‏نمایش پست‌ها با برچسب ایران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ایران. نمایش همه پست‌ها

شنبه، اسفند ۰۱، ۱۳۹۴

یک حقیقت تلخ ایتالیائی !

                     یک حقیقت تلخ ایتالیائی !



این نوشته و مطلب هم یک حرف حساب است .

یک حرف حساب ایتالیائی ...!

منتهی بقدری حقیقت این نگرش واین نگارش تلخ است که بر حسابی بودنش چربید و از این رو تیتراین مطلب شد : یک حقیقت تلخ ایتالیائی .

و اگر شیرینی و حلاوتی هم در این نوشته باشد , مطمئنا درخواندن کامل نوشته و پی بردن و آگاهی از مفاد و محتوای آن میباشد .
   
این مقاله را روزنامه‌نگار ایتالیایی «اناکاندا» هم‌زمان با سفر حسن روحانی به ایتالیا در روزنامه پرتیراژ، کوریه د لإسرا، منتشر کرد.

نیتن آناکاندا در مقاله‌ای می‌نویسد:

               انتقاد دوستانه‌ای از مردم ایران

ایرانیان نمونه بارز داشتن الگوهای ذهنی مخرب هستند.


آن‌ها در درازنای تاریخ ویژگی جالبی از خود نشان داده‌اند.


زمانی که کشورشان در مسیر رشد و ثروت قرار می‌گیرد گویا نمی‌توانند بپذیرند که این پیشرفت از آن آن‌هاست.


به هر شکلی دست به تخریب ناخودآگاه آن می‌زنند.

تقریباً بسیاری از دودمان‌های پادشاهی ایران به همین شکل ازمیان‌رفته‌اند.


ایرانیان یا خود شورش کرده‌اند و یا در برابر دشمن بیگانه به مبارزه جانانه دست نزده‌اند.

حتی پس از رشد اجتماعی و اطلاعاتی معاصر بازهم این ویژگی حفظ‌ شده است.

در سال ۱۹۷۹ ایرانیان در حالی شورش کردند که کشورشان در مسیر رشدی بسیار سریع از هر نظر قرار داشت.


رفاه جامعه ایرانی بسیار بالا رفته بود، رشد اقتصادی ایران رکورد جهانی را شکسته بود، رشد هنر و فرهنگ و ورزش ایران در مسابقات جهانی نمایان شده بود، ایران محلی برای گردهمایی توریست‌ها شده بود و این کشور همیشه در صدر اخبار جهان به‌عنوان یک کشور کهن اما متمدن بود.


به‌طوری‌که رسانه‌های مهم جهان هرروز مصاحبه‌هایی با مقامات ایرانی پخش می‌کردند.

متخصصین این کشور در سازمان‌های جهانی دارای پست‌های مهمی بودند و سازمان‌هایی نیز به دست ایران راه‌اندازی شده بود ازجمله گات (تجارت جهانی امروزی)، اوپک و یا سازمان حمایت از گردشگری که مقر همه این سازمان‌ها قرار بود در ایران باشد که به دلیل انقلاب اتفاق نیفتاد.


طرح‌های اقتصادی ایران آن‌چنان بود که اکنون پس از نزدیک چهل سال هنوز از آن‌ها استفاده می‌شود.


برای نمونه متروی تهران و یا برج مخابراتی میلاد تاور و خیلی از طرح‌های دیگر برجای‌مانده از دوران پیش از ۱۹۷۹ می‌باشد.

استادیوم ورزشی صدهزارنفری که قرار بود میزبان المپیک ۱۹۸۴ باشد به دلیل تجملی دانستن این بازی‌ها از سوی روحانیون، برای همیشه از برگزاری المپیک محروم شد.


تقریباً می‌توان گفت رشد چشمگیر در همه زمینه‌ها وجود داشت.


درزمینهٔ سیاست نیز شاه ایران از سال ۱۹۷۷ فضای سیاسی ایران را با آزادی همراه کرد که به شورش مذهبیان انجامید.

آنچه از این اتفاقات برمی‌آید نشانگر خودکشی دسته‌جمعی ملتی است که نمی‌تواند رفاه خود را ببیند.


ایرانیان در میان خودشان معتقدند که انگلستان می‌گوید برای تسلط بر اعراب آن‌ها را سیر نگهدار و برای تسلط بر ایرانیان آن‌ها را گرسنه.

اگر این درست باشد ایرانیان باید بدانند که حکومت فعلی هیچ‌گاه برای آنان رفاهی فراهم نخواهد کرد.


چراکه ادامه حاکمیتش به ادامه روند فعلی بستگی دارد.

 بررسی شرایط ایران در ۳۷ سال گذشته نیز نشان می‌دهد حکومت هیچ تلاشی برای افزایش سطح رفاه مردم نکرده است.


ممکن است فرازهایی در این دوره وجود داشته باشد اما به‌طورکلی هیچ‌گاه مردم ایران از مشکلات اقتصادی‌‌‌‌ رها نخواهند شد.

اما آنان هنوز امیدوارند با برداشتن تحریم‌های اخیر کشورشان متحول شود.


چیزی که آنان درک نمی‌کنند این است که حاکمیت نمی‌خواهد مردمش روی رفاه و خوشبختی را ببینند.


هاشمی، خاتمی، احمدی‌نژاد، روحانی و رئیس‌جمهورهای پیشین هم همگی در همین راستا پیش رفته‌اند.


خاتمی اگر ده درصد اوضاع را درست کرد احمدی‌نژاد ۴۰ درصد منفی خراب کرد.

این سیاست حکومتی ست که کشورش را هرروز به شرایط صدر اسلام نزدیک‌تر کند.


 فساد در ایران به حدی در حال فوران است که به نظر می‌رسد واقعاً هیچ‌یک از مسئولان نمی‌خواهند جلوی آن را بگیرند.

اگر در اروپای ما چنین اتفاقاتی می‌افتاد حکومت به‌طور دسته‌جمعی استعفا می‌داد و به‌گونه‌ای گم می‌شد که اثری از هیچ‌یک از آن‌ها پیدا نباشد اما مردم ایران برای فسادهای مسئولان کشورشان جوک می‌سازند و می‌خندند.

به نظر می‌رسد مردم ایران پس از چهار دهه هنوز به روحانیون امید دارند.


و این امید در نفراتی که در رأی‌گیری انتخابات شرکت می‌کنند قابل‌لمس است.


با این اوصاف به نظر نمی‌رسد تا دو نسل آینده شرایط جامعه ایرانی به‌ویژه ازنظر اقتصادی تغییری کند.

باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.

روزنامه دلاسرا.


این مطلب از روی کامنت یکی از دوستان بنام (( ایران دوست ) نقل و کپی شده است .
درود بی کران بر دوست عزیز , ایران دوست 

باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.


دوشنبه، آذر ۱۶، ۱۳۹۴

سعودی های متوهم و تودهنی سخت کالین پاول به آنها

              سعودی های متوهم  و تودهنی سخت کالین پاول به آنها



هر چند که جدیدا بوی دلارهای صادرات ده میلیون بشکه ای نفت چنان حکام و امرای نظامی سعودی را مست و از کون کیف نموده که احمقانه تصور میکنند هر توهم و خیال خامی را با پول میتوانند به حقیقت برسانند و در کمال بلاهت این خیالات را به خورد مردم بدبخت خودشان می دهند!

این حکام و پرندگان سبک مغز آسمان سیاست توهم زده و خیالی , اخیرا در برنامه ای  مدعی شدند که در ظرف ۶ ساعت تمام آسمان ایران را تسخیر خواهند کرد ولی به این فکر نکردند که در کمتر از دو ساعت پس از پریدن آنها در آسمان , دیگر هیچ جائی برای بازگشت و فرود آمدن بر روی زمین را ندارند و باید همان بالا مالاها بمانند...


اینطور که پیداست حتما باید یکی از دوستان خودشان در یک برنامه زنده تلویزیونی اینچنین به سر تا پای آنها ب ...ند و آنها را قهوه ای کند تا کمی بر سر عقل بیایند و نگاهی به دور و بر خودشان بکنند و بزرگتر و کوچکتر را بفهمند و پای خودشان را از خیمه هایشان درازتر نکنند !!


[[ به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان،"کالین پاول" وزیر خارجه اسبق آمریکا که زمانی رئیس ارتش این کشور نیز بود طی اظهاراتی رسانه‎ای سعودی ها از توهم حمله و اشغال آنی ایران بازداشت.


در برنامه کارشناسی شبکه سی ان ان ( cnn )سه کارشناس سعودی ادعا کردند که در ۴ تا ۶ ساعت می توانند آسمان و حریم هوایی ایران را تصرف کنند و در اختیار بگیرند.
کالین پاول وزیر خارجه سابق آمریکا که به عنوان مهمان و کارشناس تلفنی برنامه بود، نسبت به این اظهارات واکنش نشان داد.


