یک نکته در مورد سریال شهرزاد
سریال خوش ساخت " شهرزاد " , خواه روایت مظلومیت یک زن , خواه حکایت یک عشق پر سوز و گداز , خواه تصویری از خودکامگی و ظلم در حکومت پیشین , خواه بازسازی و به تصویر کشیدن ماهرانه قسمتی از تاریخ این کشور در قالب یک داستان عاشقانه و یا به هر قصد و نیت و منظور و هدف دیگری ساخته و پرداخته شده باشد در یک نگاه و به دور از مسائل سیاسی و عقیدتی حاوی یک نکته مهم و نمایانگر یک حقیقت و نشانگر یک واقعیت غیرقابل انکار است .
حقیقت وجود عشق و بودن احترام و داشتن اخلاق و گذاشتن حرمت و رعایت ادب و دانستن ارزش نان و نمک و قدردانی و قدرشناسی ...
و این واقعیت در گذشته ای نه چندان دور در همین شهر و دیار ؛
با همه بد و خوب و کم و زیادش بود .
هر کس و هر چیزی سر جای خودش بود .
ادب و تربیت و احترام و بزرگتر و کوچکتری بود .
بردباری و گذشت و عشق و فداکاری و دوستی و محبتی بود.
حرمت نان و نمک و کسب و کاسبی حلال و امنیت و اطمینانی بود .
زن پاک و فرمانبر و شوهر دلسوز و شریف و خانواده و پدر و مادر مهربان و فرزندان خلف و نجیبی بود.
ولو به ظاهر , کلمات برگزیده تر و حرف ها سنجیده تر و جملات پربارتر و سخنان نغزتر و گفته های دل نشین تری بود .
جاهلی و لات بازی کنترل شده و دارای مرام و حتی فساد و زد و بست هم در آن دوران با حساب و کتاب و با اندکی شرم و حیا همراه بود.
ارباب و نوکر , خادم و خائن , دزد و پلیس , کاسب و کلاش , هنرپیشه و شاگرد پادو مغازه , موافق و مخالف , مسجد و میخانه هم سر جای خودش و براستی در شکل شمایل واقعی و حقیقی خودشان بود.
اینها نه در دوران هخامنشی و یا در دوران صدر اسلام , بلکه تا همین چند سال پیش واقعیت داشت و یک حقیقت بود.
بود ...,
باور کنید بسیاری از ما دیدیم و میدانیم و بیاد داریم و خاطرمان هست که چنین بود .
بلی بود , با همین مردم و در همین خانه و محله و کوچه و خیابان و در همین شهر و در همین کشور بود .
فقط کافیست که بخاطر بیاوریم و باور کنیم که بود ,
تا شاید بدانیم که درازای چه چیزی آنها رها کردیم و از دست دادیم ؟
و چرا حالا نیست و آنها را نداریم ؟
و چرا هیچ تلاشی برای بدست آوردن دوباره آن نمیکنیم ؟
و مهمتر از همه بدانیم که ؛
اگر تلاشی برای بازسازی آن دوران و بدست آوردن آنها نکنیم چه آخر و عاقبتی در انتظار ما و فرزندان ما خواهد بود ؟
آیا کسی هست که افسار این همه لجام گسیختگی و آشفتگی را بکشد
و به ما بگوید و یادآوری کند که ؛ کجائی عزیزم , کجائی ؟
دقیقا کجائی و کجای حقیقت این دوران ایستاده ای و زندگی میکنی ؟!
این هم از فهم و شعور برادر رئیس جمهور ما !
تو این دوره و زمونه کم آدمی را پیدا میکنید که اینجوری فارغ بال و بی خیال لم بده و پاهاش رو روی پاش بندازه و به حرفهای رئیس جمهور مملکتش گوش بکنه !
اینجاست که باید گفت : ادب مرد به ز دولت برادر اوست ...
یک حقیقت تلخ ایتالیائی !
این نوشته و مطلب هم یک حرف حساب است .
یک حرف حساب ایتالیائی ...!
منتهی بقدری حقیقت این نگرش واین نگارش تلخ است که بر حسابی بودنش چربید و از این رو تیتراین مطلب شد : یک حقیقت تلخ ایتالیائی .
و اگر شیرینی و حلاوتی هم در این نوشته باشد , مطمئنا درخواندن کامل نوشته و پی بردن و آگاهی از مفاد و محتوای آن میباشد .
این مقاله را روزنامهنگار ایتالیایی «اناکاندا» همزمان با سفر حسن روحانی به ایتالیا در روزنامه پرتیراژ، کوریه د لإسرا، منتشر کرد.
نیتن آناکاندا در مقالهای مینویسد:
انتقاد دوستانهای از مردم ایران
ایرانیان نمونه بارز داشتن الگوهای ذهنی مخرب هستند.
آنها در درازنای تاریخ ویژگی جالبی از خود نشان دادهاند.
زمانی که کشورشان در مسیر رشد و ثروت قرار میگیرد گویا نمیتوانند بپذیرند که این پیشرفت از آن آنهاست.
به هر شکلی دست به تخریب ناخودآگاه آن میزنند.
تقریباً بسیاری از دودمانهای پادشاهی ایران به همین شکل ازمیانرفتهاند.
ایرانیان یا خود شورش کردهاند و یا در برابر دشمن بیگانه به مبارزه جانانه دست نزدهاند.
حتی پس از رشد اجتماعی و اطلاعاتی معاصر بازهم این ویژگی حفظ شده است.
در سال ۱۹۷۹ ایرانیان در حالی شورش کردند که کشورشان در مسیر رشدی بسیار سریع از هر نظر قرار داشت.
رفاه جامعه ایرانی بسیار بالا رفته بود، رشد اقتصادی ایران رکورد جهانی را شکسته بود، رشد هنر و فرهنگ و ورزش ایران در مسابقات جهانی نمایان شده بود، ایران محلی برای گردهمایی توریستها شده بود و این کشور همیشه در صدر اخبار جهان بهعنوان یک کشور کهن اما متمدن بود.
بهطوریکه رسانههای مهم جهان هرروز مصاحبههایی با مقامات ایرانی پخش میکردند.
متخصصین این کشور در سازمانهای جهانی دارای پستهای مهمی بودند و سازمانهایی نیز به دست ایران راهاندازی شده بود ازجمله گات (تجارت جهانی امروزی)، اوپک و یا سازمان حمایت از گردشگری که مقر همه این سازمانها قرار بود در ایران باشد که به دلیل انقلاب اتفاق نیفتاد.
طرحهای اقتصادی ایران آنچنان بود که اکنون پس از نزدیک چهل سال هنوز از آنها استفاده میشود.
برای نمونه متروی تهران و یا برج مخابراتی میلاد تاور و خیلی از طرحهای دیگر برجایمانده از دوران پیش از ۱۹۷۹ میباشد.
استادیوم ورزشی صدهزارنفری که قرار بود میزبان المپیک ۱۹۸۴ باشد به دلیل تجملی دانستن این بازیها از سوی روحانیون، برای همیشه از برگزاری المپیک محروم شد.
تقریباً میتوان گفت رشد چشمگیر در همه زمینهها وجود داشت.
درزمینهٔ سیاست نیز شاه ایران از سال ۱۹۷۷ فضای سیاسی ایران را با آزادی همراه کرد که به شورش مذهبیان انجامید.
آنچه از این اتفاقات برمیآید نشانگر خودکشی دستهجمعی ملتی است که نمیتواند رفاه خود را ببیند.
ایرانیان در میان خودشان معتقدند که انگلستان میگوید برای تسلط بر اعراب آنها را سیر نگهدار و برای تسلط بر ایرانیان آنها را گرسنه.
اگر این درست باشد ایرانیان باید بدانند که حکومت فعلی هیچگاه برای آنان رفاهی فراهم نخواهد کرد.
