یک نکته در مورد سریال شهرزاد
سریال خوش ساخت " شهرزاد " , خواه روایت مظلومیت یک زن , خواه حکایت یک عشق پر سوز و گداز , خواه تصویری از خودکامگی و ظلم در حکومت پیشین , خواه بازسازی و به تصویر کشیدن ماهرانه قسمتی از تاریخ این کشور در قالب یک داستان عاشقانه و یا به هر قصد و نیت و منظور و هدف دیگری ساخته و پرداخته شده باشد در یک نگاه و به دور از مسائل سیاسی و عقیدتی حاوی یک نکته مهم و نمایانگر یک حقیقت و نشانگر یک واقعیت غیرقابل انکار است .
حقیقت وجود عشق و بودن احترام و داشتن اخلاق و گذاشتن حرمت و رعایت ادب و دانستن ارزش نان و نمک و قدردانی و قدرشناسی ...
و این واقعیت در گذشته ای نه چندان دور در همین شهر و دیار ؛
با همه بد و خوب و کم و زیادش بود .
هر کس و هر چیزی سر جای خودش بود .
ادب و تربیت و احترام و بزرگتر و کوچکتری بود .
بردباری و گذشت و عشق و فداکاری و دوستی و محبتی بود.
حرمت نان و نمک و کسب و کاسبی حلال و امنیت و اطمینانی بود .
زن پاک و فرمانبر و شوهر دلسوز و شریف و خانواده و پدر و مادر مهربان و فرزندان خلف و نجیبی بود.
ولو به ظاهر , کلمات برگزیده تر و حرف ها سنجیده تر و جملات پربارتر و سخنان نغزتر و گفته های دل نشین تری بود .
جاهلی و لات بازی کنترل شده و دارای مرام و حتی فساد و زد و بست هم در آن دوران با حساب و کتاب و با اندکی شرم و حیا همراه بود.
ارباب و نوکر , خادم و خائن , دزد و پلیس , کاسب و کلاش , هنرپیشه و شاگرد پادو مغازه , موافق و مخالف , مسجد و میخانه هم سر جای خودش و براستی در شکل شمایل واقعی و حقیقی خودشان بود.
اینها نه در دوران هخامنشی و یا در دوران صدر اسلام , بلکه تا همین چند سال پیش واقعیت داشت و یک حقیقت بود.
بود ...,
باور کنید بسیاری از ما دیدیم و میدانیم و بیاد داریم و خاطرمان هست که چنین بود .
بلی بود , با همین مردم و در همین خانه و محله و کوچه و خیابان و در همین شهر و در همین کشور بود .
فقط کافیست که بخاطر بیاوریم و باور کنیم که بود ,
تا شاید بدانیم که درازای چه چیزی آنها رها کردیم و از دست دادیم ؟
و چرا حالا نیست و آنها را نداریم ؟
و چرا هیچ تلاشی برای بدست آوردن دوباره آن نمیکنیم ؟
و مهمتر از همه بدانیم که ؛
اگر تلاشی برای بازسازی آن دوران و بدست آوردن آنها نکنیم چه آخر و عاقبتی در انتظار ما و فرزندان ما خواهد بود ؟
آیا کسی هست که افسار این همه لجام گسیختگی و آشفتگی را بکشد
و به ما بگوید و یادآوری کند که ؛ کجائی عزیزم , کجائی ؟
دقیقا کجائی و کجای حقیقت این دوران ایستاده ای و زندگی میکنی ؟!
خانم های ایرانی قدر خودشان و مردان ایرانی را بدانند
قدرت خدا را میبینید ؟
در یک مملکت برای ازدواج باید خانه و ماشین و مغازه و ویلا داشت و سرویس طلا و شیربها و رفته گل بچینه و رفته گلاب بیاره باید داد و مهمتر از همه به تعداد اعداد تاریخ تولد دختر باید سکه طلا مهریه عندالمطالبه خانم کرد !
ولی در کشور دوست و همسایه همان مملکت , به هر کسی که با یک دختر ازدواج کند پانزده هزار دلار امریکا ( برابر با ۴۶ میلیون تومان ) پاداش خواهند داد و تابعیت آن کشور جهان اولی را بدون شنا کردن با کوسه ها و غرق شدن در دریاها و لب دوختن و تغییر جنسیت دادن و مسیحی شدن و دربدری و آوارگی و ....فی الفور و فقط با کپی گذرنامه و دو قطعه عکس ۶x ۴ همراه با خواهش و تمنا دودستی تقدیمشان خواهند کرد!
ویا در یکی از همین شیخک نشین های خلیج پارس , ازدواج هر پسر کاکل به سری با یکی از دخترانشان برابر با پاداشی در حد یک چاه نفت و گرفتن تا بعیت آن کشور برای خود پسر بخت بلند شده و همه فک و فامیل ها و حتی مغازه داران محله شان میباشد !!
[[ دریافت 15 هزار دلار و تابعیت به شرط ازدواج با دختران روسیه
قرار است پارلمان روسیه هفته آینده قانونی جنجالی را درباره ازدواج دختران روس با مردان خارجی به بحث بگذارد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، چندی پیش مسئولان کویتی اعلام کردند در ازای ازدواج اتباع خارجی با زنان بیوه کویتی به آنها پاداش هایی اعطا می شود.
اما در جدید ترین اقدام روسیه هم به دنبال ایجاد مشوق هایی برای ازدواج اتباع خارجی با دختران روس است.
اقدامی که بیش از پیش به دلیل افزایش میزان دختران مجرد در این کشور است.
رسانه ها و منابع خبری اعلام کردند: ولادیمیر بعرطش، رئیس شورای فدرال روسیه اعلام کرده که قرار است پارلمان هفته آینده قانون جنجال برانگیزی را درباره ازدواج دختران روس با مردان خارجی به بحث و بررسی بگذارد.
