نمایش پستها با برچسب جامعه. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب جامعه. نمایش همه پستها
چهارشنبه، فروردین ۱۸، ۱۳۹۵
یک نکته در مورد سریال شهرزاد
یک نکته در مورد سریال شهرزاد

سریال خوش ساخت " شهرزاد " , خواه روایت مظلومیت یک زن , خواه حکایت یک عشق پر سوز و گداز , خواه تصویری از خودکامگی و ظلم در حکومت پیشین , خواه بازسازی و به تصویر کشیدن ماهرانه قسمتی از تاریخ این کشور در قالب یک داستان عاشقانه و یا به هر قصد و نیت و منظور و هدف دیگری ساخته و پرداخته شده باشد در یک نگاه و به دور از مسائل سیاسی و عقیدتی حاوی یک نکته مهم و نمایانگر یک حقیقت و نشانگر یک واقعیت غیرقابل انکار است .
حقیقت وجود عشق و بودن احترام و داشتن اخلاق و گذاشتن حرمت و رعایت ادب و دانستن ارزش نان و نمک و قدردانی و قدرشناسی ...
و این واقعیت در گذشته ای نه چندان دور در همین شهر و دیار ؛
با همه بد و خوب و کم و زیادش بود .
هر کس و هر چیزی سر جای خودش بود .
ادب و تربیت و احترام و بزرگتر و کوچکتری بود .
بردباری و گذشت و عشق و فداکاری و دوستی و محبتی بود.
حرمت نان و نمک و کسب و کاسبی حلال و امنیت و اطمینانی بود .
زن پاک و فرمانبر و شوهر دلسوز و شریف و خانواده و پدر و مادر مهربان و فرزندان خلف و نجیبی بود.
ولو به ظاهر , کلمات برگزیده تر و حرف ها سنجیده تر و جملات پربارتر و سخنان نغزتر و گفته های دل نشین تری بود .
جاهلی و لات بازی کنترل شده و دارای مرام و حتی فساد و زد و بست هم در آن دوران با حساب و کتاب و با اندکی شرم و حیا همراه بود.
ارباب و نوکر , خادم و خائن , دزد و پلیس , کاسب و کلاش , هنرپیشه و شاگرد پادو مغازه , موافق و مخالف , مسجد و میخانه هم سر جای خودش و براستی در شکل شمایل واقعی و حقیقی خودشان بود.

اینها نه در دوران هخامنشی و یا در دوران صدر اسلام , بلکه تا همین چند سال پیش واقعیت داشت و یک حقیقت بود.
بود ...,
باور کنید بسیاری از ما دیدیم و میدانیم و بیاد داریم و خاطرمان هست که چنین بود .
بلی بود , با همین مردم و در همین خانه و محله و کوچه و خیابان و در همین شهر و در همین کشور بود .
فقط کافیست که بخاطر بیاوریم و باور کنیم که بود ,
تا شاید بدانیم که درازای چه چیزی آنها رها کردیم و از دست دادیم ؟
و چرا حالا نیست و آنها را نداریم ؟
و چرا هیچ تلاشی برای بدست آوردن دوباره آن نمیکنیم ؟
و مهمتر از همه بدانیم که ؛
اگر تلاشی برای بازسازی آن دوران و بدست آوردن آنها نکنیم چه آخر و عاقبتی در انتظار ما و فرزندان ما خواهد بود ؟
آیا کسی هست که افسار این همه لجام گسیختگی و آشفتگی را بکشد
و به ما بگوید و یادآوری کند که ؛ کجائی عزیزم , کجائی ؟
دقیقا کجائی و کجای حقیقت این دوران ایستاده ای و زندگی میکنی ؟!


سریال خوش ساخت " شهرزاد " , خواه روایت مظلومیت یک زن , خواه حکایت یک عشق پر سوز و گداز , خواه تصویری از خودکامگی و ظلم در حکومت پیشین , خواه بازسازی و به تصویر کشیدن ماهرانه قسمتی از تاریخ این کشور در قالب یک داستان عاشقانه و یا به هر قصد و نیت و منظور و هدف دیگری ساخته و پرداخته شده باشد در یک نگاه و به دور از مسائل سیاسی و عقیدتی حاوی یک نکته مهم و نمایانگر یک حقیقت و نشانگر یک واقعیت غیرقابل انکار است .
حقیقت وجود عشق و بودن احترام و داشتن اخلاق و گذاشتن حرمت و رعایت ادب و دانستن ارزش نان و نمک و قدردانی و قدرشناسی ...
و این واقعیت در گذشته ای نه چندان دور در همین شهر و دیار ؛
با همه بد و خوب و کم و زیادش بود .
هر کس و هر چیزی سر جای خودش بود .
ادب و تربیت و احترام و بزرگتر و کوچکتری بود .
بردباری و گذشت و عشق و فداکاری و دوستی و محبتی بود.
حرمت نان و نمک و کسب و کاسبی حلال و امنیت و اطمینانی بود .
زن پاک و فرمانبر و شوهر دلسوز و شریف و خانواده و پدر و مادر مهربان و فرزندان خلف و نجیبی بود.
ولو به ظاهر , کلمات برگزیده تر و حرف ها سنجیده تر و جملات پربارتر و سخنان نغزتر و گفته های دل نشین تری بود .
جاهلی و لات بازی کنترل شده و دارای مرام و حتی فساد و زد و بست هم در آن دوران با حساب و کتاب و با اندکی شرم و حیا همراه بود.
ارباب و نوکر , خادم و خائن , دزد و پلیس , کاسب و کلاش , هنرپیشه و شاگرد پادو مغازه , موافق و مخالف , مسجد و میخانه هم سر جای خودش و براستی در شکل شمایل واقعی و حقیقی خودشان بود.

اینها نه در دوران هخامنشی و یا در دوران صدر اسلام , بلکه تا همین چند سال پیش واقعیت داشت و یک حقیقت بود.
بود ...,
باور کنید بسیاری از ما دیدیم و میدانیم و بیاد داریم و خاطرمان هست که چنین بود .
بلی بود , با همین مردم و در همین خانه و محله و کوچه و خیابان و در همین شهر و در همین کشور بود .
فقط کافیست که بخاطر بیاوریم و باور کنیم که بود ,
تا شاید بدانیم که درازای چه چیزی آنها رها کردیم و از دست دادیم ؟
و چرا حالا نیست و آنها را نداریم ؟
و چرا هیچ تلاشی برای بدست آوردن دوباره آن نمیکنیم ؟
و مهمتر از همه بدانیم که ؛
اگر تلاشی برای بازسازی آن دوران و بدست آوردن آنها نکنیم چه آخر و عاقبتی در انتظار ما و فرزندان ما خواهد بود ؟
آیا کسی هست که افسار این همه لجام گسیختگی و آشفتگی را بکشد
و به ما بگوید و یادآوری کند که ؛ کجائی عزیزم , کجائی ؟
دقیقا کجائی و کجای حقیقت این دوران ایستاده ای و زندگی میکنی ؟!

چهارشنبه، اسفند ۰۵، ۱۳۹۴
الاغ درمانی !
الاغ درمانی !
وقتی خرافات در تار و پود یک اجتماع نقش بست و جهالت در وجود یک جامعه نهادینه شد و مردم به طب های سنتی و گیاهی من درآوردی مشتی رمال و شارلاتان بیشتر از علوم پزشکی نوین اعتقاد داشته باشند و اعتماد پیدا کنند , مطمئنا کارشان به نوشیدن دم کرده پشگل ماچه الاغ برای درمان نفخ معده و بخور تاپاله گاو برای رفع سردردهای مزمن و درمان سینوزیت میکشد و ختم میشود !
این هم از آخر و عاقبت جماعتی که خرافات را با اعتقادات اشتباه بگیرند !

از این عکس نباید سرسری گذشت ...
چرا که پیداست شخصی که بابت پوستر کردن این روش درمانی هزینه کرده است و برای چاپ آن پول پرداخته , مشتریانی داشته که از این راه شفا پیدا کردند و رضایت داشته اند که طرف را برای جذب مشتریان بیشتر به تبلیغ در اشاعه این روش درمانی ترغیب نموده اند !!
فقط آدم میماند که الاغ درمانی یعنی :
- درمان بوسیله الاغ های نفهم ؟!
- یا وسیله ای برای درمان الاغ های نفهم !؟

وقتی خرافات در تار و پود یک اجتماع نقش بست و جهالت در وجود یک جامعه نهادینه شد و مردم به طب های سنتی و گیاهی من درآوردی مشتی رمال و شارلاتان بیشتر از علوم پزشکی نوین اعتقاد داشته باشند و اعتماد پیدا کنند , مطمئنا کارشان به نوشیدن دم کرده پشگل ماچه الاغ برای درمان نفخ معده و بخور تاپاله گاو برای رفع سردردهای مزمن و درمان سینوزیت میکشد و ختم میشود !
این هم از آخر و عاقبت جماعتی که خرافات را با اعتقادات اشتباه بگیرند !

از این عکس نباید سرسری گذشت ...
چرا که پیداست شخصی که بابت پوستر کردن این روش درمانی هزینه کرده است و برای چاپ آن پول پرداخته , مشتریانی داشته که از این راه شفا پیدا کردند و رضایت داشته اند که طرف را برای جذب مشتریان بیشتر به تبلیغ در اشاعه این روش درمانی ترغیب نموده اند !!
فقط آدم میماند که الاغ درمانی یعنی :
- درمان بوسیله الاغ های نفهم ؟!
- یا وسیله ای برای درمان الاغ های نفهم !؟

پنجشنبه، بهمن ۰۸، ۱۳۹۴
نظام فاسد و فساد در جمهوری اسلامی
نظام فاسد و فساد در جمهوری اسلامی

هر چند که حاکمان و مسئولان جمهوری اسلامی آمارهائی را که به نفع خودشان نیست از دسائس مؤسسات و بنگاه های استکبار جهانی و دشمن میدانند و مینمایند ( اما همین جمهوری اسلامی آمارهای همان موسسه ها و بنگاه ها را در مورد فرستادن حلزون و کرم به فضا و یا قدرت موشکی و جهش علمی که به نفعش هست در بوق و کرنا میکند ! ) ولی باید قبول کنیم که این آمارها در جهان مورد تایید اکثریت کشورهاست و بنابر همین شاخص ها و آمارهاست که دول جهان روابط بین المللی و خط و مشی خودشان را تنظیم میکنند .
در تازه ترین اخبار مربوط به آمارها , سازمان شفافیت بین المللی لیست شاخص فساد در کشورهای مختلف جهان در سال 2015 را اعلام کرد.
اما اجازه بدهید قبل از اعلام سالم ترین و فاسد ترین کشورها و جایگاه جمهوری اسلامی در آمار جهانی و شاخص فساد , یکبار دیگر معنی کلمه و واژه فساد و فاسد را در فرهنگ لغت پارسی بخوانیم و مرور کنیم .
فساد. [ ف َ ] (ع مص ) تباه شدن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (منتهی الارب ). ضد صلاح . (از اقرب الموارد). || به ستم گرفتن مال کسی را...
فساد فساد. [ ف ُس ْ سا ] (ع ص ، اِ) ج ِ فاسد.
(فرهنگ فارسی معین ) فساد :
1ـ عاملی که باعث ساقط شدن چیزی از بهرهبرداری میشود.
2ـ وادار کردن کسی به رفتاری بر خلاف وظیفه یا بینش خود با دادن هدیه، و...
فاسد. [ س ِ ] (ع ص ) تبه . (منتهی الارب ). معیوب . تبه . خراب .
فاسد شدن . [ س ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) تباه شدن . تباه گردیدن : ظن آن شخص فاسد شد و بازار اینان کاسد. (گلستان ). || گندیدن . رجوع ...
فاسد کردن . [ س ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) فاسدساختن . گندانیدن . رجوع به تباه و تباه ساختن شود.
حالا ؛
[[ کشور دانمارک با شاخص 91 سالم ترین کشور جهان از لحاظ وجود فساد اداری و مالی و سومالی و کره شمالی با شاخص 8 فاسد ترین کشور جهان اعلام شده اند و در جایگاه صدو شصت و هفتم جهان قرار گرفته اند.و جمهوری اسلامی در این جدول در رده صدو سی ام قرار دارد و با کسب شاخص 27 با کشورهایی چون اوکراین، کامرون،نپال، نیکاراگوئه و پاراگوئه در یک ردیف قرار گرفته است.به گزارش عصر ایران به نقل از خبرگزاری آسوشیتد پرس سازمان شفافیت بین المللی وضعیت وجود فساد اداری و مالی در کشورهای مختلف دنیا در سال 2015 را با شاخص بین صفر و صد ارزیابی و اعلام کرده است.]]
این یعنی آنکه در میان دویست و چند کشور جهان از ۱۶۷ کشوری که از لحاظ سلامت و یا فساد مالی و اداری مورد تحقیق قرار گرفتند , جمهوری اسلامی که ادعای یک حکومت دینی با اصل مترقی ولایت فقیه را دارد و با یک رهبر و یک رئیس جمهور روحانی که در کشورهای غیر مسلمان مجسمه های لخت یک موزه را به احترام لباسش میپوشانند ...!
در تباهی و تباه کردن سرمایه های ملی و تخریب و از بین بردن اعتبار و زیرساخت های کشور و در گندیدن و گندانیدن و آلوده کردن مردم به دزدی و رشوه و تباه کردن و تباه ساختن آینده و آیندگان چنان موفق عمل کردند که در رده ۱۳۰ این جدول جای گرفتند و این یعنی آنکه از هر صد نفر مسئول و مدیر و دولتمرد ۷۳ نفر آنها افرادی دزد و بی شرف و فاسد و تبهکار میباشند .
(( البته ما میدانیم و مطمئن هستیم که با توجه به اختلاس ها و دزدی ها و رانت خوا ری ها و زمین خواری ها و سواستفاده های دولت و دولتمردان از مقام و منصبشان که در اخبار رسانه های خود جمهوری اسلامی نشر و بازتاب پیدا میکند, قانونا باید جمهوری اسلامی در همان رده ۱۶۷ باشد , چون نه در سومالی و نه در کره جنوبی هیچگاه اختلاس میلیاردی نبوده و صورت نگرفته است , منتهی چون کارمندان و محققین این سازمان آمارگیری کمی از معنای دین خبر دارند و آن پسوند اسلامی را هم میبینند , رویشان نشده و یا باور نکردند که یک کشوری که ادعای مسلمانی و اسلامی بودن را دارد در قعر این رده بندی جای دهند...!))
اما نکته بسیار جالب اینجاست که همین دزدهای ملبس به لباس روحانیت در جمهوری اسلامی کشورهایی مانند :
[[ قطر در مجموعه کشورهای خاورمیانه و اسلامی بهترین شاخص را به لحاظ نبود فساد اداری و مالی کسب کرده و با کسب شاخص 71 در جایگاه بیست و دوم جدول جهانی قرار گرفته است. وضعیت قطر از این نظر حتی از وضعیت کشورهایی چون فرانسه چند پله بهتر است.پس از قطر کشور امارات متحده عربی با کسب شاخص 70 در جایگاه بیست و سوم قرار دارد. اردن با شاخص 53 در رده چهل و پنجم قرار گرفته و کشورهای عربستان سعودی و بحرین با کسب شاخص های 52 و 51 در رده 48 و 50 جهانی قرار گرفته اند.]]
را قبول ندارند و حکام و مسئولین و دولتمردان و رهبران آنها را دزد و فاسد و خائن و بی لیاقت و بی کفایت میدانند و مینامند و برای حکومت آنها اضمحلال و فروپاشی و سرنگونی و از هم پاشیدگی و زوال و سقوط پیشبینی میکنند !!
که آدم حیران میشود که بر این بلاهت بخندد یا بر این وقاحت زارزار گریه کند !
در اینجا پیشاپیش برای بستن دهان ابلهان و بی سوادان و افراد نفهمی که میخواهند بر این نوشته ایراد بگیرند بسیار رک و شفاف میگویم که :
اگر این خبر و آمار درست باشد که بدا بحال شما که ابلهانه سنگ چنین افراد دزد و بی شرفی را به سینه میزنید و از حکومت آنها طرفداری میکنید ...
و اگر این آمار درست نیست و سیاهنمائی استکبار جهانی باشد, باز هم هم بدا به حال شما که دولتمردانی بی کفایت و دزد و ابله و خائن دارید که برای نشان دادن واقعیت و جایگاه واقعی کشور و حفظ آبروی شما هیچ حرکت و اقدامی نمیکنند بلکه همچنان مشغول زیرآب زدن و دروغ گفتن و تهمت بستن به یکدیگر برای کسب قدرت بیشتر میباشند .
و در آخر از تمام هموطنانی که میخواهند در نمایش مسخره انتخابات شرکت بکنند تا از میان بد و بدتر انتخابی داشته باشند و افرادی را به طویله مجلس بفرستند عاجزانه تقاضا دارم که لااقل افرادی را انتخاب کنند که سر سفره پدر و مادرشان نشسته باشند و محض رضای خدا به اندازه ارزنی دارای شرف و وجدان و اخلاق باشند و از مسئولیت و وطن و غیرت بوئی برده باشند که برای حفظ ظاهر هم که شده در پایان کارشان از شما طلبکار نباشند و به ریش شما و هفت جد و آبادتان نخندند و دوقورت و نیمشان هم از شما باقی نباشد.//


