‏نمایش پست‌ها با برچسب جمهوری اسلامی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جمهوری اسلامی. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، فروردین ۱۹، ۱۳۹۵

ببینید تا کجا در منجلاب جهل و مرداب خرافات فرو رفته ایم

 ببینید تا کجا در منجلاب جهل و مرداب خرافات فرو رفته ایم
واقعا شرم آور است و بسی جای خجالت و افسوس دارد که خبرگزاری دانشجویان یک کشور که باید از فهمیده ترین و آگاه ترین اقشار یک جامعه باشند و از خبرگزاری آنها  به جز پخش اخباری  در راستای  نشر اندیشه و درمورد علم و دانش و تشویق به تحقیق و پژوهش انتظار دیگری نمیرود از میان این همه خبر , چنین مهملی  را انتخاب کند و آن را قابل نشر و قابل پخش بداند و در ترویج خرافات سنگ تمام بگذارد !!

 واقعا ما را چه شده ؟ 


ببینید چه بر سر ما آمده که جهل و خرافات حتی تا مغز و استخوان تحصیلکردگان و درس خواندگان ما نیز نفوذ کرده که برای گشایش کار صاحب و گشاینده اصلی را فراموش کرده اند و دست به خایه علی و شیخ بهائی و مکارم شیرازی و جادو و جنبل و دنبک و دستک رمالان و شیادان شده اند !

و چقدر بدبخت شده ایم که دانشجویان و خبرنگاران و نویسندگان یک خبرگزاری درست با همان ادبیات و مهملاتی که شارلاتان ها و شیادان و رمالان مردم را فریب میدهند با ملت و مخاطبان خودشان سخن میگویند :


[[  هیچ خطی دوبار کشیده نشود، سوراخ‌های ستاره و میم و ها و واو بسته نشود، خطوط ابتدا و انتهای ستاره یکدیگر را قطع نکنند، اندازه الف‌ها یکسان باشد، واو آخر روی تمام نقش کشیده شود، اگر روی کاغذ نوشته می‌شوند با گلاب و زعفران نوشته شوند. *اگر از نگین استفاده می‌کنید سعی کنید هر سال در ساعت ذکر شده و با آداب کامل بوسیله یک سوزن روی نقش کنده شده را دوباره خراش دهید.*اگر روی کاغذ نوشتید آن را باز نکنید و به کسی نشان ندهید و در آخرین چهارشنبه سال به آب روان بسپارید.]] 

و حتما یادشان رفته که بگویند و بنویسند که قبل از نوشتن آن خزعبلات , نگین را با شاش دختر باکره ای که پدرش نماینده مجلس باشد ولی رشوه نگرفته و اختلاس نکرده باشد  مطهر کنند و بشویند و قبل از انداختن آن به آب روان حتما دم کرده سنبل الطیب و گل گاو زبان را با شاش اول صبح روز سه شنبه یک پسر بچه نابالغ به نسبت سه به یک مخلوط  کنند و بنوشند و بروند خیالشان راحت باشد که حتما حاجتشان روا میشود و کارشان به اندازه لنگ های مکارم شیرازی گشاد میگردد  و گشادش پیدا میکند ...!


( در ضمن قبل از نوشتن این مطلب کامنتی هم بشرح ذیل برایشان فرستادم که مطمئنم نشر نمیشود :


  واقعا زشت و شرم آوراست که یک خبرگزاری که نام دانشجو را هم یدک میکشد , اینگونه به ترویج خرافات در جامعه یاری برساند و در اشاعه عقاید پوسیده و احمقانه گام در بیراهه و جهالت و ظلمت بگذارد ...از خودتان شرم نمیکنید ؟


که چنین مزخرفاتی را قابل نشر میدانید و با حماقت تمام این خزعبلات را در جامعه پخش میکنید !


من برای حرف خودم و شماتت و سرزنش و این لحن تحقیر آمیز با شما , دو دلیل دارم :


ای مفلوکان جهل زده و از خرد بدور مانده ,


اگر به خدا اعتقاد ندارید که باید بدانید گشایش در کار در سایه تلاش و کوشش است و بس .


