‏نمایش پست‌ها با برچسب انتقاد. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب انتقاد. نمایش همه پست‌ها

دوشنبه، فروردین ۲۳، ۱۳۹۵

مخالفت کردن دشمنی نیست بلکه کمترین حق من است

          مخالفت کردن دشمنی نیست بلکه کمترین حق من است 



شخصی ( که احتمال میدهم جوجه طلبه ای باشد)  پس از دیدن پست " جیک جیک مستون آخوندها "  از من پرسیده که :

دلیل دشمنی من با اسلام و روحانیت چیست ؟

و من چه کینه و عقده ای از آنها دارم و کجایم میسوزد ؟


بهتر دیدم که جواب این سوال ها را کمی کاملتر و در پستی مجزا بدهم تا این آقا و آقایان پاسخ خود را بصورت کامل و جامع دریافت کنند .


خدمت این دوستان باید بگویم که :


اولا , بنده تا زمانیکه کسی با من دشمنی نکند و نخواهد که عقیده و اعتقادات خودش را بر من تحمیل بکند , با هیچ شخص و هیچ قشری  و هیچ اعتقادی هرگز عداوت و دشمنی ای نداشتم و ندارم .


دوما , مگر شما واقعا فکر میکنید که این آخوندها روحانی هستند و چیزی که تبلیغ میکنند و میگویند اسلام است ؟!!


نه برادر من , نه دوست عزیز , شما اشتباه میکنی ,


این آخوندها اگر روحانی باشند و خودشان  را روحانی میدانند پس چرا چهارچنگولی به دنیا و مادیات چسبیده اند و برای تحصیل مال و ثروت و قدرت و مکنت با یکدیگر کورس گذاشته اند و مسابقه میدهند؟


مگر جای روحانیت در مسجد نیست ؟


مگر کار روحانیت راهنمائی و هدایت مردم به سوی خدا و رسیدگی به  امورات معنوی آنها نیست ؟


مگر روحانیت نباید در مورد دین و روح و معنویت حرف بزند ؟


پس چرا این آخوندها در هر جائی هستند و هر کاری میکنند و در مورد همه چیز , از ایزوتوپ های هسته اتم گرفته تا سبک معماری آشپزخانه اوپن و مسائل جنسی و لایه اوزون و نقش سورئالیسم در نویسندگی و هنر و تا نحوه شستن مقعد و جماع با خر و الاغ و سوخت موشک های بالستیک حرف میزنند و قاطعانه اظهار نظر میکنند ؟؟!


کجای کاری که این آخوندها میکنند و حرفهایی که میزنند به اسلام ربط دارد و اسلامی هست ؟


آیا اسلام به آخوند احمد جنتی گفته که ۲۵ شغل و سمت داشته باشد و بابت هر شغلی میلیونها تومان حقوق بگیرد و هیچ کاری هم نکند ؟


آیا اسلام گفته که فرزند پدر و مادر پیری را ( سعید زینالی ) سربه نیست کنند و هشت سال آنها را آواره این زندان و آن زندان و این کمیته و آن سازمان کنند و حتی یک جواب درست و حسابی به آنها ندهند ؟


آیا اسلام گفته که چند هزار جوان را که دوران محکومیت خودشان را سپری میکنند به جوخه  های اعدام بسپارند و پدران و مادران آنها را داغدار کنند ؟


آیا اسلام گفته که با خط فقر یک میلیونی اگر به حقوق چند صد هزار تومانی خودت اعتراض کنی ( معلمان و کارگران ) سزایت تهدید و تهدید و توهین و ضرب و شتم و زندان و بند و اعدام است ؟


و الی ماشالله ...


نه آقایان , نه ...


یک روحانی هرگز خودش را معصوم نمیداند و خودش را تا پایه پیامبران و امامان بالا نمیبرد و توهین به خودش را توهین به اسلام و خدا و پیامبر و ائمه اطهار نمیداند و در مسجد به امورات دینی و مذهبی مردم رسیدگی میکند و اسلام هم هرگز نگفته که برای  ساختن آن دنیا باید مردم را گوسپند دید و تو سرشان زد و آنها را فقیر و معتاد و بیمار کرد تا به بهشت بروند .


در مورد عقده و کینه باید به شما بگویم که کینه و عقده گفتنی نیست و چیزی هست که باید انشالله تبارک و تعالی به وقتش نشان داد...


پاسخ ( کجایم میسوزد ؟!)


و به شما بگویم وقتی که میبینم در دوران نوجوانی و جوانی من پینگ پنگ و یا والیبال بازی کردن روز سیزده بدر جرم بود و بابت آن کتک میخوردی و علاف میشدی و تحقیرت میکردند ولی حالا آقایان با همان لباسی که شما فکر میکنید لباس رسول الله هست می آیند و پینگ پونگ بازی میکنند و عکس میگیرند و در اینستاگرام و فیس بوک خودشان میگذارند , دلم به حال جوانی از دست رفته خودم و جگرم از این همه وقاحت اینها آتش میگیرد و میسوزد.

و اما دشمنی و مخالفت کردن !


باید به شما بگویم که متاسفانه یا خوشبختانه هنوز به مرحله دشمنی نرسیدیم که اگر برسیم مطمئن باشید که نه در ایران بلکه در هر نقطه جهان تنبان به پای یکی نخواهد ماند و نمیماند و مخالفت کردن دشمنی نیست بلکه زمینه ساز دشمنی میباشد .




و اما مخالفت کردن هم حق من است و من میتوانم به خاطر :

این همه دزدی و اختلاس های میلیاردی و دادگاه های نمایشی ا-ت - گ - ج - م -ز - ب , و ...و این مسخره بازی ها  ,


غارت منابع و سرمایه های کشورم توسط نورچشمی ها و آقازاده ها ,


این همه فقر و کمبود و گرانی و تورم و تبعیض و نابرابری ها ,


این همه دشمن سازی و دشمن بازی و زدو بست های پشت پرده و حقارت ها و باج دادن ها ,


بیست و پنجسال سرمایه را در لجاجت و بچه بازی خرج کردن و در آخر نرمش قهرمانانه ها ,


خرج کردن پول نفت در لبنان و فلسطین و ونزوئلا و عراق و ساختن اتوبان و بیمارستان و جاده و خانه برای آنها ,


بخاطر اشاعه مواد مخدر و معتاد کردن جوانان و قاچاقچی شدن آنها از بیکاری و اعدام های فله ای آنها ,


بخاطر رانت خواری و تملق و رشوه دادن و رشوه گرفتن نمایندگان مجلس و وکلا و وزرا و فساد روزافزون آنها ,


 به خاطر دادن آن همه وعده و عمل نکردن به هیچکدام یک از آنها و این همه دروغ و دغل و نابکاری ها ,


و این حق من است که بخاطر این همه مشکلات و بدبختی و نامدیریتی و بی لیاقتی مسولان و بخاطر این همه تقاضا و خواسته و پرسش و جوابگو نبودن هیچکس و هیچ مسئولی در مقابل آنها , مخالف باشم و مخالفت کنم.


و پس از این هم با آگاهی از عواقب و تبعات آتی این مخالفت کردن , حتی اگر همه مردم از سر ترس و حقارت بی تفاوت باشند و یا بخاطر ندانستن و ناآگاهی از حق خودشان هر گونه مخالفتی را  بی فایده و بیهوده بدانند اما من مخالفت میکنم و مخالفت خواهم کرد..
.

چون مخالف بودن حق من و مخالفت کردن وظیفه من است و به همه هم میگویم که مخالفت کنید چون حق شماست و بدانید که مخالفت کردن بی تاثیر نیست .

 

دوشنبه، فروردین ۱۶، ۱۳۹۵

« اقتصاد مقاومتی و اقدام و عمل » با این ارقام و آمار ؟!

     « اقتصاد مقاومتی و اقدام و عمل » با این ارقام و آمار ؟!


شاید بسیاری از ما ندانند که علت اصلی این درجا زدن و گاه عقب ماندگی و پسروی کشور و نچرخیدن چرخ های اقتصادی   مملکت ما در چیست و در کجاست ؟

و چرا با وجود این همه شعارهای زیبا و فریبنده که اول هر سال که از دهان رهبر مملکت گرفته تا بقیه مسئولین و مدیران نظام میبینیم و میشنویم , نه تنها پیشرفتی حاصل نمیگردد بلکه شاخص تورم بالاتر رفته و گرانی و فقر بیشتر میشود و کارخانجات صنعتی  و تولیدی بیشتری ورشکسته میشوند و دست از فعالیت میکشند و همچنان تعداد بیکاران ما افزایش می یابد ؟؟!


باید خدمت این دسته از هم میهنان و شهروندان عزیز عرض کنم که یافتن علت آن بسیار ساده و دلیل آن بسیار واضح و آشکار است !!