هر چند که حاکمان و مسئولان جمهوری اسلامی آمارهائی را که به نفع خودشان نیست از دسائس مؤسسات و بنگاه های استکبار جهانی و دشمن میدانند و مینمایند ( اما همین جمهوری اسلامی آمارهای همان موسسه ها و بنگاه ها را در مورد فرستادن حلزون و کرم به فضا و یا قدرت موشکی و جهش علمی که به نفعش هست در بوق و کرنا میکند ! ) ولی باید قبول کنیم که این آمارها در جهان مورد تایید اکثریت کشورهاست و بنابر همین شاخص ها و آمارهاست که دول جهان روابط بین المللی و خط و مشی خودشان را تنظیم میکنند .
در تازه ترین اخبار مربوط به آمارها , سازمان شفافیت بین المللی لیست شاخص فساد در کشورهای مختلف جهان در سال 2015 را اعلام کرد.
اما اجازه بدهید قبل از اعلام سالم ترین و فاسد ترین کشورها و جایگاه جمهوری اسلامی در آمار جهانی و شاخص فساد , یکبار دیگر معنی کلمه و واژه فساد و فاسد را در فرهنگ لغت پارسی بخوانیم و مرور کنیم .
فساد. [ ف َ ] (ع مص ) تباه شدن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (منتهی الارب ). ضد صلاح . (از اقرب الموارد). || به ستم گرفتن مال کسی را...
فساد فساد. [ ف ُس ْ سا ] (ع ص ، اِ) ج ِ فاسد.
(فرهنگ فارسی معین ) فساد :
1ـ عاملی که باعث ساقط شدن چیزی از بهرهبرداری میشود.
2ـ وادار کردن کسی به رفتاری بر خلاف وظیفه یا بینش خود با دادن هدیه، و...
فاسد. [ س ِ ] (ع ص ) تبه . (منتهی الارب ). معیوب . تبه . خراب .
فاسد شدن . [ س ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) تباه شدن . تباه گردیدن : ظن آن شخص فاسد شد و بازار اینان کاسد. (گلستان ). || گندیدن . رجوع ...
فاسد کردن . [ س ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) فاسدساختن . گندانیدن . رجوع به تباه و تباه ساختن شود.
حالا ؛
[[ کشور دانمارک با شاخص 91 سالم ترین کشور جهان از لحاظ وجود فساد اداری و مالی و سومالی و کره شمالی با شاخص 8 فاسد ترین کشور جهان اعلام شده اند و در جایگاه صدو شصت و هفتم جهان قرار گرفته اند.و جمهوری اسلامی در این جدول در رده صدو سی ام قرار دارد و با کسب شاخص 27 با کشورهایی چون اوکراین، کامرون،نپال، نیکاراگوئه و پاراگوئه در یک ردیف قرار گرفته است.به گزارش عصر ایران به نقل از خبرگزاری آسوشیتد پرس سازمان شفافیت بین المللی وضعیت وجود فساد اداری و مالی در کشورهای مختلف دنیا در سال 2015 را با شاخص بین صفر و صد ارزیابی و اعلام کرده است.]]
این یعنی آنکه در میان دویست و چند کشور جهان از ۱۶۷ کشوری که از لحاظ سلامت و یا فساد مالی و اداری مورد تحقیق قرار گرفتند , جمهوری اسلامی که ادعای یک حکومت دینی با اصل مترقی ولایت فقیه را دارد و با یک رهبر و یک رئیس جمهور روحانی که در کشورهای غیر مسلمان مجسمه های لخت یک موزه را به احترام لباسش میپوشانند ...!
در تباهی و تباه کردن سرمایه های ملی و تخریب و از بین بردن اعتبار و زیرساخت های کشور و در گندیدن و گندانیدن و آلوده کردن مردم به دزدی و رشوه و تباه کردن و تباه ساختن آینده و آیندگان چنان موفق عمل کردند که در رده ۱۳۰ این جدول جای گرفتند و این یعنی آنکه از هر صد نفر مسئول و مدیر و دولتمرد ۷۳ نفر آنها افرادی دزد و بی شرف و فاسد و تبهکار میباشند .
(( البته ما میدانیم و مطمئن هستیم که با توجه به اختلاس ها و دزدی ها و رانت خوا ری ها و زمین خواری ها و سواستفاده های دولت و دولتمردان از مقام و منصبشان که در اخبار رسانه های خود جمهوری اسلامی نشر و بازتاب پیدا میکند, قانونا باید جمهوری اسلامی در همان رده ۱۶۷ باشد , چون نه در سومالی و نه در کره جنوبی هیچگاه اختلاس میلیاردی نبوده و صورت نگرفته است , منتهی چون کارمندان و محققین این سازمان آمارگیری کمی از معنای دین خبر دارند و آن پسوند اسلامی را هم میبینند , رویشان نشده و یا باور نکردند که یک کشوری که ادعای مسلمانی و اسلامی بودن را دارد در قعر این رده بندی جای دهند...!))
اما نکته بسیار جالب اینجاست که همین دزدهای ملبس به لباس روحانیت در جمهوری اسلامی کشورهایی مانند :
[[ قطر در مجموعه کشورهای خاورمیانه و اسلامی بهترین شاخص را به لحاظ نبود فساد اداری و مالی کسب کرده و با کسب شاخص 71 در جایگاه بیست و دوم جدول جهانی قرار گرفته است. وضعیت قطر از این نظر حتی از وضعیت کشورهایی چون فرانسه چند پله بهتر است.پس از قطر کشور امارات متحده عربی با کسب شاخص 70 در جایگاه بیست و سوم قرار دارد. اردن با شاخص 53 در رده چهل و پنجم قرار گرفته و کشورهای عربستان سعودی و بحرین با کسب شاخص های 52 و 51 در رده 48 و 50 جهانی قرار گرفته اند.]]
را قبول ندارند و حکام و مسئولین و دولتمردان و رهبران آنها را دزد و فاسد و خائن و بی لیاقت و بی کفایت میدانند و مینامند و برای حکومت آنها اضمحلال و فروپاشی و سرنگونی و از هم پاشیدگی و زوال و سقوط پیشبینی میکنند !!
که آدم حیران میشود که بر این بلاهت بخندد یا بر این وقاحت زارزار گریه کند !
در اینجا پیشاپیش برای بستن دهان ابلهان و بی سوادان و افراد نفهمی که میخواهند بر این نوشته ایراد بگیرند بسیار رک و شفاف میگویم که :
اگر این خبر و آمار درست باشد که بدا بحال شما که ابلهانه سنگ چنین افراد دزد و بی شرفی را به سینه میزنید و از حکومت آنها طرفداری میکنید ...
و اگر این آمار درست نیست و سیاهنمائی استکبار جهانی باشد, باز هم هم بدا به حال شما که دولتمردانی بی کفایت و دزد و ابله و خائن دارید که برای نشان دادن واقعیت و جایگاه واقعی کشور و حفظ آبروی شما هیچ حرکت و اقدامی نمیکنند بلکه همچنان مشغول زیرآب زدن و دروغ گفتن و تهمت بستن به یکدیگر برای کسب قدرت بیشتر میباشند .
و در آخر از تمام هموطنانی که میخواهند در نمایش مسخره انتخابات شرکت بکنند تا از میان بد و بدتر انتخابی داشته باشند و افرادی را به طویله مجلس بفرستند عاجزانه تقاضا دارم که لااقل افرادی را انتخاب کنند که سر سفره پدر و مادرشان نشسته باشند و محض رضای خدا به اندازه ارزنی دارای شرف و وجدان و اخلاق باشند و از مسئولیت و وطن و غیرت بوئی برده باشند که برای حفظ ظاهر هم که شده در پایان کارشان از شما طلبکار نباشند و به ریش شما و هفت جد و آبادتان نخندند و دوقورت و نیمشان هم از شما باقی نباشد.//

سهشنبه، بهمن ۰۶، ۱۳۹۴
پاسخی به پیام اخیر رهبر جمهوری اسلامی
پاسخی به پیام اخیر رهبر جمهوری اسلامی
آخرین پیام سید علی خامنه ای در مورد بیست و چهارمین اجلاس سراسری نماز، با تأکید بر ضرورت احساس مسئولیت همگانی در خصوص «ترویج نماز»، همگان، بویژه مسئولان دستگاهها و دارندگان امکانات مادی و معنوی و مدیریتی را خواندم و بر خلاف پاچه خوا ران و مجیز گویان و کفتران و کفتاران ولایت که فقط به به و چهچه میکنند و هیچگاه هیچ پرسشی از بیانات ولایت فقیه در ذهن کوچک و بسته آنها شکل نمیگیرد و ایرادی در آن نمیبینند , لهذا بعنوان یک شهروند ایرانی لازم دیدم از این طریق ایرادات و ابهامات و پرسش هائی که از خواندن این پیام در ذهن من بوجود آمده را ابراز کنم .
ایشان در همان اوایل پیام خود نوشتند :
[[ با این همه، ظرفیت و میدان کار و نیز نیاز و عطش جامعه ی اسلامی برای رسیدن به نقطه مطلوب، بسیار بیش از واقعیتهای کنونی در این باره است.]]
که آدم حیران میماند که پس از گذشت نزدیک به چهار دهه از به حکومت رسیدن شما و اسلامیزه کردن کشور ایران و داشتن تمام امکانات و تجهیزات و رسانه ها و سرمایه و ظرفیت و میدان کار هنوز به نقطه مطلوب نرسیدید که هیچ !! بلکه واقعیت کنونی نشانگر یک چیز دیگر است ؟؟!
آیا فکر نمیکنید که یک یا چند جای این کار شما میلنگد و بیهوده آب در هاون میکوبید و توقعی غیر واقعی و بیجا و محال دارید؟
سپس در پیام خود متذکر شدید که :
[[ سخن امروز من تأکید بر احساس مسئولیت همگانی است. ]]
که فقط میگوئیم : ای کاش چنین تاکیدی را هم , برای رفع آلودگی هوا و بحران آب و خشکسالی میکردید و در این مورد نیز بر احساس مسئولیت همگانی مسئولان و مدیران نظام خود دقت داشتید و پیگیری لازم را مبذول میداشتید و از دولتمردان و اعمال این نظام انتظار و توقع داشتید که عمق خطر و عظمت فاجعه را درک کنند و بفهمند و کاری بکنند !
و بسیار جالب و در خور تعمق و تفکر است که میبینیم در حالیکه تمامی رهبران ملل دنیا همه توان خودشان را در راه (( پیشگیری )) از " آسیب های اجتماعی " بکار بستند و در این راه میکوشند , شما تازه در فکر (( کاستن و کاهش)) " آسیب های اجتماعی " بوسیله نماز میباشید , در حالیکه خودتان اعتراف کردید و قبول دارید که واقعیت های کنونی یک چیز دیگر است !!
[[ همه بدانند که یکی از مؤثرترین راهها برای کاستن آسیبهای اجتماعی، ترویج نماز است. به این که حتی یک نفر از جوانان و نوجوانان کشور، در نماز سهل انگاری نکند همت گمارید. این یکی از بهترین راهها برای سلامت معنوی و روحی مردم ما و جامعه ما است.]]
حالا گیریم که بنابر تفکر و نظر و عقیده شما :
[[ به این که همگان فرا بگیرند و عادت کنند که نماز را با خشوع و حضور قلب به جا آورند، همت گمارید. اینها همه کارهای ممکنی است که با عزم راسخ و کار مداوم شما دست اندرکاران، محقّق خواهد شد، ان شاءالله.]]
چنین شد و بشود , اما ...
آیا نماز خواندن با خشوع جوانان , مشکل بیکاری را کاملا حل میکند ؟!
آیا به جا آوردن نماز با حضور قلب از آمار معتادان لیسانس و فوق لیسانس ما کم میکند و معضل اعتیاد برطرف میگردد ؟
آیا مطمئن هستید که خواندن نماز از فرار مغز ها وآن ضررهنگفت جلوگیری میکند ؟
آیا واقعا باور دارید که با خواندن نماز آمار وحشتناک کنونی طلاق پائین می آید و صفر میشود ؟
آیا حقیقتا معتقد هستید که خواندن نماز سبب آن شور و نشاط لازم جوانان برای به حرکت در آوردن چرخهای مملکت , میگردد ؟
آیا بهتر نبود اول آماری از آسیب های اجتماعی حاصله از رفتار همین نماز خوان ها و نمازگزاران در جامعه میگرفتید ؟
آیا از اختلاف فاحش خشونت رفتاری و گفتاری که یکی از عوامل مهم در بوجود آمدن آسیب های اجتماعی میباشد در میان نماز خوان ها و نماز نخوان ها چیزی میدانید و آگاه هستید؟
ولی اگر واقعا باور میکنید و قبول دارید که نماز سبب کاستن جرائم و آسیب های اجتماعی میشود , کافیست که فقط یک تست اعتیاد از همان دوربری های خودتان و افراد بیت و مربوط به بیت و فرزندان آنها که حتما همه آنها نمازشان را سر وقت میخوانند بگیرید و سوابق آنها را در کلانتری ها جویا شوید ...!
متن پیام رهبر جمهوری اسلامی و نظام مقدس !
متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی که امروز(سه شنبه) در بیست و چهارمین اجلاس سراسری نماز از سوی آیت الله عابدینی نماینده ولی فقیه و امام جمعه قزوین قرائت شد به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند علیم و قدیر را سپاسگزارم که تلاش شما دست اندرکاران محترم این اجلاس مهم و بیش از همه عالم بزرگوار و مجاهد جناب حجة الاسلام آقای قرائتی در بخشهای اساسی و مؤثری به بار نشسته و کارهای مفیدی در ترویج فریضه ی بزرگ و بی بدیل نماز انجام گرفته است.
با این همه، ظرفیت و میدان کار و نیز نیاز و عطش جامعه ی اسلامی برای رسیدن به نقطه مطلوب، بسیار بیش از واقعیتهای کنونی در این باره است. در پیام سال گذشته گوشه ئی از این فضای خالی و تلاش پذیر، نشان داده شده است.
سخن امروز من تأکید بر احساس مسئولیت همگانی است.
توقع و انتظار این جانب آن است که همه بویژه مسئولان دستگاهها و دارندگان امکانات مادی و معنوی و مدیریتی، عظمت این مسأله را به درستی دریابند و گام در راه عمل نهند.
همه بدانند که یکی از مؤثرترین راهها برای کاستن آسیبهای اجتماعی، ترویج نماز است. به این که حتی یک نفر از جوانان و نوجوانان کشور، در نماز سهل انگاری نکند همت گمارید. این یکی از بهترین راهها برای سلامت معنوی و روحی مردم ما و جامعه ما است.
به این که همگان فرا بگیرند و عادت کنند که نماز را با خشوع و حضور قلب به جا آورند، همت گمارید.
اینها همه کارهای ممکنی است که با عزم راسخ و کار مداوم شما دست اندرکاران، محقّق خواهد شد، ان شاءالله.
والسلام علیکم و رحمةالله
سید علی خامنه ای
6 بهمن ماه 1394
انتهای پیام/

