دروغ ها و گاف های تبادل اورانیوم میان جمهوری اسلامی و روسیه
از دیروز تا به حال در مورد مقادیر تبادل سوخت هسته ای ( اورانیوم ) مابین جمهوری اسلامی و روسیه , مانند همیشه ارقام و اعداد و اوزان و آمار مختلفی شنیدیم که نشان از آشفتگی نظام و ناراستی مسولین نظام با رسانه ها و مردم دارد و بر دروغگوئی آنها صحه میگذارد .
آخرین اظهار نظر از حمید بعیدینژاد رییس هیات کارشناسی ایران در مذاکرات هستهای و مدیرکل سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه میباشد که روز سهشنبه در صفحه اینستاگرام خود با اشاره به انتقال بیش از 200 تن کیک زرد به کشور در مبادله با حدود 11 تن اورانیوم غنیشده با روسیه نوشت:
[[ طی روز گذشته یکی از سخت ترین مفاد برجام در یکی از پیچیدهترین عملیات نقل و انتقال ذخایر اورانیوم از ایران به اجرا درآمد. اجرای این عملیات حداقل حاصل دو ماه کار شبانهروزی بود و اجرای این عملیات پیچیده در هماهنگی با روسیه و قزاقستان صورت گرفت. ]]
بسیار عجیب است که در طی دو ماه گذشته که مجلس و دولت و سپاه و مراجع و آیات برای آن بر سر و کول یکدیگر میزدند و سیاه بازی میکردند و مردم را سر کار گذاشته بودند و سیاهکاری را به اوج اعلاء رساندند , از آن طرف آقایان مشغول وزن کردن سنگ و گل و خاک و کیک زرد دریافتی بودند و داشتند اورانیوم تحویلی را کادوپیچ و بسته بندی میکردند ...!
ایشان که ۸/۵ تن اورانیوم غنی شده مورد نظر را تبدیل به ۱۱ تن کردند و ۱۴۰ تن اورانیوم طبیعی دریافتی را به ۲۰۰ تن کیک زرد مبدل نمودند در همین نوشته از این تبادل به عنوان عملیات نقل و انتقال ذخایر اورانیوم یاد میکند که در سطور بعدی مینویسند :
[[ با پیوستن کشورمان به صادرکنندگان سوخت هستهای تمام صنعت هستهای کشورمان به تعریف جدیدی در تبیین هدفگذاری خود با تعاریف متعارف صنعتی و تجاری جهان دست یافت و به نوعی از یک عملیات دور که بر محور غنیسازی و انبار آن در داخل بود رهایی یافت. برای اولین بار پس از آغاز به کار سوخت هستهای در ایران، فرآیند غنیسازی در ایران وجههای کاملا تجاری و صنعتی پیدا کرد. این اولین عملیات فروش مواد غنیشده سوخت هستهای از سوی ایران در بازارهای بینالمللی است. ]] منبع : http://www.isna.ir/fa/news/94100904671/مرغوب-ترین-و-بیشترین-ذخایر-اورانیوم-بعد-از
حالا به گوشه ای از حقایق این تجارت پرسود توجه کنید و ببینید جمهوری اسلامی چطور کاسبی میکند :
[[ در هر صورت کیک زرد در اغلب کشورهایی که معادن طبیعی اورانیوم دارند تهیه میشود و تولید این ماده مشکل خاصی ندارد و بهطور متوسط سالیانه ۶۴ هزار تن از این ماده در جهان تولید میشود. کانادا، یکی از تولیدکنندگان این ماده است، این کشور معادنی دارد که خلوص سنگ اورانیوم آنها به ۲۰ درصد هم میرسد. در آسیا نیز کشوری مانند قزاقستان صنایع بزرگ تولید این پودر را دارد. قیمت این پودر در بازارهای بین المللی، هر کیلوگرم حدود ۲۵ دلار است.]]
منبع : https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%DB%8C%DA%A9_%D8%B2%D8%B1%D8%AF
که ۲۰۰ تن آن برابر با ۲۰۰x ۱۰۰۰= ۲۰۰۰۰۰ دویست هزار کیلو که اگر در کیلوئی ۲۵ دلار ضرب کنیم میشود = ۵۰۰۰۰۰۰ دلار // فقط ۵ میلیون دلار !!!
قیمت اورانیوم غنی شده :
قیمت اورانیوم غنی شده ۲۰ درصدی را پارس نیوز در ۲۰۰ کیلوی اکسید شده مابین توافق ها چنین حساب کرده :
[[ اطلاعات فوق گوياي آن است كه هر 10 ميليگرم اورانيوم با غناي 20 درصدي ارزشي معادل 930 دلار دارد. كه با يك حساب ساده ارزش 200 كيلوگرم اورانيوم اكسيد نشده در حد فاصل توافق موسوم به ژنو تا بيانيه لوزان تقويم ارزي آن به شرح زير بيش از 18.6 ميليارد دلار است.]]
منبع : http://www.parsnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-3/275251-%D8%BA%D9%86-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
که اگر قیمت کیک زرد را ده برابر گران تر و قیمت اورانیوم ۲۰ درصدی را ده برابر ارزان تر حساب کنیم باز هم تفاوت قیمت آن قابل قیاس نیست !
حالا به ادعای دوسال قبل آقای شیرزاد توجه کنید :
[[ شیرزاد: تولید اورانیوم در ایران 10 برابر قیمت جهانی تمام میشود!
منظور آقای شیرازد از این سخن اشاره به نظریههای مزیت مطلق و مزیت نسبی آقایان آدام اسمیت و دیوید ریکاردو در قرن نوزدهم است که گفتند اگر کالایی در کشوری خارجی ارزان تر تولید شود، ضرورتی ندارد ما در داخل آن را با قیمت بالاتر تولید کنیم و مقرون به صرفه تر است که از طریق واردات به آن دست پیدا کنیم .]]
منبع : http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931001000362
اما بد نیست بدانیم که :
[[ ایران همچنان امیدوار بود که اورانیوم غنیشده مورد نیاز برای صفحههای سوخت نیروگاه بوشهر را از سهم این کشور در کنسرسیوم یورودیف، که فرانسویها صاحب آن بودند، بدست آورد. شاه حدود 1.18 میلیارد دلار در تأسیسات غنیسازی یورودیف سرمایهگذاری کرده بود که به ایران حق برداشت 10 درصد از اورانیوم غنیشده تولیدی را میداد. اندکی پس از سقوط شاه، تهران قراردادش با شرکت یورودیف را لغو کرد. دولت فرانسه در فوریه 1980 از پرداخت سهم ایران در یورودیف و یا ارائه اورانیومی که قرار بود طبق قرارداد شاه تحویل شود، سر باز زد. سپس در اوایل دهه 1980، ایران دنبال انعقاد قراردادی بود که بر اساس آن میتوانست سهم خود از این تأسیسات را مطالبه کند اما ماه می 1981 پس از آنکه حزب سوسیالیست فرانسوا میتران به قدرت رسید، درخواست ایران برای دریافت اورانیوم غنیشده از سوی یورودیف را رد کرد. به گفته موسویان، در هر صورت ایران به مذاکره با فرانسه بر سر دستیابی به سوخت هستهای که پس از احیای نیروگاه بوشهر به آن نیاز داشت، ادامه داد ]]
آنوقت میگویند شاه فقید سرسپرده و نوکر اجانب بود و به ایران خیانت میکرد ...!!!