برای مثال شما به فرموده جناب رهبر که امسال را سال اقتصاد مقاومتی و اقدام و عمل نامگذاری کردند دقت کنید و سپس به آمار و ارقام و گزارش رسمی ارائه شده   « مركز آمار ايران» نیز توجه بفرمائید تا بسادگی علت این نابسامانی اقتصادی و بلبشوی سیاسی و ناهنجاری های اجتماعی را بفهمید و بدانید :


سال اقتصاد مقاومتی و اقدام و عمل با ؛


[[       آمار تکان‌دهنده از متوسط زمان سپری شده در یک روز مردم ایران 


 تابستان سال ١٣٩٤ فرصت خوبي براي استراحت مردم ايران بوده است. فرصتي كه همه مردم بالاي ١٥ سال به‌طور متوسط روزانه ١٣ ساعت و ٣٩ دقيقه به «نگهداري و مراقبت شخصي» مي‌پرداخته‌اند و تنها ١٤ دقيقه صرف «آموزش و فراگيري» مي‌كردند. در تابستاني كه گذشته زنان و مردان در مجموع و به‌طور متوسط روزانه تنها دو ساعت و ٤٦ دقيقه «كار» مي‌كرده‌اند.


اينها را نه «روزنامه اعتماد» بلكه «گزارش مركز آمار ايران» مي‌گويد.

آماري در نوع خود تكان‌دهنده؛ نه از آن رو كه «استراحت و مراقبت شخصي» امري نكوهيده باشد، بلكه از آن‌رو كه «آموزش و فراگيري»، به‌طور مستقيم «شاخص توسعه انساني» را نشانه مي‌گيرد.

در سوي ديگر هم «كار و فعاليت شغلي»، «ميزان توليد ناخالص داخلي/ملي» را هدف مي‌گيرد. هرچند اين همه ماجرا نيست؛ نرخ بيكاري، رونق اقتصادي و در نهايت رشد و توسعه اقتصادي هم در گرو انجام فعاليت اقتصادي مردم يك كشور است.
شاخص توسعه انساني اگرچه به ظاهر ارتباطي با مسائل اقتصادي ندارد، اما بررسي مولفه‌هايي كه در اين شاخص ارزيابي مي‌شوند نشان مي‌دهد كه نقش مسائل رفاهي و اقتصادي در آنها بسيار پررنگ است.


اين شاخص آخرين بار در سال ٢٠١٤ ميلادي در جهان اندازه‌گيري و نتايج آن اعلام شده است. ١٨٧ كشور در اين سال از نظر شاخص‌هاي توسعه انساني بررسي شده‌اند و جمهوري اسلامي ايران از رتبه ٧٣ به ٧٥ نزول كرده است.]]

اما وحشتناک ترین قسمت این حقیقت آماری , مربوط به امید داشتن به مقوله نیکوکاری و از خودگذشتگی و خیریه میباشد ؛


[[  اين آمار نگران‌كننده به خوبي نشان مي‌دهد كه تنها دو صدم ثانيه از وقت مردم ايران در روز براي انجام «فعاليت‌هاي داوطلبانه و خيريه» صرف شده است. مردم ايران در اين تابستان تنها يك ساعت و شش صدم ثانيه از وقت‌شان را در روز به مشاركت اجتماعي اختصاص داده‌اند. ]]


که با این دیدن این رقم و مشاهده حال و روز ملت , دیگر آب پاکی بر روی دستان ما ریخته و تکلیف ما را کاملا روشن میسازد ...!


و با این حساب و در خوشبینانه ترین حالت , باید قبول کنیم که یا رهبران و مسولین نظام ما چیزی از آمار و ارقام سرشان نمیشود و نمیفهمند و یا خودشان و مردم مسلمان غیور و آگاه و امت همیشه در صحنه را سر کار گذاشته اند !

حالا فهمیدید که چرا برای مردمی که بیش از هشتاد درصد آنها با سیلی صورت خودشان را سرخ و آبروداری میکنند و سال به سال دریغ از پارسال است و هر سال افسوس سال گذشته را میخورند و ۳۷ سال است که برای آنها هیچ سال جدیدی بهتر از سال قبل نبوده است ؟! 


دوستانی که مایل هستند در این مورد بیشتر بدانند به منبع خبر در آدرس زیر مراجعه کنند :


 
http://www.parsine.com/fa/news/279813/آمار-تکان‌دهنده-از-متوسط-زمان-سپری-شده-در-یک-روز-مردم-ایران 

شنبه، فروردین ۱۴، ۱۳۹۵

سطح پائین رویاهای ما

                                           سطح پائین رویاهای ما



مقاله [ تکامل منفی «خاتمی»: از «اصلاحات» تا «اعتدال» ] , آقای نیک آهنگ کوثر را میخواندم و چند سطر پایانی آن برای من بسیار جالب بود .

[[  به نظر می‌رسد ما از ترس واقعیت، خودمان را به امیدی غیرممکن معتاد کرده‌ایم تا شاید روزی به رویایی که داریم نزدیک شویم.


همه ما رویاهایی داریم. باید داشته باشیم. اما رویا آیا هدف ما است، یا هدف‌مان رویایی؟


افتادن در وادی رویا، ما را از واقعیت‌‌ها دور می‌کند. اما چیزی که برای من عجیب است، سطح پایین رویاهای بسیاری از هم‌وطنان است
.]]


و این گفته یک حقیقت مسلم است و در مورد ما کاملا صدق میکند و درست میباشد.

مردمی که ( خوب و بهتر ) را نمیخواهند و یا شاید اصلا آن را فراموش کرده اند  و برای خودشان حقی جز انتخابی میان ( بد و بدتر ) قائل نیستند  و برای " بدتر "  نشدن  میروند و " بد "  را انتخاب میکنند و آرزوی آنها پیروزی بد در مقابل بدتر هست و میزان توقع و خواسته های آنها در همین حد باشد , براستی که سطح رویاهای آنها بسیار پایین و حقیرانه است.  


[[ عکس زیر هم با این سطح نازل رویاهای ما چندان بی ربط نیست ]]


 

سه‌شنبه، فروردین ۰۳، ۱۳۹۵

وقتی وزیر ارشاد به مخاطبانش فیلترشکن معرفی میکند !

   وقتی وزیر ارشاد به مخاطبانش فیلترشکن معرفی میکند !

خودتان ببینید ,  این نظام مقدس همه کارهاش همینجوریه , فقط بعضی هاش دیده میشه مثل این یکی  و خیلی هاش دیده نمیشه ...!

 
بهار پر طراوت طبیعت !!!
بهار پر طراوت طبیعت ؟!!
بهار پر طراوت طبیعت ؟؟!
بهار پر طراوت طبیعت ؟؟؟
<><ء{<>؟_@&%$#"|~=
 

یکشنبه، اسفند ۱۶، ۱۳۹۴

این هم از فهم و شعور برادر رئیس جمهور ما !

          این هم از فهم و شعور برادر رئیس جمهور ما !

تو این دوره و زمونه کم آدمی را پیدا میکنید که اینجوری فارغ بال و بی خیال لم بده و پاهاش رو روی پاش بندازه و به حرفهای رئیس جمهور مملکتش گوش بکنه !

اینجاست که باید گفت : ادب مرد به ز دولت برادر اوست ...


  




دوشنبه، اسفند ۰۳، ۱۳۹۴

ای کاش هنرمندان محبوب در سیاست دخالت نمیکردند

    ای کاش هنرمندان محبوب در سیاست دخالت نمیکردند 

یا لااقل نظرشان را برای خودشان محفوظ میداشتند و مطمئن هستم که خانم ترانه علیدوستی , الیاس حضرتی و محمد محمدی ری شهری و قربانعلی دری نجف آبادی را نمیشناسد و از جنایات آنها خبر ندارد , چرا که اگر خبر داشت چنین پستی نمیگذاشت و چنین کامنتی در زیر پست ایشان بچشم نمیخورد : تو به اونجای .... 



شنبه، بهمن ۱۰، ۱۳۹۴

ای که روتو برم , رو که رو نیست ...!؟

                             ای که روتو برم , رو که رو نیست ...!؟



من نمیدا نم عراقی ها بجای سنگ پای قزوین چه چیزی  دارند و کسی را که خیلی
" رو " دارد  و خجالت سرش نمیشود را  به چه چیزی تشبیه میکنند ؟!