او پس از خنده ای تمسخر آمیز گفت :


نه نه ، من چنین فکر نمی کنم . صحبتهای شما بیشتر جنبه جوک و خنده دارد اگر ایران مستقیم با شما وارد جنگ شود شما حتی فرصت پیدا نمی کنید که تلفن را بردارید تا از ما تقاضای کمک کنید.
بهتر است کمی واقع بین باشید و ایران را با یمن و هیچ کشور دیگر مقایسه نکنید. حتی ما هم تا کنون چنین ادعایی نکرده ایم.]] 

منبع خبر : http://www.yjc.ir/fa/news/5416469/واکنش-جالب-وزیر-خارجه-اسبق-آمریکا-به-بلوف-عربستان-درمورد-ایرانحتی-وقت-نمی-کنید-ازما-کمک-بخواهید

حتما باید اینجوری بر ...ند به هیکل تان تا بفهمید ؟!

  
 

دوشنبه، آبان ۱۸، ۱۳۹۴

آیا در نهایت ایران آماده تغییر است ؟

                                           آیا در نهایت ایران آماده تغییر است ؟

           

آیا برای شما عجیب و جای این پرسش نیست که چرا هفته نامه TIME که همیشه تصویر روی جلد آن مربوط به شخصیت های برتر سیاسی و نظامی و اقتصادی جهان بوده و هست به جای عکس محمد جواد ظریف و یا حسن روحانی عکس یک دختر معمولی و گمنام ایرانی را انتخاب و جایگزین کرده و بر روی جلد این مجله با تیراژ ۳۴۰۰۰۰۰  سه میلیون و چهارصد هزار جلد در هفته گذاشته است ؟!

و این نکته ظریف حاوی چه  پیامی برای مردم ایران است ؟


اما قبل از آن ,

اگر فکر میکنید که هفته نامه TIME  چیزی در حد روزنامه کیهان است و سردبیر آن هم مانند برادر حسین بازجوی تواب ساز که بنابر فشار گاز متراکم شده از شام دیشب در معده اش خبر مینویسد و و از روی خواب شب گذشته اش اخبار را تحلیل میکند هست , همان بهتر که بدنبال مدل موبایل یا نخ بسته شده به دست دخترک گمنام عکس فوق بگردید و درمورد مکان عکس گفتگو کنید و از دادن فحش در کامنتها به یکدیگر لذت ببرید!
   
اما اگر میدانید که :

مجله تايم , به بررسى وقايع و رويدادهاى سياسى، اقتصادى، هنرى، مذهبى، علمى، ورزشى، تجارى و اجتماعى جهان مى پردازدو از لحاظ موضع گيرى سياسى، راست گرا است (( و به طور كلى سياست هاى آمريكا را در جهان منعكس و از آن طرفدارى مى كند)) و درآمد مجله تايم از طريق آگهى براى موسسات و شركت هاى چندمليتى در سطح جهان از جمله بى ام و، خطوط هوايى سوئيس، جنرال موتورز، خطوط هوايى ايرفرانس و.... تامين مى شود (( وهمچنين وزارت خارجه آمريكا قسمتى از بار مالى اين نشريه را به ازاى منعكس كردن خط مشى دولت آمريكا بر عهده دارد )) و اين مجله در برخى از آگهى هاى خود حروف كلمه TIME را چنين تفسير مى كند: Today Information Means Everything كه معناى آن، اين است:


«اطلاعات امروز يعنى همه چيز» ...

آنگاه بهتر است که کمی جدی تر و عمیق تر به این عکس و سوالات آقای  Karl Vick  خبرنگار هفته نامه TIME نگاه و دقت کنید و بدانیم که چنین مجله ای با  آن خط مشی و آن تعداد خواننده و مخاطب  و آن شرکتهای بزرگ و معروف اقتصادی پشتیبان خودش , با انتخاب عکس یک دختر بچه عادی و گمنام ایرانی به جای محمد جواد ظریفی که هر هفته نامی از او در این هفته نامه دیده میشد و یا حسن روحانی که بالاترین شخصیت اجرائی ایران و طرفدار عادی سازی روابط با امریکا هست و با طرح این پرسش :


ایران ۲۰۲۵

چطور او میخواهد دنیای دهه آینده را تغییر دهد ؟


یا چطور میخواهد در دهه آینده دنیای خودش را تغییر دهد ؟!


و یا پرسش اصلی آقای کارل در وبسایت اصلی  TIME 


Is Iran Finally Ready for Change?


آیا در نهایت ایران آماده تغییر است ؟

و یا این برداشت  :


  See Iran Coming Out of the Shadows 

بیرون آمدن ایران از سایه را میبینیم ...

منبع خبر :
http://time.com/author/karl-vick/


میبینیم که این مجله بر خلاف همیشه , نه یک شخصیت برتر سیاسی یک دولت و حکومت را , بلکه اینبار مردم یک کشور را مخاطب خود قرار داده و برای آنها ارزش و احترامی بیشتر از شخصیت های دولتی و سیاسی کشورشان قائل شده و مستقیما با آنها گفتگو کرده و نقش آنها را به خودشان یادآوری نموده و نظر آنها را جویا شده است و ....


که ای ملت بزرگ ایران :


آیا واقعا آماده تغییر هستید یا باز هم گوسپندوار در خیابانها راهپیمائی میکنید و ( مرگ بر آمریکا )  و میگوئید و ما را میخندانید ؟


آیا واقع تصمیم دارید که با سیاست های جهانی همگام و همراه گردید یا باز هم میخواهید در اینور و آنور دنیا ترقه بترکانید و مردم را بترسانید ؟


آیا میخواهید از خود چهره بهتر و بازتری به دنیا نشان بدهید یا بازهم میخواهید همان شمایل لولو خورخوره یک تروریست را داشته باشید ؟


آیا میخواهید نقشی فعال و موثر در ساختن دنیای بهتری برای خودتان و مردم دنیا داشته باشید یا میخواهید با دخالت و تحریک کردن قومی و دینی و مذهبی همسایگان یک جنگ دیگر راه بیاندازید و با عربستان و تمام دنیای اسلام سرشاخ شوید ؟


آیا تصمیم دارید که مانند دیگر کشورهای متمدن و پیشرفته با اتکاء بر سیاست و دیپلماسی اهداف خود را دنبال کنید یا باز طبق روال قبل میخواهید همانند ابلهان لات بازی در بیاورید و عربده بکشید و ادای بچه پررو ها را دربیاورید ؟


(( قصد توهین ندارم و در برحق بودن ایران در برخی از مسائل بین المللی هیچ جای تردیدی نیست بلکه در اینجا نقد بر نحوه بیان و نشان دادن حالت اعتراضی آن میباشد .))


 و در نهایت , آیا قصد ادامه دادن گفتار ها و رفتارهای بی فایده و پر هزینه و همان سیاست های قبلی ۳۷ سال گذشته را دارید؟


و یا باز هم برای خودتان شر و بدبختی و کمبود و تحریم و تحقیر درازای شنیدن عزت و اقتدار دروغین را میخرید وترجیح میدهید؟


و همچنان شاهد به هدر رفتن سرمایه های ملی و انسانی و غارت و چپاول منابع و ذخایر کشور تان خواهید بود ؟


و باز هم پول و درآمدهای خودتان را برای تهیه لوازم و آلات لازم بمنظور رسیدن به فناوری ها و دستیابی به تکنولوژی شصت سال پیش ما به چند برابر قیمت در بازار سیاه و توسط دلالان تهیه و هزینه و خرج میکنید ؟


و کماکان بسوی رویاروئی و جنگ بیهوده و تخریب و تباهی میروید.....!!؟


یا با استفاده از تجربیات گذشته و با کسب موقعیت  و شخصیت و احترام واقعی خودتان از این فرصت استفاده میکنید تا  در سال ۲۰۲۵  در کنار دیگر کشورهای دنیا در صلح و آرامش و رفاه تبدیل به یکی از کشورهای نمونه و قدرتمند باشید و با اقتدار و احترام واقعی در جایگاه شایسته خود قرار  بگیرید ...؟!


واقعیت در همین  تصمیم امروز ماست ,


که اگر ده سال دیگر بخواهیم حال آن دخترک عکس جلد مجله را جویا شویم و سراغی از او بگیریم ؛

او یا عکسش را  با کودکی در آغوش و بر روی امواج دریا  بخاطر پناهندگی به اروپا ببینیم...


و یا شاهد چهره زرد و زار و تباه شدنش در بیغوله های دوبی و کوالالامپور و باشیم ...


و یا در گرمخانه و گوشه خیابان و در میان کارتن خوابها یا در راهروهای دادگستری یا در کنار خیابان و هنگام بوق زدن و سوار ماشین شدن به دنبالش بگردیم تا با دیدن آن صحنه دل  ما پر خون شود درد دیدن آن ما را رنجورتر و افسرده تر کند...


و یا نه , بلکه در صحنه های بین المللی شاهد موفقیت او در عرصه های علمی و اجتماعی و هنری و ورزشی با چهره و قیافه ای خندان و بشاش باشیم ...


یا دوربین به خانه ای گرم از عشق و پر از آرامش و سرشار از رفاه برود و چهره مادرانه او در کنار همسر و فرزندان شاد و سالمش را برای ما به تصویر بکشد و به ما نشان بدهد و قلب ما را مملو از امید و شادی و نشاط سازد...!؟
 




  An Iranian woman walks through a haze of smoke caused by the burning of the herb esfand.