او گفت: براساس این قانون به هر خارجی که با یک دختر روس ازدواج کند ۱۵ هزار دلار آمریکا و تابعیت روسیه داده می شود.
به گفته این مسئول روس این اقدام برای مقابله با تأخیر در ازدواج دختران صورت می گیرد.]]
منبع موثق این بشارت و خبر : http://www.asriran.com/fa/news/460037/دریافت-15-هزار-دلار-و-تابعیت-به-شرط-ازدواج-با-دختران-روسیه
و اینجاست که دختران عزیز و بانمک و کدبانو و تو دل بروی ایرانی باید هر چه زودتر نشستی با همان مادران و پدران و بزرگتران و کلا همه کسانیکه در مرتبه سوم بله گرفتن عاقد , دختر یا همان عروس خانم با بغض و صدائی گرفته میگوید :
با اجازه پدر و مادر و عمو و خاله و زن دائی همسایه روبروئی و و و....بعله !! عزیزتر از جان شان و جان مان داشته باشند.
و خیلی زود تا هنوز گند این صحبت درنیامده و توقع پسرها بالا نرفته , در مهریه و شرایط ازدواج و فیس و افاده های بیخودی و غیر ضروری خودشان تجدید نظر کنند و آنرا با یک طرح دوفوریتی سریعا به تصویب برسانند و فورا رونوشت آنرا برای خواستگاران قدیم و جدید و رد کرده و رد نکرده و سر کار گذاشته ارسال نمایند .
شاید که خدا پس کله شان بزند و خر شوند و پای سفره عقد بنشینند ... !
و بقیه کارها را هم اول بسپارید به دست آن رمال و فالگیری که برای مشورت پیش او میروید و بعدا هم به دست خدا , تا ببینیم چه میشود ؟؟!
[[ از شوخی بگذریم , به پسرهای ایرانی برادرانه میگویم که فکر ازدواج های خارجی مخصوصا ازدواج با چنین شرایطی (( که تا عمر دارید باید تحقیر بشوید و نقش یک برده جنسی را بازی کنید )) را از سرتان بیرون کنید و بقول معروف , گوشت ... بخور و منت قصاب روسی و کویتی را نکش ... آهک میشی ها ... از من گفتن بود , خود دانید !]]
تکذیب شد !
چند روز پیش روز زن بود...
بعضی از مردها خیلی خوب میدانند که دقیقا روز هشتم مارس روز زن است .
دسته ای دیگر از مردها چند روز بعد , پس از خواندن اخبار مربوط به روز زن و نوشته های دیگران متوجه میشوند که هشت مارس روز زن بود .
گروهی دیگری از مردان برایشان هیچ فرقی ندارد و اصلا مهم نیست که که روز زن , خواه روز هشتم مارس باشد یا شانزدهم ربیع الاول یا بیستم جمادی الثانی .
و عده دیگری از آقایان هم پس از آنکه متوجه میشوند روز زن بوده یا هست , سری تکان میدهند و زیرلب میگویند : زن رو چه به این حرفها ؟ روز زن فقط یک روز وآن هم روز میلاد بتول زهرا دختر پیامبر اسلام عزیز هست و بس .
راستش را بخواهید من از دسته دوم هستم و البته بخاطر این نوع مرد بودنم و نگاهم به روز زن , دلایل کافی و قانع کننده ای هم برای خودم دارم ولی باور کنید با آنکه میدانم اولین ایرانی دریافت کننده جایزه نوبل و اولین فضانورد ایرانی همین زنان ایرانی هستند نه مردان ایرانی و بنده شخصا به این مساله افتخار میکنم و بر خود میبالم , در طی این چند روز گذشته بیشتر فکرم در مورد زنان ایرانی بود و اکثر مطالب و نوشته ها در مورد این روز را هم در سایت های مختلف دنبال کردم و خواندم ولی هر چه در موتورهای جستجوگر اینترنتی گشتم و جستجو کردم هیچ سازمان و نهادی که واقعا مربوط به جنبش زنان و یا بطور رسمی و خیلی جدی مدافع حقوق زنهای ایرانی باشد را پیدا نکردم و ندیدم (( شاید خوب نگشتم و وقت زیادی صرف نکردم !)) وبا آگاهی از سرکوب آن دو کمپین زنان و برخورد و شدت عمل در دنیای حقیقی , از کم بودن مطالب و صفحات مربوط به زنان و جنبش زنان و حقوق زنان ایرانی در دنیای مجازی و ویکیپدیا بشدت شگفت زده شدم!
باری در وبسایت " توانا " به مجموعه درس هایی در مورد حمایت از حقوق زنان در ایران با همین تیترکه مجموعه نوشتاری همراه کلیپ های ویدوئی در ده جلسه از خانم مهرانگیز کار میباشد برخوردم که خواندن آنرا بر هر زن ایرانی واجب و لازم میدانم و به دیگران نیز پیشنهاد میکنم که حتما آنرا بخوانند.
آدرس : https://tavaana.org/fa/content/%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86
هر چند که بعلت کمبود وقت موفق به دیدن کلیپ های ویدوئی نشدم اما با خواندن کلیه نوشته ها به نکات عجیبی برخوردم و با گفته ها و راهکار هایی مواجه شدم که امیدوارم یا خانم مهرانگیز کار در مورد آنها با شفافیت بیشتری سخن بگویند و در آنها تجدید نظر کنند و یا فعالین و خانم های دیگر راهکار هائی بهتر و کم هزینه تر و کم تنش تر برای بدست آوردن آزادی و احقاق کلیه حقوق انسانی و حقوق زنان در ایران از خودشان ارائه دهند.