و اگر به خدا اعتقاد دارید (( که من بعید میدانم )) پس چرا مثل احمق ها او را که روزی دهنده است و مقدار روزی هر کسی در نزد او محفوظ  و مشخص و مقدر است را ول کردید و از یاد او غافل شدید و دست به خایه علی و شیخ بهائی و مکارم شیرازی و دستمال و عقیق زرد و این مزخرفات شدید ؟


این مطلب مزخرف را بردارید و به خدا توکل کنید و دل به او بسپارید و جز از او از هیچ کس و ناکسی هم هیچ درخواستی نکنید و نخواهید که عین بلاهت است .

                                                                            مصطفی نیک کردار )

[[ «شرف‌الشمس» در روز ۱۹فروردین؛ آری یا نه؟

» سرویس: معارف و حقوق - دين و انديشه
کد خبر: 95011906487
پنجشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۵ - ۰۸:۳۳
0092.jpg

برخی اعتقاد دارند که حکاکی«شرف‌الشمس» در روز 19 فروردین ماه، وسعت روزی و توفیق در عبادت را به همراه دارد.

جدای از این موضوع که چقدر این مطلب واقعیت دارد و یا خیر؟ باید گفت که اگر می‌خواهیم در کاری موفق شویم ابتدا باید نفس خود را از بدی پاک و دور نگه داریم و پس از آن با توکل بر حضرت حق و پشتکار باید به خواسته دل خود برسیم.
(( بگو تو غلط میکنی وقتی از راست و دروغ چنین مهمی خبر نداری آنرا نشر میکنی !!))
به گزارش خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، با فرا رسیدن نوزدهم فروردین بار دیگر بازار نقره‌سازی‌ها و انگشترفروشی‌ها برای حکاکی «شرف الشمس» روی عقیق‌های زرد داغ می‌شود.
در باور عامیانه، «شرف‌الشمس» نگین انگشتری زردرنگ است که بعضی‌ها به نیت گشایش در کارها به دست می‌کنند. اما در واقع شرف‌الشمس سنگ نیست. بلکه دعایی منسوب به امام علی(علیه السلام) است که در روز نوزدهم فروردین با آدابی خاص می‌نویسند و نقشی رمزگونه را پشت انگشتر عقیق زردرنگ حک می‌کنند.
کارهایی که معتقدان به این مساله در چندسال اخیر انجام می‌دهند:
در روز 19 فروردین شکل «شرف‌الشمس» را از ساعت ۱۱ ظهر تا ساعت ۲۳ شب روی طلا، عقیق زرد و یا پارچه زرد کشیده و یا حک کرده و یا با خط زرد روی کاغذ و یا پارچه می‌نویسند و دعای آورده شده را خوانده و نوشته و بعد هر حاجتی که از خدا دارند را زیر دعا می‌نویسند و لای قرآن می‌گذارند.
- اما نقش‌های رمز گونه‌ای که شرف ‏الشمس نامیده می‏‌شود در کتاب «جنة‏الوافیه» مشهور به «مصباح کفعمی» آمده است. کفعمی در حاشیه کتاب می‏‌نویسد: «در بعضی از کتاب‏‌های علمای شیعه دیدم که این شکل از امیرالمومنین(علیه السلام) نقل شده است که وقتی عازم جهاد بود در بین راه که استراحت می‌کردند این شکل‌ها را بر روی سنگی حک کرد و فرمود: این رمز پیروزی ماست. به نظر می‏‌رسد بیان چنین نقلی محکم نیست چون سند این روایت تا امیرالمومنین(علیه السلام) ذکر نشده است.»
مرحوم شیخ بهایی هم همین شکل را در کتاب «سرّ المستتر» با اندکی تغییر آورده است. البته در کتاب‏‌های یاد شده این شکل به «شرف‏ الشمس» نامیده نشده است و احتمالاً تشخیص اساتید علم ختوم و اذکار این بوده که این شکل در شرف الشمس -که نوزدهم فروردین ماه است- نوشته شود که ساعت خوبی است و باعث تأثیر بیشتر این شکل خواهد بود.
در کتاب‌های اسلامی هم نقش شرف الشمس را شامل پنج اسم اعظم خداوند می‌دانند که آنها را کلمات مبارکه: الله، جمیل، رحمان، مۆمن و نور گفته‌اند و بجای نقش از پنج حرف اول آنها بصورت ا.ج.ر.م.ن می‌توان استفاده کرد.