According to popular belief, this ritual drives away the evil eye

اما خواهش میکنم که به توضیح این عکس بالا در مجله تایم هم دقت کرده و آنرا با عکس روی جلد مجله مقایسه کنید تا بفهمید که چرا میپرسند : آیا آماده هستید ؟!!:

یک زن ایرانی قدم زنان در میان دود اسفند که معتقد است ؛ این دود چشم شیطان را از او میراند و دور میکند... 

پنجشنبه، آبان ۱۴، ۱۳۹۴

چو ایران مباشد تن من مباد ...

                      چو ایران مباشد تن من مباد ...



                          هشتاد سال از نامگذاری ایران می گذرد!
 
در فروردین سال 1314 خورشیدی طبق بخشنامه وزارت امور خارجه و تقاضای دولت وقت ، نام رسمی ایران ( به جای پرس ، پرشیا و غیره ) برای کشور ما انتخاب شد .

در مغرب زمین از قرون وسطی ، ایران به نام هایی از قبیل :

پرس ( فرانسوی ) ، پرشیا ( انگلیسی ) ، پرسیس ( یونانی ) نامیده شده است . اسمی که امروز" ایران " گفته می شود بیش از 600 سال پیش " اران " Eran تلفظ می شد .
سعید نفیسی در دی ماه 1313 نام " ایران " را به جای " پرشیا " پیشنهاد کرد .
این نامگذاری در آغاز مخالفانی نیز داشت و براین باور بودند که در " پرشیا " فرهنگ و تمدنی نهفته است که نمی توان آن را حذف کرد و شناخته شده و بین المللی نیز است ؛ اما حامیان نامگذاری ایران ، اعتقاد داشتند که واژه ایران بسیار کهن و بر اقتدار سیاسی کشور می افزاید .

" واژه ایران " بسیار کهن و قبل از آمدن آریایی ها به سرزمین مان اطلاق می شد و نامی تازه و ساخته و پرداخته نیست .
پروفسور آرتور اپهام پوپ ( 1969 – 1881 میلادی ) ایران شناس مشهور امریکایی در کتاب " شاهکارهای هنر ایران " که در سال   ۱۳۸۸   توسط دکتر پرویز خانلری به زبان فارسی ترجمه شده است ، می نویسد :
« کلمه ایران به فلات و توابع جغرافیایی آن حتی در هزاره پیش از آمدن آریاییان نیز اطلاق می شود »

واژه " ایران " از دو قسمت ترکیب شده است .
قسمت اول به معنی اصیل ، نجیب ، آزاده و شریف است . قسمت دوم به معنی سرزمین یا جا و مکان است .

در شاهنامه فردوسی بارها کلمه " ایران " به کار رفته است . ده ها بار ترکیباتی نظیر :
بزرگان ایران ، بر و بوم ایران ، ایران و توران ، ایران و روم ، ایران زمین ، شهر ایران ، ایران و انیران و نیز بیش از 350 بار " ایرانی و ایرانیان " .

معنی واژه " ایران " سرزمین آزادگان است .
فردوسی در شاهنامه در باره خوی آزادگان ( ایرانیان ) چنین می سراید :

تو با دشمن ار خوب گفتی رواست / از آزادگان خوب گفتن سزاست

دکتر محمد معین ( 1293 – 1350 ) ادیب و سخنور نامی ایران در خصوص ریشه واژه ایران می نویسد :
« اصل و ریشه Arya هر چه باشد ، این قدر واضح است که این کلمه به تداعی معانی بسیار را به خاطر می آورد . مللی که متعلق به بخش خاوری هند و اروپائیان بودند ، خود را بدین نام مفتخر می دانستند .
آرین Aryan از واژه آریا Arya مشتق است . اجداد مشترک ملل هند و ایران خود را بدان نام معرفی می کردند . واژه ایران ، خود از همین ریشه آمده است »

دکتر بهرام فره وشی ( 1304 – 1371 ) ایران شناس و استاد پیشین دانشگاه تهران در خصوص ریشه واژه ایران می نویسد :
« ایران در زبان اوستایی به صورت ائیریه Airya و در زبان فارسی باستان اریه Ariya آمده است .

در اوستا هم نام قومی ایرانی به معنی شریف و نجیب و اصیل است .

این واژه در زبان ایرلندی کهن هم به همین معنی است .
قسمت اول کلمه ایرلند Ir – Land به معنی نجیب و شریف و قسمت دوم آن به معنی سرزمین است . ایرلند به معنی سرزمین نجباست »

برگرفته از مقاله " چگونه ایران شدیم ؟ " نوشته مجتبی انوری 1386
ندانی   که     ایران     نشست    منست

جهان   سر به سر  زیر  دست ِ   منست

هنر    نزد    ایرانیان   است   و  بـــس

ندادند     شـیر     ژیان     را    بکــس

همه   یک    دلانند    یـزدان      شناس

بـه    نیکـی    ندارنـد    از   بـد هـراس

دریغ   است   ایـران  که  ویـران شــود

کنام     پلنگان     و     شیران    شــود

چـو  ایـران   نباشد    تن   من    مـبـاد

در این   بوم و بر   زنده  یک  تن مباد


همـه   روی   یکسر   بجـنگ   آوریــم

جــهان  بر  بـد اندیـش   تنـگ   آوریم

همه  سربسر  تن   به   کشتن   دهیم

بـه از آنکه  کشـور  به دشمن   دهـیم

چنین   گفت    موبد   که   مرد   بنام

بـه از  زنـده دشمـن  بر او    شاد کام

اگر کُشــت خواهــد  تو  را  روزگــار

چــه نیکــو تر از مـرگ در کـــار زار


                                         "حکیم ابوالقاسم فردوسی" 


 

یکشنبه، مهر ۱۹، ۱۳۹۴

میگوید من میگویم و تو فقط بگو : سمعا و طاعتا !

             میگوید من میگویم و تو فقط بگو : سمعا و طاعتا !

          

شیوخ در پشت تریبون و یا بر سر منبر فریاد میکشند و میگویند : سمعا و طاعتا ...

میگویم : آنچه میگوئی شنیدم اما قابل اطاعت نیست.


میگوید : سمعا و طاعتا ...
میگویم : برای گفته ام دلایل بی شمار دارم .


میگوید : سمعا و طاعتا ...
میگویم : اول , آخر دلیل آنکه خود در این حلقه اطاعت نیستی !


میگوید : خدا , سمعا و طاعتا ...
میگویم : آنکه تو از او بیخبری و ما را در وجودش به شک انداختی ؟


میگوید : دین , سمعا و طاعتا ...
میگویم : همان که برای شما دکان و جا و مقام شد و برای ما فقر و بدبختی ؟


میگوید : رسول , سمعا و طاعتا ...
میگویم : آنکه به زیر ردایش خزیدی و او را سپر بلای دروغ های خود ساختی ؟


میگوید : آخرت , سمعا و طاعتا ...
میگویم : همان روزی که خود به آن باور نداری و چنین به دنیا چسبیدی و ما را از آن میترسانی ؟


میگوید : جهنم , سمعا و طاعتا ...
میگویم : آنکه به بهانه اش دنیا و زندگی مرا تبدیل به همان که میگوئی کردی ؟


میگوید : کتاب , سمعا و طاعتا ...
میگویم : همان که هر کس و ناکسی از نوشته های آن قرائت و تفسیر و برداشت خودش را دارد ؟


میگوید : روایات و احادیث , سمعا و طاعتا ...
میگویم : ان مهملات مجعول و مجهولی که همیشه به نفع شما و به زیان ماست ؟


میگوید : اهل بیت , سمعا و طاعتا ...
میگویم : آنهائی که هر ساله از مرگشان برای شما درآمدی شوند و برای ما اندوه و گریه و عزا ؟


میگوید : ائمه , سمعا و طاعتا ...
میگویم : همان کسانی که وسیله توسل قرار دادی که خلق را از خدا دور کنی ؟


میگوید : انتظار ظهور , سمعا و طاعتا ...
میگویم : همان که او را چاه کنی اندر چاه کردید و جماعتی را دلخوش به نامه انداختن در آن ؟


میگوید : آمادگی برپائی حکومت عدل , سمعا و طاعتا ...
میگویم : کدام حکومت عدلی با مردمی فقیر و گرسنه و معتاد و بیمار و افسرده بنا شده و بنا میگردد ؟


میگوید : ولایت , سمعا و طاعتا ...
میگویم : همان که نظرش با نظر دزدی ها و اختلاسها و فقر و گرانی و بدبختی مردم نزدیک بود ؟


میگوید : احکام شرع , سمعا و طاعتا ...
میگویم : همان که برای بدبختی قطع دست و شلاق است و برای آقازاده ای حبس با تمام امکانات رفاهی و ایامی که اغلب در مرخصی میگذرد ؟


میگوید : حجاب , سمعا و طاعتا ...
میگویم : آنچه گوئی حجاب نیست و بل بهانه ای برای تهدید و تحدید و تفرقه هست و بس .