چراکه ادامه حاکمیتش به ادامه روند فعلی بستگی دارد.
بررسی شرایط ایران در ۳۷ سال گذشته نیز نشان میدهد حکومت هیچ تلاشی برای افزایش سطح رفاه مردم نکرده است.
ممکن است فرازهایی در این دوره وجود داشته باشد اما بهطورکلی هیچگاه مردم ایران از مشکلات اقتصادی رها نخواهند شد.
اما آنان هنوز امیدوارند با برداشتن تحریمهای اخیر کشورشان متحول شود.
چیزی که آنان درک نمیکنند این است که حاکمیت نمیخواهد مردمش روی رفاه و خوشبختی را ببینند.
هاشمی، خاتمی، احمدینژاد، روحانی و رئیسجمهورهای پیشین هم همگی در همین راستا پیش رفتهاند.
خاتمی اگر ده درصد اوضاع را درست کرد احمدینژاد ۴۰ درصد منفی خراب کرد.
این سیاست حکومتی ست که کشورش را هرروز به شرایط صدر اسلام نزدیکتر کند.
فساد در ایران به حدی در حال فوران است که به نظر میرسد واقعاً هیچیک از مسئولان نمیخواهند جلوی آن را بگیرند.
اگر در اروپای ما چنین اتفاقاتی میافتاد حکومت بهطور دستهجمعی استعفا میداد و بهگونهای گم میشد که اثری از هیچیک از آنها پیدا نباشد اما مردم ایران برای فسادهای مسئولان کشورشان جوک میسازند و میخندند.
به نظر میرسد مردم ایران پس از چهار دهه هنوز به روحانیون امید دارند.
و این امید در نفراتی که در رأیگیری انتخابات شرکت میکنند قابللمس است.
با این اوصاف به نظر نمیرسد تا دو نسل آینده شرایط جامعه ایرانی بهویژه ازنظر اقتصادی تغییری کند.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
روزنامه دلاسرا.
این مطلب از روی کامنت یکی از دوستان بنام (( ایران دوست ) نقل و کپی شده است .
درود بی کران بر دوست عزیز , ایران دوست
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
طوفان مظهر آشفتگی و تخریب است نه سمبل جرات و شهامت!
کارناوال خیابانی ۲۲ بهمن امسال هم خالی از بلاهت نبود !
به نوشته این پوستر که در عکسهای خیابانگردی ۲۲ بهمن امسال بیشتر از هر پوستر دیگری بچشم میخورد دقت کنید ...
عکسی از سید علی خامنه ای هست و بر روی آن نوشته شده :
تو به ما جرأت طوفان دادی ...
که باید به حال عکس رهبر و بیسوادی طراح این پوستر سخت گریست ...
چرا که :
[[ توفان یا طوفان عبارت است از آشفتگی شدید جوّی و اختلال شدید فشار هوا. گاه براثر برخورد دو جبهه هوای سرد و گرم، توفانی بهوقوع میپیوندد که میتواند موجب قطع درختان، خرابی ساختمانها و شکستن شیشهها شود. گردباد در نقاط مختلف بهصورت تندباد، گردباد دریایی یا گردباد خشکی ظاهر میشوند. وقوع توفان اغلب با بارانهای شدید و سیلآسا همراه است. توفانهای عظیم و گردبادهای دریایی معمولاً در عرضهای نزدیک به استوا رخ میدهند و از قدرت تخریب زیادی برخوردارند. واژهٔ «توفان»، در معنای واژهٔ فارسیشدهٔ «طوفان»، امروز در زبان فارسی جا افتاده است. این واژه از واژگان مصوب در فرهنگ واژههای مصوّب فرهنگستان زبان و ادب فارسی است که بهعنوان برابرنهادهای برای واژهٔ storm برگزیده شدهاست و در توضیح آن آمدهاست: «حالت آشفتگی در جوّ که بر سطح زمین تأثیر بگذارد و نشاندهندهٔ هوای نامساعد و احتمالاً مخرب باشد» ویکیپدیا ]]
و در هیچکدام از فرهنگ لغات های ایرانی طوفان به جرات و شهامت , معنی و تشبیه نشده است .
بدا بحال طراحی که تخریب و آشفتگی را جرات بداند ...
بدا بحال جوانی که نفهمیده این پوستر را بردست بگیرد ...
بدا بحال رهبری که گفتارش اینگونه تعبیر و تفسیر شود...
بدا بحال مملکتی که نشان و مظهر جرأت و شهامت آن , طوفان آشفته و ویرانگر و مخرب باشد .//
اندر حکایت پولی شدن تونل ها
اگر در زمانهای قدیم دزدان و مالبران در سر گردنه به کمین می ایستادند و مسافران و مردم بیچاره را لخت میکردند , جمهوری اسلامی گوی سبقت را از آنها ربوده و تصمیم دارد در سردر ورودی تونل ها (( همان تونل هائی که با پول همین مردم ساخته شد و از بابت آن منت های مختلف بر سرشان گذاشتند !)) جلوی مردم را بگیرند و جیب آنها را خالی کنند و بابت ساختن این تونل ها با پول خودشان ,از آنها عوارض دریافت کنند !!
ولی نکته بسیار جالب برای توجیه این دزدی , از دهان مهدی چمران که یک موی مصطفی چمران در وجودش نیست و یافت نمیشود بسیار شنیدنی است , توجه بفرمایید :
[[ وی در پاسخ به این سوال که چه لزومی دارد عوارض از تونلهایی که با پول مردم ساخته شده است دریافت شود، افزود: مگر آزادراه تهران-قم با پول مردم ساخته نشده است؟ دولت درآمد هم دارد؛ اما شهرداری هرچه بدست می آورد از عوارض است.]]
توجه فرمودید!!
ایشان با چه ظرافت و نکته سنجی عمیقی پاسخ این سوال را دادند؟!
فتبارک الله , مرحبا , مرحبا به نظام مقدس جمهوری اسلامی با چنین مدیران لایق و منصف و شایسته ای که برای جبران کسری های دولت و شهرداری بخاطر اختلاس های میلیاردی همکاران و شرکای خودشان چنین بهانه های مستدل و متین و دشمن شکنی از خودشان در میدهند...!
اما ایشان فقط به گفتن همین نکته بسنده نکرده و برای اثبات صحت گفته خود و برای نشان دادن عدالت و انصاف نهادینه شده در نظام و در وجود تمامی دولتمردان چنین فرمودند :
[[ چمران با بیان اینکه حدود 2000 میلیارد تومان برای ساخت بزرگراه صدر هزینه شده است و این پول را همه مردم شهر دادهاند؛ اما عدهای فقط استفاده میکنند، گفت: برای تحقق عدالت اجتماعی مردمی که بطور مداوم از این بزرگراه استفاده میکنند باید حق استفاده را بپردازند. ]]
منبع خبر : http://www.tabnak.ir/fa/news/558185/پولی-شدن-تونلها-در-نوبت-بررسی-شورای-شهر
ماشالله , هزار ماشالله به این عدالت و این عدالت اجتماعی و به این فهم و کمالات ...
دقت کردید ؟
در بزرگراهی که با پول مردم ساخته شده , چون تعداد دیگری از همان مردم بیشتر از آن بزرگراه استفاده میکنند , باید بابت استفاده از آن پول بیشتری بپردازند تا عدالت مابین آنهائی که ماشین ندارند و از بزرگراه استفاده نمیکنند و آنهائی که ماشین دارند و استفاده میکنند برقرار شود و بدانید که به این میگویند:
(( تحقق عدالت اجتماعی ))!!