(( لطفا اگر کسی میدونه بگه که ما این سردار عراقی نقدی را به آن تشبیه کنیم تا بفهمه ... ))


اما این سردار هندوانه فروش نقدی که هنوز موضع خودش را قبال حرفی که در مورد افرادی که به سفارت عربستان حمله کردند و با اطمینان آنها را سلطنت طلب نامید که بعد دیدیم کار پسر همت بوده , را مشخص نکرده و هنوز جوابی برای آن ادعای احمقانه و دروغ بی شرمانه نداده , دوباره در افاضات خودش را باز کرده و گفته :


[[  سفر حسن روحانی به ایتالیا و فرانسه و امضای قراردادهای اقتصادی‌ میان ایران و این دو کشور «خنجری به پیکر اقتصاد مقاومتی» بود٬ محمدجواد ظریف درس‌آموخته غرب است و مثل «غربی‌ها» عمل می‌کند و در دو سال دولت روحانی سن ازدواج و طلاق «افزایش» یافته است. ]]


من نمیدانم این حکومت در و پیکر ندارد و هیچکس نیست که بابت این گفته ها این سردار را بازخواست بکند ؟


که پنداری نیست و من فکر میکنم که روحانی و جهانگیری و هیات دولت عمدا چیزی به او نمیگویند تا مبادا خوراک خنده وقتهای استراحت مابین جلسات دولت و سوژه خنده و عشق و حال همیشگی خودشان را از دست بدهند !!


اما واقعا آدم میماند که اگر این سرداره راست میگوید , پس چرا روحانی و ظریف راست راست میگردند و تازه آقا هم به آنها ((  آورین , آورین )) میگوید و به افتخارشان صلوات میفرستند ؟!!


و اگر این یارو دروغ میگوید و میخواهد حیثیت بالاترین فرد قوه اجرائی و افراد نزدیک به او را لکه دار و لجن مال کند , پس چرا یکی گوش او را نمیگیرد و دو تا پس دهنی به دهن گل و گشادش نمیزنند و نطقش را کور نمیکنند ؟؟!


بعد حساب کنید ,  این یارو را که نه میفهمد چه میگوید ؟


و اصلا معلوم نیست که آیا او آدم سالمی از نظر مغزی و روانی هست یا نه ؟!


با چه عقلی او را رئیس یکی از بزرگترین و پر هزینه ترین سازمانهای حکومتی قرار داده اند و دلشان خوش است که بودجه آن سازمان هم درست و بهینه مصرف شود ؟!!


جمهوری اسلامیه دیگه ...!


به مهم‌ترین اظهارات این سردار هندوانه فروش محمدرضا نقدی دقت کنید و خودتان قضاوت کنید که این حرفها از کجای او در می اید و چه ابلهانی پای صحبت او مینشینند و به این مزخرفات گوش میکنند :


● رخدادهای سفر رم و فرانسه خنجری بر پیکر اقتصاد مقاومتی بود، زیرا این اقدامات بر ضد اقتصاد مقاومتی است و در صورت استمرار آنها باید دانشگاه‌های فنی کشور را تعطیل کنیم.


● آمریکا برای آزادی گروگان‌ها یک میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار پول سال ۵۹ که طی ۳۶ سال هیات‌های دیپلماسی و حقوقی نتوانستند بازگردانند را پرداخت و تحریم بانک سپه را لغو کرد٬ در صورتی که برخی تلاش می‌کنند این دستاورد را به مذاکرات نسبت دهند.

● دشمن در پروژه نفوذ با استفاده از سازمان‌های اطلاعاتی، موسسات مردم نهاد از جمله دفاع از زنان، توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات و محیط زیست را ایجاد کرده تا با حضور در عرصه‌های مختلف به دنبال القای تفکرات خود باشد.

● اکنون نفوذ در ایران رخ‌ داده است و اینکه برخی از افراد ساعاتی بعد از سخنان رهبری خلاف ایشان سخن می‌گویند، نمونه‌ای از نفوذ است.

● وزیر خارجه ایران اسلامی علوم غربی را آموخته به همین علت همانند وزرای خارجه دیگر کشورهای غربی عمل می‌کند.

● علمی که از آن تحلیل امام راحل و رهبر انقلاب اسلامی برخاسته به او {محمدجواد ظریف} آموخته نشده است به همین علت نفوذ به راحتی در کشور رخ می‌دهد.

● وقتی که از حرکت بر مبنای ایمان به وعده‌های خداوند سخن می‌گوییم به ما می‌خندند.

● افراد قدرت‌طلب به دنبال تکیه کردن به کدخدای منطقه هستند.

● تربیت دانشجویان بر اساس علوم انسانی غربی سبب شده است جامعه نفوذ را‌ پذیرا باشد.

● رئیس جمهور در کشور فرانسه حضور یافت اما وزیر خارجه این کشور از او استقبال رسمی کرد و مصاحبه مطبوعاتی این مقام مسئول نظام اسلامی در ایتالیا زیر چکمه مجسمه سردار متجاوز به ایران انجام شد که این موارد از نتایج نفوذ است.

● بر اساس گفته یکی از نمایندگان مجلس شش نفر از اعضا کابینه دولت ثروتی بیش از هزار میلیارد تومان دارند، این افراد با این حجم از ثروت وقتی برای خدمات‌رسانی به مردم ندارند.

● طی دو سال گذشته شاخص‌های علمی کاهش اما درصد طلاق، پرونده‌های قضایی و سن ازدواج افزایش داشته است.

● اگر مربی فوتبال را از خارج کشور می‌آورند برای برطرف‌سازی نزاع‌های داخلی است نه ضعف توانایی مربی‌های ایرانی، در عرصه اقتصادی هر روز با کشورهای خارجی باید رقابت کنیم، حضور مدیران خارجی در کشور سبب می‌شود او به خواسته‌های طرف خودش فکر کند.

● اگر اقتصاد داخلی کشور توانمند نباشد سرمایه‌ها از کشور خارج می‌شود، بخشی از سرمایه داخلی نظام در خرید ایرباس به کشور فرانسه فرستاده شده است.

● طبق سخنان رهبری باید به لیست تعیین شده توسط افراد مومنی که در فتنه‌ها گمراه نشدند، رای بدهیم.

منبع خبر :  http://www.digarban.com/node/23646    


سه‌شنبه، دی ۲۲، ۱۳۹۴

لیوان وضو و آفتابه های طهارت

                             لیوان وضو و آفتابه های طهارت


مشکل کم آبی سبب شد که دینمداران هم به فکر صرفه جوئی در مصرف آب بیفتند و راهکارهائی برای صرفه جوئی آب از خود ارائه دهند !

اولین راهکار این افراد طرح و ساخت " لیوان وضو" میباشد که برای اولین بار در یکی از مساجد شهر یزد اجرا شد .


طرحی که در آن نمازگزاران باید با یک لیوان آب وضوی کامل بگیرند !!


هر چند که هر طرحی برای صرفه جوئی آب قابل تقدیر است , اما آیا بنظر شما احمقانه نیست که هر نمازگزار برای گرفتن طهارت , در خفا دو سه آفتابه آب ( که همان آب قابل شرب میباشد)  را برای شستن مقعد خود و گرفتن طهارت استفاده کند و آنگاه در ظاهر و در انظار بیاید و با یک لیوان آب وضوی کامل بگیرد ؟!!


و لابد پیش خودشان خیال میکنند که تمام تلاش و کوشش خود را برای صرفه جوئی در آب انجام داده اند و خدا هم از آنها راضی میباشد !


(( آقایان آن همه روش ها و طرح های اساسی و اصولی صرفه جوئی در مصرف آب را مسکوت گذاشتند و این یکی را در بوق و کرنا میکنند ! )) 


اما این ابتکار ( لیوان وضو ) سبب شد که به این فکر بیفتیم که واقعا یک نماز گزار در سال چند لیتر آب را صرف گرفتن وضو میکند؟

اگر به وضو گرفتن یک نمازگزار دقت کرده باشید او درست از زمانیکه شیر آب را باز میکند تا کشیدن مسح پا , آن شیر آب باز و بی وقفه آب از آن خارج میشود ...


حال خودتان قضاوت کنید که چند لیتر آب تا پایان وضو و بستن شیر آب صرف وضو گرفتن آن شخص میگردد ؟


ولی ما در کمال خوشبینی و خوشخیالی مصرف هر نفر را ۲ لیتر در نظر میگیریم در یک شبانه روز میشود ۶ لیتر برای نماز صبح و ظهر و شب و در ماه میشود ۱۸۰ لیتر و در سال میزان مصرف آب برای وضوی یک نمازگزار میشود ۲۱۹۰ لیتر آب ... البته این مقدار شامل وضو گرفتن های مجدد که وضوی نمازگزار به انحاء مختلف باطل گردیده نمیشود !!