از سنگ شرف الشمس برای چشم زخم، گشایش امور، برآورده شدن آرزوها، افزایش رزق و روزی استفاده می‌شود.
دعای شرف الشمس
بسم الله الرّحمن الرّحیم اَللّهُم اِنّی اَسئَلُکَ بِالهاءِ مِنْ اِسمِکَ الْاَعظَم و بالثَلآثِ العِصّیِ و بالالَفِ المُقَّّوِم و بِالمِیمِ الطَمیس الاَبتَر و بالسِّلمِ و بالاَربَعَه الَتِی هی کالکَفِ بِلا مُعصَم و بِالهاءِ المَشقُوقَه و بالواوِ المُعظَّم صوره اِسمکَ الشَّریفِ الاَعظَم اَن تُصَلِیَ علی سَیِّدِنا مُحمَّدِ وَ آلِهِ بعدد حروف ماجری بِالقلم و اَن تَقضِی حاجَتِی.
باور افراد معتقد به شرف‌الشمس درباره نوشتن دعا به این شرح است:
هیچ خطی دوبار کشیده نشود، سوراخ‌های ستاره و میم و ها و واو بسته نشود، خطوط ابتدا و انتهای ستاره یکدیگر را قطع نکنند، اندازه الف‌ها یکسان باشد، واو آخر روی تمام نقش کشیده شود، اگر روی کاغذ نوشته می‌شوند با گلاب و زعفران نوشته شوند.
*اگر از نگین استفاده می‌کنید سعی کنید هر سال در ساعت ذکر شده و با آداب کامل بوسیله یک سوزن روی نقش کنده شده را دوباره خراش دهید.*اگر روی کاغذ نوشتید آن را باز نکنید و به کسی نشان ندهید و در آخرین چهارشنبه سال به آب روان بسپارید.
اما: آیت‌الله مکارم‌شیرازی در پاسخ به استفتایی مبنی بر اینکه "آیا حرز شرف الشمس که به صورت اشکال مبهمی است و می‌گویند روز نوزدهم فروردین روی کاغذ زرد رنگی نوشته شود و آثار فراوانی دارد صحیح است؟" گفته است: حرز مزبور اعتبار ندارد و در روایات معتبر نیامده است و محتوای آن هم محتوای قابل ملاحظه‌ای نیست و سزاوار است مومنین و مومنات برای حفظ خود از آیات و روایاتی که از معصومین علیهم السلام در کتب معتبر وارد شده است استفاده نمایند.
همچنین درباره درستی و یا نادرستی این باور و نوشتن شرف الشمس روی کاغذ و یا نگین انگشتری با دو نفر از کارشناسان مذهبی نیز گفت‌وگو کردیم.
حجت‌الاسلام والمسلمین جعفری قائم‌مقام بنیاد فرهنگی مهدی موعود (عج) با بیان این‌که «درباره این مساله مطلب خاصی در مفاتیح‌الجنان و یا کتاب‌های معتبر وارد نشده است» گفت: لزوماً هر چیزی که در کتب تاریخی وجود داشته باشد به معنای تأیید آن نیست. به نظر بنده اینگونه کارها در دین اسلام جایگاهی ندارد و اصل را باید در وجود خود و بندگی خداوند بیابیم.
وی گفت: این کارها از روی بیکاری بشر است که در بین مردم و عوام ترویج پیدا کرده است. ما در زندگینامه ائمه (ع) دیده‌ایم که آنها انگشتری به دست می‌کنند و بر روی آن نگین‌ها مطالبی همچون «لا اله الاالله الملک الحق المبین» و یا « لا حول و لا قوة الا بالله» و امثال اینها دیده شده است ولی ما در کتب تاریخی سند روایی مبنی بر حکاکی شرف‌الشمس نداریم.
همچنین حجت‌الاسلام والمسلمین سیدهاشم بطحایی‌گلپایگانی با رد حکاکی شرف‌الشمس، گفت: این مساله از جمله مواردی است که در بین عوام ترویج داده‌اند. مثل سعدی و نحسی عدد 13 که اصلاً صحت و سقم ندارد. ما در روایات اسلامی روایات محکمی برای انگشتر عقیق یمانی داریم ولی در مورد این دعا مطلب محکمی وجود ندارد.
انتهای پیام   کد خبرنگار: 71461   برچسب : شرف‌الشمس
http://www.isna.ir/fa/news/95011906487/-شرف-الشمس-در-روز-۱۹فروردین-آری-یا-نه 