آخرین پیام سید علی خامنه ای در مورد بیست و چهارمین اجلاس سراسری نماز، با تأکید بر ضرورت احساس مسئولیت همگانی در خصوص «ترویج نماز»، همگان، بویژه مسئولان دستگاهها و دارندگان امکانات مادی و معنوی و مدیریتی را خواندم و بر خلاف پاچه خوا ران و مجیز گویان و کفتران و کفتاران ولایت که فقط به به و چهچه میکنند و هیچگاه هیچ پرسشی از بیانات ولایت فقیه در ذهن کوچک و بسته آنها شکل نمیگیرد و ایرادی در آن نمیبینند , لهذا بعنوان یک شهروند ایرانی لازم دیدم از این طریق ایرادات و ابهامات و پرسش هائی که از خواندن این پیام در ذهن من بوجود آمده را ابراز کنم .
ایشان در همان اوایل پیام خود نوشتند :
[[ با این همه، ظرفیت و میدان کار و نیز نیاز و عطش جامعه ی اسلامی برای رسیدن به نقطه مطلوب، بسیار بیش از واقعیتهای کنونی در این باره است.]]
که آدم حیران میماند که پس از گذشت نزدیک به چهار دهه از به حکومت رسیدن شما و اسلامیزه کردن کشور ایران و داشتن تمام امکانات و تجهیزات و رسانه ها و سرمایه و ظرفیت و میدان کار هنوز به نقطه مطلوب نرسیدید که هیچ !! بلکه واقعیت کنونی نشانگر یک چیز دیگر است ؟؟!
آیا فکر نمیکنید که یک یا چند جای این کار شما میلنگد و بیهوده آب در هاون میکوبید و توقعی غیر واقعی و بیجا و محال دارید؟
سپس در پیام خود متذکر شدید که :
[[ سخن امروز من تأکید بر احساس مسئولیت همگانی است. ]]
که فقط میگوئیم : ای کاش چنین تاکیدی را هم , برای رفع آلودگی هوا و بحران آب و خشکسالی میکردید و در این مورد نیز بر احساس مسئولیت همگانی مسئولان و مدیران نظام خود دقت داشتید و پیگیری لازم را مبذول میداشتید و از دولتمردان و اعمال این نظام انتظار و توقع داشتید که عمق خطر و عظمت فاجعه را درک کنند و بفهمند و کاری بکنند !
و بسیار جالب و در خور تعمق و تفکر است که میبینیم در حالیکه تمامی رهبران ملل دنیا همه توان خودشان را در راه (( پیشگیری )) از " آسیب های اجتماعی " بکار بستند و در این راه میکوشند , شما تازه در فکر (( کاستن و کاهش)) " آسیب های اجتماعی " بوسیله نماز میباشید , در حالیکه خودتان اعتراف کردید و قبول دارید که واقعیت های کنونی یک چیز دیگر است !!
[[ همه بدانند که یکی از مؤثرترین راهها برای کاستن آسیبهای اجتماعی، ترویج نماز است. به این که حتی یک نفر از جوانان و نوجوانان کشور، در نماز سهل انگاری نکند همت گمارید. این یکی از بهترین راهها برای سلامت معنوی و روحی مردم ما و جامعه ما است.]]
حالا گیریم که بنابر تفکر و نظر و عقیده شما :
[[ به این که همگان فرا بگیرند و عادت کنند که نماز را با خشوع و حضور قلب به جا آورند، همت گمارید. اینها همه کارهای ممکنی است که با عزم راسخ و کار مداوم شما دست اندرکاران، محقّق خواهد شد، ان شاءالله.]]
چنین شد و بشود , اما ...
آیا نماز خواندن با خشوع جوانان , مشکل بیکاری را کاملا حل میکند ؟!
آیا به جا آوردن نماز با حضور قلب از آمار معتادان لیسانس و فوق لیسانس ما کم میکند و معضل اعتیاد برطرف میگردد ؟
آیا مطمئن هستید که خواندن نماز از فرار مغز ها وآن ضررهنگفت جلوگیری میکند ؟
آیا واقعا باور دارید که با خواندن نماز آمار وحشتناک کنونی طلاق پائین می آید و صفر میشود ؟
آیا حقیقتا معتقد هستید که خواندن نماز سبب آن شور و نشاط لازم جوانان برای به حرکت در آوردن چرخهای مملکت , میگردد ؟
آیا بهتر نبود اول آماری از آسیب های اجتماعی حاصله از رفتار همین نماز خوان ها و نمازگزاران در جامعه میگرفتید ؟
آیا از اختلاف فاحش خشونت رفتاری و گفتاری که یکی از عوامل مهم در بوجود آمدن آسیب های اجتماعی میباشد در میان نماز خوان ها و نماز نخوان ها چیزی میدانید و آگاه هستید؟
ولی اگر واقعا باور میکنید و قبول دارید که نماز سبب کاستن جرائم و آسیب های اجتماعی میشود , کافیست که فقط یک تست اعتیاد از همان دوربری های خودتان و افراد بیت و مربوط به بیت و فرزندان آنها که حتما همه آنها نمازشان را سر وقت میخوانند بگیرید و سوابق آنها را در کلانتری ها جویا شوید ...!
متن پیام رهبر جمهوری اسلامی و نظام مقدس !
متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی که امروز(سه شنبه) در بیست و چهارمین اجلاس سراسری نماز از سوی آیت الله عابدینی نماینده ولی فقیه و امام جمعه قزوین قرائت شد به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند علیم و قدیر را سپاسگزارم که تلاش شما دست اندرکاران محترم این اجلاس مهم و بیش از همه عالم بزرگوار و مجاهد جناب حجة الاسلام آقای قرائتی در بخشهای اساسی و مؤثری به بار نشسته و کارهای مفیدی در ترویج فریضه ی بزرگ و بی بدیل نماز انجام گرفته است.
با این همه، ظرفیت و میدان کار و نیز نیاز و عطش جامعه ی اسلامی برای رسیدن به نقطه مطلوب، بسیار بیش از واقعیتهای کنونی در این باره است. در پیام سال گذشته گوشه ئی از این فضای خالی و تلاش پذیر، نشان داده شده است.
سخن امروز من تأکید بر احساس مسئولیت همگانی است.
توقع و انتظار این جانب آن است که همه بویژه مسئولان دستگاهها و دارندگان امکانات مادی و معنوی و مدیریتی، عظمت این مسأله را به درستی دریابند و گام در راه عمل نهند.
همه بدانند که یکی از مؤثرترین راهها برای کاستن آسیبهای اجتماعی، ترویج نماز است. به این که حتی یک نفر از جوانان و نوجوانان کشور، در نماز سهل انگاری نکند همت گمارید. این یکی از بهترین راهها برای سلامت معنوی و روحی مردم ما و جامعه ما است.
به این که همگان فرا بگیرند و عادت کنند که نماز را با خشوع و حضور قلب به جا آورند، همت گمارید.
اینها همه کارهای ممکنی است که با عزم راسخ و کار مداوم شما دست اندرکاران، محقّق خواهد شد، ان شاءالله.
والسلام علیکم و رحمةالله
سید علی خامنه ای
6 بهمن ماه 1394
انتهای پیام/

چهارشنبه، دی ۰۹، ۱۳۹۴
تو را به خدا بیا و آدم باش ...
تو را به خدا بیا و آدم باش ...
خانم عزیز , من نمیدانم برای چه احساس میکنی که یک کلاغ سیاه هستی ؟
من نمیدانم تو از کی و چطور یک کلاغ سیاه شدید ؟
شاید تو هم مثل کسانیکه از کشتن سگها جو گیر شدند و بر روی کاغذی نوشتند که :
(( من هم یک سگ هستم ))
تو هم جوگیر شدی و نوشتی که یک کلاغ سیاه هستی !
من نمیدانم چرا شما میخواهید سگ و کلاغ شوید ؟
ولی میدانم که یک انسان هستی , پس بیا و آدم باش و یک کلاغ سیاه نباش .
شاید تو را در کوچه و خیابان مسخره کرده اند ,
شاید بخاطر رنگ سیاه چادرت به تو گفتند :
کلاغ سیاه و یا از کنارت گذشتند و قار قار کرده اند ,
شاید تو هم لج کردی و خواستی کفر آنها را در آوری و نوشتی که :
(( من هم یک کلاغ سیاه هستم ))
اما خواهش میکنم که یک کلاغ سیاه نباش و بیا و آدم باش ...
دوست من , آیا میدانی که دختران همسن و سال تو را بخاطر آنکه چادر سیاه سرشان نمیکنند , میزنند و میگیرند و کشان کشان آنها را به داخل ون ها میبرند و به آنها میگویند : فاحشه , جرثومه فساد ...!
اما هیچکدام از آنها مثل تو که در زیر چتر حمایت همان ها هستی , نیامدند و ننوشتند که :
(( من یک فاحشه نیستم )) ,
(( من یک جرثومه فساد نیستم )) !
میدانی چرا ؟
چون به خودشان مطمئن هستند و میدانند که یک فاحشه نیستند , یک مظهر فساد نیستند .
و میدانند که نجابت و عفت به چادر سیاه به سر کردن نیست.
پس تو هم بیا و یک کلاغ سیاه نباش و یک آدم باش ...
دختر خوب , تو که بخاطر یک کلام حرف چنین میکنی ,
پس اگر بخاطر چادر سیاه بسر کردنت کتک میخوردی ...
اگر بخاطر چادر سیاهت تحقیر میشدی و فحش میشنیدی ...
اگر بخاطر چادر سیاهت دستگیر میشدی و بازداشتت میکردند...
اگر پدر و مادر پیرت را نگران و آشفته به کلانتری و پاسگاه و پایگاه می کشاندند و می آوردند ,
تا آنها مجبور شوند برای تهیه سند و وثیقه یا مبلغ جریمه سرشان را پیش هر کس و ناکسی خم بکنند ,
تا که آنها تو را که فقط بخاطر چادرت , پوشش ات , سلیقه ات , نیازت , خواسته ات گرفته اند از بازداشت در بیاورند که شب را در آنجا نمانی... ,
چه حالی داشتی ؟
و چه فکری میکردی ؟
و چه مینوشتی ؟
و چه کار میکردی ؟
پس بیا تو هم یک کلاغ سیاه نباش و یک آدم باش ...
دوست نازنین ,
آیا تابحال به آن دخترها فکر کردی؟
آیا تابحال احساس آنها را درک کردی ؟
آیا تابحال خودت را جای آنها گذاشتی ؟
آیا تابحال به سلیقه او احترام گذاشتی ؟
آیا حرفهای او را گوش کردی و استدلالش را شنیدی ؟
آیا حق انتخاب را به او دادی ؟
آیا او را یک انسان , یک آدم میدانی ؟
پس بیا تو هم یک آدم باش و یک کلاغ سیاه نباش ...
اما اگر تو هم ,
او را یک فاحشه یک , مظهر فساد میدانی ...
اگر پوشش خودت را برتر و بهتر از پوشش او میدانی ....
اگر چادر سیاه را مظهر عفاف و نجابت میدانی ...
اگر فکر میکنی که در زیر چادر سیاه فساد و فحشا نیست ...
اگر هر سلیقه ی دیگر را بغیر از سلیقه خودت را محکوم میدانی ...
اگر بیرون زدن زلف را دلیل بر خرابی و گمراه شدن و گمراه کردن میدانی ...
اگر تو هم فکر میکنی که با زور میتوانی سلیقه خودت را به دیگران تحمیل کنی ,
آنوقت هر چه دلت خواست باش...
آنوقت هر چه دلت خواست بنویس , بنویس :
من هم یک کلاغ سیاه هستم ,
من هم یک زن مسلمان هستم ,
من هم یک الاغ نفهم هستم ,
من هم یک فرشته نجیب هستم و...
دیگر تا میتوانی من من کن و قار قار کن ...!

خانم عزیز , من نمیدانم برای چه احساس میکنی که یک کلاغ سیاه هستی ؟
من نمیدانم تو از کی و چطور یک کلاغ سیاه شدید ؟
شاید تو هم مثل کسانیکه از کشتن سگها جو گیر شدند و بر روی کاغذی نوشتند که :
(( من هم یک سگ هستم ))
تو هم جوگیر شدی و نوشتی که یک کلاغ سیاه هستی !
من نمیدانم چرا شما میخواهید سگ و کلاغ شوید ؟
ولی میدانم که یک انسان هستی , پس بیا و آدم باش و یک کلاغ سیاه نباش .
شاید تو را در کوچه و خیابان مسخره کرده اند ,
شاید بخاطر رنگ سیاه چادرت به تو گفتند :
کلاغ سیاه و یا از کنارت گذشتند و قار قار کرده اند ,
شاید تو هم لج کردی و خواستی کفر آنها را در آوری و نوشتی که :
(( من هم یک کلاغ سیاه هستم ))
اما خواهش میکنم که یک کلاغ سیاه نباش و بیا و آدم باش ...
دوست من , آیا میدانی که دختران همسن و سال تو را بخاطر آنکه چادر سیاه سرشان نمیکنند , میزنند و میگیرند و کشان کشان آنها را به داخل ون ها میبرند و به آنها میگویند : فاحشه , جرثومه فساد ...!
اما هیچکدام از آنها مثل تو که در زیر چتر حمایت همان ها هستی , نیامدند و ننوشتند که :
(( من یک فاحشه نیستم )) ,
(( من یک جرثومه فساد نیستم )) !
میدانی چرا ؟
چون به خودشان مطمئن هستند و میدانند که یک فاحشه نیستند , یک مظهر فساد نیستند .
و میدانند که نجابت و عفت به چادر سیاه به سر کردن نیست.
پس تو هم بیا و یک کلاغ سیاه نباش و یک آدم باش ...
دختر خوب , تو که بخاطر یک کلام حرف چنین میکنی ,
پس اگر بخاطر چادر سیاه بسر کردنت کتک میخوردی ...
اگر بخاطر چادر سیاهت تحقیر میشدی و فحش میشنیدی ...
اگر بخاطر چادر سیاهت دستگیر میشدی و بازداشتت میکردند...
اگر پدر و مادر پیرت را نگران و آشفته به کلانتری و پاسگاه و پایگاه می کشاندند و می آوردند ,
تا آنها مجبور شوند برای تهیه سند و وثیقه یا مبلغ جریمه سرشان را پیش هر کس و ناکسی خم بکنند ,
تا که آنها تو را که فقط بخاطر چادرت , پوشش ات , سلیقه ات , نیازت , خواسته ات گرفته اند از بازداشت در بیاورند که شب را در آنجا نمانی... ,
چه حالی داشتی ؟
و چه فکری میکردی ؟
و چه مینوشتی ؟
و چه کار میکردی ؟
پس بیا تو هم یک کلاغ سیاه نباش و یک آدم باش ...
دوست نازنین ,
آیا تابحال به آن دخترها فکر کردی؟
آیا تابحال احساس آنها را درک کردی ؟
آیا تابحال خودت را جای آنها گذاشتی ؟
آیا تابحال به سلیقه او احترام گذاشتی ؟
آیا حرفهای او را گوش کردی و استدلالش را شنیدی ؟
آیا حق انتخاب را به او دادی ؟
آیا او را یک انسان , یک آدم میدانی ؟
پس بیا تو هم یک آدم باش و یک کلاغ سیاه نباش ...
اما اگر تو هم ,
او را یک فاحشه یک , مظهر فساد میدانی ...
اگر پوشش خودت را برتر و بهتر از پوشش او میدانی ....
اگر چادر سیاه را مظهر عفاف و نجابت میدانی ...
اگر فکر میکنی که در زیر چادر سیاه فساد و فحشا نیست ...
اگر هر سلیقه ی دیگر را بغیر از سلیقه خودت را محکوم میدانی ...
اگر بیرون زدن زلف را دلیل بر خرابی و گمراه شدن و گمراه کردن میدانی ...
اگر تو هم فکر میکنی که با زور میتوانی سلیقه خودت را به دیگران تحمیل کنی ,
آنوقت هر چه دلت خواست باش...
آنوقت هر چه دلت خواست بنویس , بنویس :
من هم یک کلاغ سیاه هستم ,
من هم یک زن مسلمان هستم ,
من هم یک الاغ نفهم هستم ,
من هم یک فرشته نجیب هستم و...
دیگر تا میتوانی من من کن و قار قار کن ...!