میگوید : حرام , سمعا و طاعتا ...
میگویم : آنچه به خوردنش عادت کردی و قومی را به خوردن و کردنش واداشتی؟


میگوید : هر آنچه گویم , سمعا و طاعتا ...
میگویم : ۳۷ سال گفتی رنج بیهوده بردی و چنین طاعتی نکردند و نکنند و نخواهند کرد !


میگوید : با چوب و چماق , سمعا و طاعتا ...


میگویم : شرم کن و بترس از آن زمانی که خود را مقابل سیل مردمی به هوش آمده و خشمگین و از جان سیر شده و کینه جو و عصبانی ببینی و در پشت سر هم پل هائی که خودت با غرور و کبر و دروغ و فریب و حرص و طمع  ویران نمودی و و دیگر راه گریزی نداری... و چه سخت و دردناک است آنروز...
و بدان که این وعده از نوع آن وعده های سرخرمنی که بر بالای منبر میدادی نیست و خودت نیک بر درستی و راستی آن آگاه و واقفی , حیا کن .//
   


 

چهارشنبه، مهر ۰۸، ۱۳۹۴

باز هم این (( جواد )) دسته گل به آب داد !

                                        باز هم این (( جواد )) دسته گل به آب داد !



باور کنید من تازه داره از این  ممد جواد (( ظریف خودمون )) خوشم میاد...!

و در مورد او یک کشف بزرگ هم کردم !!


بزارید رک و روراست بگم و حرفو نپیچونم و درست همونطوری که فکر میکنم بنویسم :


خدمت شما عرض کنم که شاید خیلی ها فکر میکنند که این بابا  , یه بچه قرتی و سوسولی هست که امریکا درس خونده و درست مثل فامیلی اش ( ظریف ) مریف هست که دستمال گردن میبنده و پیپ میکشه و ریش بزی میزاره و ادب و کلاس و فهم و شعور داره و میدونه که تو یه مجلس خارجکی چطور کم نیاره و مثل بقیه که تا کارشون تموم میشه  و میرن میچپند تو هتل و اتاق شون و و جانماز شون را پهن میکنند و بحارالانوار و دعای توسل میخونند و زیر چشمی تلویزیون نگاه میکنند , نباشه و تیپ بزنه و بره با وزیر امور خارجه امریکا بغل رودخونه قدم بزنه و کلاس بزاره ...


که یعنی , بع----له ماهم میتونیم و بلدیم و اینا ...


ولی به ارواح خاک آقا , به جون تمام نماینده های مجلس و دور از جون شما , همین جواد , همین ممد جواد ظریف و لطیف , یه خایه داره آاااان ...اینقدر ...


(( لطفا اجازه بدید همین جا قد و قواره و سایز و اندازه اش را دقیق ذکر کنم که مثل آقا جلال ( جلال آل احمد خودمون ) که با ماشین آریاش و رفیقاش رفت قم پیش خمینی و وقتی  از پیش آقا برگشت نرسیده به سر کوچه به رفیقاش که تو ماشین بودن داد زد و گفت : بابا این خمینی خایه داره هاااا و دستش را اینجوری نشون داد...


که همه گفتند منظورش هندونه بوده.. ,


ولی چون بغیر از آقا جلال هیچکس موفق به دیدن خایه های آقا نشد , هنوز بین علما واستادان و حوزه و دانشگاه اختلاف وجود داره که هندونه اش محبوبی بوده یا معمولی ...!


توش حرف درنیاد و اخلافی به وجود نیاد !

بنابراین اندازه درست این آقا جواد ما , چیزی از گریپ فروت بزرگتر و از دارابی یه هوا کوچکتر هست و فرمش به کمبوزه میره و خوش حالته ...))




باری میگفتم...., 


خدائی همین جواد , هم خیلی رو داره و کم نمیاره و هم خیلی با وجود و با خایه هست , یعنی یه چیزی تو مایه همین احمدی نژاد ولی احمدی نژادی که قانون سوم نیوتون برش اعمال  و روش پیاده شده...!

[[ خدمت دوستانی که قانون سوم نیوتون را یادشون رفته : "هر عملی را عکس العملی است؛ مساوی آن و در جهت خلاف آن ."  ]]


یادتونه سر همین قدم زدن جواد با اون پاروی نونوائی , جان کری این علماء و فضحها  و مراجع و نماینده های مجلس و سرداران سپاه و هیئت سوپورهای دولقوز آباد و اعضای محترم انجمن ساماندهی علافان روستاها و ...چه الم شنگه ای بپا کردند و چه قشقرقی راه انداختند؟!


یعنی قسم نمیخورم ولی باور کنید هر کی دیگه جای این ممد جواد بود خدا شاهده اگر اسم جان کری را تو خواب میشنید سرتا پاش کهیر میزد و آنفولانزای مرغی میگرفت...


آقایون ارواح شکمشون به اصطلاح چنون سخت گرفتند که همه گوشی بیاد  دستشون ....که دیدیم .زرشک !


همین آقا ظریفه , همه ..., یعنی کل الاجمعین همه اینها رو به تخم پسرش ( مال خودش که جای خود داره ...) هم نگرفت و اینبار رفت و صاف با رئیسشون دست داد و ماچ و بوسه و خوش و بش کرد!! ابل اخااااا و یا ابل ادااااا .....!!




حالا از کت و کلاه و چفیه ننداختن و خط ریش و پست های فیسبوکش چیزی نمیگم !


نه ....خدائی نه ... خودتون یه نگاه به همین حسن , حسن فریدون که به اصطلاح رئیسش هم هست بندازید , یواشکی میره بالا منبر و یه تیکه به جناح اینوری میندازه و یا دوتا بار برادران دزد سپاهی میکنه و تا داد دوتاشون درمیاد آقا در میره و یه هفته اصلا پیداش نمیشه و دیگه اون حرف یادش میره و اصلا سراغ اون حرف نمیره و بعد اینور واونور میشینه انقلت میاره و و کی بود , کی گفت , من نبودم راه میندازه و خلاص ...


ولی این جواد, بله همین ممد جواد را که جیگولو فرض میکنید , خدائی رو شو و جیگرشو دیدید؟


دیدید چجوری با یه حرکت دهن همشونو از دم صاف کرد ؟!


هر چی بهش گفتند و عر کشیدند و توهین کردند فقط تو مجلس نشست و دستش را زد زیر چونه و یه لنگه ابرو را هم داد بالا و بر و بر نگاهشون کرد و هیچی نگفت و نگفت و آخرش هم اینجوری رفت و چنون گذاشت تو قابلمه شون که انگاری نفسشون در نمیاد...




یکی هم نیست به گاگول های دلواپس بگه :


خوب چشمتون کور و دندتون هم نرم ...تا شما باشید یه ظریف را به وزارت امور خارجه نرسانید و بهش رای اعتماد ندید !

برای شما ها ظریف بدرد نمیخوره بدبخت ها ...


شما باید یکی بنام ضخیم , کلفت , درشت , بیریخت , دشوار , پت و پهن , ناهموار , زبر , ...., گیر بیارید و این جوریش هست که بدردتون میخوره و راست کار شماست!!


شما باید میگشتید و یکی رو پیدا میکردید که فامیلی اش بدرد کارتون بخوره مثلا , بعنوان نمونه  همین رسائی همکارتون , خدائی یکدقیقه بزاریش تو آفتاب , قیافه اش خرچنگ قورباغه میشه و راه میفته ... ولی ببینید ماشالله هزار باریکلا چه صدای رسائی داره یک تنه و احمقانه و بدون فکر عواقبش , همه حرف شما را مثل بلندگو میزنه و رسا میگه ...!


یا اون کوچک زاده که واقعا حقارت و پستی و کوچکی از ریخت و قیافه اش میباره و شما کلکها هم هندونه دادید زیر بغلش و آقا توهم گنده گوز شدن برش داشته و با این همه کوچکی ادای بزرگ ها و لاتها رو تو صحن علنی مجلس در میاره ...!


نه , خدائی آخه مگه یه ظریف میتونه اون افکار احمقانه ای را که شما تو سرتون هست و توقع دارید براتون اجرا بکنه ؟؟!


اصلا وایستیین ببینم شما ؛ 


 اگه نمیشناختینش که غلط کردید بهش رای اعتماد دادید ...


و اگر هم میشناختین که باز هم غلط میکنید عرعر راه میندازین و حرف مفت میزنید !!


بدبختهای نفهم , اگر کمی دقت کنید میبینید که همین جواد چه خدمتی بهتون کرده و چه حالی بهتون داده ...!!؟


شما چنون غرق حادثه منا و کشته شدن حاجی ها و توهین به عربستانی ها شدید که داشتید از حالت دلواپسان به حالت دلمردگان رسیدید و تغییر کاربری دادید و برجام مرجام و فرجام را یادتون رفت و همتو صاف گیر دادید به حج و اینا و صاف انگشتتون را کردید تو اون سولاخ و یادتون رفته  که آره , نشست و برجامی هم در کار بوده ...!


ولی همین ممد جواد با تیز بازی با یه سقلمه و سیخونکی که بهتون  زد و حواستون را آورد سر جاش ....


دمت گرم جواد , خوب گذاشتی تو قابلمه همشون و حالشونو گرفتی...


