‏نمایش پست‌ها با برچسب ایرانیان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ایرانیان. نمایش همه پست‌ها

دوشنبه، فروردین ۲۳، ۱۳۹۵

مخالفت کردن دشمنی نیست بلکه کمترین حق من است

          مخالفت کردن دشمنی نیست بلکه کمترین حق من است 



شخصی ( که احتمال میدهم جوجه طلبه ای باشد)  پس از دیدن پست " جیک جیک مستون آخوندها "  از من پرسیده که :

دلیل دشمنی من با اسلام و روحانیت چیست ؟

و من چه کینه و عقده ای از آنها دارم و کجایم میسوزد ؟


بهتر دیدم که جواب این سوال ها را کمی کاملتر و در پستی مجزا بدهم تا این آقا و آقایان پاسخ خود را بصورت کامل و جامع دریافت کنند .


خدمت این دوستان باید بگویم که :


اولا , بنده تا زمانیکه کسی با من دشمنی نکند و نخواهد که عقیده و اعتقادات خودش را بر من تحمیل بکند , با هیچ شخص و هیچ قشری  و هیچ اعتقادی هرگز عداوت و دشمنی ای نداشتم و ندارم .


دوما , مگر شما واقعا فکر میکنید که این آخوندها روحانی هستند و چیزی که تبلیغ میکنند و میگویند اسلام است ؟!!


نه برادر من , نه دوست عزیز , شما اشتباه میکنی ,


این آخوندها اگر روحانی باشند و خودشان  را روحانی میدانند پس چرا چهارچنگولی به دنیا و مادیات چسبیده اند و برای تحصیل مال و ثروت و قدرت و مکنت با یکدیگر کورس گذاشته اند و مسابقه میدهند؟


مگر جای روحانیت در مسجد نیست ؟


مگر کار روحانیت راهنمائی و هدایت مردم به سوی خدا و رسیدگی به  امورات معنوی آنها نیست ؟


مگر روحانیت نباید در مورد دین و روح و معنویت حرف بزند ؟


پس چرا این آخوندها در هر جائی هستند و هر کاری میکنند و در مورد همه چیز , از ایزوتوپ های هسته اتم گرفته تا سبک معماری آشپزخانه اوپن و مسائل جنسی و لایه اوزون و نقش سورئالیسم در نویسندگی و هنر و تا نحوه شستن مقعد و جماع با خر و الاغ و سوخت موشک های بالستیک حرف میزنند و قاطعانه اظهار نظر میکنند ؟؟!


کجای کاری که این آخوندها میکنند و حرفهایی که میزنند به اسلام ربط دارد و اسلامی هست ؟


آیا اسلام به آخوند احمد جنتی گفته که ۲۵ شغل و سمت داشته باشد و بابت هر شغلی میلیونها تومان حقوق بگیرد و هیچ کاری هم نکند ؟


آیا اسلام گفته که فرزند پدر و مادر پیری را ( سعید زینالی ) سربه نیست کنند و هشت سال آنها را آواره این زندان و آن زندان و این کمیته و آن سازمان کنند و حتی یک جواب درست و حسابی به آنها ندهند ؟


آیا اسلام گفته که چند هزار جوان را که دوران محکومیت خودشان را سپری میکنند به جوخه  های اعدام بسپارند و پدران و مادران آنها را داغدار کنند ؟


آیا اسلام گفته که با خط فقر یک میلیونی اگر به حقوق چند صد هزار تومانی خودت اعتراض کنی ( معلمان و کارگران ) سزایت تهدید و تهدید و توهین و ضرب و شتم و زندان و بند و اعدام است ؟


و الی ماشالله ...


نه آقایان , نه ...


یک روحانی هرگز خودش را معصوم نمیداند و خودش را تا پایه پیامبران و امامان بالا نمیبرد و توهین به خودش را توهین به اسلام و خدا و پیامبر و ائمه اطهار نمیداند و در مسجد به امورات دینی و مذهبی مردم رسیدگی میکند و اسلام هم هرگز نگفته که برای  ساختن آن دنیا باید مردم را گوسپند دید و تو سرشان زد و آنها را فقیر و معتاد و بیمار کرد تا به بهشت بروند .


در مورد عقده و کینه باید به شما بگویم که کینه و عقده گفتنی نیست و چیزی هست که باید انشالله تبارک و تعالی به وقتش نشان داد...


پاسخ ( کجایم میسوزد ؟!)


و به شما بگویم وقتی که میبینم در دوران نوجوانی و جوانی من پینگ پنگ و یا والیبال بازی کردن روز سیزده بدر جرم بود و بابت آن کتک میخوردی و علاف میشدی و تحقیرت میکردند ولی حالا آقایان با همان لباسی که شما فکر میکنید لباس رسول الله هست می آیند و پینگ پونگ بازی میکنند و عکس میگیرند و در اینستاگرام و فیس بوک خودشان میگذارند , دلم به حال جوانی از دست رفته خودم و جگرم از این همه وقاحت اینها آتش میگیرد و میسوزد.

و اما دشمنی و مخالفت کردن !


باید به شما بگویم که متاسفانه یا خوشبختانه هنوز به مرحله دشمنی نرسیدیم که اگر برسیم مطمئن باشید که نه در ایران بلکه در هر نقطه جهان تنبان به پای یکی نخواهد ماند و نمیماند و مخالفت کردن دشمنی نیست بلکه زمینه ساز دشمنی میباشد .




و اما مخالفت کردن هم حق من است و من میتوانم به خاطر :

این همه دزدی و اختلاس های میلیاردی و دادگاه های نمایشی ا-ت - گ - ج - م -ز - ب , و ...و این مسخره بازی ها  ,


غارت منابع و سرمایه های کشورم توسط نورچشمی ها و آقازاده ها ,


این همه فقر و کمبود و گرانی و تورم و تبعیض و نابرابری ها ,


این همه دشمن سازی و دشمن بازی و زدو بست های پشت پرده و حقارت ها و باج دادن ها ,


بیست و پنجسال سرمایه را در لجاجت و بچه بازی خرج کردن و در آخر نرمش قهرمانانه ها ,


خرج کردن پول نفت در لبنان و فلسطین و ونزوئلا و عراق و ساختن اتوبان و بیمارستان و جاده و خانه برای آنها ,


بخاطر اشاعه مواد مخدر و معتاد کردن جوانان و قاچاقچی شدن آنها از بیکاری و اعدام های فله ای آنها ,


بخاطر رانت خواری و تملق و رشوه دادن و رشوه گرفتن نمایندگان مجلس و وکلا و وزرا و فساد روزافزون آنها ,


 به خاطر دادن آن همه وعده و عمل نکردن به هیچکدام یک از آنها و این همه دروغ و دغل و نابکاری ها ,


و این حق من است که بخاطر این همه مشکلات و بدبختی و نامدیریتی و بی لیاقتی مسولان و بخاطر این همه تقاضا و خواسته و پرسش و جوابگو نبودن هیچکس و هیچ مسئولی در مقابل آنها , مخالف باشم و مخالفت کنم.


و پس از این هم با آگاهی از عواقب و تبعات آتی این مخالفت کردن , حتی اگر همه مردم از سر ترس و حقارت بی تفاوت باشند و یا بخاطر ندانستن و ناآگاهی از حق خودشان هر گونه مخالفتی را  بی فایده و بیهوده بدانند اما من مخالفت میکنم و مخالفت خواهم کرد..
.

چون مخالف بودن حق من و مخالفت کردن وظیفه من است و به همه هم میگویم که مخالفت کنید چون حق شماست و بدانید که مخالفت کردن بی تاثیر نیست .