بجاست که ملت صبور و فهمیده و شهیدپرور ایران مخصوصا مسافران کشان خطی و غیر خطی هم بجای پرداختن پول عوارض تونل ها , بر روی کاغذی نام اختلاس کننده ها و مبلغ اختلاس آنها را بنویسند و به آنها بدهند تا به حول قوه الهی همین عدالت اجتماعی فوق مابین مردم و همین مسئولین زحمتکش و شریف نیز تحقق پیدا کند, انشالله ...
( البته مردم فهیم و باشعور و امت همیشه در صحنه میتوانند با حضور چشمگیر خود در انتخابات و رفتن به پای صندوق های رای باز هم مشت محکمی به هر کجای دشمن که دلشان خواست بزنند و همچنان بر همان استدلال احمقانه " انتخاب میان بد و بدتر " دلخوش باشند و از اینکه مسئولین بدتری را که هنوز بر روی راه رفتن آنها عوارضی نبستند را انتخاب نکردند , خدا را شکر کنند و خوشحال باشند و با دمشان گردو بشکنند !))
بعد دست بدبختی که یک مرغ یا چند عدد پرتقال دزدیده را با عطوفت اسلامی و اینچنین قطع میکنند !!
آیا امتیاز دیگری هم مانده که به روسیه وجناب پوتین بدهیم ؟!
باور کنید با این حالی که جمهوری اسلامی در تبادل سوخت به روسیه داده , ولادمیر پوتین باید از میدان سرخ و کاخ کرملین تا خیابان پاستور و بیت رهبری را پابرهنه میدوید و تازه پس از پابوسی مقام عظما , او را کول میکرد و دو , سه بار هم دور میدان شهیاد ( آزادی فعلی ) میچرخا ند...
بر اساس اطلاع منابع ایرانی و روسی، میزان اورانیوم منتقل شده به روسیه بیش از 8.5 تن بوده است و ایران حدود 140 تن در ازای آن اورانیوم طبیعی دریافت کرده است و از آنجایی که بر اساس فرمایشات مقام معظم رهبری، تیم مذاکرهکننده هستهای کشورمان مسئولیت یافت تا به طور تضمین شده انتقال سوخت را انجام دهد 140 تن اورانیوم طبیعی در ازای اورانیوم غنی شده ایران قبل از آن که اورانیوم غنی شده به روسیه منتقل شود، به کشور وارد شد.
اما آمریکا میگوید ایران بیش از ۱۱ تن اورانیوم غنیشده خود را به روسیه منتقل کرده است. این در حالی است که روسیه و ایران از انتقال حدود ۸ تن خبر دادهاند. جان کری در این بیانیه خبر داد یک کشتی حامل بیش از ۲۵ هزار پوند (۱۱ هزار و ۳۴۰ کیلوگرم) اورانیوم غنی شده ۲۰ درصدی که هنوز تبدیل به صفحات سوخت برای رآکتور تحقیقات تهران نشده بودند، ایران را به مقصد روسیه ترک کرد.
تا اینجای مطلب را نگهدارید ...
حالا مطلب زیر را که از ویکیپدیا برداشت شده را یک نگاهی بکنید :
( همان یک نگاه هم کافیست ...!)
[[ اورانیوم طبیعی (که بشکل اکسید اورانیوم است) شامل3/99% از ایزوتوپ اورانیوم 238 و7/0% اورانیوم 235است. که نوع 235 آن قابل شکافت است و مناسب برای بمب ها ونیروگاههای هسته ای است. این عنصر از نظر فراوانی در میان عناصر طبیعی پوسته در رده 48 قراردارد.
پرخرج ترین مرحله تهیه سوخت اتمی همین مرحله غنی سازی ایزوتوپها است، زیرا از هر هزاران کیلو سنگ معدن اورانیوم 140 کیلوگرم اورانیوم طبیعی بدست میآید که فقط یک کیلوگرم 235U خالص در آن وجود دارد.
در اورانیوم طبیعی غلظت ایزوتوپ ۲۳۸ حدود ۹۹٫۲۷٪، ایزوتوپ ۲۳۵ حدود ۰٫۷۲٪ و ایزوتوپ ۲۳۴ حدود ۰٫۰۰۵۵٪ است. در حالیکه در اورانیوم ضعیفشده غلظت ایزوتوپ ۲۳۸ حدود ۹۹٫۸٪، ایزوتوپ ۲۳۵ حدود ۰٫۲٪ و ایزوتوپ ۲۳۴ حدود ۰٫۰۰۱٪ است.
در گزارش سال ۲۰۰۳ سازمان بهداشت جهانی بخشی از عوارض اورانیوم ضعیفشده یاد شده است:
کلیه بیش از بقیه بافتهای بدن، ممکن است از آثار مضر احتمالی اورانیوم تأثیر پذیرد
برخی تحقیقات از افزایش سرطان ریه در بین کارگران معادن اورانیوم حکایت دارد، هرچند با توجه به سمیت بسیار پایین اورانیوم ضعیفشده فقط در صورت استنشاق حجم بزرگی ار غبار اورانیوم غنیشده (در حد چند گرم) احتمال سرطان ریه افزایش خواهد یافت.]]
نگاه کردید و دیدید؟
دیدید این آیتالله ها واقعا نشانه و آیت خدا هستند ؟
که صد البته نشانه های خداوند در مورد بلاهت و حماقت و جهالت و رذالت...
میدانید آقایان برای ساختن ۸ الی ۱۱ تن اورانیوم غنی شده ۲۰ درصدی چه هزینه ای بر دوش مردم و بودجه کشور تحمیل کرده اند؟!!؟
از هر هزاران کیلو سنگ معدن فقط ۱۴۰ کیلو اورانیوم طبیعی و از هر ۱۴۰ کیلو اورانیوم طبیعی فقط یک کیلو اورانیوم خالص بدست می آید .
حالا ما ۱۱ تن غنی شده آنرا که بخاطرش آنهمه بدبختی و تحریم و حقارت و کمبود و نفت نسیه فروشی و دمپائی پلاستیکی گرفتن و ... را تحمل کردیم , دو دستی دادیم به روسیه و آن مارمولک هفت خط پوتین ...
و تازه این یکروی سکه هست و دوبامبی بر فرق سرشان بخورد ,
آقایان در ازای ۱۱ تن اورانیوم غنی شده ۲۰ درصدی , مقدار ۱۴۰ تن اورانیوم طبیعی گرفتند که اگر همه آنرا با هزینه چند ده میلیارد دلار پول نفت ناقابل غنی کنند فقط یک تن اورانیوم خالص ۱۰۰ درصدی میتوانند استخراج کنند , که با حساب و سواد مدرک ابتدائی و با انگشت هم اگر حساب کنیم باید این یک تن ۱۰۰ درصدی برابر با ۵ تن ۲۰ درصدی باشد !!
یعنی ۱۱ تن دادیم که ۱۴۰ تن طبیعی بگیریم , که چه ؟
بیائیم آنرا غنی کنیم و دوباره به روسیه بدهیم ؟؟!
حالا اگر , اگر آقایان بخواهند اورانیوم U ۲۳۸ آنرا که همان اورانیوم ضعیف شده هست را از آن ۱۴۰ تن استخراج کنند , به نوشته خبرگزاري فارس: اورانيوم ضعيف شده هر چند كه نام ضعيف شده بر خود دارد و مانند بمب اتمي عمل نمي كند، اما ماندگاري بسياري در سطح طبيعت داشته و تا ساليان دراز زمين و منابع طبيعي را به خود آلوده مي كند و باعث ايجاد جهش هاي ژنتيك در گياهان و به تبع آن انسان ها مي شود. گازهاي متصاعد شده از اين نوع اورانيوم بسيار سمي بوده و باد مي تواند آن را تا شعاع صدها كيلومتري گسترش داده و از اين رهگذر تعداد بيشتري را آلوده كنند.... یعنی آنکه حتی سوسک ها و مورچه های ایران هم سرطان میگیرند و میمیرند !!