زندگی در ایران مطلوب چه دسته از افرادی میباشد ؟
آلودگی شدید هوای شهرهای بزرگ که سبب تعطیلی مدارس و افزایش آمار مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا از ۱۵۰ به ۱۸۰ نفر و خانه نشینی شهروندان گردید باعث شد که ما نگاهی دیگر به زندگی در ایران بکنیم ولی به نتایج دیگری برسیم !
شاید باور نکنید که بر خلاف نظر بسیاری از اشخاصی که تصور میکنند همه مردم ایران از زندگی در ایران به تنگ آمده اند و همگی آنها مترصد فرصتی هستند که از آنجا فرار کنند و به آنور آب بروند و جانشان را نجات بدهند و آتیه فرزندانشان را تأمین کنند و آینده آنها را تضمین بنمایند , هستند افرادی که ایران بهشت برین آنها هست و جماعتی که زندگی در همان وضعیت را مطلوب میدانند و حتی هستند کسانیکه که از همان آنور آب رویائی به ایران می آیند تا در همان شرایط زندگی کنند !؟!
اما , این افراد و این اشخاص چه کسانی هستند؟
چرا ایران بهشت برین آنهاست ؟
و در پشت این علاقه چه هدف و مقصودی نهفته است ؟!
چون این گفته در دنیای مجازی مطرح شده اجازه بدهید که این افراد را در همین دنیای مجازی خودمان که کم هم نیستند دسته بندی کنیم و بشناسیم .
بی تردید شما هم در قسمت نظرات با کامنت افرادی برخورد کرده اید که ایران را بهشت برین میدانند و آنرا امن ترین کشور دنیا میشناسند و یکسال زندگی در خاک وطن را به صد سال زندگی در غربت نمیدهند و ادعا میکنند که باید دست در دست یکدیگر آنرا بسازیم و مدعی یک زندگی با عزت و توام با اقتدار میباشند و ....تا به کسانیکه آسمان هر جا که بروی همین رنگی میبینند برسیم ...!!
و همیشه برای شما این سوال پیش آمده که ؛ ای خدا , مگر این افراد , این گرانی و فقر و تبعیض و نابرابری و بی عدالتی و آلودگی هوا و انحطاط اخلاقی و فساد اداری و این همه جان کندن و دنبال یک لقمه نان دویدن و فشارهای اجتماعی و دعوا ها و اعدام های خیابانی و خرید و فروش آزادانه مواد مخدر و کودکان سر چهار راهی و کارتن خوابهای گوشه خیابانی و جولان معتادها در پارکها و نگرانی از تهدید ها و تحریم ها و تنبیه ها و تشدید ها و تضاد ها را نمیبینند ؟
مگر اینها از خطر خشکسالی و کم آبی و نابودی جنگلها و محیط زیست و ورشکستگی کارخانجات و واردات اجناس آلوده و بنجل و ....بی خبر هستند ؟
مگر این افراد از فساد دولتی و رانت خوا ری و دزدی و اختلاس و بی لیاقتی دولتمردان و خیانت نمایندگان و دزدی مدیران و جهالت مسئولین و ناکارامدی آنها چیزی نشنیده اند و نمیخوانند و نمیدانند ؟
و همیشه این سوال ها فکر شما را درگیر میکند و گاهی حالت انزجار به شما دست میدهد و بعضی وقتها هم از حضور خودتان در دنیای مجازی پشیمان میشوید و تاسف وقتی که برای آن گذاشتید را میخورید ...
قبل از هر چیز به شما میگویم که اگر سری به پیج آنها بزنید خواهید دید که آنها هیچ پستی در مورد این مشکلات و معضلات ندارند و هیچ مطلبی در این مورد ننوشتند و نمیگذارند و کاملا فارغ از این صحبت ها میباشند !!
حالا من چند سوال از شما میکنم :
به نظر شما آیا همین ایران با همین وضعیت , بهشت برین آقازاده هائی که از هرگونه امکاناتی برخوردار و از هر گونه بازخواستی معاف میباشند نیست ؟
آیا برای آن فرد و خانواده او که یکشبه به ثروت میلیاردی رسیده و هیچکس با او کاری ندارد , ایران امن ترین کشور جهان نیست ؟
آیا برای آن شخصی که تهران را زیر پایش و از پشت شیشه استخر برجی و یا خانه چند میلیاردی خود در لواسان و کوهپایه های تهران میبیند , آلودگی هوا مهم است ؟
آیا فرزندان و نوه های حاج اسدالله عسگر اولادی میتوانند از آلوده و بنجل بودن اجناس چینی مطلبی بنویسند و پستی بگذارند؟
آیا فرزندان و نوه های آن سردار وارد کننده سیگار میتوانند به وضعیت موجود اعتراضی بکنند و از آن ناراضی باشند ؟
آیا فرزندان آن سرداران جنگ ندیده ای که در سپاه حقوق ها و مزایای آنچنانی دارند و رانت خواری میکنند میتوانند بجز مجیز گوئی و پاچه خواری سردار سلیمانی چیزی بگویند و حرفی بزنند و مطلبی بنویسند ؟
آیا برای آن بچه قرتی هائی که توله های وزیران و مدیران دولتی هستند و با آخرین مدل های پورشه و مازراتی و فراری در خیابانهای تهران دردور میکنند و عکس خود را در ا ینستاگرام و تلگرام میگذارند ایران بهترین کشور دنیا نیست ؟
آیا فرزندان آن نمایندگان و مسئولانی که با بورسیه های مفت دولتی در خارج بدنبال مدرک هستند تا برگردند و با مدرکشان و نفوذ پدرانشان شرکت و کارخانه تاسیس کنند همین مردم فقیر نیروی ارزان قیمت کاری کارخانجات آنها نیستند و نباید به همین وضعیت موجود راضی و قانع باشند ؟
آیا یک معتاد برای فرزند آن شخص بانفوذی که بی ترس و واهمه تن , تن مواد مخدر وارد کشور میکند یک انسان است یا یک مشتری جنس پدرش , و آیا او میتواند در مورد معضل اعتیاد مطلبی پست کند ؟
آیا فرزندان و نوادگان جنتی و کنی به غیر از تبلیغ و تشویق مردم برای شرکت در انتخابات مجلس خبرگان میتوانند خبر دیگری بنویسند و نشر کنند ؟