 

چهارشنبه، فروردین ۱۸، ۱۳۹۵

نشانه ای از قبول و درک واقعیت های اجتماعی و زندگی شهری

نشانه ای از  قبول و درک واقعیت های اجتماعی و زندگی شهری

این عکس را باید بعنوان اولین مدرک تصویری و نشانه ای از قبول و درک واقعیت های اجتماعی و زندگی شهری در مردم ایران که توسط یک حرکت جمعی شهروندان تهرانی صورت گرفته در تاریخ به ثبت رساند . 


  

یک نکته در مورد سریال شهرزاد

                                 یک نکته در مورد سریال شهرزاد



سریال خوش ساخت " شهرزاد "  , خواه روایت مظلومیت یک زن , خواه حکایت یک عشق پر سوز و گداز , خواه تصویری از خودکامگی و ظلم در حکومت پیشین , خواه بازسازی و به تصویر کشیدن ماهرانه قسمتی از تاریخ این کشور در قالب یک داستان عاشقانه و یا به هر قصد و نیت و منظور و هدف دیگری ساخته و پرداخته شده باشد در یک نگاه و به دور از مسائل سیاسی و عقیدتی حاوی یک نکته مهم و نمایانگر یک حقیقت و نشانگر یک واقعیت غیرقابل انکار است .

حقیقت وجود عشق و بودن احترام و داشتن اخلاق و گذاشتن حرمت و رعایت ادب و دانستن ارزش نان و نمک و قدردانی و قدرشناسی ...


و این واقعیت در گذشته ای نه چندان دور در همین شهر و دیار ؛


با همه بد و خوب و کم و زیادش بود .


هر کس و هر چیزی سر جای خودش بود .


ادب و تربیت و احترام و بزرگتر و کوچکتری بود .


بردباری و گذشت و عشق و فداکاری و دوستی و محبتی بود.


حرمت نان و نمک و کسب و کاسبی حلال و امنیت و اطمینانی بود .


زن پاک و فرمانبر و شوهر دلسوز و شریف و خانواده و پدر و مادر مهربان و فرزندان خلف و نجیبی بود.


ولو به ظاهر , کلمات برگزیده تر و حرف ها سنجیده تر و جملات پربارتر و سخنان نغزتر و گفته های دل نشین تری بود .  


جاهلی و لات بازی کنترل شده و دارای مرام و حتی فساد و زد و بست هم در آن دوران با حساب و کتاب و با اندکی شرم و حیا همراه بود.


ارباب و نوکر , خادم و خائن , دزد و پلیس , کاسب و کلاش , هنرپیشه و شاگرد پادو مغازه , موافق و مخالف , مسجد و میخانه  هم سر جای خودش و براستی در شکل شمایل واقعی و حقیقی خودشان بود.




اینها نه در دوران هخامنشی و یا در دوران صدر اسلام , بلکه تا همین چند سال پیش واقعیت داشت و یک حقیقت بود.


بود ...,


باور کنید بسیاری از ما دیدیم و میدانیم و بیاد داریم و خاطرمان هست که چنین بود .

بلی بود , با همین مردم و در همین خانه و محله و کوچه و خیابان و در همین شهر و در همین کشور بود .


فقط کافیست که بخاطر بیاوریم و باور کنیم که بود ,


تا شاید بدانیم که درازای چه چیزی آنها رها کردیم و از دست دادیم ؟


و چرا حالا نیست و آنها را نداریم ؟


و چرا هیچ تلاشی برای بدست آوردن دوباره آن نمیکنیم ؟


و مهمتر از همه بدانیم که ؛


اگر تلاشی برای بازسازی آن دوران و بدست آوردن آنها نکنیم چه آخر و عاقبتی در انتظار ما و فرزندان ما خواهد بود ؟  


آیا کسی هست که افسار این همه لجام گسیختگی و آشفتگی را بکشد

و به ما بگوید و یادآوری کند که ؛ کجائی عزیزم , کجائی ؟

دقیقا کجائی و کجای حقیقت این دوران ایستاده ای و زندگی میکنی ؟!    

       
 

سه‌شنبه، فروردین ۱۷، ۱۳۹۵

خانم های ایرانی قدر خودشان و مردان ایرانی را بدانند

           خانم های ایرانی قدر خودشان و مردان  ایرانی را بدانند 


قدرت خدا را میبینید ؟

در یک مملکت برای ازدواج باید خانه و ماشین و مغازه و ویلا داشت و سرویس طلا و شیربها و رفته گل بچینه و رفته گلاب بیاره باید داد و مهمتر از همه به تعداد اعداد تاریخ تولد دختر باید سکه طلا مهریه عندالمطالبه خانم کرد  !


ولی در کشور دوست و همسایه همان مملکت , به هر کسی که با یک دختر ازدواج کند پانزده هزار دلار امریکا (  برابر با ۴۶ میلیون تومان ) پاداش خواهند داد و تابعیت آن کشور جهان اولی را  بدون شنا کردن با کوسه ها و غرق شدن در دریاها و لب دوختن و تغییر جنسیت دادن و مسیحی شدن و دربدری و آوارگی و ....فی الفور و فقط با کپی گذرنامه و دو قطعه عکس ۶x ۴  همراه با خواهش و تمنا دودستی تقدیمشان خواهند کرد!


 ویا در یکی از همین شیخک نشین های خلیج پارس , ازدواج هر پسر کاکل به سری با یکی از دخترانشان برابر با پاداشی در حد یک چاه نفت و گرفتن تا بعیت آن کشور برای خود پسر بخت بلند شده و همه فک و فامیل ها و حتی مغازه داران محله شان میباشد !!


[[       دریافت 15 هزار دلار و تابعیت به شرط ازدواج با دختران روسیه 


قرار است پارلمان روسیه هفته آینده قانونی جنجالی را درباره ازدواج دختران روس با مردان خارجی به بحث بگذارد.


به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، چندی پیش مسئولان کویتی اعلام کردند در ازای ازدواج اتباع خارجی با زنان بیوه کویتی به آنها پاداش هایی اعطا می شود.
اما در جدید ترین اقدام روسیه هم به دنبال ایجاد مشوق  هایی برای ازدواج اتباع خارجی با دختران روس است.
اقدامی که بیش از پیش به دلیل افزایش میزان دختران مجرد در این کشور است.

رسانه ها و منابع خبری اعلام کردند: ولادیمیر بعرطش، رئیس شورای فدرال روسیه اعلام کرده که قرار است پارلمان هفته آینده قانون جنجال برانگیزی را درباره ازدواج دختران روس با مردان خارجی به بحث و بررسی بگذارد.


او گفت: براساس این قانون به هر خارجی که با یک دختر روس ازدواج کند ۱۵ هزار دلار آمریکا و تابعیت روسیه داده می شود.


به گفته این مسئول روس این اقدام برای مقابله با تأخیر در ازدواج دختران صورت می گیرد.]]

منبع موثق این بشارت و خبر : http://www.asriran.com/fa/news/460037/دریافت-15-هزار-دلار-و-تابعیت-به-شرط-ازدواج-با-دختران-روسیه 

 و اینجاست که دختران عزیز و بانمک و کدبانو و تو دل بروی ایرانی باید هر چه زودتر نشستی با همان مادران و پدران و بزرگتران و کلا همه کسانیکه در مرتبه سوم بله گرفتن عاقد , دختر یا همان عروس خانم با بغض و صدائی گرفته میگوید :


با اجازه پدر و مادر و عمو و خاله و زن دائی همسایه روبروئی و و و....بعله !!  عزیزتر از جان شان و جان مان داشته باشند.

 و خیلی زود تا هنوز گند این صحبت درنیامده و توقع پسرها بالا نرفته , در مهریه و شرایط ازدواج و فیس و افاده های بیخودی و غیر ضروری خودشان تجدید نظر کنند و آنرا با یک طرح دوفوریتی سریعا به تصویب برسانند و فورا رونوشت آنرا  برای خواستگاران قدیم و جدید و رد کرده و رد نکرده  و سر کار گذاشته ارسال نمایند .

 شاید که خدا پس کله شان بزند و خر شوند و پای  سفره عقد بنشینند ... !