چهارشنبه، دی ۰۲، ۱۳۹۴
زندگی در ایران مطلوب چه دسته از افرادی میباشد ؟
زندگی در ایران مطلوب چه دسته از افرادی میباشد ؟

آلودگی شدید هوای شهرهای بزرگ که سبب تعطیلی مدارس و افزایش آمار مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا از ۱۵۰ به ۱۸۰ نفر و خانه نشینی شهروندان گردید باعث شد که ما نگاهی دیگر به زندگی در ایران بکنیم ولی به نتایج دیگری برسیم !
شاید باور نکنید که بر خلاف نظر بسیاری از اشخاصی که تصور میکنند همه مردم ایران از زندگی در ایران به تنگ آمده اند و همگی آنها مترصد فرصتی هستند که از آنجا فرار کنند و به آنور آب بروند و جانشان را نجات بدهند و آتیه فرزندانشان را تأمین کنند و آینده آنها را تضمین بنمایند , هستند افرادی که ایران بهشت برین آنها هست و جماعتی که زندگی در همان وضعیت را مطلوب میدانند و حتی هستند کسانیکه که از همان آنور آب رویائی به ایران می آیند تا در همان شرایط زندگی کنند !؟!
اما , این افراد و این اشخاص چه کسانی هستند؟
چرا ایران بهشت برین آنهاست ؟
و در پشت این علاقه چه هدف و مقصودی نهفته است ؟!
چون این گفته در دنیای مجازی مطرح شده اجازه بدهید که این افراد را در همین دنیای مجازی خودمان که کم هم نیستند دسته بندی کنیم و بشناسیم .
بی تردید شما هم در قسمت نظرات با کامنت افرادی برخورد کرده اید که ایران را بهشت برین میدانند و آنرا امن ترین کشور دنیا میشناسند و یکسال زندگی در خاک وطن را به صد سال زندگی در غربت نمیدهند و ادعا میکنند که باید دست در دست یکدیگر آنرا بسازیم و مدعی یک زندگی با عزت و توام با اقتدار میباشند و ....تا به کسانیکه آسمان هر جا که بروی همین رنگی میبینند برسیم ...!!
و همیشه برای شما این سوال پیش آمده که ؛ ای خدا , مگر این افراد , این گرانی و فقر و تبعیض و نابرابری و بی عدالتی و آلودگی هوا و انحطاط اخلاقی و فساد اداری و این همه جان کندن و دنبال یک لقمه نان دویدن و فشارهای اجتماعی و دعوا ها و اعدام های خیابانی و خرید و فروش آزادانه مواد مخدر و کودکان سر چهار راهی و کارتن خوابهای گوشه خیابانی و جولان معتادها در پارکها و نگرانی از تهدید ها و تحریم ها و تنبیه ها و تشدید ها و تضاد ها را نمیبینند ؟
مگر اینها از خطر خشکسالی و کم آبی و نابودی جنگلها و محیط زیست و ورشکستگی کارخانجات و واردات اجناس آلوده و بنجل و ....بی خبر هستند ؟
مگر این افراد از فساد دولتی و رانت خوا ری و دزدی و اختلاس و بی لیاقتی دولتمردان و خیانت نمایندگان و دزدی مدیران و جهالت مسئولین و ناکارامدی آنها چیزی نشنیده اند و نمیخوانند و نمیدانند ؟

و همیشه این سوال ها فکر شما را درگیر میکند و گاهی حالت انزجار به شما دست میدهد و بعضی وقتها هم از حضور خودتان در دنیای مجازی پشیمان میشوید و تاسف وقتی که برای آن گذاشتید را میخورید ...
قبل از هر چیز به شما میگویم که اگر سری به پیج آنها بزنید خواهید دید که آنها هیچ پستی در مورد این مشکلات و معضلات ندارند و هیچ مطلبی در این مورد ننوشتند و نمیگذارند و کاملا فارغ از این صحبت ها میباشند !!
حالا من چند سوال از شما میکنم :
به نظر شما آیا همین ایران با همین وضعیت , بهشت برین آقازاده هائی که از هرگونه امکاناتی برخوردار و از هر گونه بازخواستی معاف میباشند نیست ؟
آیا برای آن فرد و خانواده او که یکشبه به ثروت میلیاردی رسیده و هیچکس با او کاری ندارد , ایران امن ترین کشور جهان نیست ؟
آیا برای آن شخصی که تهران را زیر پایش و از پشت شیشه استخر برجی و یا خانه چند میلیاردی خود در لواسان و کوهپایه های تهران میبیند , آلودگی هوا مهم است ؟
آیا فرزندان و نوه های حاج اسدالله عسگر اولادی میتوانند از آلوده و بنجل بودن اجناس چینی مطلبی بنویسند و پستی بگذارند؟
آیا فرزندان و نوه های آن سردار وارد کننده سیگار میتوانند به وضعیت موجود اعتراضی بکنند و از آن ناراضی باشند ؟
آیا فرزندان آن سرداران جنگ ندیده ای که در سپاه حقوق ها و مزایای آنچنانی دارند و رانت خواری میکنند میتوانند بجز مجیز گوئی و پاچه خواری سردار سلیمانی چیزی بگویند و حرفی بزنند و مطلبی بنویسند ؟
آیا برای آن بچه قرتی هائی که توله های وزیران و مدیران دولتی هستند و با آخرین مدل های پورشه و مازراتی و فراری در خیابانهای تهران دردور میکنند و عکس خود را در ا ینستاگرام و تلگرام میگذارند ایران بهترین کشور دنیا نیست ؟
آیا فرزندان آن نمایندگان و مسئولانی که با بورسیه های مفت دولتی در خارج بدنبال مدرک هستند تا برگردند و با مدرکشان و نفوذ پدرانشان شرکت و کارخانه تاسیس کنند همین مردم فقیر نیروی ارزان قیمت کاری کارخانجات آنها نیستند و نباید به همین وضعیت موجود راضی و قانع باشند ؟
آیا یک معتاد برای فرزند آن شخص بانفوذی که بی ترس و واهمه تن , تن مواد مخدر وارد کشور میکند یک انسان است یا یک مشتری جنس پدرش , و آیا او میتواند در مورد معضل اعتیاد مطلبی پست کند ؟
آیا فرزندان و نوادگان جنتی و کنی به غیر از تبلیغ و تشویق مردم برای شرکت در انتخابات مجلس خبرگان میتوانند خبر دیگری بنویسند و نشر کنند ؟
آیا زنان و دختران احمد خاتمی و صدیقی و موحدی کرمانی و صافی گلپایگانی و نوری همدانی میتوانند چیزی بغیر از محسنات و مزایای " حجاب " بگویند و بنویسند تا نان خودشان را اجر بکنند ؟

آیا فرزندان عبدالرضا هلالی و محمود تیرانداز و آن جبار سینگ مداحان و بقیه زوزه کش های اهل بیت که تازه به نان و نوائی رسیدند و آبی زیر پوستشان رفته میتوانند پستی بغیر از [ یا ابوالفضل و یا زهرا ] و یا [ به قربان سر بریده حسین برویم ] و [ ثواب یک قطره اشک برای حسین ] چیز دیگری بنویسند و درصدد زیاد کردن مشتریان پدران خود نباشند ؟
آیا آن پانصد هزار نفری که با مدرک ابتدائی و سیکل استخدام و وارد خدمات و نعمات دولتی شدند چاره ای جز نوشتن کامنت هائی برای حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی دارند ؟
آیا برای فرزندان جیره بگیران و مزدوران و نانخورهای این اراذل و اوباش واقعی , به هر کجا که بروی آسمان همه جای دنیا یک رنگ نیست ؟
آیا همین ها نیستند که برای حفظ موقعیت خودشان و همین وضعیت موجود با هر نوشته مخالف خودشان برآشفته میشوند و بی اختیار چاک دهانشان را باز میکنند و زیر پستهای ما هر چه فحش و توهین که لیاقت پدرانشان هست را بار ما میکنند و همه صفات ابوی نامردشان را به ما نسبت میدهند ؟
حالا نجیب های اینها با اسم محمد علی و غلامحسین و عبدالرضا و امیر محمد رحیم و سگ درگاه اهل بیت و نوکر مبارزان لبنانی و مدافع اسلام ناب محمدی در دنیای مجازی فعالیت میکنند و از امنیت و وطن و ساختن و سوختن و پیشرفت و اقتدار و عزت میگویند و مینویسند و نانجیب های آنها با اسم , کوروش ایرانی نسب اهورائی ویا آریوبرزن هخامنشی اشکانی ویا زردشت اهوراپرست مزدکی....!


[[ بنده به حرمت ایرانیان شریف و بردباری که با آگاهی از وضع موجود و از سر ناچاری و با لبخندی تلخ مجبور به تحمل شرایط موجود هستند و بخاطر فرزندان خودشان مجبورند که وضعیت فعلی را عادی و مطلوب جلوه بدهند از نوشتن این نکته خودداری کردم اما با احترام به تمامی آنها و جدا دانستن و تفکیک آنها از این جماعت....:
و اما , دسته ای دیگر از این افراد کسانی میباشند که تنها با آزمایش DNA میتوانید فرق و تفاوت آنها را با گوسپند تشخیص دهید و و باور کنید که آنها هم آدم هستند!
این افراد که هیچ جائی را بغیر از آغل خودشان ندیدند و به شدت اعتقاد دارند که بقیه مردم دنیا هم درست مثل آنها هستند و تقریبا با همین شرایط زندگی میکنند , حالا کمی بهتر و یا کمی بدتر ...!
دنیای آنها محدود به همان طویله خودشان و چراگاه های اطراف آن است و هیچ درک درستی از زندگی اجتماعی ندارند و فقط خودشان را میبینند و سعادت آنها با پر شدن شکم شان تکمیل میشود و به زیر آن بستگی دارد !
همان افرادی که شما در حین مسافرت به شمال و در جاده ها میبینید که شیشه پنجره ماشینشان را پائین میکشند و پوست تخمه و پوست پرتقال و تخم طالبی را با پوشک بچه به بیرون پرتاب میکنند و لائی میکشند ...
همان کسانیکه در سیزده بدر ها تمام شاخه های درختان را میشکنند تا کباب کوبیده بخورند و در حین بازگشت تمام آشغال های خودشان را به رودخانه میریزند...
همان کسانیکه پشت سر شما در چراغ قرمز بوق میزنند که چرا وقتی که مامور نیست چراغ را رد نمیکنی ...
همان کسانیکه که بعد از خوردن ناهار از جارو ساقه ای میکنند و با آن دندانهای خودشان را خلال میکنند و در حالیکه بوی گند پایشان اتاق را پر کرده یکوری لم میدهند میگویند : تا فردا خدا بزرگه ...
همان کسانیکه فقط در محرم و رمضان مسلمان میشوند و نماز میخوانند و ریش میگذارند ...
همان کسانیکه هنوز رای دادن در انتخابات را وظیفه خود میدانند و به آن افتخار میکنند ...
همان کسانیکه کله شان بوی قرمه سبزی نمیدهد و باید هوای همه را داشته باشند ...
همان کسانیکه دوش حمام را نیمساعتی باز میکنند تا حمام دم بگیرد ...
همان کسانیکه با دیدن فشار آب در حین پر شدن آفتابه در مستراح خشکسالی و کم آبی را دروغ استکبار جهانی میدانند ...
برای اینها حقوق شهروندی همان مبلغ یارانه دریافتی میباشد,
برای اینها خارج فقط کربلا و نجف و مکه ( شاید هم دوبی و آنتالیا ) و خریدن سوغاتی هست ...
برای اینها پیچاندن مردم و دور زدن قانون زرنگی و تیز بازی هست ...
برای اینها که نه جائی دیگر را دیدند تا با زندگی نکبت خودشان مقایسه کنند و نه فهم معنی یک زندگی بهتر را دارند و نه میدانند که آینده و آینده نگری یعنی چه ؟
برای همین افرادی که مطلب را نخوانده و ندانسته در زیر همین پست کامنت گذاشتند و اظهار فضل کردند و به دنبال مبلغ دستمزد نوشتن این دردنامه میگردند ...!!
برای این گوسپندان هم ایران فعلی با همین وضعیت بهترین جاست و بهشت برین میباشد و در درستی این مطلب هیچ شک و تردیدی هم ندارند !

آلودگی شدید هوای شهرهای بزرگ که سبب تعطیلی مدارس و افزایش آمار مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا از ۱۵۰ به ۱۸۰ نفر و خانه نشینی شهروندان گردید باعث شد که ما نگاهی دیگر به زندگی در ایران بکنیم ولی به نتایج دیگری برسیم !
شاید باور نکنید که بر خلاف نظر بسیاری از اشخاصی که تصور میکنند همه مردم ایران از زندگی در ایران به تنگ آمده اند و همگی آنها مترصد فرصتی هستند که از آنجا فرار کنند و به آنور آب بروند و جانشان را نجات بدهند و آتیه فرزندانشان را تأمین کنند و آینده آنها را تضمین بنمایند , هستند افرادی که ایران بهشت برین آنها هست و جماعتی که زندگی در همان وضعیت را مطلوب میدانند و حتی هستند کسانیکه که از همان آنور آب رویائی به ایران می آیند تا در همان شرایط زندگی کنند !؟!
اما , این افراد و این اشخاص چه کسانی هستند؟
چرا ایران بهشت برین آنهاست ؟
و در پشت این علاقه چه هدف و مقصودی نهفته است ؟!
چون این گفته در دنیای مجازی مطرح شده اجازه بدهید که این افراد را در همین دنیای مجازی خودمان که کم هم نیستند دسته بندی کنیم و بشناسیم .
بی تردید شما هم در قسمت نظرات با کامنت افرادی برخورد کرده اید که ایران را بهشت برین میدانند و آنرا امن ترین کشور دنیا میشناسند و یکسال زندگی در خاک وطن را به صد سال زندگی در غربت نمیدهند و ادعا میکنند که باید دست در دست یکدیگر آنرا بسازیم و مدعی یک زندگی با عزت و توام با اقتدار میباشند و ....تا به کسانیکه آسمان هر جا که بروی همین رنگی میبینند برسیم ...!!
و همیشه برای شما این سوال پیش آمده که ؛ ای خدا , مگر این افراد , این گرانی و فقر و تبعیض و نابرابری و بی عدالتی و آلودگی هوا و انحطاط اخلاقی و فساد اداری و این همه جان کندن و دنبال یک لقمه نان دویدن و فشارهای اجتماعی و دعوا ها و اعدام های خیابانی و خرید و فروش آزادانه مواد مخدر و کودکان سر چهار راهی و کارتن خوابهای گوشه خیابانی و جولان معتادها در پارکها و نگرانی از تهدید ها و تحریم ها و تنبیه ها و تشدید ها و تضاد ها را نمیبینند ؟
مگر اینها از خطر خشکسالی و کم آبی و نابودی جنگلها و محیط زیست و ورشکستگی کارخانجات و واردات اجناس آلوده و بنجل و ....بی خبر هستند ؟
مگر این افراد از فساد دولتی و رانت خوا ری و دزدی و اختلاس و بی لیاقتی دولتمردان و خیانت نمایندگان و دزدی مدیران و جهالت مسئولین و ناکارامدی آنها چیزی نشنیده اند و نمیخوانند و نمیدانند ؟

