگی یک ژاپنی در رفتارهای اجتماعی او بروز میکند و خلاصه شده و کسی را به خلوت آنها راه نیست !


یک ژاپنی درست زمانی که از خواب بیدار میشود یک ماسک ( ماسکی که لبخند جز تغییر ناپذیر آن است ) بر چهره خود میزند و درست در هنگام خواب آنرا از صورت خود بر میدارد و زندگی خصوصی او فقط مربوط به او و مال خودش میباشد .


اما یکی از نکاتی که در همه آنها مشترک میباشد این است که :


 آنها هیچ تعارف و رودربایستی با یکدیگر ندارند !


شاید باورتان نشود ولی آنها هیچ چیزشخصی خودشان را به هم تعارف نمیکنند ( دقت کردید ما هنگام شروع خوردن غذا به هر شخصی آشنا و غریبه تعارف میکنیم و  حتی بعضی از ما بلند میشوند که بروند به بقال سر کوچه هم تعارف کنند و برگردند  ! البته بد و خوبش را نمیدانم ) ولی همین ژاپنی ها در محافل و و مراسم و مکان ها و چیزهائی که متعلق به جمع است در تعارف کردن با یکدیگر مسابقه میدهند و افراط میکنند.


در مورد تعارف کردن به خانه ( بغیر از موارد رسمی و یا بسیار بسیار دوستانه  ) اینکار امری محال و  غیر ممکن است!


چرا که آرامش و آسایش خودشان  در اولویت است و به هیچ بهانه ای راضی به از دست دادن آن نیستند  و بسیار منطقی در این مورد فکر میکنند !


( وقتی خودم میتوانم بخورم و خودم پول دادم خریدم و مال من است,  دلیلی ندارد آنرا تعارف کنم ! وقتی با آمدن او به خانه و اتاقم , نظم من بهم میخورد و دچار معذور میشوم و راحت نیستم و همین احساس هم کم و بیش در او ( طرف مقابل ) است , مگر مرض دارم که خودمان را اذیت کنم ؟!)


باورش برای ما خیلی سخت بود که میدیدیم دوست پسر ها و دوست دخترها در  بارها و رستوران ها کنار ما میگفتند و میخندیدند و قربون صدقه هم میرفتند ولی وقتی خوردن و کارشان تمام میشد و میخواستند بروند , همگی جلوی پیشخوان و کانتر مثل غریبه ها , هر کدام سهم خودشونو حساب میکردند و از در رستوران بیرون میرفتند و دوباره شروع به خندیدن و حرف زدن میکردند !!


    

اجازه بدهید یکی از تجربیات شخصی خودم را بعنوان مثال برای  شما تعریف کنم.


سال دوم ازدواجم بود .


(( در میان اعضای خانواده همسرم , رابطه من با برادر کوچک خانمم نسبت به بقیه خانواده بسیار گرم تر و صمیمی تر بود و بیشتر از همه با او اخت بودم و هر وقت و هر کجا ما به هم میرسیدیم تا لحظه ای که از هم جدا شویم بطرهای آبجو و اوساکه و مشروب بود که  باز میکردیم و او برای من میریخت و من برای او میریختم و تا بیهوشی کامل , میخوردیم و میگفتیم و میخندیدیم...))


شبی تلفن زنگ زد... و من در آخر فقط متوجه شدم که خانمم گفت : راس ساعت ۹ شب و آدرس نزدیکترین رستوران به خانه ما را داد و گفت در همان نزدیکی هم هتل و مسافرخانه هم هست و شب را هم میتوانی آنجا بخوابی و بعد خداحافظی کرد و گوشی را قطع کرد !


تعجب کردم و پرسیدم : کی بود ؟


گفت : برادرم کوچکم ... تعطیل بود , ( برادرش در یک استان دیگر زندگی و کار میکرد ) گفت دوست دارد بیاید اینجا و تو را ببیند و من هم با او برای فردا شب ساعت ۹ رستوران قرار گذاشتم ...


گفتم : برنامه هتل چی بود ؟


گفت : وا , خوب باید یک جا بخوابد یا نه ؟ 


به او گفتم همان نزدیکی ها  هتل هم هست و میتواند آنجا بخوابد , که من برایش رزرو میکنم .( البته به حساب خود برادرش !)


با تعجب گفتم : برادر تو برای اولین بار بعد از دو سال میخواهد بیاید پیش ما ...آنوقت تو آدرس رستوران را میدهی و هتل رزرو میکنی !!؟


خیلی طبیعی گفت : پس باید چیکار میکردم ؟ 


گفتم : خوب میگفتی بیاد خونه ...


گفت : شما مشروب زیاد میخورید همان رستوران بهتر است .


دیدم راست میگوید , گفتم : این آره , ولی هتل چرا ؟


مگر اتاق و یا جا کم داریم ؟


گفت : نه , ولی اونجوری ما راحت تریم ...


گفتم : این که خیلی بد میشه و زشت هست ...


اینجا بود که او بسیار تعجب کرد و گفت : چرا ؟


شاید من و تو تحمل کنیم ولی دختر ما هم راحت است ؟ ( بچه یکساله ؟!)


اصلا شاید خود او ( برادرم ) راحت تر باشد , تو که فردا صبح میروی سر کار و او شاید بخواهد تا ظهر بخوابد و شاید رویش نشود دوش بگیرد و ...


من به بقیه حرفهایش گوش نمیکردم و سخت به فکر فرو رفتم .


هر چند که حرف هایش با هیچ قاموس من جور در نمی آمد ولی درست و منطقی میگفت و حق با او بود ! 


من هیچ به این فکر نکرده بودم که بچه یکساله ما هم آدم هست و او هم عضوی از اعضای همین خانواده است و حقی در این خانه دارد ( حق خوابیدن , آرامش , تحرک و رفت و آمد آزاد به تمام جاهای خانه , حق جیغ زدن و فریاد کشیدن , حق با صدای بلند تلویزیون نگاه کردن و...)  و من نمیتوانم بخاطر یک تعارف بیخود هی به او تشر بزنم ؛ آرامتر , ندو , تو اون اتاق نرو , صدای تلویزیون را کم کنم و در هنگام مستی نخندم و بلند حرف نزنم و مزاحم خواب او نشوم و آرامش او را بهم بزنم ...


پیش خودم و بنابر همان ایرانی بودن خودم گفتم :


خوب یکشب که هزار شب نمیشه ...

یکی از اون ته ته های مغزم فریاد کشید :


بدبخت , بیچاره شده همین یک شب هائی که براتون عادت شده هستید...بفهم .//