و بقیه کارها را هم اول بسپارید به دست آن رمال و فالگیری که برای مشورت پیش او میروید و بعدا هم به دست خدا , تا ببینیم چه میشود ؟؟!


[[  از شوخی بگذریم , به پسرهای ایرانی برادرانه میگویم که فکر ازدواج های خارجی مخصوصا  ازدواج با چنین شرایطی (( که تا عمر دارید باید تحقیر بشوید و نقش یک برده جنسی را بازی کنید )) را از سرتان بیرون کنید و بقول معروف , گوشت ... بخور و منت قصاب روسی و کویتی را نکش ... آهک میشی ها ... از من گفتن بود , خود دانید !]]




                           تکذیب شد !


 

شنبه، فروردین ۱۴، ۱۳۹۵

سطح پائین رویاهای ما

                                           سطح پائین رویاهای ما



مقاله [ تکامل منفی «خاتمی»: از «اصلاحات» تا «اعتدال» ] , آقای نیک آهنگ کوثر را میخواندم و چند سطر پایانی آن برای من بسیار جالب بود .

[[  به نظر می‌رسد ما از ترس واقعیت، خودمان را به امیدی غیرممکن معتاد کرده‌ایم تا شاید روزی به رویایی که داریم نزدیک شویم.


همه ما رویاهایی داریم. باید داشته باشیم. اما رویا آیا هدف ما است، یا هدف‌مان رویایی؟


افتادن در وادی رویا، ما را از واقعیت‌‌ها دور می‌کند. اما چیزی که برای من عجیب است، سطح پایین رویاهای بسیاری از هم‌وطنان است
.]]


و این گفته یک حقیقت مسلم است و در مورد ما کاملا صدق میکند و درست میباشد.

مردمی که ( خوب و بهتر ) را نمیخواهند و یا شاید اصلا آن را فراموش کرده اند  و برای خودشان حقی جز انتخابی میان ( بد و بدتر ) قائل نیستند  و برای " بدتر "  نشدن  میروند و " بد "  را انتخاب میکنند و آرزوی آنها پیروزی بد در مقابل بدتر هست و میزان توقع و خواسته های آنها در همین حد باشد , براستی که سطح رویاهای آنها بسیار پایین و حقیرانه است.  


[[ عکس زیر هم با این سطح نازل رویاهای ما چندان بی ربط نیست ]]


 

چهارشنبه، فروردین ۰۴، ۱۳۹۵

جوابی برای آیندگان

                                       جوابی برای آیندگان
دیگه خیالم راحت شد !

دیگه از اینکه یکروزی در مقابل آیندگان سرافکنده و شرمنده بشم نگران نیستم .


میخوام وصیت کنم که اگه افتادم و مردم , یک کپی از این عکس را با من توی قبرم بگذارند , میدونید چرا ؟


برای اینکه اگر مردم و نیاکانم از من پرسیدند که چطور نتونستی برای ایران کاری بکنی؟!


و یا آیندگان از من پرسیدند که چرا برای ایران کاری نکردی ؟ 


به آنها این برگه را نشان بدم و بگم :


باور کنید ما با اینها شدیم هفتاد میلیون جمعیت آنزمان ایران !!؟


ایناهاش , این هم سندش ...!


 

دوشنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۹۴

اسپرم با طعم دوسیب وتوت فرنگی موجود است !

          اسپرم با طعم دوسیب وتوت فرنگی موجود است !
 

حتما شما هم این خبر را :

[[       
یک فوتبالیست ایرانی اسپرمش را 100 میلیون فروخت ! 

بانک اسپرم کشور مدت هاست تشکیل شده تا خانواده هایی که از ناباروری آقایان رنج می برند، با مراجعه به این بانک و دریافت اسپرم و انجام عمل لقا مصنوعی دارای فرزند شوند.یک ستاره سرشناس فوتبال ایران با مراجعه به بانک اسپرم کشور، اسپرم خود را به خانواده ای که از ناباروری رنج می بردند، فروخت! و درآمدزایی عجیبی را ثبت کرد.در این میان برخی خانواده ها برای این که فرزند باهوش و خوش تیپ داشته باشند، دنبال خرید اسپرم دانشمندان، نوابغ و ستاره ها می روند.]]


را دیده اید و خوانده اید , لذا با شناخت اندکی که من از مردم غیورو ملت بزرگ ایران کاملا اسلامی و امت همیشه در صحنه پیدا کردم و با آگاهی نسبی ای که بنده ازجریان های داخلی کشور و وضعیت مملکت  و دولت اسلامی آن دارم تبعات و نتایج کوتاه و بلند مدت این عمل را خدمت هم میهنان خودم برمیشمارم واعلام می کنم .


   

بی تردید با وجود معضل بیکاری ۴۰ ~ ۵۰ درصدی و مشکلات بیشمار موجود و راحت طلبی جوانان ومیل شدید به کار بی دردسر و درآمد بالا و اقتصاد مقاومتی - دلالی حاکم بربازار و سودجوئی فرصت طلبان و میزان رقابت و درصد بالای چشم و همچشمی در میان خانم ها , عواقب  و جوانب و نتایج این حرکت قهرمانانه میتواند :


- اجتماع تعدادی از دلالان درخیابانهای اطراف بانک اسپرم که دونفر یا سه نفر در گوشه و کنار مشغول چانه زدن هستند  وموتور سوارانی که با عجله افرادی را سوار و یا پیاده میکنند و بر روی دیوار و یا تیر چراغ برق های خیابان هم تبلیغاتی دستنویس یا تایپی بدین مضمون دیده میشود :


-  اسپرم فروشی : ۲۸  ساله - ورزشکار - غیر سیگاری - با قیافه ای جذاب - قد بلند - گروه خونی O مثبت  قیمت فقط بیست میلیون - تماس ۰۹۱۳۴۵ ...


-   فوری - اسپرم فروشی- سالم - A منفی - قیمت توافقی - شماره تماس :۰۹۳۴۸۹۲.... فوری,


-   اسپرم تضمینی ....   ۰۹۱۲۵۶۴  ..... تهیه و تحویل درمحل زیر نظر شاهدان معتبر ...


و یا اگر گذرتان به پشت شهرداری و خیابان چراغ برق و ناصرخسرو بیفتد و بروید در گوشه و کنار کوچه ها و مغازه ها , جوانانی که سیگاری برلب دارند و یا تسبیح و زنجیری و چیزی در دستانشان گرفته و میچرخانند را میبینید که در حین عبور شما زیرلبی میگویند :


- اسپرم جدید  , اسپرم جدید ۲۰۱۷  , اسپرم بدم آقا , کیفیت آینه چار تا بیست تومن , اسپرم ...


- اسپرم گلزار و رادان جدید دارم ....اسپرم امین حیائی جفتی صد تومن , بدم خانم ؟


- رضا عطاران و علی کریمی رو داشتم تموم کردم ولی هفته دیگه میاریم , مال دائی هست اگه بگردین پیدا میکنید ,


- جرج کلونی و برادپیت چینی شو دارم که با اصلش مو نمیزنه ...بله منجمد  و فریز شده تضمینی ...


- رونالدو؟ نه خانم , اسپرم رونالدو تقلبی و چینی اش هم اعدام داره ...نیست بیخود دنبالش نگرد , نیمار و رونی را دارم ...نه , اسپرم مسی رو هم ندارم...


-  برای اسپرم های شخصیت های علمی و ادبی باید برین جلو دانشگاه , بله پاتوقش اونجاست ...


    

یا در خیابان در پشت شیشه برخی مغازه ها کاغذهای قطع آچار را میبینید که روی آن با ماژیک مشکی یا آبی نوشته اند:


- اسپرم های ماهواره ای جدید رسید   ... 


- اسپرم با طعم دوسیب و توت فرنگی موجود است ...