در تمام گفته های برحق اعلام شده خانم مهرانگیز کار در مورد تبعیض و تحقیر و آزار و پایمال شدن حق زنان ایرانی , ما به نقصان احکام اسلامی و تعارض آن با قانون اساسی و قوانین بین المللی و نگاه اعمال شده تبعیضی اسلام به زنان بر میخوریم .
و تمام تلاش و کوشش خانم کار نیز درتحلیل و تفسیر این احکام و قوانین و بیان آن به زبان ساده و همگان فهم و در راستای روشنگری در این زمینه و بیان ایرادات و نقصان و اشکالات و کمبودهای همین قوانین و احکام اسلامی میباشد.
اما در مواردی از فرموده های خانم مهرانگیز کار مانند :
[[ متاسفانه به علت عدم تعادل بین حق طلاق زن و مرد، در بیشتر پرونده ها زن برای اخذ طلاق مجبور می شود همه حقوق مالی خود را بذل و بخشش کند. زنان ایرانی در حال حاضر از مهریه های بالا همچون ابزاری برای طلاق استفاده می کنند.]]
برمیخوریم که یا ایشان از افراط زنان (( در مهریه قرار دادن یک کیلو بال مگس و چند لیتر اشک چشم مورچه و دست و پا و قلب )) در استفاده از این ابزار بی خبر هستند ویا از عواقب و نتایج این راهکار و که تعداد چند ده هزار مرد زندانی مهریه هست ناآگاه و غافل میباشند !
چرا که ایشان در اینجا تاکید میکنند که :
[[ از آنجایی که نظام حقوقی در ایران حقوق برابر برای زن و مرد قائل نشده و وضعیت زن در خانواده پس از ازدواج بسیار متزلزل میباشد، زنان میتوانند با قید کردن برخی شروط در ضمن عقد ازدواج (نکاح)، یک سری امتیازاتی بگیرند و دست آخر به زنان توصیه می شود که تعدادی شروط دیگر را بر شروط چاپ شده در عقدنامه ها اضافه کنند و به امضای شوهر برسانند]]
که باید به خانم مهرانگیز کار گفت که : خانم محترم طبق فرموده های خودتان تمامی اشکالات و معایب و تبعیض ها از اجرای احکام اسلامی و فقیهان جاهل میباشد آنگاه شما پیشنهاد تسمه بر گرده مردان کشیدن میدهید و به زنان توصیه میکنید که در ازای کاستی قوانین و نقصان احکام اسلامی شرط و شروط در عقد نامه ها را بیشتر کنند و انتقام این نابرابری ها را از شوهرانشان بگیرند؟
و باید از ایشان پرسید که آیا مشکل زنان ایرانی با گرفتن این امتیازات ! و نهادن این شروط و اجرای این توصیه برای شوهران بدبختشان برطرف میگردد و این احکام اسلامی کامل و درست میشود و کلیه تبیعض ها مرتفع میگردد ؟
و آیا شما درک و فهم تمام زنان ایرانی را در برداشت از گفته ها و توصیه ها ی خودتان یکی و یکسان میدانید ؟
در زمینه محدودیت تحصیلی و سهمیه های جنسیتی ایشان با استناد به این گزارش :
[[ در گزارش دفتر مطالعات اجتماعی مرکز پژوهش های مجلس آمده است از سال ۱۳۶۲ تعداد شرکت کنندگان زن در کنکور از ۴۲ درصد به ۶۵ درصد و میزان پذیرفته شدگان نیز از ۳۲ درصد به ۶۵ درصد افزایش یافته است. سازمان سنجش در سال ۸۵ برای ۲۶ رشته و در سال ۸۶ برای ۳۹ رشته با اعمال سیاست متناسب سازی آزمون سراسری، ضرایبی به صورت ۳۰ تا ۴۰ درصد مرد، ۳۰ تا ۴۰ درصد زن و مابقی به صورت رقابتی با هدف توزیع دانشجویان بر حسب جنسیت اعمال کرده است. به عبارت دیگر اکنون کنکور تنها ملاک تشخیص صلاحیت و شایستگی افراد برای ورود به دانشگاه ها نیست و نظام آموزشی با هدف کاهش تعداد دختران در دانشگاه ها قائل به اعمال سهمیه های جنسیتی شده است ]]
چنین نتیجه گیری میکنند و این مطلب را بسیار مهم میدانند و نشان میدهند و میگویند :
[[ مطلب مهمی که باید به آن اشاره شود این است که زنان و دخترانی که از حق تحصیل در رشته مورد دلخواه خود محروم می شوند در آینده نیز نمی توانند در شغل مطلوب خود مشغول به کار شوند و نقشی منفعل در جامعه خواهند داشت که به خانه داری و خانه نشینی آن ها ختم می شود. نه اینکه خانه داری فی النفسه اشکالی داشته باشد: نادیده گرفتن حق تحصیل و به دنبال آن حق کار کردن نقض حقوق اولیه انسان هاست و در ایجاد و اشاعه فرهنگی که زن را صرفاً در قالب همسر و مادری مهربان که وظیفه ای جز آشپزی، نظافت منزل و تربیت فرزندان ندارد، کمک می کند. ]]
آیا واقعا خانم مهرانگیز کار تربیت فرزندان را همپای آشپزی میدانند و چنین نکته مهم و حیاتی را همطراز و همسطح نظافت منزل میبینند و تصور میکنند ؟!