و اگر این اورانیوم U ۲۳۸ را از آن استخراج نکنند جمهوری اسلامی و نظام مقدس میبایستی با ۱۳۹ تن باقیمانده آن ۱۴۰ تن اهدائی پوتین , دم پختک باقالی درست کنند !!
حالا ...., در پشت پرده از این ۱۱ تن اورانیوم غنی شده و باد آورده ایران چقدر سهم آمریکا و چین و انگلیس و اروپا هست و یا پوتین مارمولک آنرا کیلوئی چند با آنها حساب میکند خدا میداند و خدا ...!!؟
یعنی باور کنید که با این معامله شیرین باقلوائی , آمریکا حتی با جنگ و بمباران نیروگاه های ایران هم نمیتوانست به چنین پیروزی چشمگیری برسد ...!
فقط صدهزار لعنت شیطان بر آخوندها که چنین هزینه ای را بر ایران و چنین خفتی را بر ایرانیان تحمیل کردند,
و همان صد هزار لعنت به علاوه صدهزار خاک بر سری به آن ابلهانی که هنوز سنگ نظام و این آخوندها را بر سینه میزنند و از آنها طرفداری میکنند , خاک بر سر همه تان ...
یک وقت خجالت نکشید ها , بروید ... بروید رای بدهید.//

زندگی در ایران مطلوب چه دسته از افرادی میباشد ؟
آلودگی شدید هوای شهرهای بزرگ که سبب تعطیلی مدارس و افزایش آمار مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا از ۱۵۰ به ۱۸۰ نفر و خانه نشینی شهروندان گردید باعث شد که ما نگاهی دیگر به زندگی در ایران بکنیم ولی به نتایج دیگری برسیم !
شاید باور نکنید که بر خلاف نظر بسیاری از اشخاصی که تصور میکنند همه مردم ایران از زندگی در ایران به تنگ آمده اند و همگی آنها مترصد فرصتی هستند که از آنجا فرار کنند و به آنور آب بروند و جانشان را نجات بدهند و آتیه فرزندانشان را تأمین کنند و آینده آنها را تضمین بنمایند , هستند افرادی که ایران بهشت برین آنها هست و جماعتی که زندگی در همان وضعیت را مطلوب میدانند و حتی هستند کسانیکه که از همان آنور آب رویائی به ایران می آیند تا در همان شرایط زندگی کنند !؟!
اما , این افراد و این اشخاص چه کسانی هستند؟
چرا ایران بهشت برین آنهاست ؟
و در پشت این علاقه چه هدف و مقصودی نهفته است ؟!
چون این گفته در دنیای مجازی مطرح شده اجازه بدهید که این افراد را در همین دنیای مجازی خودمان که کم هم نیستند دسته بندی کنیم و بشناسیم .
بی تردید شما هم در قسمت نظرات با کامنت افرادی برخورد کرده اید که ایران را بهشت برین میدانند و آنرا امن ترین کشور دنیا میشناسند و یکسال زندگی در خاک وطن را به صد سال زندگی در غربت نمیدهند و ادعا میکنند که باید دست در دست یکدیگر آنرا بسازیم و مدعی یک زندگی با عزت و توام با اقتدار میباشند و ....تا به کسانیکه آسمان هر جا که بروی همین رنگی میبینند برسیم ...!!
و همیشه برای شما این سوال پیش آمده که ؛ ای خدا , مگر این افراد , این گرانی و فقر و تبعیض و نابرابری و بی عدالتی و آلودگی هوا و انحطاط اخلاقی و فساد اداری و این همه جان کندن و دنبال یک لقمه نان دویدن و فشارهای اجتماعی و دعوا ها و اعدام های خیابانی و خرید و فروش آزادانه مواد مخدر و کودکان سر چهار راهی و کارتن خوابهای گوشه خیابانی و جولان معتادها در پارکها و نگرانی از تهدید ها و تحریم ها و تنبیه ها و تشدید ها و تضاد ها را نمیبینند ؟
مگر اینها از خطر خشکسالی و کم آبی و نابودی جنگلها و محیط زیست و ورشکستگی کارخانجات و واردات اجناس آلوده و بنجل و ....بی خبر هستند ؟
مگر این افراد از فساد دولتی و رانت خوا ری و دزدی و اختلاس و بی لیاقتی دولتمردان و خیانت نمایندگان و دزدی مدیران و جهالت مسئولین و ناکارامدی آنها چیزی نشنیده اند و نمیخوانند و نمیدانند ؟
و همیشه این سوال ها فکر شما را درگیر میکند و گاهی حالت انزجار به شما دست میدهد و بعضی وقتها هم از حضور خودتان در دنیای مجازی پشیمان میشوید و تاسف وقتی که برای آن گذاشتید را میخورید ...
قبل از هر چیز به شما میگویم که اگر سری به پیج آنها بزنید خواهید دید که آنها هیچ پستی در مورد این مشکلات و معضلات ندارند و هیچ مطلبی در این مورد ننوشتند و نمیگذارند و کاملا فارغ از این صحبت ها میباشند !!
حالا من چند سوال از شما میکنم :
به نظر شما آیا همین ایران با همین وضعیت , بهشت برین آقازاده هائی که از هرگونه امکاناتی برخوردار و از هر گونه بازخواستی معاف میباشند نیست ؟
آیا برای آن فرد و خانواده او که یکشبه به ثروت میلیاردی رسیده و هیچکس با او کاری ندارد , ایران امن ترین کشور جهان نیست ؟
آیا برای آن شخصی که تهران را زیر پایش و از پشت شیشه استخر برجی و یا خانه چند میلیاردی خود در لواسان و کوهپایه های تهران میبیند , آلودگی هوا مهم است ؟
آیا فرزندان و نوه های حاج اسدالله عسگر اولادی میتوانند از آلوده و بنجل بودن اجناس چینی مطلبی بنویسند و پستی بگذارند؟
آیا فرزندان و نوه های آن سردار وارد کننده سیگار میتوانند به وضعیت موجود اعتراضی بکنند و از آن ناراضی باشند ؟
آیا فرزندان آن سرداران جنگ ندیده ای که در سپاه حقوق ها و مزایای آنچنانی دارند و رانت خواری میکنند میتوانند بجز مجیز گوئی و پاچه خواری سردار سلیمانی چیزی بگویند و حرفی بزنند و مطلبی بنویسند ؟
آیا برای آن بچه قرتی هائی که توله های وزیران و مدیران دولتی هستند و با آخرین مدل های پورشه و مازراتی و فراری در خیابانهای تهران دردور میکنند و عکس خود را در ا ینستاگرام و تلگرام میگذارند ایران بهترین کشور دنیا نیست ؟
آیا فرزندان آن نمایندگان و مسئولانی که با بورسیه های مفت دولتی در خارج بدنبال مدرک هستند تا برگردند و با مدرکشان و نفوذ پدرانشان شرکت و کارخانه تاسیس کنند همین مردم فقیر نیروی ارزان قیمت کاری کارخانجات آنها نیستند و نباید به همین وضعیت موجود راضی و قانع باشند ؟
آیا یک معتاد برای فرزند آن شخص بانفوذی که بی ترس و واهمه تن , تن مواد مخدر وارد کشور میکند یک انسان است یا یک مشتری جنس پدرش , و آیا او میتواند در مورد معضل اعتیاد مطلبی پست کند ؟
آیا فرزندان و نوادگان جنتی و کنی به غیر از تبلیغ و تشویق مردم برای شرکت در انتخابات مجلس خبرگان میتوانند خبر دیگری بنویسند و نشر کنند ؟
آیا زنان و دختران احمد خاتمی و صدیقی و موحدی کرمانی و صافی گلپایگانی و نوری همدانی میتوانند چیزی بغیر از محسنات و مزایای " حجاب " بگویند و بنویسند تا نان خودشان را اجر بکنند ؟
آیا فرزندان عبدالرضا هلالی و محمود تیرانداز و آن جبار سینگ مداحان و بقیه زوزه کش های اهل بیت که تازه به نان و نوائی رسیدند و آبی زیر پوستشان رفته میتوانند پستی بغیر از [ یا ابوالفضل و یا زهرا ] و یا [ به قربان سر بریده حسین برویم ] و [ ثواب یک قطره اشک برای حسین ] چیز دیگری بنویسند و درصدد زیاد کردن مشتریان پدران خود نباشند ؟
آیا آن پانصد هزار نفری که با مدرک ابتدائی و سیکل استخدام و وارد خدمات و نعمات دولتی شدند چاره ای جز نوشتن کامنت هائی برای حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی دارند ؟
آیا برای فرزندان جیره بگیران و مزدوران و نانخورهای این اراذل و اوباش واقعی , به هر کجا که بروی آسمان همه جای دنیا یک رنگ نیست ؟
آیا همین ها نیستند که برای حفظ موقعیت خودشان و همین وضعیت موجود با هر نوشته مخالف خودشان برآشفته میشوند و بی اختیار چاک دهانشان را باز میکنند و زیر پستهای ما هر چه فحش و توهین که لیاقت پدرانشان هست را بار ما میکنند و همه صفات ابوی نامردشان را به ما نسبت میدهند ؟
حالا نجیب های اینها با اسم محمد علی و غلامحسین و عبدالرضا و امیر محمد رحیم و سگ درگاه اهل بیت و نوکر مبارزان لبنانی و مدافع اسلام ناب محمدی در دنیای مجازی فعالیت میکنند و از امنیت و وطن و ساختن و سوختن و پیشرفت و اقتدار و عزت میگویند و مینویسند و نانجیب های آنها با اسم , کوروش ایرانی نسب اهورائی ویا آریوبرزن هخامنشی اشکانی ویا زردشت اهوراپرست مزدکی....!