- اسپرم " یاالسارات " اسلامی تهیه شده در زیر نظر مجربترین کارشناسان دینی و مراجع فیضیه رسید ...

- داروهای تقویتی اسپرم ساز ایرانی و خارجی با مجوز وزارت ارشاد , طبقه دوم , ته راهرو فروشگاه جهان اسپرم ...

- معجون سنتی چهل گیاه با دعای جوشن کبیرتکثیر کننده اسپرم های حلال دینی ... 

        
  
و همچنین درتیتر جراید و صفحات نیازمندی روزنامه های پرتیراژ و مجلات ورزشی چنین تبلیغات و آگهی هائی را میبینیم :


-  ورود اسپرم های آلوده چینی در بازار توسط دلالان از اسکله های نامرئی ,


- برخورد شهرداری با اسپرم فروشی دوره گردی و سر چهارراهی  و دستفروشان اسپرم در مترو... 


- هوالشافی   یک جفت اسپرم مودب - با خانواده - جذاب - چشم و ابرو مشکی - دارای تاییدیه شورای پزشکی و امضای معتمدین محلی با بهترین قیمت بفروش میرسد لطفا از ساعت ۵ باد از ظهر تا ۹ شب با آقای اسپرم زاده تماس بگیرید  موبایل : ۰۹۳۶۷۳۵....


- مژده , مژده , بشارت  قابل توجه متقاضیان محترم اسپرم   فروشگاه " اسپرم تخمک " بمناسبت میلاد باسعادت اختر تابناک آسمان ولایت تصمیم به حراج فوق العاده اسپرم های مرغوب و با کیفیت خود در هر شکل و رنگ و نژاد مختلف , از تاریخ ۲۰ اسفند لغایت ۲۵ اسفند سالجاری نموده  پس فرصت را از دست ندهید و با خرید اسپرم برای خودتان و یا دوستان و آشنایان  شادی و بچه به دلهای یکدیگر هدیه بدهید    هدف ما جلب رضایت شماست


- بازیکن جنجالی داربی اسپرم خود را به چه شخصی و با چه قیمتی فروخت ؟!


- مصاحبه جنجالی عادل فردوسی پور با بازیکن دوپینگی اسپرم فروش در۹۰  نود امشب ..,


-  کنایه مایلی کهن به قلعه نوئی : نمیخوام از زدوبست های بعضی از آقایون با فدراسیون در مورد فروش اسپرم بازیکنانش چیزی بگم ...


-  کی روش : تا پایان مسابقات انتخابی جام جهانی اسپرم فروشی نداریم .




ویا در اخبار ساعت ۲۰ یا مجموعه خبرهای سراسری تلویزیون چنین خبر هائی را میبینیم و میشنویم:


- هشدار رهبر معظم انقلاب در مورد سیاست پلیدانه " اسپرم اندازی نرم دشمن" در کشورهای اسلامی


- مجلس شورای اسلامی طرح دو فوریتی " محرم بودن اسپرم با والدین" را به مجمع تشخیص مصلحت نظام فرستاد ,


- شناسائی و انهدام دو باند بزرگ قاچاق اسپرم غیر مجاز در شمال و جنوب کشور
- سقوط قیمت نفت و طلا در پی افزایش تولید اسپرم کشورهای عضو اسپمک


-  گزارش تصویری از نیروهای بسیجی در مانور "لبیک یا اسپرم ولایت" و رونمائی از موشک دوربرد " العلقه -۵ " سپاه پاسداران.


و در زیر نویس های تبلیغاتی هم :


- تکرار قسمت هفتم سریال "اسپرم تلخ " به کارگردای طناز معروف مهران مدیری پس از اخبار سراسری .....


- سری جدید برنامه " اسپرمانه " رامبد جوان امشب ساعت ۲۲و ۳۰ دقیقه .....

- اذان مغرب به افق تهران .....

- برنامه * نقش اسپرم در شکل گیری ماهیت ولایت فقیه * با حضور علامه استاد آیتالله محمد تقی مصباح یزدی ساعت :....,

و در تبلیغات و آگهی هان میان برنامه ای :


- شامپو سیر " صحت " تقویت کننده مو ها و اسپرم های آقایانی که میخواهند مو و اسپرم های خوش فرم و خوش حالت داشته باشند ..., لطفا در هنگام خرید به مارک " صحت "  دقت فرمائید ...محصولات صحت برای یک زندگی گرم و شیرین ...شامپو سیر صحت ....


- تو با چی اسپرم ها تولید میکنی ؟ 

من ؟
...با روغن ذرت جدید محصولات لادن ...روغن جدید لادن بدون عوارض جانبی و لطیف کننده پوست چیزهای شما ...تهیه شده از بهترین ذرتهای چس فیل نشده ... یکی بخرید و دوتا کارت ایرانسل جایزه بگیرید...

و یا در حاشیه بزرگ راه ها یا بزرگراه قم و یا بزرگراه شرق به سمت جاجرود مردانی از همه رده های سنی میبینید که در کنار کارتنی که با خط کج و کوله بر روی آن نوشته " اسپرم آزاد "  یا " اسپرم تازه " ایستاده اند , در حالیکه لیوان کاغذی و یا دبه های پلاستیکی دو لیتری و چهار لیتری دردست دارند آن را در هوا گرفته و تکان تکان میدهند...


و یا در فواصل مختلف بچه هائی با کلاه حصیری در حالیکه تابلوی کارتنی که بر روی آن نوشته شده " اسپرم محلی " یا " اسپرم بشرط چاقو " و یا " اسپرم همه رقم و درهم , ببر و ببر..."  یا  " هرچی دادی خدا بده برکت" را تکان میدهند و به وانت ها و نیسان های آبی که در پشت آن مردان جوان و مسن و پیری نشسته و یا ایستاده تنگاتنگ هم چیده شده اند , اشاره میکنند...


و مردان و زنهای مانتویی و چادری که دارند با آنها چانه میزنند و یا درحال پیاده و یا سوار شدن به ماشینهای خود میباشند .




             



پنجشنبه، اسفند ۱۳، ۱۳۹۴

جادوی انتخابات در نظام جمهوری اسلامی - آخوندی ایران

    جادوی انتخابات در نظام جمهوری اسلامی - آخوندی ایران  


 
 شاید خیلی راحت بتوانید سر مردم ایران شیره بمالید و آنها را گول بزنید !

شاید سکوت در مقابل پرسش چگونگی اصلاح طلب شدن برخی افراد تندرو و جای دادن آنها در لیست اصلاح طلبان و گذشت زمان سبب فراموشی و عدم پیگیری نسبت آن گردد !

شاید جراید و رسانه ها هم با نپرداختن به این مساله بتوانند آنرا زیرسبیلی رد کنند و این تضاد را در زیر خبر شکست سنگین اصولگرایان گم و گور کنند و به محاق فراموشی بسپارند و مردم را سیاه کنند , اما...


اما , چنین روشی در رسانه های خارجی وجود ندارد و خبرنگاران آنها هم مانند آقای  "ایلای لیک"، ستون‌نویس سیاست خارجی در وب‌سایت "بلومبرگ" آنقدر هالو و پخمه نیستند و خیلی رک و روراست میگویند : بفرما و خر خودتی ...!! 


 * “ایلای لیک”، ستون‌نویس و روزنامه‌نگار در حوزه‌ی سیاست خارجی و امنیت ملی با سابقه‌ی کار در واشنگتن‌پست، نیویورک‌تایمز، و دیلی‌بیست است. نسخه‌ی انگلیسی این یادداشت روز ۲۹ فوریه ۲۰۱۶ در وب‌سایت شبکه‌ی خبری “بلومبرگ” منتشر کرده است.


[[    بنا بر گزارش خبرگزاری‌های عمده از بی‌بی‌سی گرفته تا اسوشیتدپرس، اصلاح‌طلبان، تندرو‌ها را شکست داده‌اند.