من با آنکه قبلا در نوشته و ایمیلی در پاسخ برای نوشته ایشان در مورد حجاب اجباری (( که بعلت نبودن و وجود نداشتن هیچ نشان و آدرسی از خانم کار آنرا به سایت نشر و پخش کننده همان مطلب فرستادم )) از خانم کار پرسیدم و دوباره میپرسم که :
اگر در این سی و شش سال که زنان تمام نیروی خود را برای مبارزه با حجاب اجباری صرف کردند و هزینه های گزافی هم بابت آن پرداختند و نه تنها به جائی نرسیدند بلکه از رفتن به ورزشگاه ها هم منع شدند , در طی همین سی و شش سال وقت و نیروی خود را صرف آموزش و تربیت فرزندانی میکردند که با حق و حقوق زنان آشنا بودند و نگاه متفاوتی به زنها نداشتند و تبعیض جنسیتی را زشت و ناپسند میدانستند و اینگونه در دامن مادرانشان پرورش میافتند و به آنها یاد میدادند که به خواسته های زنان احترام بگذارند , آیا اینک زنان ایرانی وضعیت بهتری نداشتند و دیگر همه مشکل آنها بیرون ماندن چند تارموی آنها از زیر روسری هایشان نبود؟؟
و من بسیار درشگفتم و برایم عجیب است که:
چگونه ایشان این مطلب مهم را در همان نوشته های خودشان آورده اند و نشر گردیده را نادیده گرفتند و آنرا قابل ندانسته اند و چرا خانم مهرانگیز کار به نکته ای به این مهمی توجه نکرده و به آن نپرداخته اند ؟
[[ مرکز پژوهش ها در گزارش خود اشاره کرده است که افزایش نسبی دانشجویان دختر باعث ایجاد عدم تعادل در خانواده ها می شود. هچنین در مقدمه این گزارش آمده است آموزش مادران باعث بهبود آموزش، تغذیه و بهداشت کودکان می شود و هر چه میزان تحصیلات مادران بیشتر باشد تعداد کودکان کمتر است. بدیهی است که یک مادر تحصیل کرده بهتر می تواند فرزندان خود را آموزش دهد و به عنوان الگو در شکل گیری افکار و رفتار کودکان خود موثر باشد. کنترل زنان از طریق اعمال سیاست های تبعیض تحصیلی در مقطع دانشگاهی آسان تر از کنترل نسل جدیدی از فرزندانی است که ثمره تربیت مادرانی تحصیل کرده هستند و با آگاهی از حقوق خود در پی احقاق آن برای خود و زنان جامعه خود می باشند.]]
امیدوارم خانم مهرانگیز کار به این نکته توجه کافی را مبذول بدارند و با زبانی ساده و همگان فهم این مهم را تشریح کرده و در این مورد با زنان گفتگو و روشنگری کنند:
کنترل زنان از طریق اعمال سیاست های تبعیض تحصیلی در مقطع دانشگاهی آسان تر از کنترل نسل جدیدی از فرزندانی است که ثمره تربیت مادرانی تحصیل کرده هستند و با آگاهی از حقوق خود در پی احقاق آن برای خود و زنان جامعه خود می باشند.
اسپرم با طعم دوسیب وتوت فرنگی موجود است !
حتما شما هم این خبر را :
[[ یک فوتبالیست ایرانی اسپرمش را 100 میلیون فروخت !
بانک اسپرم کشور مدت هاست تشکیل شده تا خانواده هایی که از ناباروری آقایان رنج می برند، با مراجعه به این بانک و دریافت اسپرم و انجام عمل لقا مصنوعی دارای فرزند شوند.یک ستاره سرشناس فوتبال ایران با مراجعه به بانک اسپرم کشور، اسپرم خود را به خانواده ای که از ناباروری رنج می بردند، فروخت! و درآمدزایی عجیبی را ثبت کرد.در این میان برخی خانواده ها برای این که فرزند باهوش و خوش تیپ داشته باشند، دنبال خرید اسپرم دانشمندان، نوابغ و ستاره ها می روند.]]
را دیده اید و خوانده اید , لذا با شناخت اندکی که من از مردم غیورو ملت بزرگ ایران کاملا اسلامی و امت همیشه در صحنه پیدا کردم و با آگاهی نسبی ای که بنده ازجریان های داخلی کشور و وضعیت مملکت و دولت اسلامی آن دارم تبعات و نتایج کوتاه و بلند مدت این عمل را خدمت هم میهنان خودم برمیشمارم واعلام می کنم .
بی تردید با وجود معضل بیکاری ۴۰ ~ ۵۰ درصدی و مشکلات بیشمار موجود و راحت طلبی جوانان ومیل شدید به کار بی دردسر و درآمد بالا و اقتصاد مقاومتی - دلالی حاکم بربازار و سودجوئی فرصت طلبان و میزان رقابت و درصد بالای چشم و همچشمی در میان خانم ها , عواقب و جوانب و نتایج این حرکت قهرمانانه میتواند :
- اجتماع تعدادی از دلالان درخیابانهای اطراف بانک اسپرم که دونفر یا سه نفر در گوشه و کنار مشغول چانه زدن هستند وموتور سوارانی که با عجله افرادی را سوار و یا پیاده میکنند و بر روی دیوار و یا تیر چراغ برق های خیابان هم تبلیغاتی دستنویس یا تایپی بدین مضمون دیده میشود :
- اسپرم فروشی : ۲۸ ساله - ورزشکار - غیر سیگاری - با قیافه ای جذاب - قد بلند - گروه خونی O مثبت قیمت فقط بیست میلیون - تماس ۰۹۱۳۴۵ ...
- فوری - اسپرم فروشی- سالم - A منفی - قیمت توافقی - شماره تماس :۰۹۳۴۸۹۲.... فوری,
- اسپرم تضمینی .... ۰۹۱۲۵۶۴ ..... تهیه و تحویل درمحل زیر نظر شاهدان معتبر ...