خوب , اگر ما فقط نیمی از جمعیت ۸۰ میلیون نفری کشور را نماز خوان و نماز گزار بدانیم میشود ۴۰ میلیون نفر که باید در رقم ۲۱۹۰ لیتر آب مصرفی سالیانه  وضو ضرب کنیم که حاصل آن میشود :     ۸۷/۶۰۰/۰۰۰/۰۰۰  لیتر آب که در سال صرف گرفتن وضوی نمازگزاران عزیز میشود !!


 واقعا وقاحت میخواهد که برخی آخوندها بر بالای منبر دلیل خشکسالی و بی آبی را گناه و نماز نخواندن امثال من میدانند!!
                    خیلی رو میخواد , واقعا ....


              

 

چهارشنبه، دی ۰۹، ۱۳۹۴

تو را به خدا بیا و آدم باش ...

                     تو را به خدا  بیا و آدم باش ...



خانم عزیز , من نمیدانم برای چه  احساس میکنی که یک کلاغ سیاه هستی ؟

من نمیدانم تو از کی و چطور یک کلاغ سیاه شدید ؟


شاید تو هم مثل کسانیکه از کشتن سگها جو گیر شدند و بر روی کاغذی نوشتند که :


(( من هم یک سگ هستم ))


تو هم جوگیر شدی و نوشتی که یک کلاغ سیاه هستی !


من نمیدانم چرا شما میخواهید سگ و کلاغ شوید ؟


ولی میدانم که یک انسان هستی , پس بیا و آدم باش و یک کلاغ سیاه نباش .


شاید تو را در کوچه و خیابان مسخره کرده اند ,


شاید بخاطر رنگ سیاه چادرت به تو گفتند :


کلاغ سیاه  و یا از کنارت گذشتند و قار قار  کرده اند ,

شاید تو هم لج کردی و خواستی کفر آنها را در آوری و نوشتی که :


(( من هم یک کلاغ سیاه هستم ))

اما خواهش میکنم که یک کلاغ سیاه نباش و بیا و آدم باش ...


دوست من , آیا میدانی که دختران همسن و سال تو را بخاطر آنکه چادر سیاه سرشان نمیکنند , میزنند و میگیرند و کشان کشان آنها را به داخل ون ها میبرند و به آنها میگویند : فاحشه , جرثومه فساد ...!


اما هیچکدام از آنها مثل تو که در زیر چتر حمایت همان ها هستی , نیامدند و ننوشتند که :

(( من یک فاحشه نیستم )) ,
                                  (( من یک جرثومه فساد نیستم )) !
میدانی چرا ؟


چون به خودشان مطمئن هستند و میدانند که یک فاحشه نیستند , یک مظهر فساد نیستند .


و میدانند که نجابت و عفت به چادر سیاه به سر کردن نیست.


پس تو هم بیا و یک کلاغ سیاه نباش و یک آدم باش ...


دختر خوب , تو که بخاطر یک کلام حرف چنین میکنی ,


پس اگر بخاطر چادر سیاه بسر کردنت کتک میخوردی ...


اگر بخاطر چادر سیاهت تحقیر میشدی و فحش میشنیدی ...


اگر بخاطر چادر سیاهت دستگیر میشدی و بازداشتت میکردند...


اگر پدر و مادر پیرت را نگران و آشفته به کلانتری و پاسگاه و پایگاه می کشاندند و می آوردند ,


تا آنها مجبور شوند برای تهیه سند و وثیقه یا مبلغ جریمه سرشان را پیش هر کس و ناکسی خم بکنند ,


تا که آنها تو را که فقط بخاطر چادرت , پوشش ات , سلیقه ات , نیازت , خواسته ات گرفته اند از بازداشت در بیاورند که  شب را در آنجا نمانی... ,


چه حالی داشتی ؟


و چه فکری میکردی ؟


و چه مینوشتی ؟


و چه کار میکردی ؟


پس بیا تو هم یک کلاغ سیاه نباش و یک آدم باش ...


دوست نازنین ,


آیا تابحال به آن دخترها فکر کردی؟


آیا تابحال احساس آنها را درک کردی ؟


آیا تابحال خودت را جای آنها گذاشتی ؟


آیا تابحال به سلیقه او احترام گذاشتی ؟


آیا حرفهای او را گوش کردی و استدلالش را شنیدی ؟


آیا حق انتخاب را به او دادی ؟


آیا او را یک انسان , یک آدم میدانی ؟


پس بیا تو هم یک آدم باش و یک کلاغ سیاه نباش ...


اما اگر تو هم ,


او را یک فاحشه یک , مظهر فساد میدانی ...


اگر پوشش خودت را برتر و بهتر از پوشش او میدانی ....


اگر چادر سیاه را مظهر عفاف و نجابت میدانی ...


اگر فکر میکنی که در زیر چادر سیاه فساد و فحشا نیست ...


اگر هر سلیقه ی دیگر را بغیر از سلیقه خودت را محکوم میدانی ...


اگر بیرون زدن زلف را دلیل بر خرابی و گمراه شدن و گمراه کردن میدانی ...


اگر تو هم فکر میکنی که با زور میتوانی سلیقه خودت را به دیگران تحمیل کنی ,


آنوقت هر چه دلت خواست باش...

آنوقت هر چه دلت خواست بنویس , بنویس :

من هم یک کلاغ سیاه هستم ,


من هم یک زن مسلمان هستم ,

من هم یک الاغ نفهم هستم ,

من هم یک فرشته نجیب هستم و...

دیگر تا میتوانی  من من  کن  و  قار قار  کن ...!     

چهارشنبه، آذر ۲۵، ۱۳۹۴

شرمندگی فاطمه از شوهرش علی بن ابیطالب

                           شرمندگی فاطمه از شوهرش علی بن ابیطالب


داشتم کتاب بیت الاحزان شیخ عباس قمی را میخواندم به روایتی برخوردم  که حیفم آمد دوستان و مخصوصا برادران و خواهران دیندار و دینمدار را از شنیدن و خواندن آن بی نصیب بگذارم و از این فیض الهی محروم کنم !

پس لطفا شما هم یکبار این روایت را بخوانید و به نتیجه گیری من هم دقت کنید و بعد خودتان قضاوت کنید ؛


           
شرمندگی فاطمه از همسرش


[[ از ابوسیعد خُدري نقل شده:


روزي حضرت علی (ع) گرسنه شد و به حضور فاطمه (س) آمد و گفت:


اي فاطمه! آیا طعامی در نزد شما هست تا بخورم.


 فاطمه (س) عرض کرد:

نه، سوگند به خدائی که پدرم را به مقام نبوت گرامی داشت، و تو را به مقام وصایت
اکرام نمود، چیزي از غذا در نزد من نیست، و دو روز است غذا نداریم که اگر چیزي از غذا وجود داشت، تو را بر خودم و برپسرانم حسن و حسین (ع) مقدّم میداشتم.


 علی (ع) فرمود:


اي فاطمه! جرا به من خبر ندادي تا غذائی براي شما تهیّه کنم؟


فاطمه (س) گفت:


یا اَبَا الْحَسَنِ اِنّیِ لَاَسْتَحْیِی مِنْ اِلهِی اَنْ اُکَلِّفَ نَفْسَکَ مالا تَقْدِرُ عَلَیْهِ
 اي ابوالحسن! من از خدایم شرم میکنم که ترا به چیزي که قدرت بر آن نداري تکلیف کنم.]]


نتیجه گیری : اینطور که پیداست علی دو روز در خانه نبوده ( حالا در جنگ بوده یا پی موعظه مردم بوده یا بدنبال حق خلافتش رفته بوده یا رفته بوده ششصد نفر را در یکروز گردن بزند یا چنان در مسجد و در حین مناجات در عبادت غرق شده که یادش رفته دو روز به خانه برود , یا رفته که دختران عمر و ابابکر را خواستگاری کند خدا میداند و خدا ...) و حالا پس از دو روز به خانه آمده و به همسرش دختر پیامبر میگوید : گرسنه هستم و چیزی بده بخورم ...!

زن او یعنی دختر پیامبر به عادت قرآن و پدرش بدون هیچ دلیلی شروع به قسم خوردن میکند !


( این نکته نشانگر آن است که یا از شوهرش میترسیده که فکر کند او دروغ میگوید و یا سابقه گفتن دروغ به شوهرش را داشته و برای آنکه او حرفش را باور کند)


و بعد از کلی قسم و آیه میگوید که چیزی برای خوردن نیست و برای آنکه عشق و محبت خودش را به او نشان بدهد میگوید :


اگر غذا داشتیم حتی از شکم بچه ها حسن و حسین میزدم و میدادم تو بخوری و لابد حسن و حسین هم بخاطر دو روز گشنگی در آن اتاق از حال رفته بودند ... !