ولی دست نگه دارید مگر شورای نگهبان بیشتر اصلاح‌طلبان را در ماه ژانویه رد صلاحیت نکرده بود؟


البته که این کار را کرده بود ولی...


به لطف جادوی انتخابات درسیاست ایران،بسیاری از تندروهای

 دیروز، اصلاح‌طلبان امروز شده‌اند!!

بسیاری از تندرو‌ها که در اواخر سال‌های دهه ۱۹۹۰ و در سال ۲۰۰۹ با اصلاح‌طلبان مخالفت کرده بودند روز جمعه تحت همین عنوان یعنی اصلاح‌طلبی وارد کارزار انتخابات شدند.


به طور مثال جلالی خواستار حکم اعدام برای دو رهبر جنبش سبز شده بود که در حال حاضر در حبس خانگی هستند. با این وجود وی در لیستی که مورد تایید اصلاح‌طلبان بود در انتخابات روز جمعه شرکت کرد.


محمد محمدی ری‌شهری و قربانعلی دری نجف‌آبادی، دو وزیر سابق اطلاعات که توسط اپوزیسیون دموکراسی‌خواه ایران به کشتار دگراندیشان متهم هستند هم در لیست مورد تایید رییس‌جمهوری میانه‌روی ایران برای نمایندگی مجلس خبرگان شرکت کردند، مجلسی که وظیفه‌اش انتخاب رهبر بعدی ایران است.


در برخی از موارد، این تغییر (از اصول‌گرایی به اصلاح‌طلبی) به گونه‌ای سریع بود که خود نامزد‌ها هم شگفت‌زده شدند.


این افراد عبارتند از آیت‌الله علی موحدی کرمانی که از روند گزینش و رد صلاحیت اصلاح‌طلبان توسط شورای نگهبان دفاع کرده بود و آیت‌الله محمدعلی تسخیری که به خبرنگاران گفته بود:
«معتقدم مسیر درست اصول‌گرایی است و مسیر دیگران از جمله اصلاح‌طلبان و میانه‌رو‌ها مسیر نادرستی است.»


 به سختی می‌توان این انتخابات را یک پیروزی در راستای تغییرات دموکراتیک در ایران دانست و این، آن چیزی است که برای غربی‌هایی که تلاش می‌کنند انتخابات ایران را درک کنند اهمیت دارد.


در حالی که سیاستمداران ایرانی مجبور هستند بین بد و بد‌تر انتخاب کنند ما یک چنین اجباری نداریم.


خبرنگاران و تحلیل‌گران غربی نیازی به مشروعیت‌بخشی به یک انتخابات نامشروع ندارند؛ ما همین‌طور مجبور نیستیم تندرو‌ها را «اصلاح‌طلب» بنامیم.


دست‌کم مهم است استاندارد بالاتری برای روزی که اصلاح‌طلبان حقیقی مجاز به رقابت عادلانه برای کسب قدرت در ایران باشند نگه داریم.


با این وجود، بسیاری از طرفداران جمهوری اسلامی در غرب با این چرخش همراه شده‌اند.


تریتا پارسی، کنشگر ایرانی-سوئدی که سازمانش در امریکا (نایاک) نقشی کلیدی در لابی‌گری برای توافق هسته‌ای ایران ایفا کرد عصر روز یکشنبه نوشت منتقدان انتخابات روز جمعه نسبت به آن‌چه او «کاستی‌های نظام سیاسی ایران» نامید دچار بدفهمی نشدند بلکه آن‌ها در خصوص «قدرت جامعه ایران و پیچیدگی رای‌دهندگان ایرانی دچار بدفهمی شدند؛ رای‌دهندگانی که بار دیگر نشان دادند دارای بلوغ و خرد لازم برای تغییر مسالمت‌آمیز جامعه از درون، بدون هرگونه کمک و یا دخالت خارجی، هستند».


این خیلی معنادار است که یک ایرانی مدعی حمایت از گشایش در جامعه ایران، از «بلوغ و خردمندی» رای‌دهندگانی تمجید می‌کند که به کسانی که حامی ردصلاحیت اصلاح‌طلبان بوده‌اند و حالا لقب “رفورمیست” گرفته‌اند، رای داده‌اند.



(( این حرف حتی برای من که با تمام وجود حرفهای ایشان را قبول دارم هم کلفت بود و خیلی سنگین آمد : تمجید از بلوغ و خردمندی رای دهندگانی که ...!!))

ولی این جادوی انتخابات ایران است و نهایتا رهبر جمهوری اسلامی نیازی به دفاع از مشروعیت آن انتخابات ندارد. او به وفور افرادی را در غرب دارد که این کار را با کمال میل برایش انجام دهند.]]

「‫انتخابات مجلس لیست اصلاح طلبان‬‎」の画像検索結果


این حرف خیلی شسته رفته و آشکار یعنی اینکه :


ای سیاستمداران نظام , رای دهندگان محترم و عزیز , خبرنگاران و ارباب جراید جمهوری اسلامی , شما آزاد و مختار هستید که اگر دوست داشتیید و مایل بودید ,  سر خودتان را شیره بمالید و خودتان را گول بزنید و بعد هم خیلی سنگین و جدی جلوی آینه بروید و ادعا کنید که اصلا مخملی نیست !!

ولی خواهشا پشت گوش ما را که دیگر مخملی نبینید و ما را همانند خودتان مپندارید و در یک سطح ندانید...!!


و بدانید ما خودمان جادوگر و تردست زیاد داریم و کم و بیش به تمام کلک ها و حقه های آنها آشنا هستیم و به هیچ وجه نام این ژان گولر بازی ها و مجیک ها و جادو ها را امدادهای غیبی و معجزه و لطف خدا و یاری ائمه اطهار نمیدانیم و قبول نمیکنیم !

و به هیچ وجه من الوجوهی این یکی داخل پاچه ما نمیرود که تندروئی یکشبه اصلاح طلب بشود یا آن مردمی که با همان شرایط به همان لیست رای دادند و از کون کیف هستند و با دمشان گردو میشکنند ,  به بلوغ سیاسی رسیدند و خردمند هستند و آنقدر شیطون بلا و کلک شدند با این پیچیدگی و قدرت خارق العاده نماینده هائی که قرار است برای آنها فیل هوا بکنند را به مجلس بفرستند .


داداش خودتی ... آره , خودتی ...!  

「‫انتخابات مجلس لیست اصلاح طلبان‬‎」の画像検索結果
 

پنجشنبه، اسفند ۰۶، ۱۳۹۴

آفتابه لگن هفت دست , فهم و شعور هیچی !

           آفتابه لگن هفت دست , فهم و شعور هیچی !



درست زمانی که طلاق یکی از بزرگترین معضلات اجتماعی ما شده و از هر سه ازدواج یکی از آنها به طلاق رسمی یا طلاق عاطفی منجر میشود و در صورت ریشه یابی این معضل به دلائلی همچون عدم درک صحیح از ازدواج و فشار هزینه های بیهوده , چشم و همچشمی های عامیانه و برداشت سطحی و ظاهری از امر ازدواج برمیخوریم , پدیده ای جدید بنام تزئین و چیدمان جهیزیه عروس , مخصوصا تزئین یخچال عروس بر این تفکر و تصور که ما ایرانیان هیچ چیز در مورد مطلب مهمی چون ازدواج و تشکیل خانواده نمیدانیم و تمام پندارهای ما در این مورد مهم از بیخ و بن اشتباه هست و تنها به ظواهر و پرزرق و برق کردن آن توجه داریم , صحه میگذارد و آنرا تائید میکند.