[[ بنده به حرمت ایرانیان شریف و بردباری که با آگاهی از وضع موجود و از سر ناچاری و با لبخندی تلخ مجبور به تحمل شرایط موجود هستند و بخاطر فرزندان خودشان مجبورند که وضعیت فعلی را عادی و مطلوب جلوه بدهند از نوشتن این نکته خودداری کردم اما با احترام به تمامی آنها و جدا دانستن و تفکیک آنها از این جماعت....:
و اما , دسته ای دیگر از این افراد کسانی میباشند که تنها با آزمایش DNA میتوانید فرق و تفاوت آنها را با گوسپند تشخیص دهید و و باور کنید که آنها هم آدم هستند!
این افراد که هیچ جائی را بغیر از آغل خودشان ندیدند و به شدت اعتقاد دارند که بقیه مردم دنیا هم درست مثل آنها هستند و تقریبا با همین شرایط زندگی میکنند , حالا کمی بهتر و یا کمی بدتر ...!
دنیای آنها محدود به همان طویله خودشان و چراگاه های اطراف آن است و هیچ درک درستی از زندگی اجتماعی ندارند و فقط خودشان را میبینند و سعادت آنها با پر شدن شکم شان تکمیل میشود و به زیر آن بستگی دارد !
همان افرادی که شما در حین مسافرت به شمال و در جاده ها میبینید که شیشه پنجره ماشینشان را پائین میکشند و پوست تخمه و پوست پرتقال و تخم طالبی را با پوشک بچه به بیرون پرتاب میکنند و لائی میکشند ...
همان کسانیکه در سیزده بدر ها تمام شاخه های درختان را میشکنند تا کباب کوبیده بخورند و در حین بازگشت تمام آشغال های خودشان را به رودخانه میریزند...
همان کسانیکه پشت سر شما در چراغ قرمز بوق میزنند که چرا وقتی که مامور نیست چراغ را رد نمیکنی ...
همان کسانیکه که بعد از خوردن ناهار از جارو ساقه ای میکنند و با آن دندانهای خودشان را خلال میکنند و در حالیکه بوی گند پایشان اتاق را پر کرده یکوری لم میدهند میگویند : تا فردا خدا بزرگه ...
همان کسانیکه فقط در محرم و رمضان مسلمان میشوند و نماز میخوانند و ریش میگذارند ...
همان کسانیکه هنوز رای دادن در انتخابات را وظیفه خود میدانند و به آن افتخار میکنند ...
همان کسانیکه کله شان بوی قرمه سبزی نمیدهد و باید هوای همه را داشته باشند ...
همان کسانیکه دوش حمام را نیمساعتی باز میکنند تا حمام دم بگیرد ...
همان کسانیکه با دیدن فشار آب در حین پر شدن آفتابه در مستراح خشکسالی و کم آبی را دروغ استکبار جهانی میدانند ...
برای اینها حقوق شهروندی همان مبلغ یارانه دریافتی میباشد,
برای اینها خارج فقط کربلا و نجف و مکه ( شاید هم دوبی و آنتالیا ) و خریدن سوغاتی هست ...
برای اینها پیچاندن مردم و دور زدن قانون زرنگی و تیز بازی هست ...
برای اینها که نه جائی دیگر را دیدند تا با زندگی نکبت خودشان مقایسه کنند و نه فهم معنی یک زندگی بهتر را دارند و نه میدانند که آینده و آینده نگری یعنی چه ؟
برای همین افرادی که مطلب را نخوانده و ندانسته در زیر همین پست کامنت گذاشتند و اظهار فضل کردند و به دنبال مبلغ دستمزد نوشتن این دردنامه میگردند ...!!
برای این گوسپندان هم ایران فعلی با همین وضعیت بهترین جاست و بهشت برین میباشد و در درستی این مطلب هیچ شک و تردیدی هم ندارند !
نبرد همیشگی بین آگاهی و تحصیلات و اعتقادات و بیسوادی
از ورود اسلام تاکنون در کشور ما یک جنگ پنهان دائمی مابین دانش و تحصیلات و آگاهی و دین و اعتقادات و نفهمی وجود داشته و کماکان هم ادامه دارد ...!
این یعنی آنکه جمعیت بیسواد و عامی مردم , بنابر آن خصلت جاودانه ایرانی یعنی همان " کم نیاوردن " همیشه سعی کرده اند که برای " کم نیاوردن " و عرض اندام و اظهار وجود در مقابل افراد باسواد و آگاه و دانشمند و تحصیلکرده , با افتخار به اعتقادات خود و نشان دادن تعصب در مورد آن , بی سوادی و ناآگاهی و جهل شان را پشت دیانت و " اعتقادات " پنهان کنند و به اصطلاح خودشان را از تک و تا نیاندازند !
فکر میکنید چرا مقبره پور سینا و حکیم خیام و دکتر حسابی از طلا نیست و آنرا با طلا و نقره و حریر و دیبا نساختند و با نورافکن های قوی چلچراغ و نورانی نکردند ولی قبر علی بن موسی الرضا و خواهرش معصومه و روح الله خمینی را از طلا ساختند ؟
فقط به فقط به یک دلیل , و آنهم این است که این جماعت حرف سینا و خیام و حسابی را نمیفهمند و آنها را از جنس خودشان نمیدانند و نزدیکی به آنها را برابر با آشکار شدن جهالت و بیسوادی خودشان و حقارت در مقابل آنها میبینند و تصور میکنند .