آیا زنان و دختران احمد خاتمی و صدیقی و موحدی کرمانی و صافی گلپایگانی و نوری همدانی میتوانند چیزی بغیر از محسنات و مزایای " حجاب " بگویند و بنویسند تا نان خودشان را اجر بکنند ؟
آیا فرزندان عبدالرضا هلالی و محمود تیرانداز و آن جبار سینگ مداحان و بقیه زوزه کش های اهل بیت که تازه به نان و نوائی رسیدند و آبی زیر پوستشان رفته میتوانند پستی بغیر از [ یا ابوالفضل و یا زهرا ] و یا [ به قربان سر بریده حسین برویم ] و [ ثواب یک قطره اشک برای حسین ] چیز دیگری بنویسند و درصدد زیاد کردن مشتریان پدران خود نباشند ؟
آیا آن پانصد هزار نفری که با مدرک ابتدائی و سیکل استخدام و وارد خدمات و نعمات دولتی شدند چاره ای جز نوشتن کامنت هائی برای حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی دارند ؟
آیا برای فرزندان جیره بگیران و مزدوران و نانخورهای این اراذل و اوباش واقعی , به هر کجا که بروی آسمان همه جای دنیا یک رنگ نیست ؟
آیا همین ها نیستند که برای حفظ موقعیت خودشان و همین وضعیت موجود با هر نوشته مخالف خودشان برآشفته میشوند و بی اختیار چاک دهانشان را باز میکنند و زیر پستهای ما هر چه فحش و توهین که لیاقت پدرانشان هست را بار ما میکنند و همه صفات ابوی نامردشان را به ما نسبت میدهند ؟
حالا نجیب های اینها با اسم محمد علی و غلامحسین و عبدالرضا و امیر محمد رحیم و سگ درگاه اهل بیت و نوکر مبارزان لبنانی و مدافع اسلام ناب محمدی در دنیای مجازی فعالیت میکنند و از امنیت و وطن و ساختن و سوختن و پیشرفت و اقتدار و عزت میگویند و مینویسند و نانجیب های آنها با اسم , کوروش ایرانی نسب اهورائی ویا آریوبرزن هخامنشی اشکانی ویا زردشت اهوراپرست مزدکی....!

[[ بنده به حرمت ایرانیان شریف و بردباری که با آگاهی از وضع موجود و از سر ناچاری و با لبخندی تلخ مجبور به تحمل شرایط موجود هستند و بخاطر فرزندان خودشان مجبورند که وضعیت فعلی را عادی و مطلوب جلوه بدهند از نوشتن این نکته خودداری کردم اما با احترام به تمامی آنها و جدا دانستن و تفکیک آنها از این جماعت....:
و اما , دسته ای دیگر از این افراد کسانی میباشند که تنها با آزمایش DNA میتوانید فرق و تفاوت آنها را با گوسپند تشخیص دهید و و باور کنید که آنها هم آدم هستند!
این افراد که هیچ جائی را بغیر از آغل خودشان ندیدند و به شدت اعتقاد دارند که بقیه مردم دنیا هم درست مثل آنها هستند و تقریبا با همین شرایط زندگی میکنند , حالا کمی بهتر و یا کمی بدتر ...!
دنیای آنها محدود به همان طویله خودشان و چراگاه های اطراف آن است و هیچ درک درستی از زندگی اجتماعی ندارند و فقط خودشان را میبینند و سعادت آنها با پر شدن شکم شان تکمیل میشود و به زیر آن بستگی دارد !
همان افرادی که شما در حین مسافرت به شمال و در جاده ها میبینید که شیشه پنجره ماشینشان را پائین میکشند و پوست تخمه و پوست پرتقال و تخم طالبی را با پوشک بچه به بیرون پرتاب میکنند و لائی میکشند ...
همان کسانیکه در سیزده بدر ها تمام شاخه های درختان را میشکنند تا کباب کوبیده بخورند و در حین بازگشت تمام آشغال های خودشان را به رودخانه میریزند...
همان کسانیکه پشت سر شما در چراغ قرمز بوق میزنند که چرا وقتی که مامور نیست چراغ را رد نمیکنی ...
همان کسانیکه که بعد از خوردن ناهار از جارو ساقه ای میکنند و با آن دندانهای خودشان را خلال میکنند و در حالیکه بوی گند پایشان اتاق را پر کرده یکوری لم میدهند میگویند : تا فردا خدا بزرگه ...
همان کسانیکه فقط در محرم و رمضان مسلمان میشوند و نماز میخوانند و ریش میگذارند ...
همان کسانیکه هنوز رای دادن در انتخابات را وظیفه خود میدانند و به آن افتخار میکنند ...
همان کسانیکه کله شان بوی قرمه سبزی نمیدهد و باید هوای همه را داشته باشند ...
همان کسانیکه دوش حمام را نیمساعتی باز میکنند تا حمام دم بگیرد ...
همان کسانیکه با دیدن فشار آب در حین پر شدن آفتابه در مستراح خشکسالی و کم آبی را دروغ استکبار جهانی میدانند ...
برای اینها حقوق شهروندی همان مبلغ یارانه دریافتی میباشد,
برای اینها خارج فقط کربلا و نجف و مکه ( شاید هم دوبی و آنتالیا ) و خریدن سوغاتی هست ...
برای اینها پیچاندن مردم و دور زدن قانون زرنگی و تیز بازی هست ...
برای اینها که نه جائی دیگر را دیدند تا با زندگی نکبت خودشان مقایسه کنند و نه فهم معنی یک زندگی بهتر را دارند و نه میدانند که آینده و آینده نگری یعنی چه ؟
برای همین افرادی که مطلب را نخوانده و ندانسته در زیر همین پست کامنت گذاشتند و اظهار فضل کردند و به دنبال مبلغ دستمزد نوشتن این دردنامه میگردند ...!!
برای این گوسپندان هم ایران فعلی با همین وضعیت بهترین جاست و بهشت برین میباشد و در درستی این مطلب هیچ شک و تردیدی هم ندارند !
پاسخی به پرسش ؛ چرا ایرانیها از مطالعه کتاب گریزانند؟
در میان تیترهای خبری سایت ایسنا که خبرگزاری دانشجویان ایران میباشد این تیتر نظرم را جلب کرد :
چرا ایرانیها از مطالعه کتاب گریزانند؟
ادبیات و نحوه بیان و انتخاب کلمات بکار رفته در تیتر چنان بود که نمیتوانستم از آن بگذرم و مشغول خواندن مشروح متن بشوم!