و یا اگر گذرتان به پشت شهرداری و خیابان چراغ برق و ناصرخسرو بیفتد و بروید در گوشه و کنار کوچه ها و مغازه ها , جوانانی که سیگاری برلب دارند و یا تسبیح و زنجیری و چیزی در دستانشان گرفته و میچرخانند را میبینید که در حین عبور شما زیرلبی میگویند :
- اسپرم جدید , اسپرم جدید ۲۰۱۷ , اسپرم بدم آقا , کیفیت آینه چار تا بیست تومن , اسپرم ...
- اسپرم گلزار و رادان جدید دارم ....اسپرم امین حیائی جفتی صد تومن , بدم خانم ؟
- رضا عطاران و علی کریمی رو داشتم تموم کردم ولی هفته دیگه میاریم , مال دائی هست اگه بگردین پیدا میکنید ,
- جرج کلونی و برادپیت چینی شو دارم که با اصلش مو نمیزنه ...بله منجمد و فریز شده تضمینی ...
- رونالدو؟ نه خانم , اسپرم رونالدو تقلبی و چینی اش هم اعدام داره ...نیست بیخود دنبالش نگرد , نیمار و رونی را دارم ...نه , اسپرم مسی رو هم ندارم...
- برای اسپرم های شخصیت های علمی و ادبی باید برین جلو دانشگاه , بله پاتوقش اونجاست ...
یا در خیابان در پشت شیشه برخی مغازه ها کاغذهای قطع آچار را میبینید که روی آن با ماژیک مشکی یا آبی نوشته اند:
- اسپرم های ماهواره ای جدید رسید ...
- اسپرم با طعم دوسیب و توت فرنگی موجود است ...
- اسپرم " یاالسارات " اسلامی تهیه شده در زیر نظر مجربترین کارشناسان دینی و مراجع فیضیه رسید ...
- داروهای تقویتی اسپرم ساز ایرانی و خارجی با مجوز وزارت ارشاد , طبقه دوم , ته راهرو فروشگاه جهان اسپرم ...
- معجون سنتی چهل گیاه با دعای جوشن کبیرتکثیر کننده اسپرم های حلال دینی ...
و همچنین درتیتر جراید و صفحات نیازمندی روزنامه های پرتیراژ و مجلات ورزشی چنین تبلیغات و آگهی هائی را میبینیم :
- ورود اسپرم های آلوده چینی در بازار توسط دلالان از اسکله های نامرئی ,
- برخورد شهرداری با اسپرم فروشی دوره گردی و سر چهارراهی و دستفروشان اسپرم در مترو...
- هوالشافی یک جفت اسپرم مودب - با خانواده - جذاب - چشم و ابرو مشکی - دارای تاییدیه شورای پزشکی و امضای معتمدین محلی با بهترین قیمت بفروش میرسد لطفا از ساعت ۵ باد از ظهر تا ۹ شب با آقای اسپرم زاده تماس بگیرید موبایل : ۰۹۳۶۷۳۵....
- مژده , مژده , بشارت قابل توجه متقاضیان محترم اسپرم فروشگاه " اسپرم تخمک " بمناسبت میلاد باسعادت اختر تابناک آسمان ولایت تصمیم به حراج فوق العاده اسپرم های مرغوب و با کیفیت خود در هر شکل و رنگ و نژاد مختلف , از تاریخ ۲۰ اسفند لغایت ۲۵ اسفند سالجاری نموده پس فرصت را از دست ندهید و با خرید اسپرم برای خودتان و یا دوستان و آشنایان شادی و بچه به دلهای یکدیگر هدیه بدهید هدف ما جلب رضایت شماست
- بازیکن جنجالی داربی اسپرم خود را به چه شخصی و با چه قیمتی فروخت ؟!
- مصاحبه جنجالی عادل فردوسی پور با بازیکن دوپینگی اسپرم فروش در۹۰ نود امشب ..,
- کنایه مایلی کهن به قلعه نوئی : نمیخوام از زدوبست های بعضی از آقایون با فدراسیون در مورد فروش اسپرم بازیکنانش چیزی بگم ...
- کی روش : تا پایان مسابقات انتخابی جام جهانی اسپرم فروشی نداریم .
ویا در اخبار ساعت ۲۰ یا مجموعه خبرهای سراسری تلویزیون چنین خبر هائی را میبینیم و میشنویم:
- هشدار رهبر معظم انقلاب در مورد سیاست پلیدانه " اسپرم اندازی نرم دشمن" در کشورهای اسلامی
- مجلس شورای اسلامی طرح دو فوریتی " محرم بودن اسپرم با والدین" را به مجمع تشخیص مصلحت نظام فرستاد ,
- شناسائی و انهدام دو باند بزرگ قاچاق اسپرم غیر مجاز در شمال و جنوب کشور
- سقوط قیمت نفت و طلا در پی افزایش تولید اسپرم کشورهای عضو اسپمک
- گزارش تصویری از نیروهای بسیجی در مانور "لبیک یا اسپرم ولایت" و رونمائی از موشک دوربرد " العلقه -۵ " سپاه پاسداران.
و در زیر نویس های تبلیغاتی هم :
- تکرار قسمت هفتم سریال "اسپرم تلخ " به کارگردای طناز معروف مهران مدیری پس از اخبار سراسری .....
- سری جدید برنامه " اسپرمانه " رامبد جوان امشب ساعت ۲۲و ۳۰ دقیقه .....
- اذان مغرب به افق تهران .....
- برنامه * نقش اسپرم در شکل گیری ماهیت ولایت فقیه * با حضور علامه استاد آیتالله محمد تقی مصباح یزدی ساعت :....,
و در تبلیغات و آگهی هان میان برنامه ای :
- شامپو سیر " صحت " تقویت کننده مو ها و اسپرم های آقایانی که میخواهند مو و اسپرم های خوش فرم و خوش حالت داشته باشند ..., لطفا در هنگام خرید به مارک " صحت " دقت فرمائید ...محصولات صحت برای یک زندگی گرم و شیرین ...شامپو سیر صحت ....