اما نکته بسیار جالب در اینجاست که این افراد حتی حرف رضا و معصومه و خمینی را هم نفهمیدند و نمیدانند , منتهی با تظاهر به فهمیدن خودش را معتقد به آنها نشان میدهد و با مقدس نمودن آنها راه هرگونه پرسش و باب هرگفتگو را در مورد صحت و سقم شناختن و امتحان دانسته های خودشان را میبندند و با گفتن یک استغفرالله , نفهمی و ناآگاهی خودش را پنهان کرده و تازه قیافه حق بجانب هم میگیرند !!؟
شما دقت کنید یک فرد بیسواد و عامی به غیر از مسجد و تکیه وهیئت کجا میتواند خودی نشان بدهد و عرض اندامی بکند ؟
او به غیر از سینه زدن و گل مالیدن و گریه کردن و قمه زدن چه هنر دیگری دارد که از خودش نشان بدهد ؟
آنها به غیر از نوحه خواندن و قران بر سر گرفتن و خواندن دعای ندبه و توسل چه حرفی برای گفتن و چه مطلب شایسته ای برای ابراز کردن دارند ؟
اگر باور نمیکنید به همین دنیای مجازی و همین پلاس خودمان یک نگاهی کنید ...
به پیج ها و صفحه های کسانیکه عکس گنبد طلای حسین و رضا را گذاشته اند و در زیرش نوشته اند :
ای آقا , ای سالار , الهی که من بند کش تنبان مبارکت شوم , الهی که همه کس و کار من فدای یک موی دم اسب شما بشوند ...دلم برایت یه ریزه شده و دیگر طاقت ندارم ...
یا , ای ضامن آهو چرا کره خران و گوسپندانی چو ما را ضامن نمیشوی و نمیطلبی؟ دلم برای فضله های کفتران گنبدت غنج میزند ...مرا بطلب تا چهار نعل بسویت بشتابم ...
آیا در میان پستهای آنها یک مطلب علمی میبینید ؟
آیا در تمام پستهای آنها یک نقد هنری یا ادبی پیدا میکنید ؟
آیا یک پست که محض رضای خدا حرفی برای گفتن داشته باشد وجود دارد ؟
فهمیده ترین و آگاه ترین و باسواد ترین آنها , طرز دم کردن گل گاو زبان را پست کرده و یا از خاصیت شلغم در مورد سرما خوردگی نوشته است !!
تازه داشته باشید , افرادی که در پای پست آنها کامنت میگذارند و به به و چهچهه میکنند همین اینها برایشان آدمهای فهمیده و آگاه و باسوادی میباشند چون بلد هستند که پست بگذارند ...
ببینید آنها دیگر در چه رده عقلی و در کدام سطح آگاهی و چه میزانی از فهم و شعور میباشند ....که دیگر واویلا ....
و این نبرد و زورآزمائی را دو پایان بیش نیست ؛
اول : غلبه دانش بر جهل و عزت و برتری آگاهی بر اعتقادات و رشد و تلاش و سعادت و بهروزی ...
دویم : سیطره جهل و گمراهی بر دانش و بینش و رخوت و سستی و سیاهی و تباهی و نابودی ملک و مملکت ... که اینچنین مباد و ایدون مباد ...
اندر حکایت ایرانی بودن برادران حزباللهی و ارزشی و سایبری و بسیجی ...
اگر در گفتگوها و مباحثه ها و مجادله ها با برادران ارزشی و حزباللهی و سایبری و بسیجی کمی دقت کرده باشید میبینید بسیاری از آنها چنان از ایران و ایرانی بودن و سربلندی و پیشرفت ایران حرف میزنند و چنان از وطنپرستی و عرق ملی و حراست و نگهبانی از خاک ایران دم میزنند که آدم حیران میشود که :
آیا واقعا این برادران ما را سر کار گذاشته اند ؟!
و یا اینکه این برادران ایرانی الاصل حزباللهی و این ارزشی های ایران دوست به هیچ وجه آیات عظام آخوند ها مصباح یزدی و احمد خاتمی و علم الهدی و مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی و ...را نمیشناسند ؟؟
و یا آنها را میشناسند ولی اصلا صحبت های آنها گوش نمیدهند و حرفهای آنها را هم به سم چپ اسب حضرت عباس حساب نمیکنند...!
آخر چطور ممکن است که کسی مقلد این حضرات باشد و دم از ایران و ایرانی بودن بزند؟
چگونه ممکن است کسی خود را ایرانی بداند ولی مقلد مصباح یزدی که سفارش میکند مبادا کسانی که ایران و ایرانیت برای آنها مهم است به مقام و منصبی برسند , باشد ؟!
مگر ممکن است کسی ایرانی باشد به مرتضی مطهری که رسم چند هزار ساله چهارشنبه سوری را خرافات دانست و پدران ما را بخاطر آن به (( خر )) تشبیه کرد , بگوید معلم شهید و او را قبول داشته باشد ؟
آیا ممکن است که کسی ایرانی باشد و ادعای حراست از خاک و جان این مردم را بکند ولی به گوینده [ جنگ رحمت است !] بگوید امام راحل و به زیارت مرقد او برود ؟
چطور ممکن است که کسی ایرانی باشد ولی حتی یکبار از خودش و از مسئولین و حاکمان جمهوری اسلامی و نظام نپرسد که هشت سال جنگیدن و کشته شدن و تخریب و ویرانی را چطور با یک جام زهر توجیه کردید و چطور نه تنها هیچ مسئولی را دادگاهی و محاکمه نکردید بلکه در نهایت وقاحت به آن دفاع مقدس هم میگویید ؟!
مگر میشود کسی این دزدیها و اختلاس ها و نابود کردن منابع آب و تخریب جنگلها و مراتع و زمین خواری های آخوندها و افراد این حکومت را ببیند ولی دم از پیشرفت و آبادی و سربلندی ایران بزند ؟
چطور میتوان باور کرد که این برادران مدعی , این همه فقر و اعتیاد و فحشا و طلاق و توهین به پاسپورت ایرانی و تجاوز به پسر بچه های ما و کتک زدن و تن فروشی دختران ایرانی را میبینند ولی باز هم دم از عزت و اقتدار ایرانی بزنند ؟!
نه برادران عزیز , نه دوستان ریاکار و متظاهر , نه آقایان مدعی ...
چطور میشود باور کرد که کسی اولویت دولتش در رفاه و آسایش فلسطینی ها و ارجحیت حکومتش در ساختن و بازسازی لبنان برای لبنانی ها باشد ولی ادعا کند که یک ایرانی هست و ایران برای او مهم است ؟!
نه ای برادران ریشوی بیشعور حزباللهی و ارزشی و سایبری و بسیجی , نه ....
شاید در دین و دینداری شما تقیه و مکرالماکرین باشد و شاید بتوانید با آن سر خدای خودتان را کلاه بگذارید و خودتان را خر کنید و گول بزنید و تظاهر کنید , ولی بدانید و آگاه باشید که در مورد وطن و وطنپرستی و ایران و ایرانی بودن از این کلک ها و پدرسوخته بازی ها نداریم و هیچ رقم نمیتوانید سر (( مام میهن )) را شیره بمالید و او را گول بزنید ....و یا حتی تظاهر به آن بکنید , آره ...
برادران ابله من , از شما خواهش میکنم لااقل با خودتان صادق باشید و یک بام و دو هوا بازی نکنید و با اما و اگر و شاید و باید و ای کاش و انشالله و به حول قوه الهی و یاری امام زمان و امدادهای غیبی سعی نکنید که این جنایت های حساب شده و خیانت های برنامه ریزی شده برای نابودی ایران و ایرانیان را توجیه کنید و انقلت بیاورید....!!