و همیشه این سوال ها فکر شما را درگیر میکند و گاهی حالت انزجار به شما دست میدهد و بعضی وقتها هم از حضور خودتان در دنیای مجازی پشیمان میشوید و تاسف وقتی که برای آن گذاشتید را میخورید ...
قبل از هر چیز به شما میگویم که اگر سری به پیج آنها بزنید خواهید دید که آنها هیچ پستی در مورد این مشکلات و معضلات ندارند و هیچ مطلبی در این مورد ننوشتند و نمیگذارند و کاملا فارغ از این صحبت ها میباشند !!
حالا من چند سوال از شما میکنم :
به نظر شما آیا همین ایران با همین وضعیت , بهشت برین آقازاده هائی که از هرگونه امکاناتی برخوردار و از هر گونه بازخواستی معاف میباشند نیست ؟
آیا برای آن فرد و خانواده او که یکشبه به ثروت میلیاردی رسیده و هیچکس با او کاری ندارد , ایران امن ترین کشور جهان نیست ؟
آیا برای آن شخصی که تهران را زیر پایش و از پشت شیشه استخر برجی و یا خانه چند میلیاردی خود در لواسان و کوهپایه های تهران میبیند , آلودگی هوا مهم است ؟
آیا فرزندان و نوه های حاج اسدالله عسگر اولادی میتوانند از آلوده و بنجل بودن اجناس چینی مطلبی بنویسند و پستی بگذارند؟
آیا فرزندان و نوه های آن سردار وارد کننده سیگار میتوانند به وضعیت موجود اعتراضی بکنند و از آن ناراضی باشند ؟
آیا فرزندان آن سرداران جنگ ندیده ای که در سپاه حقوق ها و مزایای آنچنانی دارند و رانت خواری میکنند میتوانند بجز مجیز گوئی و پاچه خواری سردار سلیمانی چیزی بگویند و حرفی بزنند و مطلبی بنویسند ؟
آیا برای آن بچه قرتی هائی که توله های وزیران و مدیران دولتی هستند و با آخرین مدل های پورشه و مازراتی و فراری در خیابانهای تهران دردور میکنند و عکس خود را در ا ینستاگرام و تلگرام میگذارند ایران بهترین کشور دنیا نیست ؟
آیا فرزندان آن نمایندگان و مسئولانی که با بورسیه های مفت دولتی در خارج بدنبال مدرک هستند تا برگردند و با مدرکشان و نفوذ پدرانشان شرکت و کارخانه تاسیس کنند همین مردم فقیر نیروی ارزان قیمت کاری کارخانجات آنها نیستند و نباید به همین وضعیت موجود راضی و قانع باشند ؟
آیا یک معتاد برای فرزند آن شخص بانفوذی که بی ترس و واهمه تن , تن مواد مخدر وارد کشور میکند یک انسان است یا یک مشتری جنس پدرش , و آیا او میتواند در مورد معضل اعتیاد مطلبی پست کند ؟
آیا فرزندان و نوادگان جنتی و کنی به غیر از تبلیغ و تشویق مردم برای شرکت در انتخابات مجلس خبرگان میتوانند خبر دیگری بنویسند و نشر کنند ؟
آیا زنان و دختران احمد خاتمی و صدیقی و موحدی کرمانی و صافی گلپایگانی و نوری همدانی میتوانند چیزی بغیر از محسنات و مزایای " حجاب " بگویند و بنویسند تا نان خودشان را اجر بکنند ؟

آیا فرزندان عبدالرضا هلالی و محمود تیرانداز و آن جبار سینگ مداحان و بقیه زوزه کش های اهل بیت که تازه به نان و نوائی رسیدند و آبی زیر پوستشان رفته میتوانند پستی بغیر از [ یا ابوالفضل و یا زهرا ] و یا [ به قربان سر بریده حسین برویم ] و [ ثواب یک قطره اشک برای حسین ] چیز دیگری بنویسند و درصدد زیاد کردن مشتریان پدران خود نباشند ؟
آیا آن پانصد هزار نفری که با مدرک ابتدائی و سیکل استخدام و وارد خدمات و نعمات دولتی شدند چاره ای جز نوشتن کامنت هائی برای حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی دارند ؟
آیا برای فرزندان جیره بگیران و مزدوران و نانخورهای این اراذل و اوباش واقعی , به هر کجا که بروی آسمان همه جای دنیا یک رنگ نیست ؟
آیا همین ها نیستند که برای حفظ موقعیت خودشان و همین وضعیت موجود با هر نوشته مخالف خودشان برآشفته میشوند و بی اختیار چاک دهانشان را باز میکنند و زیر پستهای ما هر چه فحش و توهین که لیاقت پدرانشان هست را بار ما میکنند و همه صفات ابوی نامردشان را به ما نسبت میدهند ؟
حالا نجیب های اینها با اسم محمد علی و غلامحسین و عبدالرضا و امیر محمد رحیم و سگ درگاه اهل بیت و نوکر مبارزان لبنانی و مدافع اسلام ناب محمدی در دنیای مجازی فعالیت میکنند و از امنیت و وطن و ساختن و سوختن و پیشرفت و اقتدار و عزت میگویند و مینویسند و نانجیب های آنها با اسم , کوروش ایرانی نسب اهورائی ویا آریوبرزن هخامنشی اشکانی ویا زردشت اهوراپرست مزدکی....!


[[ بنده به حرمت ایرانیان شریف و بردباری که با آگاهی از وضع موجود و از سر ناچاری و با لبخندی تلخ مجبور به تحمل شرایط موجود هستند و بخاطر فرزندان خودشان مجبورند که وضعیت فعلی را عادی و مطلوب جلوه بدهند از نوشتن این نکته خودداری کردم اما با احترام به تمامی آنها و جدا دانستن و تفکیک آنها از این جماعت....:
و اما , دسته ای دیگر از این افراد کسانی میباشند که تنها با آزمایش DNA میتوانید فرق و تفاوت آنها را با گوسپند تشخیص دهید و و باور کنید که آنها هم آدم هستند!
این افراد که هیچ جائی را بغیر از آغل خودشان ندیدند و به شدت اعتقاد دارند که بقیه مردم دنیا هم درست مثل آنها هستند و تقریبا با همین شرایط زندگی میکنند , حالا کمی بهتر و یا کمی بدتر ...!
دنیای آنها محدود به همان طویله خودشان و چراگاه های اطراف آن است و هیچ درک درستی از زندگی اجتماعی ندارند و فقط خودشان را میبینند و سعادت آنها با پر شدن شکم شان تکمیل میشود و به زیر آن بستگی دارد !
همان افرادی که شما در حین مسافرت به شمال و در جاده ها میبینید که شیشه پنجره ماشینشان را پائین میکشند و پوست تخمه و پوست پرتقال و تخم طالبی را با پوشک بچه به بیرون پرتاب میکنند و لائی میکشند ...
همان کسانیکه در سیزده بدر ها تمام شاخه های درختان را میشکنند تا کباب کوبیده بخورند و در حین بازگشت تمام آشغال های خودشان را به رودخانه میریزند...
همان کسانیکه پشت سر شما در چراغ قرمز بوق میزنند که چرا وقتی که مامور نیست چراغ را رد نمیکنی ...
همان کسانیکه که بعد از خوردن ناهار از جارو ساقه ای میکنند و با آن دندانهای خودشان را خلال میکنند و در حالیکه بوی گند پایشان اتاق را پر کرده یکوری لم میدهند میگویند : تا فردا خدا بزرگه ...
همان کسانیکه فقط در محرم و رمضان مسلمان میشوند و نماز میخوانند و ریش میگذارند ...
همان کسانیکه هنوز رای دادن در انتخابات را وظیفه خود میدانند و به آن افتخار میکنند ...
همان کسانیکه کله شان بوی قرمه سبزی نمیدهد و باید هوای همه را داشته باشند ...
همان کسانیکه دوش حمام را نیمساعتی باز میکنند تا حمام دم بگیرد ...
همان کسانیکه با دیدن فشار آب در حین پر شدن آفتابه در مستراح خشکسالی و کم آبی را دروغ استکبار جهانی میدانند ...
برای اینها حقوق شهروندی همان مبلغ یارانه دریافتی میباشد,
برای اینها خارج فقط کربلا و نجف و مکه ( شاید هم دوبی و آنتالیا ) و خریدن سوغاتی هست ...
برای اینها پیچاندن مردم و دور زدن قانون زرنگی و تیز بازی هست ...
برای اینها که نه جائی دیگر را دیدند تا با زندگی نکبت خودشان مقایسه کنند و نه فهم معنی یک زندگی بهتر را دارند و نه میدانند که آینده و آینده نگری یعنی چه ؟
برای همین افرادی که مطلب را نخوانده و ندانسته در زیر همین پست کامنت گذاشتند و اظهار فضل کردند و به دنبال مبلغ دستمزد نوشتن این دردنامه میگردند ...!!
برای این گوسپندان هم ایران فعلی با همین وضعیت بهترین جاست و بهشت برین میباشد و در درستی این مطلب هیچ شک و تردیدی هم ندارند !
جمعه، آذر ۲۰، ۱۳۹۴
ببینید این اعتقادات شما چه بر سر مملکت و چه به روز مردم آورده است ؟
ببینید این اعتقادات شما چه بر سر مملکت و چه به روز مردم آورده است ؟

همیشه در نوشته ها و پست های خودم و بسیاری از دوستان هم عقیده , شاهد آن هستیم افرادی که خودشان را دیندار و دینمدار میدانند با لحنی حق بجانب و طلبکار می آیند و مدعی میشوند که این پست و نوشته شما توهین به مقدسات و اعتقادات ما میباشد و هر کدام بنابر فراخور فهم و شعور و تربیت خانوادگی خود از این اعتقادات خودشان به اصطلاح دفاع میکنند و ما را با فحش های خواهر و مادر مینوازند و همچنین ما را به نوکری اجانب و مزدوری استکبار جهانی به سرکردگی صهیونیست ها متهم مینمایند!
اما در این نوشته روی سخنم با آن دسته از افرادی نیست که از طریق همین اعتقادات روزی خود را در میاورند و نان همین اعتقادات را بر سر سفره خانواده شان میبرند و به زن و بچه خودشان میدهند ,
چرا که این انگلها و مفتخوران برای امرار معاش منت بازو خود را نکشیده و مجبور هستند برای حفظ موقعیت و گذران زندگی با اینگونه مطالب با تمام وجود و از هر طریقی که شده مخالفت کنند و در ظاهر نیز حق با آنهاست !؟
بلکه روی سخنم با افرادی هست که بدون در نظر گرفتن تبعات و نتایج این اعتقادات خودشان و تنها بخاطر ترس از جهنم و یا مستفیض شدن از حوریان بهشتی از این اعتقادات خودشان به اصطلاح دفاع کرده و دفاع از آنرا بر خودشان واجب میدانند!
اما این دسته از هم وطنان بی عقل و جاهل و این برادران و خواهران خودخواه و خود بین باید بدانند که اگر این اعتقادات آنها فقط مختص به خودشان بود و بد و خوب آن تنها گریبانگیر آنها میشد و عواقب نتایج آن فقط بر زندگی خودشان تاثیر میگذاشت , ما نه تنها هیچ مشکلی با آن نداشتیم بلکه دیدن و شنیدن بیشتر این اعتقادات شما که براستی سبب انبساط خاطر و خنده و شادی ما میشود و کلی هم با آنها حال میکردیم ...!
اما گمان میکنم که نمیدانید که این اعتقاد شما چه بر سر مملکت و چه به حال و روز اکثریت مردم درآورده و چه هزینه هائی را بر دوش ملک و ملت تحمیل کرده و بابت این اعتقادات شما دیگران چه تاوانی میپردازند؟
پس من با نشان دادن مشتی از خروار و بازگوئی چند ضرر و زیان بسیار مشهود برآمده از این اعتقادات , به شما نشان میدهم تا ببینید این اعتقادات شما چه بر سر مملکت و چه به روز مردم آورده است ؟
این اعتقادات شما , که با دیدن عکس ۶x ۴ خمینی در ماه و در شبهای زمستان سال ۱۳۵۷ شکل گرفت و آغاز شد ,
سبب به روی کار آوردن و حاکم کردن یکی از پلیدترین و بیکاره ترین و مرتجع ترین اقشار جامعه یعنی آخوندها شد .
این اعتقادات شما , سبب کشتار و آواره کردن اکثر آدمهای تحصیلکرده و کارآفرین و قتل عام گلهای میهن پرست ارتش ایران شد .
این اعتقادات شما , سبب به روی کار آمدن دیوانه ای بنام خلخالی شد که به صراحت گفت : میکشم , اگر گناهکار بودند که به جهنم رفته و اگر بیگناه بودند به بهشت میروند !
این اعتقادات شما , باعث از بین رفتن تمام زیرساخت های اقتصادی و اجتماعی کشور در جنگی ویرانگر و بیهوده هشت ساله شد .
این اعتقادات شما , همان کلیدهای بهشت آویزان بر گردن نوجوانان ایرانی و بر روی مین فرستادن و پرپر شدن آنها شد .
این اعتقادات شما , مسبب تحریک مردم و ارتش مسلمان کشور همسایه و سپس عفلقی و کافر کردن همان مردم و بعد برادران مظلوم عراقی شدن همان ها برای ما شد !
این اعتقادات شما , سبب کشته و معلول و شیمیائی و موجی شدن بیش از یک میلیون از جوانان همین مرز و بوم و همین دیار شد .
این اعتقادات شما , سبب ارزش شدن حماقت جنگ و فرار مقصران و عاملان و ادامه دهنده گان آن , از دادگاهی شدن و اجرای عدالت در حق آنها شد .
این اعتقادات شما , باعث تقسیم مردم به خودی و غیر خودی و ریش دار و بی ریش و ایجاد چند دستگی در میان مردم شد.
این اعتقادات شما , سبب اعدام و قتل عام هزاران هزار جوان دیگر که در زندان بسر میبردند و دوران محکومیت خودشان را طی میکردند شد .
این اعتقادات شما , باعث منزوی شدن ایران و تحریم کشور و نابودی کامل کارخانجات تولیدی و کشاورزی و صنعت و وابستگی ما به چین و شوروی شد .
این اعتقادات شما , سبب بدنامی و بی آبروئی و و سقوط ارزش پاسپورت و تحقیر مردم ایران در فرودگاه های جهان شد .
این اعتقادات شما باعث بی ارزش شدن پول ملی کشورمان و سقوط آن به قعر جدول پولهای بی ارزش دنیا شد .
این اعتقادات شما , سبب فرار مغزها و روی آوردن جوانان به اعتیاد و مواد مخدر شد .
این اعتقادات شما , سبب بهانه حجاب آخوندها برای تحقیر و تحدید زنان و فرار دادن دختران به دوبی و کوالالامپور برای تن فروشی شد .
این اعتقادات شما , سبب ترویج خشونت بوسیله سر بریده و دست قلم شده و احترام به خون و خونریزی , در جامعه ما شد .
این اعتقادات شما , عکسهای قمه زنی و گل مالی در تمام جراید جهان و سبب بی اعتباری و از بین رفتن هویت و حرمت ایران و ایرانی شد .
این اعتقادات شما , باعث بوجود آمدن قشری بنام آقازاده و غارت و چپاول منابع ملی و سرمایه های طبیعی این کشور بدست آنها شد .
این اعتقادات شما , سبب بی حساب و کتاب شدن نفت و غارت و فروش و برنگشتن پول نفت و ظهور بابک زنجانی ها شد.
این اعتقادات شما , باعث دزدی ها و اختلاس های میلیاردی و فرار خاوری ها و پائین کشیدن فیتیله بدست رهبر و همان ولایت فقیه شما شد .
این اعتقادات شما , باعث هزینه چند میلیارد دلاری از جیب ما برای ساختن گنبد و بارگاه برای خمینی که مسبب اصلی همه بدبختی های ما بوده شد .
باز هم بگویم یا بس است و فهمیدید که این اعتقادات شما چه به روز خودتان و چه بر سر ما آورد ؟!
یادتان نرود که همین اعتقادات و پایفشاری برای همین اعتقادات دلیل اصلی برقرار ماندن همین حکومت و سوار ماندن و سواری گرفتن همین آخوندها که مسبب این همه بدبختی و فقر و جهل هستند بوده و هست ...
حالا تو با کدام عقل و با چه روئی به ما میگوئی که به اعتقادات ما توهین نکن ؟؟!