در حالیکه قانونا باید فاطمه خانه را بر سرش میگذاشت و یقه شوهر بی خیال و بی فکرش را میگرفت و میگفت : مرد حسابی معلوم نیست دو روز کدوم گوری بودی و من را با دوتا نونخور ول کردی و رفتی و حالا اومدی خونه غذا هم میخوای ؟!


یا الله بلند شو بریم خونه بابام تا من تکلیف خودمو و این بچه ها را با تو روشن کنم , تازه مهر خودم رو هم میزارم اجرا ....


که ما فکر میکنیم چون فاطمه زن بساز و خانواده دوستی بوده و چنین نکرده!!


 اما واقعا نباید یقه علی را گرفت و گفت :


مرد ناحسابی تو خجالت نمیکشی دو روز زن و بچه را بدون اذوقه و خرجی و گرسنه در خانه میگذاری و میروی ؟  

     
به تو هم میگویند مرد ؟


الهی که آن دینت به کمرت بزند , زن و بچه واجب تر هستند یا موعظه یکمشت تازی نفهم شتر پرست ؟


زن و بچه واجب تر هستند یا جهاد در راه خدا و حفظ دین ؟


آنهم کی ؟ دختر و نوه های رسول الله را ؟


انموقع هنوز ایران را فتح نکرده بودید و قزوین را نمیشناختی که بگویم :


رو که رو نیست و سنگ پای قزوین است , مرد بی فکر بعد از دو روز بیخبری یک کاره آمده خانه تازه طلب غذا هم میکند!!


آخر چطور مردی که به فکر زن و بچه خودش نیست و دو روز آنها را در خانه تشنه و گشنه ول میکند و میرود میتواند به فکر مسلمین و امت مسلمان باشد ؟


تازه آقا میگوید : چرا به من نگفتی تا برایتان غذا بیاورم !!


مرد حسابی , حتما باید زن به تو بگوید تا خرجی بدهی ؟


خودت نمیفهمی و عقلت به اینجاها نمیرسد که حتما زنت باید بگوید ؟!!


تو که از وضعیت خانه خودت خبر نداری چطور ادعای مسلمانی میکنی ؟!


آدم اینقدر بی فکر و بی لیاقت ؟ حیف دختر پیامبر خدا که نصیب تو شده ...حیف !


دروغگو , چطور تو ادعا میکنی که علم غیب داری و از عالم اسرار باخبری , ولی نمیدانی که در خانه خوراکی نداری و دو روز است که زن و بچه ات نان خالی هم نخوردند ؟!


 ولی فاطمه برای آنکه شوهرش را خجالت ندهد و یا تیکه کلفتی بار او کند باز هم با قسم و آیه به او میگوید : 


 ای بابای حسن و حسین . من از خدا خجالت میکشم  به تو بگویم که خرجی و غذا بده چون میدانم تو عرضه و قدرت و جربزه این کارها را نداری و وقتی میدانم تو چنین کاری نمیتوانی و نمیکنی , پس چه بگویم ؟!


البته شیخ عباس قمی نگفت که بقیه ماجرا از زبان ابوسعید خدری چه شد و علی از چه راهی توانست شکم زن و بچه خودش را سیر بکند ؟


و آخر و عاقبت اینکار به کجا رسید ؟!!


حال قضاوت با خود شما ...


و بهتر است برادران و خواهران دیندار علی دوست به جای فحش دادن به من و تهمت زدن به اینجانب و نفرین کردن بنده اول ثابت کنند که اگر :


یک : این روایت درست است پس این همه ادعا در مورد علی و علی علی گفتنشان چیست ؟


دو : و اگر این روایت اشتباه است که خاک بر سرتان بکنند که با خواندن این مهملات وقت خود را تباه میکنید و غلط میکنید که ما را به احادیث و روایات حواله میکنید...


بهتر است تا بیشتر از این آبروی شما نرفته و سکه یک پول نشدید بروید این مزخرف را از صفحه ۴۷ کتاب مزخرف بیت الاحزان آن مرتیکه شیخ عباس قمی پاک کنید ...این هم آدرس :


 http://www.b-entezar.ir/1392/12/16/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D9%82%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%87
 
من به دوستان میگویم حتما حتما این کتاب را دانلود کنید و بخوانید و بدانید که بنابر احادیث و روایات ؛

خواندن این کتاب نور چشم و قوه باء را افزایش میدهد...

 و از نخودچی برای بیرون روی ( یا همان اسهال )  نافع تر و موثر تر است...  

و اگر همزمان آنرا با دم کرده پشم دم شتری که باد فتق دارد ، جرعه جرعه بنوشید
 و بخوانید  هفتاد هزار ملائک از راه کانال کولر وارد خانه شما میشوند...

 و اگر آنرا دمرو بخوانید تمام جن و شیاطین خانه  شما بابا قوری میگیرند و کور میشوند.... 

و از ابن دولدول پشم آبادی نقل شده که :

به یبوست مبتلا نشود آنکه این کتاب را کامل بخواند و نخندد ...!




دوشنبه، آبان ۲۵، ۱۳۹۴

آیا ما واقعا امنیت داریم و باید شکرگزار آن باشیم ؟!

         آیا ما واقعا امنیت داریم و باید شکرگزار آن باشیم ؟!


اخیرا بسیاری از برادران ارزشیون و حزباللهی ها و دیگر برادران ریشوی بیشعور , بنابر وضعیت عراق و سوریه و یمن ( دقت داشته باشید که این برادران از کشورهائی مانند ژاپن و کره و سنگاپور و عمان و ...نام نمیبرند و ما را با آنها مقایسه نمیکنند , فقط عراق و افغانستان و سوریه و یمن , همین ) در مقابل کمترین و بدیهی ترین خواسته های مدنی و اجتماعی برحق اکثر مردم , داد سخن از امنیت موجود در کشور را سر میدهند و از ثبات نصفه و نیمه و شل و ول نسبی موجود میگویند و مینویسند!

و کاش موضوع به همینجا ختم میشد...


ولی آنها با وقاحت تمام از بابت جنگ براه نینداختن و تیر و توپ در نکردن و کشته نشدن ما , با بی شرمی منت بر سر مردم میگذارند و با پرروئی خواستار قدر دانی مردم از آخوندها و شکر گزاری ملت به درگاه خداوند میباشند !!  
  
و شاید بسیاری از ما فکر کنند که حرف این گاگول ها درست میباشد و چون بمب و خمپاره به سر مان نمیبارد و داعشی ها سر ما را نمیبرند باید مدیون و شکر گزار آقایان باشیم ...!


اما باید خدمت این دسته از مردم و آقایان بگویم که ؛


آیا فقط بمب و خمپاره نخوردن و عدم وجود داعش و طالبان در کشور را میتوان امنیت دانست و امنیت نامید ؟


و آیا فقط تامین امنیت جانی برای ما کافیست و باید به همین دلخوش باشیم ؟


نه خیر و به هیچ وجه اینطور نیست , ما شاید بطور نسبی امنیت جانی داشته باشیم ولی :


آیا ما امنیت اجتماعی داریم ؟

و خواهر و مادر ما میتوانند بدون هیچ ترس و واهمه ای در این اجتماع فعلی راحت تردد کنند و آسوده باشند ؟


آیا ما امنیت اقتصادی داریم ؟


و تولید کنندگان و صنعتگران و کشاورزان ما میتوانند بدون هیچ نگرانی به شغل خود امیدوار و مشغول باشند ؟


آیا ما امنیت مالی و نقدینگی داریم ؟


و پدران ما میتوانند بدون ترس و اضطراب از گرانی و تورم شب را آسوده بخوابند ؟


آیا ما امنیت شغلی داریم ؟


و جوانان و دانشجویان با این هزینه سنگین دانشگاه ها هیچ استرس و دلواپسی از بابت تامین شغل مناسب پس از خاتمه تحصیل ندارند؟


آیا ما امنیت روحی و روانی داریم ؟ 


و مردم با شنیدن این همه اخبار دزدی ها و اختلاس ها و بی لیاقتی مسئولان و مدیران بی درد و سرخوش هستند ؟


آیا ما امنیت جسمی و بدنی داریم ؟


و با بودن این آلودگی هوا و آلودگی اجناس و غلات و لوازم بهداشتی پزشکی وارداتی و فکر هزینه سرسام آور پزشکی و بیمارستان میتوانیم بیخیال باشیم ؟


آیا ما امنیت فکری داریم ؟


و میتوانیم بدون هیچ ترس و نگرانی از دستگیری و برخورد در فکر کردن و ابراز افکار و عقاید خودمان آزاد باشیم؟  


آیا ما امنیت سیاسی داریم ؟


که این همه با دیگر کشورها اختلاف و تنش های مختلف داریم و شمشیر تحریم امریکا و اروپا هنوز بر بالای سر ماست و هر روز قورباغه هائی همچون سعودی ها و شیخک های حاشیه خلیج فارس برای ما خط و نشان میکشند و ما را تهدید میکنند ؟
و آیا , الی ماشالله ........