و در آخر , اگر هنوز هم به این گفته ها شک دارید و آنرا سیاهنمائی و در راستای اهداف استکبار جهانی به سرکردگی صهیونیست های غاصب میدانید و باور نمیکنید , فقط برای باور خودتان بروید و بگردید و ببینید که این حکومت در طی ۳۷ سال یک کار , فقط یک کار (( ببینید تاکید میکنم که فقط یک کار ...) اصولی و زیربنائی و درست و حسابی را که در راستای خدمت به ایران و آسایش و آرامش و رفاه مردم ایران بصورت کامل انجام داده باشد و به نتیجه رسیده است و آینده این کشور و سعادت جوانان این کشور و فرزندان خودتان را تامین میکند را پیدا کنید و اگر پیدا کردید لطفا آنرا به ما هم نشان بدهید تا ما هم بیائیم و در زیر این کتل با شما سینه بزنیم ... فقط یک کار !
و اگر این مطلب را خواندی و باز هم با بی تفاوتی شانه ای بالا انداختی و حتی جواب یکی از سوالات آنرا لااقل بخودت ندادی ... مطمئن باش که تو ایرانی نیستی و اگر به احتمال یک درصد ایرانی هم باشی بدان که یک ایرانی خائن و احمق و پست و خیانتکار هستی و در اینمورد شک نکن ...
پاسخی به پرسش ؛ چرا ایرانیها از مطالعه کتاب گریزانند؟
در میان تیترهای خبری سایت ایسنا که خبرگزاری دانشجویان ایران میباشد این تیتر نظرم را جلب کرد :
چرا ایرانیها از مطالعه کتاب گریزانند؟
ادبیات و نحوه بیان و انتخاب کلمات بکار رفته در تیتر چنان بود که نمیتوانستم از آن بگذرم و مشغول خواندن مشروح متن بشوم!
آیا نویسنده این متن یک غیر ایرانی هست که اینگونه از ایرانیان در مورد کتاب میپرسد ؟
اگر ایرانی هست چرا ننوشته ؛ چرا ما ایرانیان از مطالعه کتاب گریزانیم ؟
حالا چرا (( گریزان )) ؟!
یعنی نویسنده احساس میکند که ایرانیان هر جا کتاب دیدند از آن میگریزند و در میروند ؟
آیا نویسنده تصور کرده که ایرانیان فکر میکنند کتاب یک سگ هار است و تا کتاب دیدند , میگریزند تا مبادا یک وقت پاچه شان را بگیرد!
و آیا براستی همین ایرانیانی را که گفت حقیقتا از مطالعه گریزانند یا گریزانشان کردند یا از اول هم گریزان و گریزنده بودند؟!
به هر ترتیبی بود خودم را از شر گریز و گریزان و گریزانند و گریزانیم , رها کردم و سعی کردم بیشتر به محتوای پرسش فکر کنم .
پس تیتر را بی خیال شدم و به این فکر کردم که چرا ما ایرانیان مطالعه نمیکنیم و علاقه ای به کتاب خواندن نداریم ؟
اما چون همان اول کار به ایرانی بودنم بر خورده بود و انرژی زیادی برای جناب نویسنده و ایرانیان و گریزان مصرف کردم , سطح ایرانیت خونم بسیار پائین آمد و کمی بی حال شدم و بخاطر ازدیاد ترشح هورمون تنبلی شیرین به سبب کم شدن ایرانیت در پلاسمای خونم , تصمیم گرفتم که اینبار نه ایران و ایرانی و ایرانیان را بلکه طرف مقابلش کتاب را به پای میز محاکمه بکشم و او را سین جیم و بازخواست کنم و او را که خودش یک پای این قضیه است تحت فشار بگذارم و از او بپرسم :
ای کتاب , چه کردی که ایرانیان از خواندن تو گریزانند ؟
ای کتاب , با چه کلک و دامبولی توانستی ایرانیان را از خودت گریزان کنی ؟
ای کتاب , آیا دست استکبار جهانی به سرکردگی صهیونیست ها هم در کار است ؟
یا مساله را سیاسی نکنیم...
ای کتاب , خودت بگو ایرانیان با تو چه کردند که آنها را از خود گریزان کردی ؟
ای کتاب , میدانم که خودت تحت فشار چاپ و افست و نشر و پخش هستی و سهمیه کاغذ هم امانت را بریده و قیچی و تیغ سانسور هم که یکدم رهایت نمیکند و خودت دل پر خونی داری ولی بفهم که تو خودت یکطرف قضیه هستی و بدان تا حالا این ما ایرانیان که حال خودمان دست کمی از حال زار خودت ندارد بودیم که بخاطر نخواندن تو تحقیر و تهدید شدیم و همیشه مورد پرسش قرار گرفتیم و سرزنش شدیم و مثل همیشه همه کاسه کوزه ها بر سر ما شکست ...
ای کتاب , خودت خوب میدانی که تا همین بیست سال پیش تو یار مهربان و دانا و خوش زبان ما بودی...
ای کتاب , خودت میدانی که در دوران نوجوانی و دبیرستان برای دیدن قطع جیبی تو در نوشته های عاشقانه ر - اعتمادی و داستانهای جنائی و کارآگاهی نوشته پرویز قاضی سعید , هفته ها بلکه ماهی منتظر نوبتم میشدم و مشتاق دیدن و خواندنت بودم و بودیم ...
ای کتاب , فراموش نمیکنم که تو در جلد کتابهای ترجمه و اقتباس شده ذبیح الله منصوری , مونس و همراه شبهای بی برق دوران جنگ و رفیق ترس و وحشت ما از آژیر قرمز و موشک باران ها و بمباران ها بودی ...
ای کتاب , نمیتوانی انکار کنی که در سنگر ها و سوله های منطقه و برج ها و پست های نگهبانی در همان قطع و شکل جزوه ها و کتابچه ها و دعاهای دینی برای ما چقدر عزیز بودی و چه عزت و احترامی در نزد ما داشتی و از چه جایگاه رفیعی برای ما برخوردار بودی ...
ای کتاب , تو که خودت دیدی و شاهد بودی و میدانی ...
ولی حالا ما را متهم به بی فرهنگی و کتاب گریزی میکنند !
ولی حالا ما را تهدید به تهی شدن و سقوط در چاه ارزش های اجتماعی و فرهنگی میکنند !!
ولی حالا تمام تقصیر ها را به گردن ما می اندازند و فقط ما (( ایرانیان )) را محکوم میکنند !!!
ای کتاب میدانم که استاد حرف و سخن و مغلطه و سفسطه و استدلال و قیاس و منطق و برهان و دلیل هستی اما سر من را نمیتوانی کلاه بگذاری پس بیا و مثل همیشه مهربان و راستگو باش ...
پس بیا و تو بگو که اشکال کار کجاست و چه کسی مقصر اصلی این جدائی بین ما و تو شده ؟؟
دوستان عزیز و خوانندگان محترم ,
اگر فکر کردید که ناگهان کتابی زبان باز کرد و چیزی گفت !
و یا این اتاق من ناگهان تبدیل به غار حراء شد و جبرئیلی ظهور کرد و گفت : اقراء ...!
و کتابی چیزی گفت و خواند و حرفی زد ...
همان بهتر است که بروید پای منبر ملاها بنشینید و به مزخرفهای آنها گوش کنید یا مهملات و خزعبلات اصول کافی و بحارالانوار و تحریرالوسایل را بخوانید و دور و بر من و نوشته های من هم نگردید.
چون تا بحال نه هیچ کتابی دهان باز کرده و حرف زده و نه هیچ جبرئیلی اقراء گفته و خواهد گفت و نه بنده اهل این پدر سوخته بازی ها و فریبکاری ها و نیرنگ ها هستم که ادعا کنم کتابی دهان باز کرد و یا ملکی بر من ظاهر شد و قر کمری داد من هم جواب را یافتم , نه خیر اصلا هم اینطور نبوده و نیست و نشد ...!