متلاشی شدن زندگی مشترک دو نفر که ظواهر زندگی مشترک و چیدمان جهیزیه عروس و تزیین خوراکی های داخل یخچال انهم بخاطر خودنمائی و حفظ ظاهر و تقلید و چشم و هم چشمی و  هزینه در مورد آن برای آنها مهمتر از اصل زندگی و با ارزش تر از اندیشه و هزینه برای محکم کردن پایه های یک زندگی زناشوئی و درک درست و فهم صحیح از برداشت تشکیل یک خانواده باشد , چندان چیز عجیب و دور از انتظاری نیست و نخواهد بود...  


              


 

شنبه، اسفند ۰۱، ۱۳۹۴

یک حقیقت تلخ ایتالیائی !

                     یک حقیقت تلخ ایتالیائی !



این نوشته و مطلب هم یک حرف حساب است .

یک حرف حساب ایتالیائی ...!

منتهی بقدری حقیقت این نگرش واین نگارش تلخ است که بر حسابی بودنش چربید و از این رو تیتراین مطلب شد : یک حقیقت تلخ ایتالیائی .

و اگر شیرینی و حلاوتی هم در این نوشته باشد , مطمئنا درخواندن کامل نوشته و پی بردن و آگاهی از مفاد و محتوای آن میباشد .
   
این مقاله را روزنامه‌نگار ایتالیایی «اناکاندا» هم‌زمان با سفر حسن روحانی به ایتالیا در روزنامه پرتیراژ، کوریه د لإسرا، منتشر کرد.

نیتن آناکاندا در مقاله‌ای می‌نویسد:

               انتقاد دوستانه‌ای از مردم ایران

ایرانیان نمونه بارز داشتن الگوهای ذهنی مخرب هستند.


آن‌ها در درازنای تاریخ ویژگی جالبی از خود نشان داده‌اند.


زمانی که کشورشان در مسیر رشد و ثروت قرار می‌گیرد گویا نمی‌توانند بپذیرند که این پیشرفت از آن آن‌هاست.


به هر شکلی دست به تخریب ناخودآگاه آن می‌زنند.

تقریباً بسیاری از دودمان‌های پادشاهی ایران به همین شکل ازمیان‌رفته‌اند.


ایرانیان یا خود شورش کرده‌اند و یا در برابر دشمن بیگانه به مبارزه جانانه دست نزده‌اند.

حتی پس از رشد اجتماعی و اطلاعاتی معاصر بازهم این ویژگی حفظ‌ شده است.

در سال ۱۹۷۹ ایرانیان در حالی شورش کردند که کشورشان در مسیر رشدی بسیار سریع از هر نظر قرار داشت.


رفاه جامعه ایرانی بسیار بالا رفته بود، رشد اقتصادی ایران رکورد جهانی را شکسته بود، رشد هنر و فرهنگ و ورزش ایران در مسابقات جهانی نمایان شده بود، ایران محلی برای گردهمایی توریست‌ها شده بود و این کشور همیشه در صدر اخبار جهان به‌عنوان یک کشور کهن اما متمدن بود.


به‌طوری‌که رسانه‌های مهم جهان هرروز مصاحبه‌هایی با مقامات ایرانی پخش می‌کردند.

متخصصین این کشور در سازمان‌های جهانی دارای پست‌های مهمی بودند و سازمان‌هایی نیز به دست ایران راه‌اندازی شده بود ازجمله گات (تجارت جهانی امروزی)، اوپک و یا سازمان حمایت از گردشگری که مقر همه این سازمان‌ها قرار بود در ایران باشد که به دلیل انقلاب اتفاق نیفتاد.


طرح‌های اقتصادی ایران آن‌چنان بود که اکنون پس از نزدیک چهل سال هنوز از آن‌ها استفاده می‌شود.


برای نمونه متروی تهران و یا برج مخابراتی میلاد تاور و خیلی از طرح‌های دیگر برجای‌مانده از دوران پیش از ۱۹۷۹ می‌باشد.

استادیوم ورزشی صدهزارنفری که قرار بود میزبان المپیک ۱۹۸۴ باشد به دلیل تجملی دانستن این بازی‌ها از سوی روحانیون، برای همیشه از برگزاری المپیک محروم شد.


تقریباً می‌توان گفت رشد چشمگیر در همه زمینه‌ها وجود داشت.


درزمینهٔ سیاست نیز شاه ایران از سال ۱۹۷۷ فضای سیاسی ایران را با آزادی همراه کرد که به شورش مذهبیان انجامید.

آنچه از این اتفاقات برمی‌آید نشانگر خودکشی دسته‌جمعی ملتی است که نمی‌تواند رفاه خود را ببیند.


ایرانیان در میان خودشان معتقدند که انگلستان می‌گوید برای تسلط بر اعراب آن‌ها را سیر نگهدار و برای تسلط بر ایرانیان آن‌ها را گرسنه.

اگر این درست باشد ایرانیان باید بدانند که حکومت فعلی هیچ‌گاه برای آنان رفاهی فراهم نخواهد کرد.


چراکه ادامه حاکمیتش به ادامه روند فعلی بستگی دارد.

 بررسی شرایط ایران در ۳۷ سال گذشته نیز نشان می‌دهد حکومت هیچ تلاشی برای افزایش سطح رفاه مردم نکرده است.


ممکن است فرازهایی در این دوره وجود داشته باشد اما به‌طورکلی هیچ‌گاه مردم ایران از مشکلات اقتصادی‌‌‌‌ رها نخواهند شد.

اما آنان هنوز امیدوارند با برداشتن تحریم‌های اخیر کشورشان متحول شود.


چیزی که آنان درک نمی‌کنند این است که حاکمیت نمی‌خواهد مردمش روی رفاه و خوشبختی را ببینند.


هاشمی، خاتمی، احمدی‌نژاد، روحانی و رئیس‌جمهورهای پیشین هم همگی در همین راستا پیش رفته‌اند.


خاتمی اگر ده درصد اوضاع را درست کرد احمدی‌نژاد ۴۰ درصد منفی خراب کرد.

این سیاست حکومتی ست که کشورش را هرروز به شرایط صدر اسلام نزدیک‌تر کند.


 فساد در ایران به حدی در حال فوران است که به نظر می‌رسد واقعاً هیچ‌یک از مسئولان نمی‌خواهند جلوی آن را بگیرند.

اگر در اروپای ما چنین اتفاقاتی می‌افتاد حکومت به‌طور دسته‌جمعی استعفا می‌داد و به‌گونه‌ای گم می‌شد که اثری از هیچ‌یک از آن‌ها پیدا نباشد اما مردم ایران برای فسادهای مسئولان کشورشان جوک می‌سازند و می‌خندند.

به نظر می‌رسد مردم ایران پس از چهار دهه هنوز به روحانیون امید دارند.


و این امید در نفراتی که در رأی‌گیری انتخابات شرکت می‌کنند قابل‌لمس است.


با این اوصاف به نظر نمی‌رسد تا دو نسل آینده شرایط جامعه ایرانی به‌ویژه ازنظر اقتصادی تغییری کند.

باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.

روزنامه دلاسرا.


این مطلب از روی کامنت یکی از دوستان بنام (( ایران دوست ) نقل و کپی شده است .
درود بی کران بر دوست عزیز , ایران دوست 

باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.


سه‌شنبه، بهمن ۲۷، ۱۳۹۴

آیا پس از ۳۷ سال بازهم باید به مردم گفت که رای بده یا رای نده ؟!

        آیا پس از ۳۷  سال بازهم باید به مردم گفت که رای بده یا رای نده ؟!



من نمیدانم بعضی ها بنابر چه تفکر و چه برداشتی خودشان را مجاز میدانند که به مردم بگوید ؛ در انتخابات شرکت کن و برو رای بده ؟!

واقعا این اشخاص ملت را چه تصور میکنند و مردم را چه میبینند ؟


اگر واقعا ملتی ندانند که انتخابات هست و باید حتما کسی به آنها بگوید که ای ایهاالناس انتخابات هست و بروید  رای بدهید , باید فاتحه آن مردم و آینده آن مملکت را خواند... 