آیا نویسنده این متن یک غیر ایرانی هست که اینگونه از ایرانیان در مورد کتاب میپرسد ؟
اگر ایرانی هست چرا ننوشته ؛ چرا ما ایرانیان از مطالعه کتاب گریزانیم ؟
حالا چرا (( گریزان )) ؟!
یعنی نویسنده احساس میکند که ایرانیان هر جا کتاب دیدند از آن میگریزند و در میروند ؟
آیا نویسنده تصور کرده که ایرانیان فکر میکنند کتاب یک سگ هار است و تا کتاب دیدند , میگریزند تا مبادا یک وقت پاچه شان را بگیرد!
و آیا براستی همین ایرانیانی را که گفت حقیقتا از مطالعه گریزانند یا گریزانشان کردند یا از اول هم گریزان و گریزنده بودند؟!
به هر ترتیبی بود خودم را از شر گریز و گریزان و گریزانند و گریزانیم , رها کردم و سعی کردم بیشتر به محتوای پرسش فکر کنم .
پس تیتر را بی خیال شدم و به این فکر کردم که چرا ما ایرانیان مطالعه نمیکنیم و علاقه ای به کتاب خواندن نداریم ؟
اما چون همان اول کار به ایرانی بودنم بر خورده بود و انرژی زیادی برای جناب نویسنده و ایرانیان و گریزان مصرف کردم , سطح ایرانیت خونم بسیار پائین آمد و کمی بی حال شدم و بخاطر ازدیاد ترشح هورمون تنبلی شیرین به سبب کم شدن ایرانیت در پلاسمای خونم , تصمیم گرفتم که اینبار نه ایران و ایرانی و ایرانیان را بلکه طرف مقابلش کتاب را به پای میز محاکمه بکشم و او را سین جیم و بازخواست کنم و او را که خودش یک پای این قضیه است تحت فشار بگذارم و از او بپرسم :
ای کتاب , چه کردی که ایرانیان از خواندن تو گریزانند ؟
ای کتاب , با چه کلک و دامبولی توانستی ایرانیان را از خودت گریزان کنی ؟
ای کتاب , آیا دست استکبار جهانی به سرکردگی صهیونیست ها هم در کار است ؟
یا مساله را سیاسی نکنیم...
ای کتاب , خودت بگو ایرانیان با تو چه کردند که آنها را از خود گریزان کردی ؟
ای کتاب , میدانم که خودت تحت فشار چاپ و افست و نشر و پخش هستی و سهمیه کاغذ هم امانت را بریده و قیچی و تیغ سانسور هم که یکدم رهایت نمیکند و خودت دل پر خونی داری ولی بفهم که تو خودت یکطرف قضیه هستی و بدان تا حالا این ما ایرانیان که حال خودمان دست کمی از حال زار خودت ندارد بودیم که بخاطر نخواندن تو تحقیر و تهدید شدیم و همیشه مورد پرسش قرار گرفتیم و سرزنش شدیم و مثل همیشه همه کاسه کوزه ها بر سر ما شکست ...
ای کتاب , خودت خوب میدانی که تا همین بیست سال پیش تو یار مهربان و دانا و خوش زبان ما بودی...
ای کتاب , خودت میدانی که در دوران نوجوانی و دبیرستان برای دیدن قطع جیبی تو در نوشته های عاشقانه ر - اعتمادی و داستانهای جنائی و کارآگاهی نوشته پرویز قاضی سعید , هفته ها بلکه ماهی منتظر نوبتم میشدم و مشتاق دیدن و خواندنت بودم و بودیم ...
ای کتاب , فراموش نمیکنم که تو در جلد کتابهای ترجمه و اقتباس شده ذبیح الله منصوری , مونس و همراه شبهای بی برق دوران جنگ و رفیق ترس و وحشت ما از آژیر قرمز و موشک باران ها و بمباران ها بودی ...
ای کتاب , نمیتوانی انکار کنی که در سنگر ها و سوله های منطقه و برج ها و پست های نگهبانی در همان قطع و شکل جزوه ها و کتابچه ها و دعاهای دینی برای ما چقدر عزیز بودی و چه عزت و احترامی در نزد ما داشتی و از چه جایگاه رفیعی برای ما برخوردار بودی ...
ای کتاب , تو که خودت دیدی و شاهد بودی و میدانی ...
ولی حالا ما را متهم به بی فرهنگی و کتاب گریزی میکنند !
ولی حالا ما را تهدید به تهی شدن و سقوط در چاه ارزش های اجتماعی و فرهنگی میکنند !!
ولی حالا تمام تقصیر ها را به گردن ما می اندازند و فقط ما (( ایرانیان )) را محکوم میکنند !!!
ای کتاب میدانم که استاد حرف و سخن و مغلطه و سفسطه و استدلال و قیاس و منطق و برهان و دلیل هستی اما سر من را نمیتوانی کلاه بگذاری پس بیا و مثل همیشه مهربان و راستگو باش ...
پس بیا و تو بگو که اشکال کار کجاست و چه کسی مقصر اصلی این جدائی بین ما و تو شده ؟؟
دوستان عزیز و خوانندگان محترم ,
اگر فکر کردید که ناگهان کتابی زبان باز کرد و چیزی گفت !
و یا این اتاق من ناگهان تبدیل به غار حراء شد و جبرئیلی ظهور کرد و گفت : اقراء ...!
و کتابی چیزی گفت و خواند و حرفی زد ...
همان بهتر است که بروید پای منبر ملاها بنشینید و به مزخرفهای آنها گوش کنید یا مهملات و خزعبلات اصول کافی و بحارالانوار و تحریرالوسایل را بخوانید و دور و بر من و نوشته های من هم نگردید.
چون تا بحال نه هیچ کتابی دهان باز کرده و حرف زده و نه هیچ جبرئیلی اقراء گفته و خواهد گفت و نه بنده اهل این پدر سوخته بازی ها و فریبکاری ها و نیرنگ ها هستم که ادعا کنم کتابی دهان باز کرد و یا ملکی بر من ظاهر شد و قر کمری داد من هم جواب را یافتم , نه خیر اصلا هم اینطور نبوده و نیست و نشد ...!
ولی باور کنید بدون هیچ ادعا و هیچ معجزه ای من جواب را پیدا کردم...چطوری ؟
بعد از نوشتن این متن و بعد از چائی و سیگار پس از آن , گفتم خوب این یارو که ما ایرانیان را گریزان کرد خودش چی میگه و چه جوابی داره؟
بنابر این شروع به خواندن نوشته اش کردم و هرچند که من سه نمونه و سر نخ را برای مثال میارم و بازنشر میکنم ولی اگر شما هم دوست دارید که بدونید چرا ما ایرانی ها از مطالعه و خواندن کتاب گریزان شدیم؟!