همیشه در نوشته ها و پست های خودم و بسیاری از دوستان هم عقیده , شاهد آن هستیم افرادی که خودشان را دیندار و دینمدار میدانند با لحنی حق بجانب و طلبکار می آیند و مدعی میشوند که این پست و نوشته شما توهین به مقدسات و اعتقادات ما میباشد و هر کدام بنابر فراخور فهم و شعور و تربیت خانوادگی خود از این اعتقادات خودشان به اصطلاح دفاع میکنند و ما را با فحش های خواهر و مادر مینوازند و همچنین ما را به نوکری اجانب و مزدوری استکبار جهانی به سرکردگی صهیونیست ها متهم مینمایند!
اما در این نوشته روی سخنم با آن دسته از افرادی نیست که از طریق همین اعتقادات روزی خود را در میاورند و نان همین اعتقادات را بر سر سفره خانواده شان میبرند و به زن و بچه خودشان میدهند ,
چرا که این انگلها و مفتخوران برای امرار معاش منت بازو خود را نکشیده و مجبور هستند برای حفظ موقعیت و گذران زندگی با اینگونه مطالب با تمام وجود و از هر طریقی که شده مخالفت کنند و در ظاهر نیز حق با آنهاست !؟
بلکه روی سخنم با افرادی هست که بدون در نظر گرفتن تبعات و نتایج این اعتقادات خودشان و تنها بخاطر ترس از جهنم و یا مستفیض شدن از حوریان بهشتی از این اعتقادات خودشان به اصطلاح دفاع کرده و دفاع از آنرا بر خودشان واجب میدانند!
اما این دسته از هم وطنان بی عقل و جاهل و این برادران و خواهران خودخواه و خود بین باید بدانند که اگر این اعتقادات آنها فقط مختص به خودشان بود و بد و خوب آن تنها گریبانگیر آنها میشد و عواقب نتایج آن فقط بر زندگی خودشان تاثیر میگذاشت , ما نه تنها هیچ مشکلی با آن نداشتیم بلکه دیدن و شنیدن بیشتر این اعتقادات شما که براستی سبب انبساط خاطر و خنده و شادی ما میشود و کلی هم با آنها حال میکردیم ...!
اما گمان میکنم که نمیدانید که این اعتقاد شما چه بر سر مملکت و چه به حال و روز اکثریت مردم درآورده و چه هزینه هائی را بر دوش ملک و ملت تحمیل کرده و بابت این اعتقادات شما دیگران چه تاوانی میپردازند؟
پس من با نشان دادن مشتی از خروار و بازگوئی چند ضرر و زیان بسیار مشهود برآمده از این اعتقادات , به شما نشان میدهم تا ببینید این اعتقادات شما چه بر سر مملکت و چه به روز مردم آورده است ؟
این اعتقادات شما , که با دیدن عکس ۶x ۴ خمینی در ماه و در شبهای زمستان سال ۱۳۵۷ شکل گرفت و آغاز شد ,
سبب به روی کار آوردن و حاکم کردن یکی از پلیدترین و بیکاره ترین و مرتجع ترین اقشار جامعه یعنی آخوندها شد .
این اعتقادات شما , سبب کشتار و آواره کردن اکثر آدمهای تحصیلکرده و کارآفرین و قتل عام گلهای میهن پرست ارتش ایران شد .
این اعتقادات شما , سبب به روی کار آمدن دیوانه ای بنام خلخالی شد که به صراحت گفت : میکشم , اگر گناهکار بودند که به جهنم رفته و اگر بیگناه بودند به بهشت میروند !
این اعتقادات شما , باعث از بین رفتن تمام زیرساخت های اقتصادی و اجتماعی کشور در جنگی ویرانگر و بیهوده هشت ساله شد .
این اعتقادات شما , همان کلیدهای بهشت آویزان بر گردن نوجوانان ایرانی و بر روی مین فرستادن و پرپر شدن آنها شد .
این اعتقادات شما , مسبب تحریک مردم و ارتش مسلمان کشور همسایه و سپس عفلقی و کافر کردن همان مردم و بعد برادران مظلوم عراقی شدن همان ها برای ما شد !
این اعتقادات شما , سبب کشته و معلول و شیمیائی و موجی شدن بیش از یک میلیون از جوانان همین مرز و بوم و همین دیار شد .
این اعتقادات شما , سبب ارزش شدن حماقت جنگ و فرار مقصران و عاملان و ادامه دهنده گان آن , از دادگاهی شدن و اجرای عدالت در حق آنها شد .
این اعتقادات شما , باعث تقسیم مردم به خودی و غیر خودی و ریش دار و بی ریش و ایجاد چند دستگی در میان مردم شد.
این اعتقادات شما , سبب اعدام و قتل عام هزاران هزار جوان دیگر که در زندان بسر میبردند و دوران محکومیت خودشان را طی میکردند شد .
این اعتقادات شما , باعث منزوی شدن ایران و تحریم کشور و نابودی کامل کارخانجات تولیدی و کشاورزی و صنعت و وابستگی ما به چین و شوروی شد .
این اعتقادات شما , سبب بدنامی و بی آبروئی و و سقوط ارزش پاسپورت و تحقیر مردم ایران در فرودگاه های جهان شد .
این اعتقادات شما باعث بی ارزش شدن پول ملی کشورمان و سقوط آن به قعر جدول پولهای بی ارزش دنیا شد .
این اعتقادات شما , سبب فرار مغزها و روی آوردن جوانان به اعتیاد و مواد مخدر شد .
این اعتقادات شما , سبب بهانه حجاب آخوندها برای تحقیر و تحدید زنان و فرار دادن دختران به دوبی و کوالالامپور برای تن فروشی شد .
این اعتقادات شما , سبب ترویج خشونت بوسیله سر بریده و دست قلم شده و احترام به خون و خونریزی , در جامعه ما شد .
این اعتقادات شما , عکسهای قمه زنی و گل مالی در تمام جراید جهان و سبب بی اعتباری و از بین رفتن هویت و حرمت ایران و ایرانی شد .
این اعتقادات شما , باعث بوجود آمدن قشری بنام آقازاده و غارت و چپاول منابع ملی و سرمایه های طبیعی این کشور بدست آنها شد .
این اعتقادات شما , سبب بی حساب و کتاب شدن نفت و غارت و فروش و برنگشتن پول نفت و ظهور بابک زنجانی ها شد.
این اعتقادات شما , باعث دزدی ها و اختلاس های میلیاردی و فرار خاوری ها و پائین کشیدن فیتیله بدست رهبر و همان ولایت فقیه شما شد .
این اعتقادات شما , باعث هزینه چند میلیارد دلاری از جیب ما برای ساختن گنبد و بارگاه برای خمینی که مسبب اصلی همه بدبختی های ما بوده شد .
باز هم بگویم یا بس است و فهمیدید که این اعتقادات شما چه به روز خودتان و چه بر سر ما آورد ؟!
یادتان نرود که همین اعتقادات و پایفشاری برای همین اعتقادات دلیل اصلی برقرار ماندن همین حکومت و سوار ماندن و سواری گرفتن همین آخوندها که مسبب این همه بدبختی و فقر و جهل هستند بوده و هست ...
حالا تو با کدام عقل و با چه روئی به ما میگوئی که به اعتقادات ما توهین نکن ؟؟!


دوشنبه، آذر ۱۶، ۱۳۹۴
ننه هشتاد ساله ناموس شیعه در آرایشگاه !
ننه هشتاد ساله ناموس شیعه در آرایشگاه !

از همه اینها و از هر چی که بگذریم , من فقط موندم که ننه ۷۰ ~ ۸۰ ساله ناموس شیعه ( الهام چرخنده در همین برنامه میگه من ناموس شیعه هستم !) تو آرایشگاه زنانه چیکار میکرده و کارش چی بوده ؟
و تو آرایشگاه کجاشو میخواسته بزک کنه که گرفتن کتکش زدند؟
به نظر من ننه الهام چرخنده را چند دختر یا خانم جوان بخاطر آمدن به آرایشگاه و دادن قروفر ها و و اطوارهاش و بی توجهی به اون سن با لا و یک پا بودنش بر لب گور و قرار ملاقات با حضرت عزرائیل و ...شروع به سرزنش کردند و بهش گفتند ,
ولی ننه ناموس شیعیان جهان پررو بازی در آورده ,
( از دخترش باید بفهمید که مامانش دیگه ...آره و اینا و ...خیلی بودیم و ...اختر چهارچشم هم بوو و و د د... .)
به آنها توهین اسلامی کرده و به آنها در همان آرایشگاه گفته :
نمیدونم ...مامان تون بوده ؟
مامانش بوده ...؟!
مامان هامون بوده ...!؟
یا شاید , ماما نتون اینا بودند , ؟! نه ....
ماما نتون اونجا بوده ...!!
خلاصه ....یه همچین چیزائی گفته و قلدر بازی درآورده که گرفتن زدنش ...
( شما هم بگین زدن ...آره ..., خوبیت نداره ...میدونی که ...!/)
و چون اونجا دوربین نبوده و کسی هم با موبایلش فیلم نگرفته ناموس شیعیان جهان در کمال صداقت و در نهایت وقاحت ادعا میکنه که مادرش در آرایشگاه داشته روضه حضرت رقیه یا بی بی سه شنبه میخونده و ذکر علی میکرده که ناموس های استکبار جهانی و ناموس های دشمنان حجاب و اسلام ریختند سرش و تا میخورده زدندش و آش و لاشش کردند ...!
اما به نظر شما ,
بهتر نیست که ننه ناموس شیعه و شیعیان جهان این آخر عمری بروند به فکر گور و کفن و نماز و دعا باشند و بنشینند قرآن بخوانند و اینقدر به فکر بزک دوزک نباشند که سر پیری خوش خوشانشان بشود و هوس آرایشگاه رفتن بکنند و پی قر و فر دادن و اینها نروند تا که کتک نخورند....!!
و اشک دخترشان را که دم مشکشان است را در نیاورند و آن رضا رشید پور زن ذلیل , چلمن , شاسگول را جوگیر و لال و علیل نکنند و ...
تا ما بفهمیم چرا ناموس شیعه در یک کلیپ به یکی از حاضران گفته :
مادرت بوده ؟!
نمیدونم ...مامان تون بوده ؟
مامان هامون بوده ...!؟
یا شاید , ماما نتون اینا بودند , ؟! نه ....!
ماما ها تون اونجا بودند , نه... نمیدونم .!!
(( خلاصه که الان هم لیف و کیسه کرده و رفته حموم زیر گذر ...! نمیدونم , دوش بگیره ...!؟ آقا ارو زیارت بکنه...!!؟ چرک بکنه ...!؟ انگشتر بفروشه ...؟!
کریم آب منگل دیگه ....آره ....!! ))


از همه اینها و از هر چی که بگذریم , من فقط موندم که ننه ۷۰ ~ ۸۰ ساله ناموس شیعه ( الهام چرخنده در همین برنامه میگه من ناموس شیعه هستم !) تو آرایشگاه زنانه چیکار میکرده و کارش چی بوده ؟
و تو آرایشگاه کجاشو میخواسته بزک کنه که گرفتن کتکش زدند؟
به نظر من ننه الهام چرخنده را چند دختر یا خانم جوان بخاطر آمدن به آرایشگاه و دادن قروفر ها و و اطوارهاش و بی توجهی به اون سن با لا و یک پا بودنش بر لب گور و قرار ملاقات با حضرت عزرائیل و ...شروع به سرزنش کردند و بهش گفتند ,
ولی ننه ناموس شیعیان جهان پررو بازی در آورده ,
( از دخترش باید بفهمید که مامانش دیگه ...آره و اینا و ...خیلی بودیم و ...اختر چهارچشم هم بوو و و د د... .)
به آنها توهین اسلامی کرده و به آنها در همان آرایشگاه گفته :
نمیدونم ...مامان تون بوده ؟
مامانش بوده ...؟!
مامان هامون بوده ...!؟
یا شاید , ماما نتون اینا بودند , ؟! نه ....
ماما نتون اونجا بوده ...!!
خلاصه ....یه همچین چیزائی گفته و قلدر بازی درآورده که گرفتن زدنش ...
( شما هم بگین زدن ...آره ..., خوبیت نداره ...میدونی که ...!/)
و چون اونجا دوربین نبوده و کسی هم با موبایلش فیلم نگرفته ناموس شیعیان جهان در کمال صداقت و در نهایت وقاحت ادعا میکنه که مادرش در آرایشگاه داشته روضه حضرت رقیه یا بی بی سه شنبه میخونده و ذکر علی میکرده که ناموس های استکبار جهانی و ناموس های دشمنان حجاب و اسلام ریختند سرش و تا میخورده زدندش و آش و لاشش کردند ...!
اما به نظر شما ,
بهتر نیست که ننه ناموس شیعه و شیعیان جهان این آخر عمری بروند به فکر گور و کفن و نماز و دعا باشند و بنشینند قرآن بخوانند و اینقدر به فکر بزک دوزک نباشند که سر پیری خوش خوشانشان بشود و هوس آرایشگاه رفتن بکنند و پی قر و فر دادن و اینها نروند تا که کتک نخورند....!!
و اشک دخترشان را که دم مشکشان است را در نیاورند و آن رضا رشید پور زن ذلیل , چلمن , شاسگول را جوگیر و لال و علیل نکنند و ...
تا ما بفهمیم چرا ناموس شیعه در یک کلیپ به یکی از حاضران گفته :
مادرت بوده ؟!
نمیدونم ...مامان تون بوده ؟
مامان هامون بوده ...!؟
یا شاید , ماما نتون اینا بودند , ؟! نه ....!
ماما ها تون اونجا بودند , نه... نمیدونم .!!
(( خلاصه که الان هم لیف و کیسه کرده و رفته حموم زیر گذر ...! نمیدونم , دوش بگیره ...!؟ آقا ارو زیارت بکنه...!!؟ چرک بکنه ...!؟ انگشتر بفروشه ...؟!
کریم آب منگل دیگه ....آره ....!! ))

شنبه، آبان ۳۰، ۱۳۹۴
حکومتی که در مترو آن میتوان شیشه کشید ولی در فضای سیاسی آن نفس هم نمیتوان کشید !
حکومتی که در مترو آن میتوان شیشه کشید ولی در فضای سیاسی آن نفس هم نمیتوان کشید !
خوب نگاه کنید ببینید چقدر راحت لم داده ...!
نگاه کنید , هیچ حالت شرم و یا حالت ترسی در چهره اش دیده نمیشود و هیچ وحشتی هم از کاری که دارد انجام میدهد از او به چشم نمیخورد و بنظر نمی آید !
کاملا آسوده و با خیالی راحت و در امنیت کامل فندکش را زیر پایپ شیشه ای خودش گرفته و انگار نه انگار که آنجا قطار متروی شهری هست و انگار نه انگار که مشغول مصرف مواد مخدر است و انگار نه انگار که مردم هم دارند او را میبینند ...
باور کنید در هیچکدام از متروهای کشورهای جهان حتی شربت سرما خوردگی را هم به این راحتی و به این بیخیالی نمیخورند.
اگر تصور میکنید که این یک صحنه نادر و استثنائی میباشد بدانید که سخت در اشتباه هستید , چرا که بنابر اخبار و گزارشات و مشاهدات , همه روزه و در هر ساعتی در پارک های سطح شهر بوفور چنین تصاویری مشاهده میگردد و در بسیاری از نقاط پر تردد در روز , هنوز پاسی از شب نگذشته , خریداران و فروشندگان مواد بطور علنی مشغول خرید و فروش و تست کردن مواد میباشند !!
اما فکر میکنید دلیل بوجود آمدن این افراد و علت اصلی دیدن این همه صحنه های غیر قابل باور و غیر قابل قبول چیست و ریشه در کجا و در چه چیزی دارد ؟
بدون شک مهمترین و بزرگترین و اصلی ترین دلیل بوجود آمدن و مشاهده چنین افراد و چنین صحنه هائی فقط به فقط ؛ داشتن احساس امنیت کامل و اطمینان از عدم برخوردی جدی و قاطع با این کار و مهیا بودن و یا مهیا کردن چنین جو و محیط دلچسب و مطلوبی برای این افراد و همین کاری که میکنند هست و بس .
چرا که اگر فرد معتادی محیط را آماده و مهیا نمیدید و احساس امنیت نمیکرد و نسبت به برخوردی سطحی اطمینان خاطر نداشت هرگز جرأت چنین کاری را نداشت و هوس انجام چنین کاری را نمیکرد ...
او میداند که اگر فقط با سیاست کاری نداشته باشد , هیچکس کاری به کارش ندارد,
او مطمئن است که در این حکومت فقط پرسیدن و دانستن و نقد کردن و گفتن جرم است ,
او آسوده خاطر است که این حال و روز و وضعیتش خواسته و مطلوب خودشان است ,
او خیالش راحت است که هیچ کاسبی مشتری خودش را از دست نمیدهد ,
او میداند که اگر فقط با حکومت مخالفت نکند , هر کاری که دلش خواست میتواند بکند پس برای همین اینطور بی خیال و مطمئن و آسوده خاطر در قطار مترو نشسته است و شیشه میکشد ...
و پس از ۳۷ سال از برپائی جمهوری اسلامی و حکومت روحانیون بجائی رسیدیم که معتادان جامعه حقیقی در فضای اجتماعی و شهری و در روز روشن و در پارک و مترو میتوانند با خیالی راحت و آسوده و و کاملا آزادانه پایپشان را در آورند و مواد خودشان را بکشند....
ولی دانشجویان و فعالان مدنی و منتقدین اجتماعی آن حق ندارد که در فضای سیاسی و حتی در کنج خانه خودشان و در محیط و دنیای مجازی اظهار نظری بکنند و حرفی بزنند و حتی نفس بکشند و نگران این نباشند که هر لحظه در بزنند و یا در نزنند و بریزند و او را دستگیر نکنند و به زندان نبرند ...
این هم شد روزگار و وضعیت ما در حکومت مطلوب و ساخته شده توسط روحانیون و علما و مراجع و آخوندهای شیعه و مسلمان !