- تو با چی اسپرم ها تولید میکنی ؟
من ؟
...با روغن ذرت جدید محصولات لادن ...روغن جدید لادن بدون عوارض جانبی و لطیف کننده پوست چیزهای شما ...تهیه شده از بهترین ذرتهای چس فیل نشده ... یکی بخرید و دوتا کارت ایرانسل جایزه بگیرید...
و یا در حاشیه بزرگ راه ها یا بزرگراه قم و یا بزرگراه شرق به سمت جاجرود مردانی از همه رده های سنی میبینید که در کنار کارتنی که با خط کج و کوله بر روی آن نوشته " اسپرم آزاد " یا " اسپرم تازه " ایستاده اند , در حالیکه لیوان کاغذی و یا دبه های پلاستیکی دو لیتری و چهار لیتری دردست دارند آن را در هوا گرفته و تکان تکان میدهند...
و یا در فواصل مختلف بچه هائی با کلاه حصیری در حالیکه تابلوی کارتنی که بر روی آن نوشته شده " اسپرم محلی " یا " اسپرم بشرط چاقو " و یا " اسپرم همه رقم و درهم , ببر و ببر..." یا " هرچی دادی خدا بده برکت" را تکان میدهند و به وانت ها و نیسان های آبی که در پشت آن مردان جوان و مسن و پیری نشسته و یا ایستاده تنگاتنگ هم چیده شده اند , اشاره میکنند...
و مردان و زنهای مانتویی و چادری که دارند با آنها چانه میزنند و یا درحال پیاده و یا سوار شدن به ماشینهای خود میباشند .
واقعا کدام یک قابل دلسوزی هستند , شینا شیرانی یا حمید عمادی ؟!
در ماجرای فایل صوتی مربوط به خانم شینا شیرانی آنقدر این خانمها شلوغ کردند و داد و بیداد راه انداختند و از نابرابری زن و مرد و تبعیض جنسیتی و فرهنگ ضد زن و آلت محوری و آزار و خشونت جنسی و مرد سالاری و زن آزاری گفتند که یک حقیقت در میان این هیاهو بکلی نادیده گرفته شد و از بین رفت ...!
من از تمام خانمهای عزیز خواهش میکنم یکبار دیگر به فایل صوتی مزبور گوش کنند و آنگاه با وجدانی بیدار پاسخ دهند که از میان خانم شینا شیرانی و آقای حمید عمادی واقعا کدام یک بدبخت تر و درمانده تر و ذلیل تر و بیچاره تر هستند و کدام بیشتر قابل ترحم و دلسوزی میباشند ؟
در فایل صوتی مزبور گفتگوئی مابین دو نفر صورت میگیرد .
و میبینیم زنی در اوج قدرت و حالت برتر و چهره تهاجمی و آزاد در مقابل یک انتخاب و بی پروا در پاسخگوئی با مردی در نهایت ذلت و اوج حضیض و غرق درماندگی و استیصال و بیچارگی گفتگو میکنند.
و آن مرد که البته اگر بشود اسمش را مرد گذاشت و مطمئنا از مردی و مردانگی فقط ریشی بر صورت و دمی درآمده از جلو دارد , در نهایت درماندگی و استیصال و فرومایگی و خفت و ذلت پیشنهادی بنابر غریزه جنسی که میلی طبیعی مابین دو جنس مخالف را بدون استفاده از زور و تهدید و تحقیر و توهین به زن طرف مقابل خود میدهد و چنان در قبول این پیشنهاد پایفشاری میکند و خودش را خوار و خفیف مینماید که آبروی هر چه مرد هست را میبرد...
در غیر شرعی بودن این پیشنهاد هیچ تردیدی نیست اما در عرف ابراز تمایلات جنسی و انسانی بودن این پیشنهاد اگر کسی روشی بهتر و درست تر از روش آقای حمید عمادی سراغ دارد لطفا بگویند تا آقای حمید عمادی در مرتبه بعد از آن روش بهتر استفاده نماید.
و واقعا من نمیدانم که اگر مردی بخواهد در حالتی انسانی و بدون قصد صدمه زدن و توهین و تحقیر و بدون تهدید و ارعاب , تمایل جنسی خود را به زنی نشان دهد و و مایل به ارضای غریزه جنسی خود با او باشد دیگر چکار باید بکند؟!
و حتی میبینیم که که حمید عمادی بدبخت زن ذلیل حتی از موقعیت برتر خود نه برای تهدید بلکه برای ایجاد حس ترحم در خانم شیرانی برای قبول پیشنهاد خود استفاده میکند !
و میبینیم خانم شیرانی با قدرت تمام و از جایگاهی بالاتر و با حالتی برتر به تمامی بهانه ها ی آقای عمادی پاسخ منفی میدهد و ادامه گفتگو هم فقط برای نشان دادن بیچارگی و ذلیلی و ناتوانی و درماندگی و تحقیر و خرد شدن مردی هست که افسارش را به آلتش بسته و تمام شرافت و عقل و مردانگی و فهم و شعورش در کله همان آلتش جمع شده است و بس.
من در اینجا نه قصد دفاع از آقای حمید عمادی را دارم ( که اگر هر کجا او را ببینم به روی او تف میکنم چرا که مایه ننگ همه مردان است ) و نه قصد بی احترامی به خانم شینا شیرانی را , بلکه فقط خواستم بگویم که حقیقتا در این بین اگر کسی تحقیر شد و آزار و صدمه دید و بی آبرو گردید و چیزی از دست داد و اگر کسی لایق و قابل دلسوزی و توجه و و ترحم باشد آن کس خانم شینا شیرانی نیست بلکه آقای حمید عمادی میباشد.