جواد دمت گرم با این دسته گلی که به آب دادی ...

(( اما از شوخی و طنز که بگذریم بنظر من آقای محمد جواد ظریف کار بسیار هوشمندانه و سیاستمدارانه ای کرد , اگر دقت کنید میبینید که سخنرانی آقای روحانی در سازمان ملل و مساله مهم توافق هسته ای ایران که باید در سازمان ملل و در این نشست که سران تمام ملل دنیا حضور دارند میترکید و تیتر اول رسانه ها و اخبار جهان میشد و قانونا میبایستی چهره واقعی همکاری های بین المللی ایران را با دنیا نشان میداد.
 ولی متاسفانه این مساله تحت الشعاع مساله حادثه حج امسال قرار گرفت و شدیدا زیر پوشش این خبر رفت و آن بازتاب باید و شاید را نداشت و پیدا نکرد  , ولی این کار وزیر امور خارجه محمد جواد ظریف تقریبا باز توجهات را به آن سمت معطوف و جلب نمود ))
  








  

سه‌شنبه، مهر ۰۷، ۱۳۹۴

پاسخ علی کفاشیان به درخواست فدراسیون فوتبال ژاپن

                پاسخ علی کفاشیان به درخواست فدراسیون فوتبال ژاپن



فدراسیون فوتبال ژاپن طی نامه ای از فدراسیون فوتبال ایران برای بازی دوستانه تیم های ایران و ژاپن که در بیست و یکم مهر ماه در ایران برگزار میشود خواستند که قضاوت این بازی را یک داور خارجی بعهده بگیرد و سوت بزند !

این درخواست ژاپنی ها بخاطر یک بازی دوستانه که برد و باخت در آن مطرح نیست و همانطور که از نامش پیداست این قبیل بازیهای دوستانه برای محک زدن تیمها و بالا نگهداشتن تب فوتبال در جامعه و پر کردن جیبها از کشاندن تماشاچی به استادیوم ها میباشد و برد و باخت آن در هیچ کجا ثبت نمیگردد و به حساب نمی آید , چنان عجیب بود که آقای علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال ایران را وادار کرد این پاسخ کوبنده و ظریف و طنزگونه را به آنها بدهد :


«ایرادی ندارد،اصلا شما می توانید یک داور ژاپنی با خودتان بیاورید تا بازی را داوری از کشور خودتان قضاوت کند!»


حالا باید ببینیم چشم بادامی های منظم و کوشا با این پاسخ رئیس فدراسیون ایران چگونه برخورد میکنند و آیا :


- باورشان میشود و همراه تیم خودشان یک داور ژاپنی هم برای قضاوت می آورند ؟!!


- یا معنی بازی دوستانه را میفهمند و این درخواست را نادیده میگیرند و چیزی بروی خودشان نمی آورند ؟


(( طبق روال بازی های دوستانه قضاوت بازی بر عهده داوران کشور میزبان می باشد اما انگار اخبار مربوط به اشتباهات داوری در لیگ برتر ایران به گوش ژاپنی ها هم رسیده که چنین درخواست نامعمولی کرده اند !))


   
 

یکشنبه، شهریور ۰۸، ۱۳۹۴

چرا مردم ایران و عراق عصبانی ترین مردم دنیا هستند ؟!

           چرا مردم ایران و عراق عصبانی ترین مردم دنیا هستند ؟!



مردم ایران و عراق پس از کسب مقام غمگین ترین مردم جهان در سال گذشته توسط موسسه نظر سنجی گالوپ  , بار دیگر مشترکا به کسب مقام عصبانی ترین مردم در نظر سنجی امسال این موسسه شدند و به این افتخار نائل آمدند .


[[ ایرانی‌ها و عراقی‌ها «عصبانی‌ترین» مردم جهان به شمار می‌آیند. ۴۹ درصد پاسخ‌دهندگان این دو کشور گفته‌اند که به تازگی عصبانی شده بودند. بر اساس نظرسنجی موسسه گالوپ، مردم ایران در کنار عراقی‌ها «عصبانی‌ترین» مردم جهان به شمار می‌آیند. در نظرسنجی این موسسه آمریکایی که نتایج آن جمعه ششم شهریور در نشریه ایندیپندنت منتشر شده، این هم آمده که مردم عراق، ایران و کامبوج، دارای بالا‌ترین میزان «تجربه‌های منفی روزانه» در جهان نیز هستند.]]


منبع خبر :
http://www.radiofarda.com/content/f14_gallup_iranians_most_angriest_people_in_world/27215994.html


آخه مسئولان و برادران محترم موسسه نظر سنجی گالوپ ,

قربون اون نظر سنجی هاتون برم که با صد من عسل هم نمیشه داد پایین ...


آخه فدای اون آمار هاتون بشم که بدتر ما رو عصبانی و عصبانی تر میکنه ...


نه , خودتون بگین ؛


شما اگه بجای ما  بودید و رئیس جمهورتون توهم سردار قادسیه شدن بسرش میزد و یا رهبرتون هوس به قدس رفتن از راه کربلا رو میکرد و به خاطر همین هشت سال میجنگیدید و همدیگه رو میکشتین و کشور خودتون را ویران میکردید و جوانهای خودتون را به کشتن میدادیدو آخرش میفهمیدی که همه اینها کشک بود و هشت سال موش آزمایشگاهی کشورهای سازنده تسلیحات جنگی بودی و هر چی نفت برکت خدا را فروختی رو هم بردی و پولشو تو جیب همونها ریختی ...عصبانی نمیشدی ؟


نه , خدائی اگه وجدان دارید , خودتون بگین ,


شما اگه بجای  ما بودید و این جنگ احمقانه تمام میشد ولی جای اینکه مقصرین آن دادگاهی شوند , بانیان همان جنگ مردم کشورتو با شیمیائی میکشتند  و یا چند هزار جوان زندانی را در زندانها قتل عام میکردند و دو قورت و نیمشون از مردم باقی بود ...عصبانی نمیشدی ؟


نه , تو رو به حضرت عباستون خودتون بگین,


شما اگه بجای ما بودید و امید داشتید که جنگ تموم میشه و وضعیت بهتر میشه و خیال میکردید که بعد از هشت سال بدبختی هاتون تموم میشه و میتونی چند صباحی را در آرامش جون بکنی ولی نه تنها اینطور نشه که بعد از ۲۵ سال از اتمام جنگ وضعت خراب تر از اون زمان بشه و و اصلا کاری بکنند که حسرت اون زمان را بخوری...
عصبانی نمیشدی ؟



نه , اگه آدم هستین و انسانیت سرتون میشه , خودتون بگین ؛


شما اگه بجای ما بودید و با این همه مصیبت ها امیدوار بشی که امریکا میخواد بیاد و شما رو نجات بده و حتی از شروع یک جنگ دیگه خوشحال بشی ولی یارو بیاد ده سال نفت تون رو مفت ببره و آخرش هم شما به آغوش جانورانی بنام داعشی ها بندازه و خودشو کنار بکشه ...عصبانی نمیشی ؟


یا شما اگه بجای ما بودید و بعد از سی سال شیطان بزرگ و و محور شرارت گفتن و پیام نوروزی برای مردم بزرگ ایران فرستادن , درست همون وقتی که همین مردم بزرگ بلند شدند و داد میزنند ( با اونائی یا با ما ؟) و درست در اوج بحبوحه همون شیطان بزرگی که خیلی ها بهش امیدوار بودند سی هزار نیروی خودشو از بغل گوش محور شرارت خارج بکنه و حالا هم به هوای مذاکرات اتمی با هم کنار رودخونه قدم بزنند و دل بدهند و قلوه بگیرند و مردم بزرگ ایران را به ت...ش هم حساب نکنه ...عصبانی نمیشدی؟


نه , خدا وکیلی خودتون بگین ؛


شما اگه بجای ما بودید و میدیدی که کشورت را یه مشت آفت و انگل بنام آخوند (( که شما ها خیلی دوستشون دارید و قدیم ها در پشت پرده با کیک و انجیل و یا موشک و وینچستر طلاکوب باهاشون مغازله  و زد و بست میکردید ولی حالا علنی دست انداختن گردن هم و با هم سلفی میندازین و فردا تو مجله چاپ میکنید )) یک جا و یک ملت را به اسم بردن به بهشت زورکی و با چوب و چماق و توسری و روسری و جای دیگه و یه ملت بدبخت دیگه رو به اسم دفاع از حرمین شریفین و کمک با آمپول  تقویتی سردار سلیمانی  بیچاره میکردند و به خاک سیاه مینشوندند و هر وقت هم ملت ها شون قصدی کردند که نجات پیدا کنند به بهانه تحریم و بمب اتمی و مواد شیمیائی و حقوق بشر و سازمان امنیت و سازمان ملل و اینا  بهشون فشار آوردند و بدتر  آنها را در تنگنا گذاشتند و در اصل با همین آخوندها همکاری میکردند...عصبانی نمیشدی ؟


اگر بگی نه عصبانی نمیشدم که  دروغ میگی و به گور پدرت میخندی ...