به این آدرس مراجعه کنید :http://isna.ir/fa/news/94082615827/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7
راهنما :
۱- حجت الاسلام و المسلمین محمد اصفهانی، امام جمعه قاین در گفتوگو با خبرنگار ایسنا به اهمیت توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی اشاره کرد و گفت: ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی، ضرورت ....
۲- احادیث متعددی وجود دارد که مبین اهمیت کتاب و کتابخوانی در سیره معصومین است، تا آن جا که معصومین کتابخوانی و مطالعه و تفکر را در حد فریضه برای امت....
۳- امام جمعه قاین با بیان اینکه فرهنگ مطالعه و کتابخوانی در جامعه مغفول مانده است، گفت: یکی از دلایل مغفول ماندن مطالعه بین افراد، عدم معرفی منابع به مردم است، چراکه گاهی مردم نمیدانند چه کتابهایی را باید بخوانند.
یعنی من که راضی هستم که بجای شام و نهار مثل بز صفحه های کتاب را بخونم و بخورم اگر قراره که با دیدن و خواندن این نوشته تحلیل ها و نظرات و امام جمعه قائن و فریضه سیره معصومین و معرفی منابعی که...
جز اصول کافی و بحارالانوار شیخ عباس قمی و علامه مجلسی و ملا قاطی سبزواری و روح الله خمینی نیست مطالعه بکنم و کتابخوان بشم ... صد سال سیاه نمیشم و حالم از هر چی کتاب و مطالعه و کتابخانه و کتابخوانی بهم میخوره و میخوام بالا بیارم ... فهمیدید ؟!

پسر مداح حدادیان دستمزد سید علی خامنه ای را داد!؟
مداحی و مداح بازی که در دوران رهبری سید علی خامنه ای تبدیل به یک شغل و یک سمت شد و تعریف و تمجیدهای بسیار رهبری از مداحان و پذیرفتن وقت و بی وقت آنها و کشیدن دست محبت بر سر آنها وآن لطف و محبتی که در حق آنها روا داشت , جایگاه آنها را به اندازه یک وزیر و نماینده مجلس ارتقاء داد...
و بی تردید تمام کسانی که از این راه پست و سخیف نان میخورند همگی بدون استثناء مدیون شخص سید علی خامنه ای میباشند.
ولی میدانیم که فقط یکی از نتایج و تبعات این کار و این شغل , رواج فحاشی و هتاکی و ادبیات چاله میدانی بود که در زبان محاوره مردم راه پیدا کرد و تبدیل به یکی از معضلات اخلاقی جامعه ما گردید که آقایان این حرف را قبول نداشتند و حاشا می کردند .
اما محمد حسین حدادیان پسر مداح سعید حدادیان یا همان جبار سینگ مداحان که راه پدرش را پیش گرفته و مداحی میکند اخیرا با نوشتن کامنتی در سایت مقام عظمای رهبری , شخص رهبری را از این نعمت بی نصیب نگذاشته و بصورت خیلی رک و روشن این معضل را به شخص خود رهبری نشان دادند و حق ایشان را بابت بنیان گذاشتن این حرفه و فرقه کف دستشان گذاشتند...!!
(( دقت کنید محمد حسین حدادیان رقیب پدرش «میثم مطیعی» را به ( ان ) تشبیه کرده و رهبری را به بغل کردن یک تکه ان ( همان مدفوع یا گوه ) متهم نموده است !!))

بابک زنجانی و مشق شب و جریمه های مدرسه اختلاس
پیداست این بسیجی و نابغه اقتصادی جمهوری اسلامی چندان بچه باهوش و زرنگی و سربراهی نبوده که بخاطر درسهائی را که در آنها تجدیدی آورده و نمره کافی را نگرفته , این همه مشق شب و جریمه و تکلیف به او داده اند که بابک زنجانی
از آنها رونویسی کند تا بتواند همه آنها را از حفظ بکند و در جلسه امتحان دادگاه بدون اشتباه و تپق زدن جواب بدهد تا شاید بتواند نمره قبولی را از آقای مدیر قاضی صلواتی بگیرد...!
فقط معلوم نیست این بسیجی اقتصادی برای قبولی و عبور از کلاس ابتدائی اختلاس و دزدی و رفتن به مقطع راهنمائی بزن و ببند و بخور بخور , چند درس تجدید شده را میتواند تک ماده کند؟؟!
برادر جانباز آقای علیرضا برخورداری , برادر من ۲۰۰۰ تا ترکش ؟!
در برنامه «ترینها» از تولیدات جدید شبکه مستند سیما در قسمتی با نام «واکنش به دو هزار ترکش» به زندگی و خاطرات جانبازی می پردازد که بیشترین تعداد ترکش را از دوران جنگ در بدن دارد.
که ما با شنیدن رقم ۲۰۰۰ چنان هوش از کله مان پرید که نه برای بزیر سوال بردن ادعای این برادر رزمنده جان بر کف , بلکه از منظر فیزیولوژی و سیستم دفاعی پوست و بدن وبخاطر این پدیده شگرف مجبور به تحقیق در این زمینه شدیم .
این برادر جانباز جان بر کف در مصاحبه ای با خبر گزاری فارس گفت :
[[ در مجموع دو دوره 3 ماهه و یک دوره 18 ماهه در جبهه حضور داشتم، 19 مردادماه سال 62 ساعت 5:20 دقیقه دو روز بعد از عملیات والفجر3 مجروح شدم. به جرأت میتوانم بگویم 2 هزار نقطه در بدنم سوراخ شده بود. الان 2000 ترکش در بدنم به ویژه در پاهایم وجود دارد که هر از چند گاهی میخارد و از بدن بیرون میزند، البته حجم ترکش در پای چپم بیشتر است و انگشت دوم پای چپم نیز قطع شده است.و بعد ازجنگ 6 ماه مسئول حفاظت حرم امام را برعهده داشتم. مرزبان مرز بازرگان به مدت یک سال، مسئول ایمنی انتظامی خدمات گمرک ایران، 4 سال جانشین حراست دانشگاه آزاد، 6 سال مدیر حراست اموال و املاک بنیاد شهید، 2 سال معاون حراست فیزیکی سازمان اقتصادی کوثر بنیاد شهید را بر عهده داشتم و یک سال و نیم نیز معاون کل حفاظت فیزیکی وزارت ورزش و جوانان را برعهده دارم.]]
منبع خبر :http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920230000480
طبق آنچه من دیدم و خواندم و تحقیق کردم , پوست بدن انسان با دارا بودن سطح متوسطی حدود ۲ متر مربع (۲٫۵ یارد مربع)، یکی از بزرگترین اعضا بدن است. ومساحت کلی پوست بدن یک انسان بالغ می تواند منطقه ای 21 فوت مربعی (2 متر مربع) را پوشش دهد.