بروید آقایان , بروید برادران خجالت بکشید و این منت ها ها را بر سر کسانی نگذارید که بیتفاوتی هدیه شده از کارکردهای ابلهانه و اشتباه شما سبب شده که نصف بیشتر آنها حمله امریکا و دیگر کشورها برایشان هیچ فرقی نداشته باشد و در ته دل خواستار آن باشند که شاید فرجی شود ...!!؟


بروید شما که از راه پاچه خوری و تملق و چاپلوسی و کیف کشی و آفتابه کشی آقا ها و آقا زاده ها نان میخورید قدردان ارباب هایتان و و شکر گزار خدای خودتان از بابت  این امنیت موهوم و خیالی خودتان باشید ...


کارگر بدبختی که شش ماه است حقوق نگرفته و تا خرخره بدهکار بقال و چقال هست و از خجالت زن و بچه اش نیمه شب به خانه میرود شکر کدام امنیت را بکند و شاکر کدام امنیت باشد ؟


جوان معتاد و یا زندانی بدبختی که از فقر و تبعیض و نابرابری و فشارهای اجتماعی به این روز افتاده و روزی صدبار از خدا طلب مرگ میکند , امنیت میخواهد چه کار و چه فرقی برای او دارد که شما در این مملکت دزدی و جنایت کنید یا داعشی ها ...؟


بروید و این حرفها را در هیئت های عزاداری و شکم چرانی خودتان به یکدیگر بزنید و خودتان را خر کنید و سر خودتان را شیره بمالید...


وگرنه گوش ما از این مهملات و دروغگوئی ها و چرت و پرت ها پر است .


برادران گاگول , آیا تابحال پیش خودتان فکر کردید که اگر واقع ما امنیت داریم و باید قدر آنرا بدانیم...


پس چرا جوانان ما راضی میشوند که سوار بر یک لنج کهنه سوراخ سوراخ در دریاها با کوسه هزار مصیبت دیگر جان خودش را به خطر بیاندازند تا از دست شما فرار کنندوبتواند با تغییردادن دین خودشان پناهندگی یک کشور دیگر را بگیرند؟! 

       
 
 

شنبه، آبان ۰۹، ۱۳۹۴

به هویت من توهین میکند و میگوید به اعتقاد من توهین نکن !!

  به هویت من توهین میکند و میگوید به اعتقاد من توهین نکن!



اگر دقت کرده باشید گروهی هستند که فقط کارشان این شده و گوش به زنگ هستند که ببینند اگر شخصی به هر باور مذهبی چه درست و چه اشتباه و یا حتی خرافاتی که با اعتقادات آنها عجین شده , نقدی کرد و مطلبی نوشت , بیایند ( در واقع همچون لشگر مغول هجوم بیاورند ) و با نرمی و مدارا و یا با فحش خواهر و مادر این نکته  بسیار واجب و ضروری را به نویسنده گوشزد کنند که :


لطفا , به اعتقادات مردم توهین نکن ...

و چنان از مردم بودن خودشان مطمئن هستند که پنداری ما از کره مریخ آمدیم و از همین مردم نیستیم !!


برای این جماعت هر مطلبی و هر نکته ای ( حتی حرف زدن فیل ها به عربی فصیح با امام علی اش ...!!)) که باب میل او نباشد و یا با سلیقه او هماهنگی و همخوانی نداشته باشد توهین محسوب میشود!


و نکته بسیار تاسف برانگیز و رقت بار درست در اینجاست که  ملاک و معیار او برای توهین دانستن گفته و نوشته شما , خلق و خوی  و حال و احوال او در همان لحظه میباشد!


 که اگر خلقش سگی بود که برای دفاع از مقدسات و اعتقادات خودش فحش هایی میدهد و کلماتی مینویسد که من سرخ شدن گونه همان مقدساتش را از شرم  و خجالت بکار بردن این کلمات کاملا حس میکنم !


ولی اگر شکمش سیر بود و پستهای سلام و صلواتش بیشتر از ده تا لایک خورده بود می آید و با لحنی تحکم آمیز که نویسنده خیلی راحت میتواند به آن پی ببرد که همین لحن با کوچکترین مخالفتی بلافاصله تبدیل به همان فحش های  خوار مادر چاله میدانی میشود , میگوید :


آقا به اعتقادات مردم کاری نداشته باش و توهین نکن !!

و بسیار عجیب و شگفت انگیز هست که حتی یکنفر از آنها هم تابحال نشده که بیاید و اول بپرسد : آقا دلیل شما برای نوشتن این مطلب و یا این توهین چیست ؟! 


 و ما آرزو به دل ماندیم که حتی یکی از آنها محض رضای خدا چند خطی در مورد این خرافات (( مانند گل مالیدن و قمه زدن و سگ شدن و ...)) نوشته باشد و مخالفتی بکند !!


و همچنین چشم ما به کامنت ها خشک شد که یکی , فقط یک نفر از این جماعت آنقدر فهم داشته باشد که گویندگان خرافات و قمه زنان و گل مالها و سگ شدگان را مقصر بداند و این مطلب را بروشنی و و بوضوح بنویسد و عنوان کند !!!

 
و از همه عجیبتر آن است که ۹۹ درصد از این افراد با حکومت ونظام هم موافق نیستند و آخوندها را هم قبول ندارند "$%ء*<>+=)[]**++!!؟؟




و پنداری این افراد از هویت هیچ چیزی نمیدانند و هیچ بوئی نبرده اند و اصلا برای آنها اهمیتی ندارد !


و هر چه به آنها میگوئیم که آقایان , دوستان , هم میهنان تصویرهمین کارها  فردا در صفحه اول تمام روزنامه های دنیاست و در زیر عکس همین مطلب هم مینویسند ایران  و ایرانی ها ....IRAN  &  IRANIAN 


و هر چه فریاد میزنیم که ای جماعت به همان مقدسات و به همان چیزی که میپرستید ما هنوز در دنیا یک مثقال آبرو داریم که آخوندها و وزرا و سفرا و کاردارها و نمایندگان نظام جمهوری اسلامی هنوز نتوانسته اند و آنرا نبرده اند ....


گوش شان بدهکار نیست و باز هم میگویند :

به اعتقادات مردم توهین نکن ....!!!!!! 

که پیداست یا باید در مغز آنها فرو کرد که اعتقاد چیست و چه چیزی مقدس است ؟


و یا برای توهین مفهومی دوباره و جدید و متفاوت ساخت و آنرا از نو تعریف کرد .//



 

دوشنبه، مهر ۲۰، ۱۳۹۴

وقتی خودتان عقاید و باورتان را مسخره میکنید دیگر از من چه توقعی دارید؟

      وقتی خودتان عقاید و باورتان را مسخره میکنید دیگر از من چه توقعی دارید؟


واقعا نهایت بی انصافی هست که جمعی باور خودشان را با احمقانه ترین دروغ ها به تمسخر بگیرند و آنوقت توقع نداشته باشند که کسی به آن نخندد !

واقعا نهایت خودخواهی هست که عده ای به اعتقادات خودشان توهین کنند ولی اگر کسی طنزگونه به آن انتقاد کرد او را به باد توهین بگیرند و به او فحاشی کنند !!


واقعا نهایت بلاهت و حماقت است که گروهی فقط از برای کم نیاوردن و برای اقرار نکردن به اشتباه شان  بخواهند بر روی حقیقت ماله بکشند و آن دروغ و اشتباه خودشان را توجیه بنمایند!!! 


 واگر آقایان به اصطلاح معتقد و مذهبی توقع داشته باشند که هر مهمل و خزعبل و دروغی که میگویند , من و کسانیکه همچون من فکر میکنند آنرا باور کنیم و یا حتی خودمان را به خریت بزنیم و یا آنرا نشنیده بگیریم , بسیار بسیار سخت در اشتباه هستند و واقعا توقع بیجائی دارند .


ای آقایان متدین , اگر ذره ای منطق  و وجدان دارید خودتان قضاوت کنید که :


من چگونه میتوانم باور کنم که علی بن ابیطالب در ۱۴۰۰ سال پیش حکم شرعی و وظیفه قانونی و اسلامی را که الله برای او تعیین کرده و دست دزدی را که خودش به دزدی اعتراف کرده را قطع کند و بعد از چند ساعت حکم شرع و قانون اسلام و گفته الله را زیر پا بگذارد و اولین عمل پیوند دست را در جهان و در مسجد مدینه انجام دهد و دست آن دزد ملعون را پیوند بزند و به او پس بدهد و حکم شرع را به هیچ نگیرد و مجازاتی را که که الله و رسول و دینش به او گفته را اجرا نکند ؟


آیا اینجا حق من نیست به آن علی که آن آخوند میگوید و آن کسیکه چنین علی را قبول میکند ( نه آن علی حقیقی که چنین نکرده و نمیکند) بگویم دکتر علی بن ابیطالب و یا انصافا بنویسم : (( دکتر علی بن ابیطالب متخصص پیوند اعضاء دارای مدرک تخصصی از دانشگاه جندی شاپور مطب در مسجد جامع مدینه ساعات ویزیت : قبل از نمازهای ظهر و عصر ساعت جراحی و پیوند : بعد از خواندن دو رکعت نماز ...))