ولی مطمئن باش اگه جای ما بودی عصبانی که هیچی میزدی و خودتو نفله میکردی...


در حالیکه ببینید تازه ما چقدر امید داریم و خوشحال هستیم که میخواهیم با قایق پلاستیکی و پاسپورت جعلی فرار و مهاجرت بکنیم و بریم امریکا گرین کارت بگیریم... !!!؟






                 

 

چهارشنبه، شهریور ۰۴، ۱۳۹۴

این عکس ماهواره ای از دریاچه اورمیه را هم حتما ببینید !

   این عکس ماهواره ای از دریاچه اورمیه را هم حتما ببینید ! 



تا کنون عکس ها و تصاویر زیادی در مورد خشک شدن دریاچه اورمیه دیده اید اما عکس فوق آخرین و جدیدترین عکس از دریاچه اورمیه میباشد که توسط ماهواره گرفته شده با تمام عکس های دیگر تفاوت دارد و حاوی نکته بسیار ظریفی هست که درد خشک شدن این دریاچه را صد چندان میکند ...

همانطور که در عکس میبینید آن شوره زاری که مقداری گنداب در وسط آن مانده زمانی اسمش دریاچه اورمیه بود ولی درست کمی آنطرف تر دریاچه وان ترکیه دیده میشود که زنده و سرحال و پر آب تنها در چند کیلومتری ( فکر نمیکنم مسافت هوائی آن به صد کیلومتر هم برسد ) مشغول خودنمائی و جذب توریست و ایجاد اشتغال و درآمدزائی برای ترک ها است!

با دیدن این عکس من فکر نمیکنم که فقط کمبود بارندگی سبب خشک شدن دریاچه اورمیه شده باشد و حتما بی لیاقتی و بی کفایتی ( یا شاید هم توانائی در اجرای دستورات ) مسئولان جمهوری اسلامی در از بین بردن زمینهای زراعی و خاک زرخیز آذربایجان و تبدیل آن به شوره زار و بلوچستانی دیگر , بی تاثیر و کم تاثیر نبوده ...!!
 

دوشنبه، شهریور ۰۲، ۱۳۹۴

"سی هزار" روستا در ایران خالی از سکنه شده است...

      "سی هزار" روستا در ایران خالی از سکنه شده است...


این نوشته بسیار خواندنی از مزدوران قلم بدست صهیونیست و نوکران و ایادی استکبار و خارج نشینان بی درد نیست , بلکه از داخل ایران و از آقای  جواد نوروزی مقدم/روزنامه نگار میباشد که حقیقت وضعیت موجود را به ساده ترین و شفاف ترین نحو ممکن بیان کرده است .

باشد تا برادران ارزشی و حزب الهی ها و ریشو های بیشعور با خواندن آن تکانی به مغز خود بدهند و چشم بر حقیقت بگشایند ...


سیاستهای نابخردانه "چپ" و "راست" و "میانه" در کشور موجب شده در دهه‌های اخیر "سی هزار" روستا در ایران خالی از سکنه شود آن وقت خیلی ها بر سر مسائلی ناچیز صورت هم می خراشند و برچسبها نثار هم‌ می کنند.

وقتی نمیدانیم به کجا می رویم شکست و پیروزی بی معناست .


گروهی گروهی دیگر را دلواپس می نامند و گروهی گروهی دیگر را فتنه گر و بخشی دیگر را ساکت فتنه.

یکی می شود خائن دیگری می‌شود خادم.

عده ای با بصیرتند شماری دیگر بی بصیرت.

هر وقت کم می آوریم استکبار جهانی را نشانه می رویم و همه چیز را به دشمن احاله میدهیم و انگشت اتهام هیچ وقت به سوی خودمان متمایل نمی‌شود.

دغدغه خیلی‌ها به ویژه رسانه ملی می‌شود زندان رفتن مهدی هاشمی تا شاید به قول برخی دیگر، زهره چشمی از پدرش ستانده شود.

دغدغه خیلی دیگر هم میشود مذاکرات هسته‌ای و جشن بعد از مذاکرات به منظور حصول نتایجی که هنوز معلوم نیست.

برخی شادند چون اصلا" نتیجه مذاکرات مهم نیست.

مهم آن بوده که پوزه دسته و جریانی دیگر بر زمین مالیده شود.

بعد هم کسانی که عمیقا" به توسعه به مفهوم غربی کلمه اعتقاد دارند ژستی استکبارستیزانه به خود میگیرند و می گویند ما در برابر غرب کرنش نکردیم و در میز مذاکرات، غرب را شکست دادیم.

کدام شکست کدام پیروزی؟

چرا به مردم آدرس غلط می دهیم؟

وقتی نمی دانیم به کجا می رویم دغدغه برخی ائمه جمعه می شود چرایی برگزاری فلان کنسرت یا سرعت اینترنت و فیلترینگ یا عدم فیلترینگ شبکه های اجتماعی یا حجاب اختیاری یا اجباری!

یکی دیگر از روستائیان در قهوه خانه از مطالبات کشاورزان چای کار می گفت و
می گفت پول برداشت اولش را هنوز دریافت نکرده است.

خواستم به او بگویم این مملکت برای امثال تو نیست.

این مملکت برای شهروندان است!

اصلا" حقوق روستاوندی معنا ندارد.

منشور حقوق شهروندی مسئله ماست.

شما دهاتی‌ها اصلا" به حساب نمی آیید.

این مملکت برای کسانی است که برنج و چای و اجناس خارجی وارد میکنند و تا اذا بلغت الحلقوم خون ملت را می مکند و بعد هم ژست و فیگور غرب ستیزی و مبارزه با استکبار جهانی به سرکردگی امریکا به خود میگیرند.کدام دشمن؟

کدام استکبار؟

ایران، امروز خود بی رحمانه تمام ظرفیتهای بومی موجود را نشانه رفته و هدر می‌دهد.

داریم از درون تهی می شویم ولی فقط رجز می خوانیم و از ایران 1404 سخن می گوییم و تطبیق برنامه‌های فرهنگی، اقتصادی، عمرانی با سند چشم انداز توسعه و یا الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت یا تحقق گفتمان اعتدال یا اصولگرایی و یا جامعه مدنی!

روستاها روز به روز خالی از سکنه می شوند و شهرها روز به روز بی هویت و در نتیجه انبوهی از جمعیت مصرف کننده شهری و بازاری برای فروش واردات و رواج مصرف گرایی و بی هویتی و مرگ فرهنگ‌های بومی و محلی و اقتصاد ملی.

رفتم به روستای سرسبز پدری یعنی روستای خرمکش شهرستان شفت در گیلان.


مدرسه روستا چهار کلاس دارد اما فقط با پنج دانش آموز.

در قهوه خانه روستا، یکی از روستائیان که اخیرا" به شهر مهاجرت کرده میگوید من و همه دوستانم رفتیم و در شهر زندگی میکنیم.

می گفت اگر در روستای خودم 700 هزار تومان درآمد داشته باشم حتما" می ماندم و فرزندم را به همین مدرسه می بردم.

منبع : http://www.parsine.com/fa/news/251109/سی-هزار-روستا-در-ایران-خالی-از-سکنه-شده-است
 

یکشنبه، مرداد ۲۵، ۱۳۹۴

هشت سال جنگیدند تا به حرف همان خدا بیامرز برسند !!

    هشت سال جنگیدند تا به حرف همان خدا بیامرز برسند !!

1439455207710_7037_879.jpg


















واقعا خیلی مسخره هست که دو حکومت هشت سال جنگ راه بیاندازند و مردم را به کشتن بدهند و مملکت را ویران کنند و نه آن یکی به سردار قادسیه تبدیل شود و نه این یکی از راه کربلا به قدس برسد و فتنه را در جهان رفع کند و پس از هشت سال جنایت و تخریب به همان نتیجه ای که شخص مورد نفرت هر دوی آنها یعنی محمد رضا شاه فقید ( یا همان خدابیامرز مصطلح مردم ) پانزده سال قبل و در اوج اقتدار صلاح دانسته  و تصمیم گرفته و به شخص صدام حسین تحمیل کرده بود , برسند و آنرا بعنوان اصل منسجم پایان جنگ ابلهانه و ویرانگر خود قرار دهند !

و جالب اینجاست که این پیشنهاد یعنی همان پیمانی که شاهنشاه فقید پانزده سال قبل بدون هیچ گونه خونریزی و بمب و موشک به صدام تحمیل کرد ,  از سوی جمهوری اسلامی  و توسط آقای سیروس ناصری به برادر مظلوم عراقی صدام حسین ارائه و پیشنهاد گردیده است !

فقط کسی نبود به اینها بگوید : شما که خبر مرگتان آخر هم همان پیمان شاه طاغوتی را میخواستید پیشنهاد کنید , خو ب مگه مرض داشتید این همه جوان را به کشتن دادید ؟    

من فکر میکنم این یکی (( جام مسهل )) اهدائی برادر مظلوم صدام حسین کافر به جمهوری اسلامی بوده تا اثر ((جام زهر )) قبلی را بشورد و پایین ببرد ....