انسان بیمار و بیچاره ای که حتما بخاطر شدت تربیت دینی دوران کودکی و سرکوب امیال طبیعی و غریزی او در یک خانواده مذهبی , تبدیل به یک بیمار جنسی مفلوک و درمانده نیازمند معالجه و مداوا شده که بدون توجه به جایگاه و موقعیت خودش اینچنین ذلیل و خوار و خفیف بخاطر ۵ دقیقه ارضای جنسی , اینچنین خود را حقیر و ذلیل مینماید و التماس میکند و تن به چنین خفتی میدهد و با این کار چهره زشتی از خودش و تمام مردان به نمایش میگذارد و آبرو و حیثیت همه مردها را بزیر علامت سوال میبرد...
یک عکس و هزار حرف و حدیث !
چندی پیش ۲۰ گردشگرازکشور لهستان به جزیره قشم سفر می کنند و بعد از گردش دو روزه به هنگام میروند و دراین جزیره برای انداختن عکس یادگاری در کنار ساحل جمع میشوند و ۹ نفر از مردان این گروه با پوشیدن رو سری و برداشتن حجاب زنان این عکس دسته جمعی را می اندازند ...
اما این عکس حرف و حدیث های بسیاری در آورده که گزیده آنها به شرح ذیل میباشد :
- سایت های حکومتی و حزباللهی ها و برادران ارزشی هر چهار پای خود را داخل یک کفش کردند که بی برو و برگرد این کار به سخره گرفتن حجاب است و آنها به طور آشکار حجاب اسلامی را به تمسخر گرفتند.
- اما برخی از رفتارشناسان انگیزه این کار را تمایل شدید مردان لهستانی به تغییر جنسیت و زن شدن آن هم زن شدن به سبک زنان ایرانی میدانند و ارزیابی کردند .
- اما فعالان تساوی حقوق زن و مرد این حرکت را نشانگر سطح فکر بالای مردان لهستانی میدانند و میگویند که مردان لهستانی برای آنکه به زنهای خود نشان بدهند که هیچ فرقی با هم ندارند , آنها هم روسری سرشان کردند تا مساوات را اجرا کنند .
- گروهی از مراجع مشنگ و آیات عظام ملنگ و برخی از فقهای شیرین عقل فیضیه و حوزه این کار را به حمایت و تمایل شدید مردان اروپائی به حجاب اسلامی تفسیر کردند و هم اکنون سخت مشغول گشتن آیات قرآن و سوراخ سنبه های بحارالانوار , گوشه کنارهای تفسیرالمیزان و کوچه پس کوچه های اصول کافی هستند تا ببینند میتوانند آیه ای , حدیثی , روایتی , نقل قولی , خلاصه چیزی پیدا کنند که بر سر کردن روسری را هم برای مردان اجباری کنند یا نه ؟!
- اما مورخین و تاریخ شناسان مطمئن هستند که این حرکت نوعی احساس قدردانی و قدرشناسی از زنان ایرانی و دسپخت آنها در زمان جنگ جهانی دوم است که چند ده هزار گدا گشنه و آواره لهستانی سربار ایران شده بودند , منتهی چون نوه و نتیجه های آنها فهم آنرا نداشتند که بصورت رسمی آنرا به زبان بیاورند و بگویند بنابر میزان فهم و شعورشان خواستند که از این طریق آنرا نشان بدهند و ابراز تشکر بنمایند !
- البته شوونیست ها و فمینیست ها و بسیاری از اعضای انجمن حمایت از زنان که از مبارزه با حجاب اسلامی سرخورده شدند عمیقا معتقدند که افراد این گروه توریستی لهستانی خواستند که نشان بدهند که برای برابری زن و مرد , مردان هم باید روسری سرشان کنند تا از رنج سنگینی روسری بر سر زنان بکاهند و تحمل روسری سر کردن را بر زنان آسان کنند و اینک مشغول تهیه و تدارک کمپینی برای این خواسته قانونی خود میباشند !
- ولی بسیاری از مدیران آژانس های مسافرتی و وزیران و مدیران و مسولین صنعت توریسم جهان , این عکس را نوعی ترفند و شگرد تبلیغاتی سازمان گردشگری جمهوری اسلامی برای جذب توریستهای مردی که علاقه به روسری بر سر کردن دارند میدانند که با این تبلیغ خواسته به تمام مردان مسافر و توریست در جهان نشان دهد که در ایران هیچ محدودیتی برای روسری بسر کردن مردان وجود ندارد !
- و گروهی از شکاکان و بدبینان و معتقدان به توهم توطئه و مظنونان و مشکوکین و مظنونین و سیاه نما ها و سیاه کارها , عقیده دارند که این مردان مجارستانی پس از گشتو گزار در ایران و دیدن وضعیت ایران و آگاهی از ظرفیت های اقتصادی کشور و نحوه حکومت تخمی آخوندها خواستند با این کار خود به مردان ایرانی بگویند که خاک بر سر شما که مرد نیستید و بهتر است که شما هم لچک بر سر خودتان کنید که فرقی با لچک بسرها ندارید !
- اما خیلی از مردم عادی منجمله خودم فکر میکنم که این عکس هیچ منظور خاصی ندارد و این توریستهای شکم سیر وخوش , برای آنکه عکس متفاوتی داشته باشند تا بعد ها که با جمع شدن بدور هم و یادآوری خاطرات با دیدن این عکس کمی بخندند و شاد باشند , همین , چون اگر آنها هر منظوری حتی بی احترامی و تمسخر حجاب و روسری را داشتند این عکس را در کنار سی و سه پل و یا تخت جمشید و یا میدان شهیاد ( آزادی فعلی ) یا در یکی از خیابانهای تهران می انداختند که ثابت کنند آنجا ایران است نه آنکه در یکی از سواحل دورافتاده و بدور از مردم و اغیار جزیره هنگام که میتوان آنرا ساحل دریای هر کشوری دانست و عنوان کرد !!