خوب نگاه کنید ببینید چقدر راحت لم داده ...!
نگاه کنید , هیچ حالت شرم و یا حالت ترسی در چهره اش دیده نمیشود و هیچ وحشتی هم از کاری که دارد انجام میدهد از او به چشم نمیخورد و بنظر نمی آید !
کاملا آسوده و با خیالی راحت و در امنیت کامل فندکش را زیر پایپ شیشه ای خودش گرفته و انگار نه انگار که آنجا قطار متروی شهری هست و انگار نه انگار که مشغول مصرف مواد مخدر است و انگار نه انگار که مردم هم دارند او را میبینند ...
باور کنید در هیچکدام از متروهای کشورهای جهان حتی شربت سرما خوردگی را هم به این راحتی و به این بیخیالی نمیخورند.
اگر تصور میکنید که این یک صحنه نادر و استثنائی میباشد بدانید که سخت در اشتباه هستید , چرا که بنابر اخبار و گزارشات و مشاهدات , همه روزه و در هر ساعتی در پارک های سطح شهر بوفور چنین تصاویری مشاهده میگردد و در بسیاری از نقاط پر تردد در روز , هنوز پاسی از شب نگذشته , خریداران و فروشندگان مواد بطور علنی مشغول خرید و فروش و تست کردن مواد میباشند !!
اما فکر میکنید دلیل بوجود آمدن این افراد و علت اصلی دیدن این همه صحنه های غیر قابل باور و غیر قابل قبول چیست و ریشه در کجا و در چه چیزی دارد ؟
بدون شک مهمترین و بزرگترین و اصلی ترین دلیل بوجود آمدن و مشاهده چنین افراد و چنین صحنه هائی فقط به فقط ؛ داشتن احساس امنیت کامل و اطمینان از عدم برخوردی جدی و قاطع با این کار و مهیا بودن و یا مهیا کردن چنین جو و محیط دلچسب و مطلوبی برای این افراد و همین کاری که میکنند هست و بس .
چرا که اگر فرد معتادی محیط را آماده و مهیا نمیدید و احساس امنیت نمیکرد و نسبت به برخوردی سطحی اطمینان خاطر نداشت هرگز جرأت چنین کاری را نداشت و هوس انجام چنین کاری را نمیکرد ...
او میداند که اگر فقط با سیاست کاری نداشته باشد , هیچکس کاری به کارش ندارد,
او مطمئن است که در این حکومت فقط پرسیدن و دانستن و نقد کردن و گفتن جرم است ,
او آسوده خاطر است که این حال و روز و وضعیتش خواسته و مطلوب خودشان است ,
او خیالش راحت است که هیچ کاسبی مشتری خودش را از دست نمیدهد ,
او میداند که اگر فقط با حکومت مخالفت نکند , هر کاری که دلش خواست میتواند بکند پس برای همین اینطور بی خیال و مطمئن و آسوده خاطر در قطار مترو نشسته است و شیشه میکشد ...
و پس از ۳۷ سال از برپائی جمهوری اسلامی و حکومت روحانیون بجائی رسیدیم که معتادان جامعه حقیقی در فضای اجتماعی و شهری و در روز روشن و در پارک و مترو میتوانند با خیالی راحت و آسوده و و کاملا آزادانه پایپشان را در آورند و مواد خودشان را بکشند....
ولی دانشجویان و فعالان مدنی و منتقدین اجتماعی آن حق ندارد که در فضای سیاسی و حتی در کنج خانه خودشان و در محیط و دنیای مجازی اظهار نظری بکنند و حرفی بزنند و حتی نفس بکشند و نگران این نباشند که هر لحظه در بزنند و یا در نزنند و بریزند و او را دستگیر نکنند و به زندان نبرند ...
این هم شد روزگار و وضعیت ما در حکومت مطلوب و ساخته شده توسط روحانیون و علما و مراجع و آخوندهای شیعه و مسلمان !

پنجشنبه، آبان ۲۸، ۱۳۹۴
ازدواج سبز نقطه اوج جهالت و حماقت دولتمردان و مسئولین جمهوری اسلامی !
ازدواج سبز نقطه اوج جهالت و حماقت دولتمردان و مسئولین جمهوری اسلامی !

اگر تا کنون به اندازه سر سوزنی در مورد حماقت و بلاهت و نادانی مسولین و مدیران و دولتمردان جمهوری اسلامی شک داشتم , امروز با دیدن و خواندن محتویات طرح ازدواج سبز ! این شک به یقین تبدیل شد و دیگر هیچ شکی در مورد جهالت این مسئولین ومدیران و دولتمردان ندارم و جای تردیدی برای من باقی نماند!
و اگر هستند کسانی که معتقدند تمامی مسئولین و دولتمردان چنین نیستند و تیتر این نوشته را حمل بر توهین میدانند و میکنند , باید خدمت این دسته از دوستان عرض کنم :
- آیا رئیسی که چنین معاونی انتخاب میکند یک احمق نیست ؟
- آیا مسئولینی که چنین شخصی را تایید میکنند جاهل نیستند ؟
- آیا دولتمردانی که از وجود چنین همکاری با خبر و یا بیخبر میباشند , ابله بحساب نمی آیند ؟!
نه دوستان , قبول کنید که آب میگردد و جوی را پیدا میکند و باور کنید که دقیقا همان حکایت ؛ کبوتر با کبوتر , باز با باز است و بس .
و اما شاهکار دیگر یکی از مدیران و مسئولین زحمتکش ! و خدمتگزار !! نظام مقدس جمهوری اسلامی... !!!
(((قبل از هر چیز باید به شما خاطر نشان کنم و اطمینان بدهم که اصلا لازم نیست با دقت وبا نکته سنجی وآرام و آهسته این مطلب را بخوانیدچون فقط یک نگاه سرسری هم به آن بیاندازید و با واقعیت کنونی جامعه امروز مطابقت کنید بس و کافیست :))
[[ محمد رضا رستمی معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان از انجام ازدواج سبز با هدف اصلاح الگوهای اجتماعی و محیط زیستی خبر داد.
وی گفت : در این طرح قصد داریم شاخصهای محیط زیستی و ازدواج را به عنوان دو امر اجتماعی و محیط زیستی ترکیب کنیم و الگوی جدید با عنوان ازدواج سبز را برای جوانان ارائه کنیم؛ در این الگو مواردی که می تواند کمک کننده محیط زیست باشد به عنوان ملاک و معیار قرار دادیم.
وی ادامه داد: در این شاخصها موضوعاتی مانند مصرف آب در عروسیها و سایر مراسمهای مرتبط با ازدواج مدیریت می شوند. همچنین مسائلی از جمله استفاده از گل طبیعی و فرهنگ غلطی که به عنوان شادی استفاده می شود و آلودگیهای زیست محیطی ایجاد میکنند مانند بوق زدنهای مکرر در سطح خیابان و ایجاد ترافیک برداشته میشود.
معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان تاکید کرد: در اجرای این طرح اصلاح برخی الگوهای غلط و نامناسب مد نظر قرار گرفته است. همچنین برخی الگوهای اشتباهی که در حال حاضر وجود ندارد ولی می تواند در آینده به فرهنگ ازدواج در کشور اضافه شوند را نیز مورد توجه قرار میدهیم تا به عنوان فرآیند اجتماعی جدید اعمال نشوند.]]
- آیا میتوانید حدس بزنید این آقا در کجا و در چه زمان و مکانی زندگی میکند ؟
- آیا میتوانید تصور کنید فهم و آگاهی و شناخت این آقا از مسائل جامعه چقدر است ؟
- آیا میتوانید با توجه به اظهارات ایشان بفهمید که سطح برخورد و ارتباط او با جامعه در چه سطحی و چگونه است ؟
- آیا میتوانید بفهمید که رئیس او بنابر چه ضوابط و روابطی ایشان را معاون خود کرده اند ؟
- آیا میتوانید باور کنید که چنین مدیرانی بتوانند مشکلات را حل کنند ؟
- آیا میتوانید قبول کنید که این مسئولین بنابر شایستگی و لیاقت به این منصب رسیدند ؟
- آیا میتوانید به خودتان تلقین کنید که این دولتمردان بتوانند گره ای از مشکلات باز کنند ؟
- آیا باورتان میشود چنین افرادی خدمتگزار مردم و یک مومن و معتقد واقعی به اصل دین و اسلام باشند؟
- آیا توقع دارید که با وجود چنین مدیرانی با چنین افکاری , مشکلات و معضلات اجتماعی حل و بر طرف شوند ؟
- آیا خیال میکنید از این مدیران و معاونان و دولتمردان کم داریم و این جور معاونان نایاب هستند ؟
- آیا میتوانید میزان فهم و شعور رئیس و بالا دست چنین زیردست و معاون ابله و احمقی را حدس بزنید و تصور کنید ؟
ولی اگر فکر میکنید که درصد کمی , حتی ۲ درصد ( فقط دو درصد !) از مدیران و مسئولین و دولتمردان و معاونین نظام مقدس ما مثل این اشگول نفهم هستند و باشند...
اگر تعداد کل این مسولین و مدیران و دولتمردان را صد نفر حساب کنیم و دو درصد از آنها را که میشود دونفر فقط ۲ نفر , بدانیم و بپذیریم !!
باید خدمت شما دوستان عرض کنم که فقط به فقط وجود یکنفر بله فقط یک نفر و یک همچین جانوری , برای از بین بردن حیثیت صد دولت و برای ریختن آبروی هزار حکومت و برای اثبات بلاهت و جهالت یک میلیون مدیر و مسئول و افراد یک نظام بس است و کاملا کفایت میکند ...!

اگر تا کنون به اندازه سر سوزنی در مورد حماقت و بلاهت و نادانی مسولین و مدیران و دولتمردان جمهوری اسلامی شک داشتم , امروز با دیدن و خواندن محتویات طرح ازدواج سبز ! این شک به یقین تبدیل شد و دیگر هیچ شکی در مورد جهالت این مسئولین ومدیران و دولتمردان ندارم و جای تردیدی برای من باقی نماند!
و اگر هستند کسانی که معتقدند تمامی مسئولین و دولتمردان چنین نیستند و تیتر این نوشته را حمل بر توهین میدانند و میکنند , باید خدمت این دسته از دوستان عرض کنم :
- آیا رئیسی که چنین معاونی انتخاب میکند یک احمق نیست ؟
- آیا مسئولینی که چنین شخصی را تایید میکنند جاهل نیستند ؟
- آیا دولتمردانی که از وجود چنین همکاری با خبر و یا بیخبر میباشند , ابله بحساب نمی آیند ؟!
نه دوستان , قبول کنید که آب میگردد و جوی را پیدا میکند و باور کنید که دقیقا همان حکایت ؛ کبوتر با کبوتر , باز با باز است و بس .
و اما شاهکار دیگر یکی از مدیران و مسئولین زحمتکش ! و خدمتگزار !! نظام مقدس جمهوری اسلامی... !!!
(((قبل از هر چیز باید به شما خاطر نشان کنم و اطمینان بدهم که اصلا لازم نیست با دقت وبا نکته سنجی وآرام و آهسته این مطلب را بخوانیدچون فقط یک نگاه سرسری هم به آن بیاندازید و با واقعیت کنونی جامعه امروز مطابقت کنید بس و کافیست :))
[[ محمد رضا رستمی معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان از انجام ازدواج سبز با هدف اصلاح الگوهای اجتماعی و محیط زیستی خبر داد.
وی گفت : در این طرح قصد داریم شاخصهای محیط زیستی و ازدواج را به عنوان دو امر اجتماعی و محیط زیستی ترکیب کنیم و الگوی جدید با عنوان ازدواج سبز را برای جوانان ارائه کنیم؛ در این الگو مواردی که می تواند کمک کننده محیط زیست باشد به عنوان ملاک و معیار قرار دادیم.
وی ادامه داد: در این شاخصها موضوعاتی مانند مصرف آب در عروسیها و سایر مراسمهای مرتبط با ازدواج مدیریت می شوند. همچنین مسائلی از جمله استفاده از گل طبیعی و فرهنگ غلطی که به عنوان شادی استفاده می شود و آلودگیهای زیست محیطی ایجاد میکنند مانند بوق زدنهای مکرر در سطح خیابان و ایجاد ترافیک برداشته میشود.
معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان تاکید کرد: در اجرای این طرح اصلاح برخی الگوهای غلط و نامناسب مد نظر قرار گرفته است. همچنین برخی الگوهای اشتباهی که در حال حاضر وجود ندارد ولی می تواند در آینده به فرهنگ ازدواج در کشور اضافه شوند را نیز مورد توجه قرار میدهیم تا به عنوان فرآیند اجتماعی جدید اعمال نشوند.]]
- آیا میتوانید حدس بزنید این آقا در کجا و در چه زمان و مکانی زندگی میکند ؟
- آیا میتوانید تصور کنید فهم و آگاهی و شناخت این آقا از مسائل جامعه چقدر است ؟
- آیا میتوانید با توجه به اظهارات ایشان بفهمید که سطح برخورد و ارتباط او با جامعه در چه سطحی و چگونه است ؟
- آیا میتوانید بفهمید که رئیس او بنابر چه ضوابط و روابطی ایشان را معاون خود کرده اند ؟
- آیا میتوانید باور کنید که چنین مدیرانی بتوانند مشکلات را حل کنند ؟
- آیا میتوانید قبول کنید که این مسئولین بنابر شایستگی و لیاقت به این منصب رسیدند ؟
- آیا میتوانید به خودتان تلقین کنید که این دولتمردان بتوانند گره ای از مشکلات باز کنند ؟
- آیا باورتان میشود چنین افرادی خدمتگزار مردم و یک مومن و معتقد واقعی به اصل دین و اسلام باشند؟
- آیا توقع دارید که با وجود چنین مدیرانی با چنین افکاری , مشکلات و معضلات اجتماعی حل و بر طرف شوند ؟
- آیا خیال میکنید از این مدیران و معاونان و دولتمردان کم داریم و این جور معاونان نایاب هستند ؟
- آیا میتوانید میزان فهم و شعور رئیس و بالا دست چنین زیردست و معاون ابله و احمقی را حدس بزنید و تصور کنید ؟
ولی اگر فکر میکنید که درصد کمی , حتی ۲ درصد ( فقط دو درصد !) از مدیران و مسئولین و دولتمردان و معاونین نظام مقدس ما مثل این اشگول نفهم هستند و باشند...
اگر تعداد کل این مسولین و مدیران و دولتمردان را صد نفر حساب کنیم و دو درصد از آنها را که میشود دونفر فقط ۲ نفر , بدانیم و بپذیریم !!
باید خدمت شما دوستان عرض کنم که فقط به فقط وجود یکنفر بله فقط یک نفر و یک همچین جانوری , برای از بین بردن حیثیت صد دولت و برای ریختن آبروی هزار حکومت و برای اثبات بلاهت و جهالت یک میلیون مدیر و مسئول و افراد یک نظام بس است و کاملا کفایت میکند ...!
سهشنبه، آبان ۲۶، ۱۳۹۴
چرا بهایی ها خود را منفجر نمی کنند؟
چرا بهایی ها خود را منفجر نمی کنند ؟
از صفحه فیس بوک سعید قاسمی نژاد
درباره ظلم، مذهب و تروریسم: چرا بهاییها خود را منفجر نمی کنند؟
می گویند مومنین اینسو و آنسو دیگران و خود را می ترکانند!
چرا که فقیر "نگه داشته شده اند"، به زور حاشینه نشین "شده اند" و تحویل گرفته نمی شوند، والا این انفجارها و ترکشها نه ربطی به اسلام دارد و نه حتی "از مسلمانی ماست"، از استعمار است و ظلم آقا! از استعمار...
آنچه ذهن را قلقلک می دهد این است که اگر اینطور است واین فقط ظلم غربیان است که مومنین مظلوم را به سوی منفجر کردن این و آن رهنمون می کند، بلکه کم و بیش در اذهان مومنین و غیر مومنین چپ کرده آن را موجه هم می کند؛
پس چرا بهاییها هر روز و هر لحظه، این و آن را، اینسو و آنسوی ایران منفجر نمی کنند؟
مسلمین در اروپا به خاطر مسلمان بودن از تحصیل محروم نیستند، بهاییها در ایران هستند. اموال مسلمین در اروپا به خاطر مسلمان بودن ضبط نمی شود، اموال بهائیان می شود.
مسلمین در اروپا به خاطر مسلمان بودن از کار اخراج نمی شوند، بهاییها در ایران می شوند.
مسلمین در در دولتهای اروپایی وزیر و وکیل دارند، در ایران بهاییها از سیاست دوری می کنند که به تریج قبای بچه شیعه ها و اربابان عمامه به سرشان برنخورد اما شیعیان حساس باز ول کن معامله نیستند و دست استعمار و استکبار را در آستین زن و مرد بهایی می بینند و قس علیهذا.
مقایسه تبعیض علیه بهاییان در ایران، که صاحبخانه هستند، با تبعیض علیه مسلمین در اروپا، که مهاجرند و میهمان، و واکنش دو گروه به این تبعیض نشان می دهد که همچون همیشه، هر گردی گردو نیست و این انفجارها حتی اگر به تمامی میوه آن تشویقات عالیه به جهاد و قتال هم نباشد، آنقدرها هم بی ربط هم نیستند.
از صفحه فیس بوک سعید قاسمی نژاد
درباره ظلم، مذهب و تروریسم: چرا بهاییها خود را منفجر نمی کنند؟
می گویند مومنین اینسو و آنسو دیگران و خود را می ترکانند!
چرا که فقیر "نگه داشته شده اند"، به زور حاشینه نشین "شده اند" و تحویل گرفته نمی شوند، والا این انفجارها و ترکشها نه ربطی به اسلام دارد و نه حتی "از مسلمانی ماست"، از استعمار است و ظلم آقا! از استعمار...
آنچه ذهن را قلقلک می دهد این است که اگر اینطور است واین فقط ظلم غربیان است که مومنین مظلوم را به سوی منفجر کردن این و آن رهنمون می کند، بلکه کم و بیش در اذهان مومنین و غیر مومنین چپ کرده آن را موجه هم می کند؛
پس چرا بهاییها هر روز و هر لحظه، این و آن را، اینسو و آنسوی ایران منفجر نمی کنند؟
مسلمین در اروپا به خاطر مسلمان بودن از تحصیل محروم نیستند، بهاییها در ایران هستند. اموال مسلمین در اروپا به خاطر مسلمان بودن ضبط نمی شود، اموال بهائیان می شود.
مسلمین در اروپا به خاطر مسلمان بودن از کار اخراج نمی شوند، بهاییها در ایران می شوند.
مسلمین در در دولتهای اروپایی وزیر و وکیل دارند، در ایران بهاییها از سیاست دوری می کنند که به تریج قبای بچه شیعه ها و اربابان عمامه به سرشان برنخورد اما شیعیان حساس باز ول کن معامله نیستند و دست استعمار و استکبار را در آستین زن و مرد بهایی می بینند و قس علیهذا.
مقایسه تبعیض علیه بهاییان در ایران، که صاحبخانه هستند، با تبعیض علیه مسلمین در اروپا، که مهاجرند و میهمان، و واکنش دو گروه به این تبعیض نشان می دهد که همچون همیشه، هر گردی گردو نیست و این انفجارها حتی اگر به تمامی میوه آن تشویقات عالیه به جهاد و قتال هم نباشد، آنقدرها هم بی ربط هم نیستند.
جمعه، آبان ۲۲، ۱۳۹۴
(( تعادل )) Balance
(( بالانس ))
افرادی که در یک سطح اجتماعی میباشند و بر روی یک صفحه و صحنه مشترک زندگی قرار دارند , مجبور هستند که درهرحالت و در هر موقعیتی تعادل (( بالانس )) را نسبت به یکدیگر و نسبت به سطح و صحنه زندگی مشترکشان حفظ و برقرار کنند...
و هیچ داشته ای نمیتواند فقط متعلق به یک نفر و تنها در انحصار یکی از آنها باشد زیرا تعادل را بر هم میزند و موجب سقوط آنها میگردد.
و حتی اگر یکی از آنها موفق به کنار زدن دیگران هم بشود , برای حفظ تعادل و توازن هرگز نمیتواند به آن داشته برسد واز آن بهره مند شود ...
افرادی که در یک سطح اجتماعی میباشند و بر روی یک صفحه و صحنه مشترک زندگی قرار دارند , مجبور هستند که درهرحالت و در هر موقعیتی تعادل (( بالانس )) را نسبت به یکدیگر و نسبت به سطح و صحنه زندگی مشترکشان حفظ و برقرار کنند...
و هیچ داشته ای نمیتواند فقط متعلق به یک نفر و تنها در انحصار یکی از آنها باشد زیرا تعادل را بر هم میزند و موجب سقوط آنها میگردد.
و حتی اگر یکی از آنها موفق به کنار زدن دیگران هم بشود , برای حفظ تعادل و توازن هرگز نمیتواند به آن داشته برسد واز آن بهره مند شود ...
سهشنبه، آبان ۱۹، ۱۳۹۴
سپاه پاسداران و کاربران دنیای مجازی و معتادان پارک هرندی
سپاه پاسداران وکاربران دنیای مجازی و معتادان پارک هرندی