 متن نامه صدام حسین، ساعت 10:30 دقیقه صبح روز چهارشنبه 24 مراد 1369 به وقت تهران به شرح زیر از رادیو صوت الجماهیر بغداد قرائت شد:


«بسم‌الله الرحمن الرحیم


حضرت رئیس جمهور، علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی‌، رئیس جمهوری اسلامی ایران.

پس از اتکال بر خداوند متعال و به نیت از بین بردن تمامی موانعی که بر سر راه ایجاد روابط برادرانه میان تمام مسلمانان و از جمله برادران مسلمان ایران وجود دارد و به منظور فعال ساختن جدی و هماهنگ کردن برادران مومن جهت رویاروئی با اشراری که می‌خواهند به مسلمانان و امت عرب ضربه بزنند و برای این که ایران و عراق را از تحریکات و بازی‌های قدرت‌های شرور بین‌المللی و وابستگان آنان در منطقه بازداریم‌ و به منظور هماهنگی با روح اصولی که در 12 اوت 1990 به منظور ایجاد صلح دائمی و همه جانبه در منطقه اعلام کردیم و خواست ما از آن نامه برقراری صلح دایم و همه جانبه در منطقه بود و برای آن که از هرگونه بهانه‌ای که مانع از همکاری و موجب افکار بد شود،ممانعت کند و همچنین برای این که امکانات عراق‌،دور از صحنه رویارویی عظیم معطل نماند و به منظور به کار گرفتن آنها در جهت اهدافی که مسلمانان و اعراب شرافتمند به حق برآن توافق دارند و دوری جستن از تداخل سنگرها و کینه‌ها و بغض‌ها و برای آن که خیرخواهان راه خود را در بازگشت روابط عادی خواهند یافت‌،به عنوان ثمره مذاکرات از زمان نامه 1990/4/21ما، تا آخرین نامه شما در هشتم اوت 1990،به عنوان حل نهایی و روشنی که جای هیچگونه ابهامی باقی نگذارد،

تصمیمات زیر را اتخاذ کردیم‌:


1 -موافقت با پیشنهاد شما که در نامه جوابیه مورخ هشتم اوت 1990 توسط «برزان ابراهیم تکریتی‌» نماینده ما در ژنو از آقای سیروس ناصری نماینده شما دریافت شد. پایه قرار دادن قرارداد 1957 به عنوان اصول منسجم با آنچه که در نامه 30 ژوئیه 1990 به ویژه در مورد تبادل اسرا و بندهای 6 و 7 از قطعنامه 598 آمده است‌.


2 - بر اساس آنچه که در بند اول این نامه و آنچه که در نامه مورخ 30 ژوئیه 1990 آمده است‌، ما آماده‌ایم هیاتی را به تهران بفرستیم و یا هیاتی توسط شما به بغداد اعزام شود تا موافقتنامه‌ها را جهت امضا آماده کند.


3 - به عنوان ابتکار حسن نیت‌، ما از روز جمعه هفدهم اوت ( 69/5/26) نیروهای خود را از مرزهای شما فرا می‌خوانیم و تنها نیروهای سمبلیکی را به عنوان نگهبانان و پلیس مرزی باقی می‌گذاریم تا در شرائط طبیعی به وظایف روزمره خود عمل کنند.


4 - کلیه اسرای جنگ با تمام تعداد بازداشت شدگان را فوراً از راه مرزهای زمینی از جمله خانقین و قصرشیرین و مناطقی که مورد توافق دو طرف خواهد بود، آزاد خواهیم کرد و ما اولین گام در این زمینه را روز جمعه هفدهم اوت برخواهیم داشت‌.

آقای رفسنجانی رئیس جمهور، با این تصمیم ما، همه چیز روشن و تمام خواسته‌ها و مسائلی که برآن تکیه می‌کردید، تحقق می‌یابد و چیزی نمانده است مگر آن که موافقتنامه‌ها آماده و امضا شود تا هریک از ما جهت ورود به زندگی جدید، اشراف واضح داشته باشیم‌.


همکاری ما باید در سایه اصول اسلامی و احترام متقابل و دورکردن طرف‌هایی باشد که خواستار شر برای منطقه هستند و قصد دارند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند و شاید با یکدیگر همکاری کردیم تا خلیج‌، دریاچه صلح و امن و خالی از ناوگان و نیروهای خارجی باشد که بدخواه ما هستند. بعلاوه همکاری در مسائل حیاتی دیگر- والله اکبر والحمدلله

صدام حسین - رئیس جمهوری عراق - 23 محرم.»                                        منبع خبر : ایسنا   

مرتیکه بی ناموس گور بگور آخر نامه وعده همکاری در خلیج ( انهم نه خلیج همیشگی پارس ) را هم داده و این ابلهان هم همانطور ( خلیج خالی ) آنرا قبول کردند ...!!

یکشنبه، مرداد ۱۱، ۱۳۹۴

آیا واقعا ما کاری نمیتوانیم بکنیم ؟

                                  آیا واقعا ما کاری نمیتوانیم بکنیم ؟

     

آیا براستی ما برای بهتر شدن وضعیت خودمان و برای داشتن یک زندگی بهتر و احساس امنیت بیشتر و تغییر وضع موجود هیچ کاری نمیتوانیم انجام بدهیم ؟

بسیاری از ما از وضعیت فعلی ناراضی هستیم,


بسیاری از ما از این همه تنش و درگیری بیزار هستیم ,


بسیاری از ما این وضع موجود را شایسته و سزاوار خود نمیدانیم ,


بسیاری از ما از این همه جنگ و جدال بیهوده متنفر و فراری هستیم ,


بسیاری از ما اهل سیاست نیستند و نمیخواهند باشند و کاری به سیاست ندارند اما دوست دارند که در جامعه ای بدون تنش و درگیری های سیاسی و اختلافات جناحی و منازعات گروهی زندگی کنند و از این وضعیت موجود راضی نمیباشندو این بدیهی ترین و طبیعی ترین حق آنها میباشد .


 ولی زمانی که از آنها سوال میکنید که پس چرا برای تغییر آن و بدست آوردن حق خودت هیچ فعالیتی نمیکنید؟


جمعی میگویند : آنقدر بدبختی داریم که به چیز دیگری نمیرسیم !


و یا عده ای میگویند : فقط به دنبال یک لقمه نان میدویم ...!


و یا میترسند و یا فقط بفکر خودشان هستند و ...


آنقدر بهانه می آورند و فکر میکنند که با بیان این بهانه ها وضعیت فعلی آنها تغییر میکند !

که میدانیم چنین نیست و وضعیت آنها روزبه روز بدتر خواهد شد که بهتر نمیشود!


ولی بسیاری از آنها پاسخ میدهند که :


چه کاری از دست ما بر می آید و ما چه کار میتوانیم بکنیم ؟



مسلما اولین و طبیعی ترین و بهترین راه , مخالفت کردن با وضع موجود و ابراز مخالفت با آن میباشد.


و حتی یک طفل نوزاد که نمیتواند حرف بزند هم این روش را میداند و بطور غریزی به آن عمل میکند !


یک نوزاد زمانی که گرسنه باشد و یا خودش را خیس کرده باشد و یا دلش پیچ میزند و یا گرمش هست و کلا زمانی که از وضعیت خودش راضی نیست شروع به جیغ زدن و و گریه کردن میکند و همه میدانند که این گریه نه از روی درد یا از سر دلسوزی و یا تاثر بلکه فقط برای اعلام نارضایتی و واکنش نسبت به حال نامناسب آن زمان کودک میباشد.


آیا تا زمانیکه یک نوزاد گریه نکند و جیغ نزند و اعلام وجود نکند هیچ مادری میفهمد که او چه میخواهد و چه دردش هست ؟


خوب , آیا ما از یک کودک کمتر و کم عقل تر هستیم که بدون هیچگونه مخالفت کردن و ابراز مخالفتی توقع داشته باشیم که وضع موجود تغییر کند ؟


البته توجه داشته باشید که به خیابان ریختن و شعار دادن مخالفت کردن نیست بلکه مرحله بعدی آن یعنی مقابله کردن است و مراحل بعدی که مجادله کردن و منازعه کردن و ... میباشد , اما در اینجا فقط صحبت از مخالفت کردن و ابراز آن میباشد .


مطمئن باشید که هیچ حکومتی حتی در قبایل بدوی آمازون هم نسبت به مخالفت اعضاء و مردم خودش بی تفاوت نیست و نمیتواند بی تفاوت باشد , چرا که حیات و لازمه وجود هر حکومتی مردم و اعضای آن جامعه میباشند.


شاید بعضی ها بگویند ؛ یعنی خود آنها نمیدانند که مردم از این وضعیت خسته شدند و مخالف آن میباشند ؟


که باید گفت آیا واقعا ما تابحال یکبار بطور اصلی و یکپارچه نسبت به مسئله ای ابراز مخالفت کرده ایم که توقع داشته باشیم که آنها واکنشی نشان بدهند ؟


برای مثال , آیا ما با احمدی نژاد مخالفت کردیم یا تمام وقت خودمان را صرف زیپ شلوار و هاله نور و دروغ ها و قیافه دوست داشتنی او کردیم ؟!