و هر یک متر مربع مساحتی معادل مربعی با طول ضلع یک متر است و نماد آن m۲ است (با کد ۳۳A۱ در یونیکد[۱]). که از واحدهای فرعی اسآی محسوب میشود.
اما بنده خودم بعنوان یکی از رزمنده ها و کسانی که در خدمت مقدس سربازی با حساب ۶ ماهی که اضافه کردند و چند ماه اضافه خدمت یگانی تقریبا سه سال در دوران جنگ هشت ساله یا همان دفاع مقدس ایشان خدمت کردم و چون انواع واقسام ترکش ها و ترکش خورده را دیده ام به تمامی برادران ترکش خورده منجمله جناب آقای علیرضا برخورداری با مدارک و دلایل مستند میگویم که:
اگر حجم هر ترکش آقای برادر برخورداری را از قرار دانه ای یک میلیمتر مکعب و هر برش زخم آنرا هم فقط یک میلیمتر مربع توجه داشته باشید فقط یک میلی متر مربع و وزن هر کدام را یک دهم گرم حساب کنیم , میشود ۲۰۰۰ میلی متر مربع یا همان دو متر مربع و ۲۰۰ گرم ترکش و اگر با حساب میلیمتر مکعب بخواهیم حساب کنیم که دیگر چیزی از ایشان باقی نمی ماند !!
ولی ما از ایشان میپرسیم :
آقای علیرضا برخورداری ,
برادر جانباز و همرزم من , داداش , مرد مومن , تو نه یکی , نه دو تا و نه سه تا ۲۰۰۰ تا ترکش خوردی ؟
برادر چطور آنها را شمردی و حساب کردی ؟
اخوی کارت با صدتا و دویست تا راه نمی افتاد ؟
بگذریم ..., ولی اگر این ترکش ها را با چانه زدن و دانه ای با حکومت و مردم حساب کردی و به این پست و مقام ها رسیدی که هیچ ....!!
اینهمه رزمنده جبهه ندیده ادعا کردند و به پست مقام رسیدند و اینک دست در دست غارتگران و دزدان و اختلاس کنندگان مشغول غارت و چپاول و تیشه زدن به ریشه این ملک و ملت میباشند و شما که دیگر جای خود داری , و شما هم روش ...
ولی اگر ادعای خاک و میهن و ناموس و دین و دفاع از آنها را میکنی , یکروز را مشخص کن تا من شخصا بیایم و ترکش هایت را دانه به دانه بشمارم و نام همسنگران و همرزمان شهیدت را بر روی آنها بگذارم...
میگوید من میگویم و تو فقط بگو : سمعا و طاعتا !
شیوخ در پشت تریبون و یا بر سر منبر فریاد میکشند و میگویند : سمعا و طاعتا ...
میگویم : آنچه میگوئی شنیدم اما قابل اطاعت نیست.
میگوید : سمعا و طاعتا ...
میگویم : برای گفته ام دلایل بی شمار دارم .
میگوید : سمعا و طاعتا ...
میگویم : اول , آخر دلیل آنکه خود در این حلقه اطاعت نیستی !
میگوید : خدا , سمعا و طاعتا ...
میگویم : آنکه تو از او بیخبری و ما را در وجودش به شک انداختی ؟
میگوید : دین , سمعا و طاعتا ...
میگویم : همان که برای شما دکان و جا و مقام شد و برای ما فقر و بدبختی ؟
میگوید : رسول , سمعا و طاعتا ...
میگویم : آنکه به زیر ردایش خزیدی و او را سپر بلای دروغ های خود ساختی ؟
میگوید : آخرت , سمعا و طاعتا ...
میگویم : همان روزی که خود به آن باور نداری و چنین به دنیا چسبیدی و ما را از آن میترسانی ؟
میگوید : جهنم , سمعا و طاعتا ...
میگویم : آنکه به بهانه اش دنیا و زندگی مرا تبدیل به همان که میگوئی کردی ؟
میگوید : کتاب , سمعا و طاعتا ...
میگویم : همان که هر کس و ناکسی از نوشته های آن قرائت و تفسیر و برداشت خودش را دارد ؟
میگوید : روایات و احادیث , سمعا و طاعتا ...
میگویم : ان مهملات مجعول و مجهولی که همیشه به نفع شما و به زیان ماست ؟
میگوید : اهل بیت , سمعا و طاعتا ...
میگویم : آنهائی که هر ساله از مرگشان برای شما درآمدی شوند و برای ما اندوه و گریه و عزا ؟
میگوید : ائمه , سمعا و طاعتا ...
میگویم : همان کسانی که وسیله توسل قرار دادی که خلق را از خدا دور کنی ؟
میگوید : انتظار ظهور , سمعا و طاعتا ...
میگویم : همان که او را چاه کنی اندر چاه کردید و جماعتی را دلخوش به نامه انداختن در آن ؟
میگوید : آمادگی برپائی حکومت عدل , سمعا و طاعتا ...
میگویم : کدام حکومت عدلی با مردمی فقیر و گرسنه و معتاد و بیمار و افسرده بنا شده و بنا میگردد ؟
میگوید : ولایت , سمعا و طاعتا ...
میگویم : همان که نظرش با نظر دزدی ها و اختلاسها و فقر و گرانی و بدبختی مردم نزدیک بود ؟
میگوید : احکام شرع , سمعا و طاعتا ...
میگویم : همان که برای بدبختی قطع دست و شلاق است و برای آقازاده ای حبس با تمام امکانات رفاهی و ایامی که اغلب در مرخصی میگذرد ؟
میگوید : حجاب , سمعا و طاعتا ...
میگویم : آنچه گوئی حجاب نیست و بل بهانه ای برای تهدید و تحدید و تفرقه هست و بس .
میگوید : حرام , سمعا و طاعتا ...
میگویم : آنچه به خوردنش عادت کردی و قومی را به خوردن و کردنش واداشتی؟
میگوید : هر آنچه گویم , سمعا و طاعتا ...
میگویم : ۳۷ سال گفتی رنج بیهوده بردی و چنین طاعتی نکردند و نکنند و نخواهند کرد !
میگوید : با چوب و چماق , سمعا و طاعتا ...
میگویم : شرم کن و بترس از آن زمانی که خود را مقابل سیل مردمی به هوش آمده و خشمگین و از جان سیر شده و کینه جو و عصبانی ببینی و در پشت سر هم پل هائی که خودت با غرور و کبر و دروغ و فریب و حرص و طمع ویران نمودی و و دیگر راه گریزی نداری... و چه سخت و دردناک است آنروز...