آیا حق ندارم وقتی آن آخوند متقلب و یا خودتان چنین چیز احمقانه ای را در مکانهای اجتماعی و تلویزیون عنوان میکنید , من به آن بخندم و کمی با این سوژه حال کنم ؟


            



ای آقایان خدا پرست و مذهبی , اگر به اندازه سر سوزنی فهم و شعور در وجودتان باقی مانده خودتان به من بگوئید که :


من چگونه میتوانم قبول کنم کسی که به خاطر یک بنده و مخلوق دیگر خدا به خودش زنجیر بسته و صدای سگ میکند و ادای سگ را در میاورد و یا مثل کرم بر روی زمین میخزد و خود را از دسته خزندگان میداند و آن ادا را از خودش در میاورد و یا با قمه بر سر طفل خردسال و نوزادش میزند و سرش را خونین و مالین میکند , یک مسلمان با ایمان و اورا معتقد و یا همان اشرف مخلوقات گفته شده خدایتان بدانم؟


آیا من حق ندارم که به چنین جانوری که آبرو و حیثیت مرا در سراسر دنیا میبرد و مرا سوژه تحقیر و تمسخر جهانیان میکند , هر چه دلم خواست بگویم و او را به خاطر این عمل ننگین و این افتضاح  تحقیر کنم و به ریش خودش و پدرش بخندم ...؟


ای شیعیان ولایتمدار , که جز خودتان هیچکس را لایق بهشت نمیدانید , اگر به اندازه ارزنی شرف و آزادگی و شهامت همان حسین را دارید , خودتان کمی به این مطلب فکر کنید و به من بگوئید که :


من چطور میتوانم قبول کنم که حسین در صحرای سوزان کربلا آنقدر از لشگریان ابن زیاد کشت که خون تا رکاب اسبش بالا آمد و جبرئیل وساطت کرد که بس کند و آنقدر نکشد!؟


و یا آنکه در ظهر عاشورا  جعفر جنی به نزد او بیاید و ازاو اذن  جنگیدن بخواهد ؟ ( ارباب حلقه های -۳ )


و یا یک شیر که معلوم نیست از باغ وحش کوفه یا دنیای حیوانات مدینه فرار کرده به نزد او بیاید و دو زانو جلوی او کرنش کند و با زبان فصیح عربی و به لهجه مدینه ای با حسین حرف بزند و بخواهد که برود و شکم لشگریان کفر که همه از قوم خویشان خود حسین  بودند را بدرد و سفره کندو حسین هم بگوید : نه تو کاری نداشته باش !!؟


 و شما هم از آن نمایش و تعزیه درست کنید و بخواهید آنرا در اروپا و امریکا بر روی سن هم ببرید و نمایش بدهید ..!


آیا من حق ندارم که از شما به شوخی و جدی بپرسم ؛ راستی جعفر جنی دم داشت یا سم ؟


و آن شیری که به نزد حسین آمد نر بود یا ماده و بقیه آنها کجا بودند ؟؟!


و در مقابل آن ده روزی که شما همه جور غم و غصه و گریه و اشک و ناله و ماتمی که با این مزخرفات و دروغ ها به من تحمیل میکنید , آیا من حق ندارم که ساعتی با گفتن و تمسخر این دروغ ها و جعلیات کودک فریب خوش باشم و بخندم ؟


و در کلام آخر ,


آقایان , برادران , هموطنان اجباری من ,


شما را به خدا ((همان خدائی که بجای او به ذوالجناح اسب و ماکت گهواره علی اصغر و دست بریده عباس و مسلم توسل میکنید و با اینکار دیگران را هم از خود خدا دور مینمائید))  , قسم میدهم که آیا وقتی خودتان اینچنین با خرافات و دروغ و جعل و جهل آنها را دستمایه تمسخر و سوژه خنده میکنید و و ارزش آنها را پایین می آورید و احمقانه تصور میکنید که با این کارها خدمت میکنید و اجر و ثواب میبرید...!!!


 این حق من نیست و من نمیتوانم و این حق را ندارم که به آن بخندم و یا این عمل ننگین و ابلهانه شما را در قالب طنز به رویتان بیاورم و در پستی بنویسم و آنرا نشر کنم ؟؟

اگر بگوئید نه ... و یا فکر کنید که من مانند شما آنقدر احمق هستم که بخواهم چنین دروغ ها و مهملات و چنین چیزهائی را اعتقاد بدانم و باور کنم , سخت اشتباه میکنید , من چنین چیهائی را هرگز باور نمیکنم و حرفم را میزنم...

 چون این حق من است .// 

         


 

دوشنبه، مهر ۱۳، ۱۳۹۴

نقدی بر رائلیسم و رائلیان و پیامبر و کتاب آنها

                  نقدی بر رائلیسم و رائلیان و پیامبر و کتاب آنها 


کتاب (( پیامی که انسان های کرات دیگر به من دادند))  نوشته ی کلود وریلهون ( رایل ) را برای اولین بار بود که خواندم و بسیار برای من جالب بود که ۹۰ درصد گفته های آن کتاب برای من تکراری بود ( باور کنید که فقط ساختن سفارت در اورشلیم و برداشتن قسمتی از جمجمه برای معاد جسمانی معتقدان به رائیلیسم تنها نکاتی بود که به آن فکر نکرده بودم !) و بسیار متاسف شدم چرا این تئوری و نظریه باید توسط چنین فرد کوته فکر و متعصب و نژاد پرست و بیخردی ارائه شود و اگر هم بر فرض سخنان جناب رایل حقیقت هم داشته باشد , من بسیار برای آن موجودات هوشمند فضائی متاسف هستم که با این همه امکانات و تکنولوژی و دانش و هوش , چرا گشتند و گشتند و در میان این همه پیامبر جلقیس ( همان جرجیس ) را انتخاب کردند و به پیامبری رساندند ؟!!

( بنده برای این ادعای خود دلیل و مدارک مستندی از همان گفتار در آن کتاب دارم که در خلال نوشته بیان خواهم کرد )


 و اگر گفته ها و دستورات جناب رایل واقعا همان گفته ها و دستورات آن هوشمندان کرات دیگر و یا همان خالق های ما باشد , بی تردید باید به کند ذهنی و کودنی و بیخردی و تنبلی آن پدران و خالقین خودمان ایمان بیاوریم !


چرا که احمقانه میخواهند دین و روشی بر پایه و اساس همان سه دینی ( یهود - مسیحی - اسلام ) که نتیجه ای جز ترویج خرافات و جهل و نکبت و کشتار و تخریب و ویرانی و ماتم و غم و اندوه برای بشر نداشت , بسازند و بنا کنند تا  با کمک آنها بشریت را هم نجات بدهند!!


واقعا مسخره و غیر قابل باور و غیر قابل قبول است !


چون درست مثل آن میماند که با قراضه آهنها و تیر آهنهای زنگ زده یک بنای پوسیده بخواهیم ساختمانی با گنبد طلا بسازیم!


یا بخواهیم از روی یک کتاب مسخره و طنز کودکان شاهکاری ادبی خلق کنیم وبنویسیم ...!


گفتارهای جناب رایل در چند مورد اساسی و اصولی دارای تناقض فاحشی میباشد که خواننده را شگفت زده میکند !


بسیار جالب است که ایشان میفرمایند که دوره کلیسا ها تمام شده و میبایستی یقه پاپها و اسقف ها و کاردینال ها را بخاطر جهل و تجمل و مال اندوزی چسبید و در همه آنها را نیز باید تخته کرد ولی خودشان با یک کتاب انجیلی که در دست هر کشیش دیگری هم هست و پیدا میشود ,  به نزد پدرشان میروند!


و در سراسر کتاب اول ایشان ما آیات و نوشته های انجیل و مزامیر و تورات و عهد عتیق را میخوانیم که صد البته  نه با تفسیر کلیسائی و واتیکانی بلکه با تفسیر ( اریک فون دنیکی ) یعنی با زاویه دید آقای اریک فون دنیکن نویسنده مشهور آثار ارابه خدایان , طلای خدایان , پیام آور گذشته های دور و غیره ...ایشان آیات را تعبیر و تفسیر مینمایند !!