آیا ما با اختلاس ها مخالفت کردیم یا برای آن جوک و لطیفه ساختیم و آنرا مسخره و لوث کردیم ؟!


و اما با توجه به حساسیت این حکومت به دنیای مجازی و اخبار و تعداد کاربران دنیای مجازی و واکنش آنها نسبت به مسائل آیا جای بهتری برای مخالفت کردن و ابراز مخالفت سراغ دارید ؟


بنظر من بهتر است اول به مخالفت و مخالفت کردن عمل کنیم و سپس بعد از آن به مقابله و مجادله  و منازعه  و مبارزه کردن فکر کنیم...!  


 


 

جمعه، مرداد ۰۹، ۱۳۹۴

از رهبری اوپک تا گدائی ۱۰۰ میلیاردی برای احیای صنعت نفت

 از رهبری اوپک تا گدائی ۱۰۰ میلیاردی برای احیای صنعت نفت




(( آندسته بیخبران از تاریخ معاصر که توهم اقتدار و عزت , راه نفس فکری شان را بسته است این مطلب را با دقت بیشتری بخوانند ))

این تیتر امروز سایت صدای آمریکاست :


[[       ایران می گوید برای احیای صنعت نفت به ۱۰۰ میلیارد دلار نیاز دارد !


 
به گزارش رویترز، محمدرضا نعمت زاده در مصاحبه ای با روزنامه اتریشی وینر زایتونگ که روز پنجشنبه منتشر شد، در پاسخ به پرسشی در باره تخمین های غرب که ایران به ۳۰۰ میلیارد دلار نیاز دارد، گفت این رقم بسیار بالا است و «فکر می کنم ما می توانیم کار را با یک سوم آن مبلغ انجام دهیم.»
وزیر صنعت و تجارت جمهوری اسلامی ایران می گوید تهران برای بازگرداندن صنعت نفت به سطح پنج سال پیش به حدود ۱۰۰ میلیارد دلار نیاز دارد.]]


منبع :http://ir.voanews.com/content/iran-oil-/2886871.html

توجه فرمودید ؟!


برای آنکه بتوانیم صنعت نفت که تمام کشور به آن متکی شده و چرخ همه دولتهای پس از ملی شدن نفت با آن میگردد را زنده کنیم بنابر تشخیص کارشناسان خارجی ۳۰۰ میلیارد و بنابر تشخیص نعمت زاده وزیر صنعت و تجارت به ۱۰۰ میلیارد دلار نیازمندیم !!


اما برای روشن شدن ذهن آندسته از ناآگاهان و برای هوشیار شدن آن توهم زدگانی که با این وضعیت !  خودشان را در اوج قدرت و عزت و احترام و اقتدار میبینند مطلبی از آرشیو سایت اطلاع رسانی انقلاب اسلامی


( توجه داشته باشید این مطلب از نوشته های مزدوران طاغوتی زمان شاه و یا جیره بگیران استکبار جهانی نیست بلکه از خود همین نظام به اصطلاح مقدس میباشد )

 بازنشر و نقل قول  میکنم تا بفهمید در چه زمانی دارای احترام و اقتدار و رفاه و عزت و قدرت بودیم و حالا در کدام جایگاه هستیم و به چه مذلتی افتادیم که  برای احیاء و زنده کردن و چرخاندن چرخ کشور باید از شرکتهای خارجی گدایی (  در اصل چراندن و چریدن و مفت بری آنها در قالب و به اسم سرمایه گزاری خارجی) کنیم تا شاید تازه بتوانیم به سطح ۵ سال پیش خودمان برسیم؟؟!

 و خوب بفهمیم و بدانیم که  (( نرمش قهرمانانه )) یعنی چه ؟!


((  درسال ۱۳۵۲ ایران ( شاهنشاه فقید ) رهبر اوپک بود و با اقتدار و بر خلاف میل تمام کشورهای غربی وابر قدرتها توانست با همکاری اوپک قیمت نفت را بالا ببرد))



افزایش قیمت نفت توسط اوپک در 1352

نام کتاب:ایران و سازمانهای بین‌المللی 
روزشمار: 1352/10/02 
 صفحه:257 

انقلاب در بهای نفت , طی نشست 23 دسامبر 1973 اعضای اوپک در تهران اعلام شد.


شاه که به جناح رادیکال اوپک پیوسته بود تا آرزوهای خود را با افزایش قیمت نفت تأمین کند، سعی می‌کرد این افزایش قیمت را به نام خود معرفی کند و از این طریق، به کسب پرستیژ به عنوان رهبر اوپک بپردازد.

البته نزدیکی ایران و عربستان برای افزایش قیمت نفت، بسیار مؤثر بود و هیچ یک از این دو، به تنهایی نمی‌توانست تغییری عمده در قیمت نفت ایجاد کند.

تلاشهای دولتها و شرکتهای غربی نیز برای مهار افزایش بهای نفت، نتیجه‌ای نداد.

به هر حال در سال 1973 [//1352] اوپک توانست به طور مؤثر، به تعیین قیمت نفت بپردازد به طوری که [قیمت نفت] ابتداء به 5/11 دلار برای هر بشکه و سپس در جریان کنفرانس تهران، به 11/65 دلار برای هر بشکه افزایش یافت.

 افزایش درآمدهای نفتی این امکان را به شاه داد که اقداماتی به منظور تبدیل ایران به یک قدرت منطقه‌ای به عمل آورد.

به این ترتیب بود که خرید سلاحهای مدرن و گران‌قیمت آمریکایی در حجمی گسترده (برای حراست از خلیج‌فارس) توسط شاه آغاز شد.[[1]]

ایران در جریان افزایش بهای نفت، از دو طرف سود برد.

 از یک سو در تحریم نفتی شرکت نکرد و حتی، فروش خود را افزایش داد (که به معنی سود بیشتر و کسب سهم بیشتر از بازار نفت و در نتیجه، نفوذ بیشتر ایران در اوپک و بازار نفت بود) و از سوی دیگر، از مزایای افزایش بهای نفت بهره‌مند شد که نهایتا باعث شد ایران درآمدهای بیشتری را نسبت به سایر اعضای اوپک، در جریان این تحولات نصیب خود بکند.

 ایران در مواردی توانست نفت را حتی بالاتر از قیمتهای تعیین شده به فروش رساند، به عنوان نمونه، چند ماه پس از افزایش بهای نفت در سال 1973 [//1352]، شرکت ملی نفت ایران 12 میلیون بشکه نفت آماده را به مزایده بین‌المللی گذاشت و توانست نفت سبک خود را بشکه‌ای 17 دلار و نفت سنگین را بشکه‌ای 16 دلار به فروش رساند.[[2]]

ایران، با این اقدامات توانست وجهه خاصی به عنوان یک عضو مترقی و پیشگام اوپک کسب کند.[[3]]

ایران تا سال 1976 [//1355]]، به عضو "حافظ توازن" در اوپک معروف بود و همواره از افزایش قیمت نفت جانبداری می‌کرد ولی عربستان سعودی در مقابل، از تولید انبوه و کاهش قیمتها حمایت می‌نمود.

دلیل این امر، این بود که عربستان بیشتر درآمدهای نفتی خود را در صنایع کشورهای غربی سرمایه‌گذاری کرده بود و میل نداشت با افزایش قیمت نفت به صنایع آن کشورها و به این ترتیب، به منافع عربستان آسیب وارد شود.[[4]]

در مجموع، پیش از انقلاب، دولت ایران با توجه به اهمیت نفت برای اقتصاد و امنیت ملی، به اصطلاع نوعی سیاست ایجاد پیوند در پیش گرفت و در راستای خط مشی واحد، نفت، سیاست منطقه‌ای و رشد اقتصادی را به هم پیوند زد.

از نفت برای تأمین مالی رشد اقتصادی و تقویت بنیه نظامی کشور استفاده شد و این دو نیز به نوبه خود، برای حفظ صادرات عظیم نفت و رهبری در اوپک و در امور امنیتی منطقه به کار گرفته شد.

دوستی ایران با ایالات متحده و مصالحه با شرکتهای نفتی و سیاست تهدید و تطمیع شاه در قبال دولتهای عرب، به توفیق این سیاست پیوند کمک کرد.[[5]]

پاورقی:
 1- هوشنگ امیراحمدی، پیشین، ص 84.
 2- Poul Hollowood And S. Sinchair, "OPEC Developing with 3rd world. International Affairs, Spring 1982, P. 2. 3- رضا رئیس‌طوسی، نفت و بحران انرژی، تهران: کیهان، 1363، ص 45.
 4- Mohammad Ahrari, OPEC, The Falling Giant (Kentachy: Lexington. University Press, 1986) P. 182. 5- هوشنگ امیراحمدی، پیشین، صص 85 - 84 پیشین: (جایگاه استراتژیک ایران در بازار جهانی نفت، ترجمه علیرضا طیب، اطلاعات سیاسی - اقتصادی، سال دهم شماره 97 - 98، مهر و آبان 1374) -


منبع :
ttp://www.22bahman.ir/ContentDetails/pageid/153/ctl/view/mid/364/Id/B-164043/language/fa-   IR/Default.aspx