و بدان که این وعده از نوع آن وعده های سرخرمنی که بر بالای منبر میدادی نیست و خودت نیک بر درستی و راستی آن آگاه و واقفی , حیا کن .//
هزینه اش برای ایرانیان استفاده اش برای اماراتی ها
کم نیستند افرادی که مدعی پیشرفتهای علمی و دستیابی به فناوری های جدید در جمهوری اسلامی میباشند و به آن افتخار میکنند و آنرا سند کارآئی نظام مقدس شان ! میدانند و این مطلب را دستاویز دفاع و دلیل سرسپردگی خودشان به جمهوری اسلامی میدانند و معرفی میکنند .
اما برای این افرادی که تمامی اطلاعات و آگاهی آنها تنها از شنیده های پای منبر میباشد و یا دیدن چند ماکت و عکس برای قبول این ادعا در تلویزیون و مجلات برایشان کفایت میکند شاید شنیدن این خبر چندان خالی از لطف نباشد و تلنگری به آنها بزند تا بفهمند که اگر دستاوردی هم در زمینه علمی بدست بیاوریم برای این مردم که هزینه آنرا پرداخت میکنند نیست !
(( ایران نخستین مرکز مبارزه با سرطان خاورمیانه را در دوبی راهاندازی کرد ))
[[ نخستین مرکز پزشکی طب پیشگیری و مبارزه با سرطان درخاورمیانه و در بیمارستان هلالاحمر ایران در دوبی آغاز به کار کرد.
دکتر سید امیرمحسن ضیائی در گفتگو با خبرگزاری مهر، به جزئیات راهاندازی این مرکز پزشکی اشاره کرد و گفت: مرکز پزشکی طب پیشگیری و مبارزه با سرطان با هدف ارزیابی سلامت افراد، از طریق بررسی و تحلیل کامل کروموزومها و ژنوم، راهاندازی شده است.
وی افزود: این مرکز پزشکی، به دلیل مجهز بودن به جدیدترین تجهیزات و استفاده از روشهای مربوط به تحقیقات ژنتیک سلولی، تجزیه و تحلیل ژنوم، منحصر به فرد و بی نظیر است.
ضیائی با اشاره به اینکه این مرکز برای نخستین بار است که از سوی هلالاحمر ایران در میان سایر جمعیتهای ملی در بیمارستان ایرانیان هلالاحمر در دوبی راهاندازی شده است، افزود: امروزه علوم ژنتیک، تجزیه و تحلیل ژنوم، به منظور ایجاد روشهای نوین جلوگیری و بهبود امور تشخیصی و درمان بیماریهای سرطانی و غیر سرطانی از اهمیت بسیاربالایی برخوردار است. رئیس جمعیت هلالاحمر تصریح کرد: توانایی علمی این مرکز در زمینه ایجاد و اجرای دقیق پروژههای تحقیقاتی در دو زمینه بسیار مهم امور پزشکی و بالینی شامل طب پیشگیری و درمان ویژه بیماران سرطانی و غیر سرطانی از جمله بیماریهای ارثی دارای اهمیت است.]]
منبع خبر : http://www.mehrnews.com/news/2923541/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8
توجه فرمودید ؟
هزینه اش را ایرانیان بدهند !
تحریم را مردم ایران تحمل کنند و تاوان آنرا بدهند !
بخاطر تحریم و بی داروئی بیماران ایرانی بمیرند !
منتش را بر سر ما بدبختهای ایرانی بگذارند!
عزت دروغین و اقتدار پوشالی آن نصیب ایرانی ها شود !
و همه بدبختی ها و مصیبتهایش را ایران تقبل کند ولی مکان بهره برداری از آن را در دوبی باشد و در آنجا آنرا افتتاح کنند !!
و سود و استفاده و بهره برداری آنرا نصیب برادران مظلوم اماراتی گردد و اماراتی ها لذتش را ببرند ...
[[ رئیس جمعیت هلالاحمر تصریح کرد: توانایی علمی این مرکز در زمینه ایجاد و اجرای دقیق پروژههای تحقیقاتی در دو زمینه بسیار مهم امور پزشکی و بالینی شامل طب پیشگیری و درمان ویژه بیماران سرطانی و غیر سرطانی از جمله بیماریهای ارثی دارای اهمیت است.]]
یعنی ای ایرانیان بیچاره ای که با بنزین آلوده و ریزگرد و برنج آلوده هندی و داروهای تقلبی چینی که بجای پول نفت به ما انداختند و ما هم همینجور وارد کردیم و شما سرطان گرفتید, اگر میخواهید بصورت دقیق مداوا و درمان شوید و یا اگر هنوز سرطان نگرفتید و میخواهید از آن پیشگیری کنید, باید به دوبی بروید تا از همان تکنولوژی و فناوری که خودتان پولش را از جیب خودتان پرداخت کردید استفاده کنید و کسانی که چنین توانائی را ندارند پس لیاقت درمان و مداوا را هم ندارند .
بابا بخدا اماراتی ها افراد خوب و قانعی هستند که فقط ادعای سه تا جزیره در خلیج فارس را دارند و میکنند , والله با این کارها و این خودشیرینی ها و دم تکان دادنهای مسئولین جمهوری اسلامی , اماراتی ها باید مدعی نصف ایران باشند!!
تنها توانائی و تخصص جمهوری اسلامی و مردان آن !
داشتم وبلاگ یکی از دوستان را نگاه میکردم , لینکی در مورد طلاق و روابط عاطفی گذاشته بود و خیلی جالب در اول آن نوشته بود که :
تخصص این رژیم به گند کشیدن همه چیز است !
اول خنده ام گرفت ...
ولی کمی که دقت کردم دیدم این دوست گرامی راست گفته و به نکته بسیار درستی اشاره کرده و یک واقعیت را بیان نموده ...!
الحق و الانصاف اگر خودمان هم کمی دقت کنیم میبینیم جمهوری اسلامی دست روی هر چیزی که گذاشته آنرا به گند کشیده , برای نمونه :
گفتند : سیاست ما دیانت ماست و دیانت ما سیاست ماست , که دیدیم هم سیاست و هم دیانت را به گند کشیدند !
جنگ راه انداختند و احمقانه ترین جنگ دنیا را ۸ سال ادامه دادند و الان دشمن ما شده برادران مظلوم ما و برای آنها بیمارستان و نیروگاه و جاده میسازند !!
گفتند سازندگی و فقط یاد گرفتند سد افتتاح کنند که پس از ۲۵ سال میبینیم مملکت را بکلی ویران کردند و آقایان ذخایر آب چند صد هزار ساله را تبدیل به هندوانه کردند و به کشورهای همسایه فروختند !
گفتند مملکت را با الگوی اسلامی اداره کنیم , که میبینیم طلاق و فقر و فحشا و اعتیاد و دزدی و بی احترامی و نزاع و قتل در جامعه تبدیل به یک امر عادی و نهادینه شده !