آیا کسانیکه که چنین میگویند  فکر میکنند مردم عقلشان به گوش هایشان هست و منتظر فرموده ایشان بودند و هستند ؟!!


که اگر اینطور باشد , بدرستی رای چنین مردمی که نسبت به سرنوشت و وضعیت خودشان اینقدر بی خیال و بی تفاوت هستند , فاقد هر گونه ارزش حقیقی و حقوقی است و باید تمام آرای آنها را به جای " کود " پای درختان بریزیم .


مگر میشود مردمی از وقت و کار و زندگی خود بزنند و بروند رای بدهند تا نماینده ای انتخاب کنند که پیگیر خواسته های آنها باشد و پس از رای دادن همه چیز یادشان برود تا رهبر و رئیس مجمع و رئیس جمهور و سردار سپاه و کاظم آقا بقال و مسئول آفتابه های مسجد شاه و ... یادشان بیاندازند که دوباره نوبت رای دادن آنها شده و از پشت میکروفون ها داد بزنند تا مردم یادشان نرود که بروند و باز هم رای بدهند !!؟


اگر واقعا همینطور باشد که این مردم لیاقت ندارند و دیگر مجلس و نماینده و انتخابات میخواهند چکار ؟!




 و اگر اینطور نیست که بهتر است آقایان خودشان را لوس نکنند و نخود آش نشوند و افاضات بیخودی از خودشان در نکنند و خودشان را آقا بالا سر مردم تصور نکنند.


اما عجیب تر از این قماش , آن دسته از کسانی هستند که به مردم میگویند : نرو و رای نده !!


 که واقعا  باید به صحت و سلامت عقل آنها شک کرد!


 آیا این افراد فکر میکنند باید به مردمی که خودشان بهتر از همه مشکلات را میدانند , و بیشتر از همه بار سختی ها و مشقات بی برنامگی و نامدیریتی و بی لیاقتی را بدوش میکشند و تحمل میکنند , بگویند که نرو و رای نده و رای دادن تو بیهوده است ؟؟!


آیا واقعا این افراد لازم میبینند و ضروری میدانند که به مردم بگویند , نرو و رای نده و در انتخابات شرکت نکن ؟


 آیا فکر نمیکنند مردمی که بخاطر یک شام و یا بخاطر یک مهر  و یا از ترس و یا از حماقت رفتند و رای دادند , لیاقتشان همین وضعیت و همین مدیران و نمایندگان و دزدان سرگردنه است ؟


آیا بهتر نیست سکوت کنند و هیچ نگویند تا لااقل بفهمند که این همه گفته و نوشته و مقاله و نشست و سخنرانی و آگاه سازی و خبر رسانی آنها در طی این چهارسال ( انتخابات قبلی تا انتخابات پیش رو ) چه تاثیری بر مردم گذاشته و ببینند چقدر در کار خودشان موفق بودند و نتیجه گیری کنند ؟


آیا فکر نمیکنند که ممکن است گفتن این حرف در آندسته از مردم نادان ایجاد لجاجت کند و سبب لجبازی بیشتر شود ؟


 و اما در کل ,


آیا بهتر نیست که همه این اشخاصی که خود را عقل کل و یا آقابالاسر مردم میدانند , دست از سر مردم بردارند و برای آنها بزرگتری نکنند و اظهار فضل و اظهار نظر بیجا نکنند تا ببینند :


که واقعا خود این مردم چه میکنند؟


و همین مردم در حال حاضر در چه سطحی از آگاهی و فهم و شعور قرار دارند؟


و آیا براستی نسبت به سرنوشت آینده خودشان حساس هستند ؟


و آیا مسبب این وضعیت کنونی خودشان را همان کسانی که در دوره قبلی انتخاب کردند میدانند یا نه ؟


و آیا خیر و صلاح خودشان را در حضور در انتخابات رای دادن میدانند یا در نرفتن و رای ندادن ؟ 


تا ببینند مردم در این شرایط فعلی نسبت به وضعیت کنونی و آینده خودشان چه واکنشی نشان میدهند ؟


آیا بهتر نیست آقایان , هیچ نگویند  تا حقیقت افکار مردم و رفتار و کنش واقعی آنها را محک بزنند و ببینند ؟


آیا میتوانید برای یکبار هم که شده به این مردم اطمینان کنید و کاری که به خود آنها مربوط است را به خودشان محول کنید و برای یکبار هم که شده فقط نظاره گر باشید تا حقیقت را به چشم خود ببینید و دریابید ؟! 



 

جمعه، بهمن ۲۳، ۱۳۹۴

تو دنیای ما ...

                                   تو دنیای ما ...



تو دنیای ما ,

همه میخواهند بنالند ,
یا در حال نالیدن هستند,
یا نالیدند و منتظر هستند ناله دیگران را گوش کنند !


تو دنیای ما ,


همه همه چیز را میفهمند ,
یا دارند ادعا میکنند که میفهمند,
یا نفهم هاش نشستند و آنها را نگاه میکنند و میخندند !


تو دنیای ما ,


یا همه دروغ میگویند ,
یا مشغول راست نشان دادن دروغ هایشان هستند ,
یا به این فکر میکنند که چه دروغی بگویند تا دیگران باور کنند !


تو دنیای ما ,


یا همه مشغول جلب توجه هستند ,
یا شدیدا مشغول گدائی توجه از دیگران هستند ,
یا سعی میکنند که جلب توجه نکنند و به دیگران هم بی توجه باشند!


تودنیای ما ,

یا همه دلشکسته و تنها هستند ,
یا دنبال یک همزبان خوب میگردند ,
یا منتظر فرصتی هستند تا دل همدیگر را بشکنند !

تو دنیای ما ,


همه از هم میترسند ,
یا میخواهند همدیگر را بترسانند ,
یا به دنبال بهانه ای برای ترسیدن خودشان هستند !


تو دنیای ما ,


همه از هم میدزدند ,
یا سعی میکنند که نشان ندهند دزد هستند ,
یا مشغول حاشا کردن دزدی خودشان و رسواکردن دیگران میباشند !


تو دنیای ما ,


همه به هم توهین میکنند ,
یا سعی میکنند که خودشان را با ادب جلوه دهند ,
یا چندتا اکانت دیگر دارند و با آنها به دیگران فحش میدهند !


تو دنیای ما ,


همه نقد را دوست دارند ,
یا که اصلا تحمل نقد را ندارند ,
یا هر نقدی توهین به اعتقادات آنها محسوب میشود !


تو دنیای ما ,


همه درست میگویند ,
یا دنبال اشتباه یکدیگر میگردند ,
یا تشکیل انجمن میدهند تا فقط به به و چهچه بشنوند !


تو دنیای ما ,


همه تشویق شدن را میپسندند ,
یا تلاش میکنند مورد تشویق قرار بگیرند ,
یا از هم فرار میکنند که مجبور به تشویق هم نباشند !


تو دنیای ما ,


یا مطالب را اصلا نمیخوانند ,
یا فقط تیتر آن را نگاه میکنند و میخوانند ,
یا بلااستثنا در مورد همان مطلب اظهار نظر میکنند !


تو دنیای ما ,


همه حقیقت را دوست دارند ,
یا به طرق مختلف از حقیقت فرار میکنند ,
یا آنکه دوست دارند حقیقت فقط به میل آنها باشد,

 و یا آن چیزی که به میل آنها نیست هم حقیقت نیست !!  



 

جمعه، دی ۰۴، ۱۳۹۴

هر کاری میکنم این یکی نه پائین میرود و نه بالا می آید!

       هر کاری میکنم این یکی نه پائین میرود و نه بالا می آید!



۳۷ سال از طغیان جهل یا همان انفجار نور یا  انقلاب نه چندان شکوهمند سال ۱۳۵۷ میگذرد و در آستانه سی و هشتمین سالگرد آن میباشیم.