در طی چند روز گذشته دو حمله به دو گروه از جوانان همین مملکت صورت گرفت !
اولین حمله توسط سپاه پاسداران و در عملیات قرارگاه سایبری سپاه صاحب الامر قزوین به کاربران اینترنتی و دنیای مجازی صورت گرفت و منجر به دستگیری بیش از ۱۷۰ نفر از کاربران و فعالان در شبکههای اجتماعی موبایلی و اینترنتی شد که تعدادی از آنها جهت طی مراحل قضایی، به مراجع ذیربط تحویل داده شدند .
و دومین حمله توسط ماموران شهرداری و یا بنابر اظهاراتی توسط مردم و ساکنین محله هرندی به معتادان ساکن پارک آن منطقه شکل و انجام گرفت ...
[[ ...و افرادی که گفته میشود مردم محلی هرندی هستند، با چماقهایی دور و اطراف پارک میچرخند. برخی بطریهای بنزین به دست دارند و با پراکندهکردن معتادان داخل آلونکها و چادرها، همهجا را به آتش میکشند. کارتنخوابها کتکخورده و گریان در حال فرار هستند وسرپناهها و چادرهای معتادان است که مردم آتش زدهاند. صدای فریاد از داخل پارک بیشتر و بیشتر میشود. نیروی انتظامی هم حضور دارد اما دخالتی نمیکند. آنها هم خودشان را وارد این غائله نکردهاند اما حضور دارند.]] ( نقل از روزنامه شرق )
که البته من فکر نمیکنم مردم محله هرندی با تجاربی که از همزیستی ناخواسته ای که با معتادان داشتند و دارند آنقدر کم عقل باشند و چنین کاری بکنند و با اینکار خودشان و فرزندانشان را در معرض انتقام کور و خطرناک افراد معتاد قرار بدهند!
و همچنین واکنش نیروی انتظامی زحمتکش و مظلوم که با جانفشانی ! وظیفه برقراری نظم و امنیت جامعه را به عهده دارند را هم خواندید و دیدید !!!
اما اینجا سوالی از برادران و افسران سایبری سپاه پاسداران پیش می آید که :
ای برادران سپاهی سایبری , بنظر شما در یک جامعه ولائی , یک معتاد و مصرف کننده مواد مخدر که برای تهیه پول مواد دست به هر کاری میزند برای امنیت یک جامعه تهدید محسوب میگردد و خطرناک تر است یا یک جوانی که سعی کرده در کنج خانه با آن اینترنت وصله پینه و لاک پشتی خودش را سرگرم کند و به دنبال اعتیاد و مواد مخدر نرود؟
اگر جواب شما برادران که لاف خدمت و تامین امنیت و حراست از کشور را میزنید و ادعای آنرا دارید ,[ کاربران دنیای مجازی ] باشد که باید در ایرانی بودن و شرافت و درستی شما شک کرد و شما برادران را مشتی مزدور وطنفروش خائن به ملک و مملکت دانست که برای شغل و منصب و مقام حاضر به هرنوع خودفروشی و آدمفروشی وخیانت و رذالت اخلاقی هستید و میباشید , که در این باب به هیچ وجه تعارف نداریم و در اینمورد اصلا شک نکنید...
اما اگر هستند تک و تکی از شما که میخواهد ادای مردانگی و با شرف بودن را دربیاورند و به دروغ نشان بدهند که هنوز مثقالی شرف و وجدان در وجودشان هست و بگویند ؛ [[ معتادان ولو شده در سطح شهر]] ,
(( همانهائی که در کوچه و خیابان در کنار و یا پشت سر زن و بچه و خواهر و مادران خودتان راه میروند و هستند )) ,
اینجاست که باید در کمال تعجب از شما نا برادران عزیز پرسید :
ای نابرادر نامسلمان , تو که شاید بنوعی خودت مستقیما درگیر همین معضل بودی و باشی و میدانی کسی در اینمورد کاری نمیکند و یا نمیخواهد که بکند و میبینی که این بلا روزبروز تاروپود بنیان این مملکت و خانواده را از هم می پاشاند و از بین میبرد , پس چرا ساکت نشستی و کاری نمیکنی ؟!
عزیز من نترس و نگران نباش چون من و امثال من که سوژه و طعمه های شما میباشیم , در خیابان با چاقو به افراد خانواده ات حمله و یقه گیری نمیکنیم و شیشه ماشین شما را برای دزدیدن رادیو پخش آن نمیشکنیم و بلانسبت و خدائی نکرده به ناموس شما چشمی نداریم و تعرضی نمیکنیم و شب خانه های شما و داشت و نداشت تان را جارو نمیکنیم و نمیبریم و برای تهیه مواد برادر و خواهرت را به کشیدن مواد مخدر و مصرف آن ترغیب نمیکنیم و با چهره های خوفناک و سرو وضع آشفته سبب ترس بچه ها و زنها و دختران شما نمیشویم و الی ماشالله ....
و همچنان تا آمدن و یورش شما در کنج خانه و پای مانیتور نشسته ایم و جم نمیخوریم تا همان چیزهائی را که خودتان بهتر از ما میدانید و میبینید را بنویسیم و به شما گوشزد کنیم ...!
نترس عزیز من , نترس برادر من , ما هیچ کجا فرار نمیکنیم و هستیم , پس بهتر است اول به فکر آندسته از از جوانان بدبختی که با مدیریت حاج آقاهای شما اسیر اعتیاد و گرفتار آن بلا شدند باشید و آنها را جمع آوری کنید و سر و سامان دهید ....! من الله التوفیق البته اگر غیرت و همتی بود !!


در طی چند روز گذشته دو حمله به دو گروه از جوانان همین مملکت صورت گرفت !
اولین حمله توسط سپاه پاسداران و در عملیات قرارگاه سایبری سپاه صاحب الامر قزوین به کاربران اینترنتی و دنیای مجازی صورت گرفت و منجر به دستگیری بیش از ۱۷۰ نفر از کاربران و فعالان در شبکههای اجتماعی موبایلی و اینترنتی شد که تعدادی از آنها جهت طی مراحل قضایی، به مراجع ذیربط تحویل داده شدند .
و دومین حمله توسط ماموران شهرداری و یا بنابر اظهاراتی توسط مردم و ساکنین محله هرندی به معتادان ساکن پارک آن منطقه شکل و انجام گرفت ...
[[ ...و افرادی که گفته میشود مردم محلی هرندی هستند، با چماقهایی دور و اطراف پارک میچرخند. برخی بطریهای بنزین به دست دارند و با پراکندهکردن معتادان داخل آلونکها و چادرها، همهجا را به آتش میکشند. کارتنخوابها کتکخورده و گریان در حال فرار هستند وسرپناهها و چادرهای معتادان است که مردم آتش زدهاند. صدای فریاد از داخل پارک بیشتر و بیشتر میشود. نیروی انتظامی هم حضور دارد اما دخالتی نمیکند. آنها هم خودشان را وارد این غائله نکردهاند اما حضور دارند.]] ( نقل از روزنامه شرق )
که البته من فکر نمیکنم مردم محله هرندی با تجاربی که از همزیستی ناخواسته ای که با معتادان داشتند و دارند آنقدر کم عقل باشند و چنین کاری بکنند و با اینکار خودشان و فرزندانشان را در معرض انتقام کور و خطرناک افراد معتاد قرار بدهند!
و همچنین واکنش نیروی انتظامی زحمتکش و مظلوم که با جانفشانی ! وظیفه برقراری نظم و امنیت جامعه را به عهده دارند را هم خواندید و دیدید !!!
اما اینجا سوالی از برادران و افسران سایبری سپاه پاسداران پیش می آید که :
ای برادران سپاهی سایبری , بنظر شما در یک جامعه ولائی , یک معتاد و مصرف کننده مواد مخدر که برای تهیه پول مواد دست به هر کاری میزند برای امنیت یک جامعه تهدید محسوب میگردد و خطرناک تر است یا یک جوانی که سعی کرده در کنج خانه با آن اینترنت وصله پینه و لاک پشتی خودش را سرگرم کند و به دنبال اعتیاد و مواد مخدر نرود؟
اگر جواب شما برادران که لاف خدمت و تامین امنیت و حراست از کشور را میزنید و ادعای آنرا دارید ,[ کاربران دنیای مجازی ] باشد که باید در ایرانی بودن و شرافت و درستی شما شک کرد و شما برادران را مشتی مزدور وطنفروش خائن به ملک و مملکت دانست که برای شغل و منصب و مقام حاضر به هرنوع خودفروشی و آدمفروشی وخیانت و رذالت اخلاقی هستید و میباشید , که در این باب به هیچ وجه تعارف نداریم و در اینمورد اصلا شک نکنید...
اما اگر هستند تک و تکی از شما که میخواهد ادای مردانگی و با شرف بودن را دربیاورند و به دروغ نشان بدهند که هنوز مثقالی شرف و وجدان در وجودشان هست و بگویند ؛ [[ معتادان ولو شده در سطح شهر]] ,
(( همانهائی که در کوچه و خیابان در کنار و یا پشت سر زن و بچه و خواهر و مادران خودتان راه میروند و هستند )) ,
اینجاست که باید در کمال تعجب از شما نا برادران عزیز پرسید :
ای نابرادر نامسلمان , تو که شاید بنوعی خودت مستقیما درگیر همین معضل بودی و باشی و میدانی کسی در اینمورد کاری نمیکند و یا نمیخواهد که بکند و میبینی که این بلا روزبروز تاروپود بنیان این مملکت و خانواده را از هم می پاشاند و از بین میبرد , پس چرا ساکت نشستی و کاری نمیکنی ؟!
عزیز من نترس و نگران نباش چون من و امثال من که سوژه و طعمه های شما میباشیم , در خیابان با چاقو به افراد خانواده ات حمله و یقه گیری نمیکنیم و شیشه ماشین شما را برای دزدیدن رادیو پخش آن نمیشکنیم و بلانسبت و خدائی نکرده به ناموس شما چشمی نداریم و تعرضی نمیکنیم و شب خانه های شما و داشت و نداشت تان را جارو نمیکنیم و نمیبریم و برای تهیه مواد برادر و خواهرت را به کشیدن مواد مخدر و مصرف آن ترغیب نمیکنیم و با چهره های خوفناک و سرو وضع آشفته سبب ترس بچه ها و زنها و دختران شما نمیشویم و الی ماشالله ....
و همچنان تا آمدن و یورش شما در کنج خانه و پای مانیتور نشسته ایم و جم نمیخوریم تا همان چیزهائی را که خودتان بهتر از ما میدانید و میبینید را بنویسیم و به شما گوشزد کنیم ...!
نترس عزیز من , نترس برادر من , ما هیچ کجا فرار نمیکنیم و هستیم , پس بهتر است اول به فکر آندسته از از جوانان بدبختی که با مدیریت حاج آقاهای شما اسیر اعتیاد و گرفتار آن بلا شدند باشید و آنها را جمع آوری کنید و سر و سامان دهید ....! من الله التوفیق البته اگر غیرت و همتی بود !!

اشتراک در:
پستها (Atom)