حرکت احمقانه زنان و دختران ژاپنی در ورزشگاه آزادی
فقط از این خانم ها که با انداختن یک تکه پارچه بر روی سرشان از گفته قانونگذاران و فتوی دهندگان( قانون منع ورود زنان به ورزشگاه ها )اینگونه حمایت کردند میپرسم :
به حال شما چه فرقی داشت و میکرد که آن روسری و پارچه را بر سر خودتان بیاندازید یا نیاندازید؟؟!
ورود به استادیوم ها و ورزشگاه ها فقط برای زنان ایرانی ممنوع و برای همه زنهای دیگر با روسری و بی روسری آزاد میباشد و این کار بی دلیل شما در اصل نوعی حمایت از همان افکار پوسیده ای هست که بدون هیچ دلیل انسانی و عقلانی از ورود هم جنسان شما به استادیوم ها و ورزشگاه ها ممانعت و جلوگیری کرده و میکند.
حتی اگر بر سر کردن و انداختن روسری برای ورود شما به ورزشگاه اجباری هم بود , بدانید حمایت شما ازهم جنسان خودتان در مقابل این قانون ضد بشری و این تبعیض جنسیتی , واجب تر از حمایت از تیم فوتبال تان بود...
و این سوال را هم در مقابل پاسخ احتمالی شما ( باید به قوانین و سنت های کشورهای دیگر احترام گذاشت ...) از شما میکنم که :
آیا اگر در کشور دیگری حضور زنان در ورزشگاه ها مشروط به لخت شدن آنها بود شما هم از آن قانون پیروی میکردید و لخت به تماشای فوتبال وتشویق وحمایت تیم کشورتان میرفتید؟
لطفا قبل ازانجام کاری به نتایج وعواقب آن کارکمی فکر بکنید

ترجیح داد دخترش بمیرد ولی دست نامحرم به او نخورد !
خبر غرق شدن و مرگ یک دختر ۲۰ ساله و ممانعت پدرش از نجات دادن او واقعا شوکه کننده و غیر قابل تصور است .
اما شنیدن دلیل ممانعت پدر برای نجات دخترش که لمس نکردن نامحرم در هنگام نجات او باشد انسان را شدیدا به تفکر و میدارد که چطور یک پدر بخاطر یک اعتقاد مذهبی راضی به مرگ فرزندش میشود؟
دامنه جهالت تا کجاست ؟
و جهالت تا کجا میتواند در یک انسان اثر کند ؟
اگر یکی از افراد نجات غریق با لمس بدن دختر سبب نجات او میشد آیا خدا شاکی میشد و زمین و زمان را بهم میریخت ؟
آیا فرشتگان شیون میکردند و عرش الهی بلرزه در می آمد ؟
آیا دین اسلام فرو میریخت و آبرو برای پیامبر باقی نمی ماند؟
آیا اکنون خدا شادان و خندان از رعایت احکامش توسط پدر آندختر است ؟
یا آنکه الله ملنگ بوده و یادش نبوده که چنین موقعیتی هم برای بنده هایش پیش می اید تا حکمی جدا در مورد آن ابلاغ کند ؟!
آیا این یک قتل عمد و آن پدر یک جنایتکار نیست ؟
میگویند حتی پدر با ماموران نجات غریق درگیر شده و از رفتن آنها هم با دعوا و درگیری فیزیکی جلوگیری کرده ...!!
تنها میتوان به اینگونه افراد گفت که تو را به آن خدائی که میپرستید اگر چنین طرز تفکری دارید لطفا زن و بچه و خانواده خود را لب دریا نبرید و همان در حوض خانه تان شنا کنید و به این دلخوش و امیدوار باشید که خداوند در آن دنیا به شما جلیقه نجاتی بدهد که دو سرش را دو ملائکه میگیرند و در هیچ آبی غرق نمی شود...!!
[[ دویچه وله - پدری اجازه نداد دختر ۲۰ سالهاش را که در ساحل دوبی در حال غرق شدن بود، نجات دهند. او به پلیس گفته است که نمیخواسته دست "نامحرم" به بدن دخترش بخورد. رسانههای امارات متحده عربی دوشنبه (۱۰ اوت/ ۱۹ مرداد) خبر تکاندهندهای را منتشر کردند: پدری غرق شدن دخترش را به نجات او توسط "نامحرم" ترجیح داد.
به گفته احمد برقیبه، معاون مدیر بخش جستجو و نجات دوبی، این پدر همسر و فرزندانش را برای پیکنیک به ساحل دریا برده بود. بچهها در حال شنا بودند که ناگهان دختر جوان شروع به فریاد زدن میکند.
زمانی که دو نجاتغریق برای کمک به او به سوی دریا میدوند، پدر که گویا بسیار هم قویهیکل بوده، جلوی آنها را میگیرد و مانع این کار میشود. او حتی با نجاتغریقها دست به یقه میشود، تا نگذارد برای نجات جان دخترش وارد آب شوند.
به گفته احمد برقیبه، این پدر به نجاتغریقها گفته است: «ترجیح میدهد دخترش بمیرد تا اینکه مردان نامحرم به او دست بزنند و حیثیتاش را لکهدار کنند.» او اضافه کرد که اگر دخالت پدر نبود و نجاتغریقها اقدام میکردند، احتمالا دختر زنده مانده بود.]]