در طی این ۳۷ سال بسیاری از اسرار پشت پرده این شورش و بلوای بزرگ  فاش شد و بسیاری از روابط پنهانی عاملان آن با اجانب داخلی و خارجی آشکار گردید و دلیل بسیاری از مسائل پس از گذشت سالها به تدریج روشن گشت و پاسخ بسیاری از پرسش ها نیز داده شد .


اما پس از گذشت ۳۷ سال , علت و دلیل یکی از رفتارهای مردم شریف و فهیم ایران در آن زمان , هنوز برای من لاینحل باقی مانده و تبدیل به یک معضل بزرگ زندگی من گردیده , بطوری که بعضی شبها با دیدن کابوس آن خیس عرق از خواب میپرم و گاهی با یادآوری آن چنان اشتهایم کور میشود و افکارم به هم میریزد که یکی دو روز حال و احوال درستی ندارم .


در کل , من که بسیاری از مسائل ریز و درشت و باور نکردنی این طغیان جهل ( انقلاب ) را فرو بردم و از هضم رابعه هم گذراندم اما این مطلب ۳۷ سال هم چنان در گلوی من گیر کرده و هر کاری میکنم نه پائین میرود و نه بالا می آید !


شاید فکر کنید که این مشکل بزرگ و این معضل زندگی من یک مسئله بسیار کلیدی و مهمی همچون دلیل پشت کردن دوستان قدیمی بختیار به او و یا معمای هویدا و یا مبلغ دقیق کمک های نقدی کارتر به خمینی در نوفل لوشاتو و یا دلیل اعلام بیطرفی ارتش و یا تماس های بازرگان و بهشتی و یزدی و بنی صدر و اطمینان خاطر دادن خود خمینی به آمریکائی ها و یا آن هیچ بزرگ خمینی در پاسخ خبرنگار درون هواپیما و یا چیزهای دیگری مانند اینها و یا از این قبیل باشد.


ولی نه ...  باور کنید که اصلا چنین چیزی نبوده و یا موردی شبیه به اینها نیست !


این مطلب یکی از پیش و پا افتاده ترین مسائل حاشیه ای آن روزها و یکی از کم اهمیت ترین کارها در راه پیروزی انقلاب و به حکومت رسیدن آخوند ها و برپائی جمهوری اسلامی است .


بقدری بی ارزش و ناچیز است تا جاییکه هیچکدام از بانیان اصلی و فرعی و عوامل خرد و کلان و بازیگران کوچک و بزرگی که نقشی در برپائی آن شورش و یا انقلاب داشتند جرات نکردند و در طی مدت این ۳۷ سال هرگز یک کلام در مورد آن حرف نزده اند!!؟


حتی یکی از سران و یا اعضای تمام آن طیف های مختلفی که با تمام وجود برای سرنگونی شاه تلاش میکردند در مکانی یا در محفل و مجلسی به هیچ وجه به آن اشاره ای نکردند!؟

 و حتی برای خالی نبودن عریضه و خنده و شوخی یکی از همین آخوندهای دلقک هم در بالای منبرها  از آن یادآ وری نکردند و چیزی نگفتند !!
اما این معضل  , این مشکل , این کابوس همان قضیه دیدن عکس خمینی در ماه میباشد !

بله , درست ۳۷ سال پیش در همین فصل از سال و درهمین دی ماه سرد و درست در یک چنین شبهائی بود که مردم ایران از پیر و جوان , کوچک و بزرگ , زن و مرد , بی سواد و تحصیلکرده , فقیر و غنی , مسلمان و کافر , زشت و زیبا , بد و خوب , دکتر و بقال , دانش آموز و استاد دانشگاه  به بالای بامهای خانه های خودشان میرفتند و با انگشت عکس خمینی را در ماه به یکدیگر نشان میدادند و برای او سه  صلوات  ( دقت کنید دقیقا سه تا ) میفرستادند و بچه ها کوچک  برایش بای بای میکردند...


شاید برخی از شما بگوئید  ؛


عجب دل خوشی داری تو ...

بابا یه چیزی بوده و تموم شده و رفته پی کارش ...گیر نده !



 اما باید خدمت این دسته از دوستان بگویم : نه بخدا کدوم دل خوش؟


شاید برای شما مهم نباشد , ولی بخدا دلم از این خون است که چطور زنها و مردهای بالغ و بظاهرعاقل عکس خمینی را در ماه دیدند ؟؟!


شاید شما بخندید , اما من چطور باور کنم که پسر همسایه ما که الان یادم نیست دانشجوی چه رشته ای بود برای پدربزرگش که بر روی یک صندلی تاشو نشسته بود و بدورش پتو پیچیده بودند , دوربین شکاری آورد و و جلوی چشم پدربزرگش گرفت و و داشت حالت چهره خمینی را برای او شرح میداد... نه , انصافا بگوئید چطور باور کنم ؟


شاید شما قبول کردید که این هم یک نوع جوگیری و تلقین مسخره بوده , ولی خودتان بگوئید که من چگونه به خودم بقبولانم و یا دراین دنیای به این بزرگی چه کسی قبول میکند که آقا رضا و محسن آقا دو مرد چهل پنجاه ساله و صاحب چند فرزند بزرگ و کوچک نصفه شبی بر سر رنگ عبای خمینی در عکسش در کره ماه  با هم بگو مگو  و مجادله میکردند؟!


شاید برای شما تمام شده باشد , اما برای من انگار همین دیشب بود و هر سال جزئیات بیشتری از آن را بیاد می آورم !


شاید شما از آن گذشتید و رد شدید ولی من در سکوت آقایان توده ای و ملی مذهبی و چپ های مارکسیست و مراجع دیندار خداترس بدجوری گیر کردم !


آیا غم بدل شما چنگ نمیزند و بغض گلوی شما را نمیگیرد که بدانید و یا بخاطر بیاورید که میلیونها نفر از هموطنان شما که میخواستند سرنوشت خودشان و کشورشان را در دستهای خودشان  بگیرند , در شبهای سرد زمستان به بالای بام خانه رفتند و در کره ماه عکس خمینی را دیدند و برایش صلوات فرستادند ؟


آیا وحشت نمیکنید که فهمیده ها و با سواد ها و تحصیلکردگان یک مملکت و تمام کسانی که ادعا کردند میفهمند و میخواستند به استقلال و آزادی سیاسی و آزادی بیان برسند و ایران را برای توده های خلق ایرانی گلستان همیشه بهار بکنند...!


 یا خودشان هم عکس خمینی را دیدند و برای او صلوات فرستادند و یا سکوت کردند و لب فروبستند , و نه تنها هیچ نگفتند بلکه در روز ورود خود خمینی ونه عکسش نوشتند که ؛ امروز خورشید از غرب طلوع کرد و مردی می آید که خارها زیر پایش گل میشود ؟!!

آیا خوف بر دل شما نمینشیند و نگران نمیشوید که با این سکوت و خود را به کوچه علی چپ زدن سبب شود که فرزندان این بوم و بر هم مانند پدران و مادران شان همان بابا غوری و همان مرض چشم را بگیرند و آنها هم یک خمینی دیگر در ماه  ببینند و بخواهند که او را هم تجربه کنند !؟؟


آیا واقعا شما هیچ مشکلی ندارید و کابوس خوردن داغ ننگ ابدی این جهالت و خودفریبی بزرگ بر پیشانی و سرافکندگی آن , در خواب و بیداری گریبانتان را نمیگیرد؟


ای برداران ارزشی و حزباللهی و بسیجی آیا شما هم با انفجار نوری که با دروغ و مردمفریبی آغاز شد هیچ مشکلی ندارید؟!


 ای برادران پاسدار ارزشهای انقلاب آیا تابحال شده که از پدران و مادران خداشناس و متدین خودتان بپرسید که آنها در آن شبها و در کره ماه کدام عکس خمینی را در چه سایز و چه حالتی دیدند و برایش سه تا صلوات فرستادند ؟؟!