تمام دنیا بدون هیچ سرصدا و تنش و جنگ و دعوائی نیروگاه هسته ای ساختند و از فناوری هسته ای استفاده کردند , ولی اینها یک کاری کردند که مردم دنیا الان اسم نیروگاه و انرژی هسته ای و نشست و مذاکرات را میشنوند نیمی از آنها جلوی دهنشان را میگیرند و به طرف مستراح میدوند و نیمی دیگر بدنشان کهیر میزند!
اصلا چرا راه دور برویم ؟
همین اختلاس , بله اختلاس !
اختلاس یک عمل زشت و نکوهیده و غیر انسانی و بدترین نوع دزدی محسوب میشد , چرا که مردم به آن دولتمرد و یا مدیر اطمینان کرده و او را بعنوان مسئول یک نهاد و سازمان قبول کردند که گره کار آنها را باز کند ولی او از این اطمینان سواستفاده کرده و ۳۰۰۰ میلیارد اختلاس میکند و میرود کانادا ویلای دومیلییاردی میخرد و به ریش همه میخندد و آقای رهبر هم میگوید ولش کنید و آنرا
ک----ش -----ش------ ش ش ش ندهید !!
و الان جوری شده که مردم اگر رقم بعدی اختلاس کمتر از مبلغ قبلی باشد آنرا به تخم پسرشان هم حساب نمیکنند و مینشینند نود فردوسی پور را تماشا میکنند و یا با خوردن هندوانه مشغول دیدن خندوانه رامبد جوان میشوند و غش غش میخندند!!!
و یا مجلس , خدا وکیلی این رژیم با بهانه و اسم (( حکم حکومتی ! )) چنان کاری با مجلس کرد که کشورهای دیگر برای حفظ آبرو تصمیم دارند که اسم تمام اصطبل ها و طویله های خودشان را مجلس بگذارند و میخواهند بگردند و برای مجلس یک اسم دیگر پیدا کنند !
و یا روحانیت , بله هم روحانیت خودمان ...
آقا یک بلائی سر روحانیت آورده اند که روحانی که کارش وعظ و خطابه و جایش مسجد و منبر بود امروزه رئیس جمهور , قاضی القضات , تکنسین اتاق عمل , نماینده تام الاختیار پاره شدن لایه اوزون , متخصص پرتوها و تشعشعات امواج رادیو اکتیویته , منتقد سینمای کلاسیک , رهبر ارکستر , متخصص و مشاور بیماری ها و ناراحتی های جنسی , کارشناس بورس و سهام و اوراق بهادار , صاحب نظر و متخصص در رشته های ورزشی گلف و تنیس و سقوط آزاد , صاحب نظر در تئوری بیگ بنگ و سیاهچاله های فضائی , کارشناس جنگ و صاحب نظر در زمینه موشک های بالستیک , مهندس زیبا سازی شهر و اسلوب خانه سازی , مشاور تربیتی کودک , جراح پلاستیک و زیبائی و عمل دماغ , پزشکی , خلبانی , دامداری , پاندازی , دلقکی , هنرپیشگی و هزار پدر سوخته بازی دیگر بگیر و در رو ....
و جالب ینجاست که کار خودشان را داده اند به یک مشت تن لش , مفتخور بی غیرت که به اسم مداحی به جای آخوند ها مردم را به گریه بیاندازند و پول در بیاورند تا سهم آنها را هم از گریه و شیون مردم بدهند..!
خلاصه همه کاری میکنند بجز روحانی گری و روحانیتی ...!
و باید قبول کنیم که حق با همان دوست عزیزی بود که گفت :
تخصص اینها گند زدن به همه چیز است .
اگر باور ندارید خودتان بروید تحقیق کنید و بگردید یا از همان خودشان بپرسید که محض رضای خدا اینها در مدت این ۳۷ سال آیا یک کار (( فقط یک کار )) را درست و حسابی و اصولی و بدون اما و اگر و شاید و باید و حرف مفت به انجام و فرجام رسانده اند ؟؟!
ما که ندیدیم , اگر شما سراغ دارید بفرمائید و بگوئید تا ما هم بدانیم !!
حسن خمینی خواستار باز گشت ادب به جامعه بی ادب ما شد !
به گزارش ایرنا، حجت الاسلام سیدحسین خمینی در یازدهمین همایش بانوان قرآن پژوه به مراقبه در گفتار از سوی پژوهشگران قرانی اشاره کرد و توضیح داد:
(( متاسفانه جامعه ما بی ادب شده درصورتی که یکی از خصلت های آن، رعایت ادب بود و امروز باید نهضتی برای بازگشت به ادب ترتیب دهیم. برای نقد نیازی به هتاکی نیست و چرا باید انتقاد با بی ادبی همراه شود؟))
ما که اصلا نفمیدم ادب کی و چطوراز پیش ما رفت !
ولی ایشان که میدانند قید نکردند که رفتن ادب قبل از آمدن پدربزرگشان بوده یا بعد از آمدن ایشان ؟
وآیا این بی ادبی از دستاوردهای انقلاب محسوب میشود یا خیر ؟
و در کدام مقطع و درست در چه زمانی ادب یکی از خصلت های ما بود ؟
و با تجربه برپا کردن یک نهضت توسط پدر بزرگشان و عواقب و نتایج آن (( که بی ادبی نیز یکی از همان نتایج است )) , آیا مردم راضی میشوند که نوه ایشان هم یک نهضت دیگر بپا کنند ؟
و چطور ایشان که در نزد بانوان قرآن پژوه این حرفها را زده اند , خودشان متوجه نشده اند که همان قرآن نقش بسزائی در ترویج همین بی ادبی و توهین دارد ؟
چرا که در قرآن به کرات شاهد سگ و بوزینه و خوک نامیدن نامسلمانان و دادن لقبهائی چنین به کفار میباشیم...
و چون فرهنگ ملل اسلامی با هم متفاوت است و گذشت زمان نیز در کیفیت توهین ها بی تاثیر نیست اینک به دشمنان سگ هار و حرامزاده و مادر ....میگویند !
چرا ایشان معتقدند که برای نقد نیازی به توهین نیست ؟
و چرا ایشان دلیل انتقاد بی ادبانه را , از مبتکر و ابداع کننده آن آقای حسین شریعتمداری همه کاره روزنامه کیهان نمیپرسند ؟
خلاصه که ای پسر یادگار امام حاج حسن آقای خمینی , جامعه ما همین جامعه ی بی ادبی هست که میبینی و همین هست که هست !!
میخواهی , بخواه ...
و اگر نمیخواهی میتوانی بروی کانادا پیش خواهر زاده خودتان , که اگر توهین کنند هم چون زبا نشان را نمیفهمید و جامعه آنجا جامعه شما نیست , زندگی شما شیرینتر و دلپذیرتر میشود !
اما خواهشا نهضت مهضت جدیدی بپا نکنید که همان مال پدربزرگتان برای هفت جد و آباد ما بس است .//