ولی باور کنید بدون هیچ ادعا و هیچ معجزه ای من جواب را پیدا کردم...چطوری ؟
بعد از نوشتن این متن و بعد از چائی و سیگار پس از آن , گفتم خوب این یارو که ما ایرانیان را گریزان کرد خودش چی میگه و چه جوابی داره؟
بنابر این شروع به خواندن نوشته اش کردم و هرچند که من سه نمونه و سر نخ را برای مثال میارم و بازنشر میکنم ولی اگر شما هم دوست دارید که بدونید چرا ما ایرانی ها از مطالعه و خواندن کتاب گریزان شدیم؟!
به این آدرس مراجعه کنید :http://isna.ir/fa/news/94082615827/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7
راهنما :
۱- حجت الاسلام و المسلمین محمد اصفهانی، امام جمعه قاین در گفتوگو با خبرنگار ایسنا به اهمیت توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی اشاره کرد و گفت: ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی، ضرورت ....
۲- احادیث متعددی وجود دارد که مبین اهمیت کتاب و کتابخوانی در سیره معصومین است، تا آن جا که معصومین کتابخوانی و مطالعه و تفکر را در حد فریضه برای امت....
۳- امام جمعه قاین با بیان اینکه فرهنگ مطالعه و کتابخوانی در جامعه مغفول مانده است، گفت: یکی از دلایل مغفول ماندن مطالعه بین افراد، عدم معرفی منابع به مردم است، چراکه گاهی مردم نمیدانند چه کتابهایی را باید بخوانند.
یعنی من که راضی هستم که بجای شام و نهار مثل بز صفحه های کتاب را بخونم و بخورم اگر قراره که با دیدن و خواندن این نوشته تحلیل ها و نظرات و امام جمعه قائن و فریضه سیره معصومین و معرفی منابعی که...
جز اصول کافی و بحارالانوار شیخ عباس قمی و علامه مجلسی و ملا قاطی سبزواری و روح الله خمینی نیست مطالعه بکنم و کتابخوان بشم ... صد سال سیاه نمیشم و حالم از هر چی کتاب و مطالعه و کتابخانه و کتابخوانی بهم میخوره و میخوام بالا بیارم ... فهمیدید ؟!

سپاه پاسداران وکاربران دنیای مجازی و معتادان پارک هرندی
در طی چند روز گذشته دو حمله به دو گروه از جوانان همین مملکت صورت گرفت !
اولین حمله توسط سپاه پاسداران و در عملیات قرارگاه سایبری سپاه صاحب الامر قزوین به کاربران اینترنتی و دنیای مجازی صورت گرفت و منجر به دستگیری بیش از ۱۷۰ نفر از کاربران و فعالان در شبکههای اجتماعی موبایلی و اینترنتی شد که تعدادی از آنها جهت طی مراحل قضایی، به مراجع ذیربط تحویل داده شدند .
و دومین حمله توسط ماموران شهرداری و یا بنابر اظهاراتی توسط مردم و ساکنین محله هرندی به معتادان ساکن پارک آن منطقه شکل و انجام گرفت ...
[[ ...و افرادی که گفته میشود مردم محلی هرندی هستند، با چماقهایی دور و اطراف پارک میچرخند. برخی بطریهای بنزین به دست دارند و با پراکندهکردن معتادان داخل آلونکها و چادرها، همهجا را به آتش میکشند. کارتنخوابها کتکخورده و گریان در حال فرار هستند وسرپناهها و چادرهای معتادان است که مردم آتش زدهاند. صدای فریاد از داخل پارک بیشتر و بیشتر میشود. نیروی انتظامی هم حضور دارد اما دخالتی نمیکند. آنها هم خودشان را وارد این غائله نکردهاند اما حضور دارند.]] ( نقل از روزنامه شرق )
که البته من فکر نمیکنم مردم محله هرندی با تجاربی که از همزیستی ناخواسته ای که با معتادان داشتند و دارند آنقدر کم عقل باشند و چنین کاری بکنند و با اینکار خودشان و فرزندانشان را در معرض انتقام کور و خطرناک افراد معتاد قرار بدهند!
و همچنین واکنش نیروی انتظامی زحمتکش و مظلوم که با جانفشانی ! وظیفه برقراری نظم و امنیت جامعه را به عهده دارند را هم خواندید و دیدید !!!
اما اینجا سوالی از برادران و افسران سایبری سپاه پاسداران پیش می آید که :
ای برادران سپاهی سایبری , بنظر شما در یک جامعه ولائی , یک معتاد و مصرف کننده مواد مخدر که برای تهیه پول مواد دست به هر کاری میزند برای امنیت یک جامعه تهدید محسوب میگردد و خطرناک تر است یا یک جوانی که سعی کرده در کنج خانه با آن اینترنت وصله پینه و لاک پشتی خودش را سرگرم کند و به دنبال اعتیاد و مواد مخدر نرود؟
اگر جواب شما برادران که لاف خدمت و تامین امنیت و حراست از کشور را میزنید و ادعای آنرا دارید ,[ کاربران دنیای مجازی ] باشد که باید در ایرانی بودن و شرافت و درستی شما شک کرد و شما برادران را مشتی مزدور وطنفروش خائن به ملک و مملکت دانست که برای شغل و منصب و مقام حاضر به هرنوع خودفروشی و آدمفروشی وخیانت و رذالت اخلاقی هستید و میباشید , که در این باب به هیچ وجه تعارف نداریم و در اینمورد اصلا شک نکنید...
اما اگر هستند تک و تکی از شما که میخواهد ادای مردانگی و با شرف بودن را دربیاورند و به دروغ نشان بدهند که هنوز مثقالی شرف و وجدان در وجودشان هست و بگویند ؛ [[ معتادان ولو شده در سطح شهر]] ,
(( همانهائی که در کوچه و خیابان در کنار و یا پشت سر زن و بچه و خواهر و مادران خودتان راه میروند و هستند )) ,
اینجاست که باید در کمال تعجب از شما نا برادران عزیز پرسید :
ای نابرادر نامسلمان , تو که شاید بنوعی خودت مستقیما درگیر همین معضل بودی و باشی و میدانی کسی در اینمورد کاری نمیکند و یا نمیخواهد که بکند و میبینی که این بلا روزبروز تاروپود بنیان این مملکت و خانواده را از هم می پاشاند و از بین میبرد , پس چرا ساکت نشستی و کاری نمیکنی ؟!
عزیز من نترس و نگران نباش چون من و امثال من که سوژه و طعمه های شما میباشیم , در خیابان با چاقو به افراد خانواده ات حمله و یقه گیری نمیکنیم و شیشه ماشین شما را برای دزدیدن رادیو پخش آن نمیشکنیم و بلانسبت و خدائی نکرده به ناموس شما چشمی نداریم و تعرضی نمیکنیم و شب خانه های شما و داشت و نداشت تان را جارو نمیکنیم و نمیبریم و برای تهیه مواد برادر و خواهرت را به کشیدن مواد مخدر و مصرف آن ترغیب نمیکنیم و با چهره های خوفناک و سرو وضع آشفته سبب ترس بچه ها و زنها و دختران شما نمیشویم و الی ماشالله ....
و همچنان تا آمدن و یورش شما در کنج خانه و پای مانیتور نشسته ایم و جم نمیخوریم تا همان چیزهائی را که خودتان بهتر از ما میدانید و میبینید را بنویسیم و به شما گوشزد کنیم ...!
نترس عزیز من , نترس برادر من , ما هیچ کجا فرار نمیکنیم و هستیم , پس بهتر است اول به فکر آندسته از از جوانان بدبختی که با مدیریت حاج آقاهای شما اسیر اعتیاد و گرفتار آن بلا شدند باشید و آنها را جمع آوری کنید و سر و سامان دهید ....! من الله التوفیق البته اگر غیرت و همتی بود !!