که باید به جناب آقای رایل گفت : برادر من , این ره که تو میروی به ترکستان است ...


چرا که دیگر همکارانتان دوهزار سال است که این کتاب را جویده اند و خوردند و بالا آوردند و هیچ چیز از آن در نیامده که چنین افراد مفتخور و تن پرور و شارلاتانی از آب در آمده اند ی که حتی شما آنها را قبول هم ندارید.


و در قسمت دوم کتاب نیز بنابر استقبال مسلمانان تهی شده و جان به لب رسیده از اسلام و از جنایات حکام و رهبران دینی جاهل و فاسد از گفته های ایشان , آقای پیامبر خاتم لطف کردند و چند آیه قرآن را هم برای جذب مخاطب و پیرو بیشتر داخل کتاب خودشان آوردند و قید نموده اند !


که ما حیران آن هستیم که چرا در برخورد اول نامی از محمد و قرآن نیامده و پدران ایشان نیز از این شخصیت عجیب و این کتاب عجیب تر غافل بوده اند ؟!


( و همچنین بودا و بودیسم ها )


و ایشان در حالی مدعی وجود محمد و بودا در کنار عیسی و یحیی و زکریا و موسی در بهشت برینشان هستند که انگار اصلا به اختلافات بنیادی و اصولی در تعلیمات و آموزه ها و گفته های این افراد با یکدیگر و در ادیانشان دقت نکرده و زیر سبیلی آنرا رد کرده اند...!


چگونه محمد میتواند در کنار بودائی که بجای معاد معتقد به تناسخ و گردش روح میباشد بنشیند و گردن او را بجرم کفر و مخالفت با اصول دین خودش نریزد ؟؟!


یا آن جوانک خوش تیپ و خوش ریش و پشم شما عیسی را بجرم شرابخواری دمرو نخواباند و او را تعزیر نکند و حد نزند؟؟!


نکته دیگر  در گفته های ایشان , ادعای برابری و یکسان بودن همه انسانها در راییلیسم هست ولی کماکان برتری قوم یهود و فرزند خواندگی خدایان قوم یهود را بارها تکرار میکنند و فقط این حق را از برای آنها میدانند و میپندارند !!


 پنداری که بقیه ملل ساخته دست همان پدران هوشمند ایشان نیستند و از زیر بته عمل آمدند !؟


( با پوزش از دوستان اسراییلی و یهودی  , من همیشه این نکته را به دوستان جهود و اسراییلی خود به خنده و شوخی نیز میگویم )


جناب آقای رایل من نفهمیدم چگونه یک قوم  پر مدعای , بهانه گیر , مظنون و شکاک و مالپرست و آواره  که حتی عرضه نگهداری خودشان و کشورشان را هم نداشتند و چندین بار برده دیگر اقوام و ملل شدند و خفت را با جان و دل پذیرفتند و در تعصب و خرافات دست دیگر برادران هم ادیان ابراهیمی خود را از پشت بسته اند , قومی برگزیده و منتخب میباشند و خدایان آنها را برگزیدند !؟


که به گواه تاریخ و اگر شما فقط حتی دستی بر کتاب تاریخ تمدن ویل دورانت هم کشیده باشید , ایرانیان و یونانیان و رومیان از هر نظر و از هر زاویه که نگاه کنید نسبت به قوم یهود که پادشاه ما ایرانیان کوروش کبیر ناجی آنها شد و با بزرگواری و رحمت بیکرانش آنها را از بندگی رهاند  , ملتی به مراتب شایسته تر و سزاوارتر و منظم تر و فهمیده تر و متمدن تری بودند.


که معلوم میشود خدایان و پدران شما درس تاریخ نخوانده اند و یا دچار بیماری و مشکل تبعیض و نژاد پرستی میباشند !


(( البته حمل بر جسارت و ناسپاسی از تلاش اندیشمندان یهودی نباشد ,  ایشان میزان ابتکار و اختراعات (که همه میدانیم بنابر احتیاج میباشد )  یهودیان که قومی محتاج و آواره بودند و شهر نشینی نداشتند را دلیل این برتری میدانند که باید توجه ایشان را به نکته تاثیر شهر نشینی و رفاه و تنبلی و میل به بیخردی حاصل از آنرا در نسلهای بعدی یهودیان جلب کنیم که شاهد آن باشند و این فرایند را نیز در آنها مشاهده کنند ! ) 


نکته بعدی میزان جهل و بد فهمی و بد دهنی این آخرین آخرین پیامبران , جناب کلود خان رایلی میباشد که با خشم و نفرت و جهل در کتاب خودشان به هموطنان و هم غربی های دیگر میتوپند و با تندی آنها را از رفتن به شرق و میل و اشتیاق به فلسفه شرقی بر حذر میدارند و منع میکند و در کمال وقاحت و جهالت و بی ادبی میگوید :


کجا میروید ؟


آنها ( شرقیان ) هیچ چیز ندارند و نداشتندکه به ما بدهند !


مگر آدمهائی که در گرسنگی هستند و با کمک ما زندگی میکنند چیزی برای گفتن دارند که به ما یاد بدهند ؟!!


پیداست که میزان برتری انسانهای ساخته دست موجودات هوشمند فضائی یا پدران ایشان , در برآمدگی شکم ها و قلنبگی کونهای پت و پهن مدل آمریکائی ایشان است و میباشد !!


که ایشان با بلاهتی کم نظیر به ریشه این فقر و بدبختی فعلی در شرق که همانا زیاده خواهی و جنایات پدران ایشان و خودشان میباشند اشاره ای نفرمودند !!


 و نکته آخر , اشتباه ناشی از خودخواهی و غرور و بی خردی ایشان در نامیدن خودشان به آخرین پیامبر ( همان کلکی که محمد نیز زد ) میباشد که باید به ایشان گفت : مرد ناحسابی آخر آن ۱۲۴۰۰۰ نفر دیگر چه گلی به سر بشریت و انسان زدند که تو ادامه دهنده و خاتم آنها باشی و بخواهی بزنی  ...!!؟


اما در آخر بسیار بسیار متاسف شدم ایشان نیز همانند پیشینیان غربی خود


(( که دیدیم چگونه در طی کمتر از سیصد سال از علم و دانش برآمده از شرق و رسیده به آنها , چنان بلای عظیمی ساختند که زمین و بشریت را تهدید به فنا و ویرانی میکند و چنان هیولائی درست کردند که دیگر نه خودشان و نه دیگران قادر به مهار و کنترل آن نمی باشند... و همینطور که شاهد میباشیم بزرگان و اندیشمندان غربی با ولعی احمقانه و حرص و آزی بی دلیل مشغول غارت تمام ذخیره های طبیعی و بهدر دادن آن و منقرض کردن گونه های جانوری و ویران کردن سطح زمین و بهم ریختن اکولوژی و چرخ حیات و زیست هستند و هیچ حرف حسابی هم به گوششان نمیرود ))

یکی دیگر از موقعیت ها و فرصت های ممتاز برای نجات انسان و زمین را با  و با رفتاری عجولانه و نابخردانه و گفتاری برآمده از بی دانشی و تصوراتی دهاتی وار که ریشه در عدم تحصیلات منظم و رسوخ خرافات ناشی از زندگی  در مدارس دینی و مذهبی در دوران کودکی ایشان دارد نیز به گند کشیده شد و یا لااقل لطمه ای سنگین و جبران ناپذیر به آن وارد آوردند ...

چرا که امروزه هر انسانی که حتی نیمی از نبوغ و ضرب هوشی انسان مد نظر و گفته شده ایشان را داشته باشد با اندکی تفکر و تحقیق به سادگی به نکاتی همچون آموزش جهانی و از بین بردن تسلیحات و محدود کردن ارتش و کنترل جمعیت از بین رفتن مرزها و جلوگیری از تخریب طبیعت , مهرورزی و عشق و پول و زبان مشترک و .....غیره پی میبرد و به راحتی میفهمد که انسان برای حفظ خودش و زمین باید چنین تمهیداتی را بکار ببندد و در این راه  بکوشد.


 زیرا به لطف ایشان و اجداد و اندیشمندان و عقلا و  مخترعان و مکتشفان و سرمایه داران ایشان هیچ راه حل دیگری باقی نمانده و وجود ندارد ...!

[[ از دوستانی که عضو رائیل و از رائلیان هستند و پیرو ایشان میباشند تقاضا میکنم اگر نکته ای غیر منطقی و ناموجه و نادرست در این نوشته دیدند آنرا به من گوشزد کرده و با روی باز و با کمال میل از هر گونه گفتگوی دوستانه و مودبانه در اینمورد با آنها استقبال میکنم .]]