 بد نیست به دو کامنت مخاطبان این سایت در مورد این مطلب هم نگاهی بیندازید:

● تعداد‌ نظرات (2)

محمدمرادي  | پنجشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۴ |  پاسخ


ذكر مداوم: يا كريم ويا مقيت. براي ازدياد روزي بسيار موثر است.


مرضيه همتي  | پنجشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۵ - ۰۹:۲۶ |  پاسخ
سپاس از اطلاع رساني خوب شما 

چهارشنبه، فروردین ۱۸، ۱۳۹۵

نباید گفت معلم فداکار بلکه باید گفت معلم مظلوم , معلم بیچاره...

 نباید گفت معلم فداکار بلکه باید گفت معلم مظلوم , معلم بیچاره...  


 
حمیدرضا گنگو زهی، «معلم فداکار» امروز و «معلم خرید خدمتی» دیروز ما هفت ماه حقوق ۴۵۰ هزار تومانی خودش را نگرفته بود .

در اینکه همه معلمان فداکارند و از جان خودشان برای فرزندان ما مایه میگذارند هیچ شکی نیست و گل سرسبد این معلمان فداکار , حمیدرضا گنگو زهی، معلم مقطع ابتدایی روستای نوکجو بود که با فدا کردن جان خودش جان چند دانش آموز را نجات داد و بر این حقیقت صحه گذاشت .


شرح واقعه را از زبان عبدالغفور شهنوازی دوست و همکارش بشنوید :


[[  «15 فروردین بود. چهاردهم شب، باران شدیدی آمد. صبح هم طوفان بود و گردباد. زنگ تفریح با حمیدرضا در حیاط مدرسه مراقب بچه‌ها بودیم. دیوار خشت و گلی و مدرسه، نم کشیده بود و داشت می‌ریخت. حمیدرضا متوجه شد. بچه‌ها کنار دیوار داشتند بازی می‌کردند. داد زدیم. صدا به صدا نمی‌رسید. دویدیم به سمتشان. همین که با حمیدرضا بچه‌ها را کشیدیم کنار، دیوار ریخت. حمیدرضا ماند زیر آوار و سرش ضربه خورد. من نجات پیدا کردم و فقط پای چپم شکست».]]


اما درد اصلی اینجاست و شنیدن و خواندن این مطلب قلب انسان را بیشتر بدرد می آورد :


[[  به گفته برادر همسرش «حدود شهریور بود که ضمن خدمت استخدام شد. در این 7 ماه هم مزه حقوقش را نچشید. ماهی 450 هزار تومان بود که نداده بودند. با یک بچه مریض، سخت بود برایش. تنها شانسی که داشت این بود که بیمه شده بود».  حالا همسر 25 ساله حمیدرضا مانده و 2 یادگار؛ «یسنا» و «عسل». دایی بچه‌ها می‌گوید: «یسنا 2 ساله است و عسل 4 ساله. یسنا مشکل قلبی دارد. خدابیامرز دار و ندارش را خرج این بچه می‌کرد.» ]]


: http://www.isna.ir/fa/news/95011806266/-معلم-فداکار-چقدر-حقوق-می-گرفت

با خط فقر میلیونی فقط ۴۵۰ هزار تومان و آنهم ۷ ماه بود که حقوقی نگرفته بود ...

هفت ماهی که او حقوق نگرفته بود و دیگر همکارانش و معلمان معترضی که فقط بخاطر بیان مشکلات خودشان و اعتراض صنفی و نارضایتی از این وضعیت و و عدم رسیدگی به مشکلات و اظهار کم بودن حقوق و مزایای این قشر شریف و ارزنده در زندان نظام مقدس جمهوری اسلامی بسر میبرند و ساکن زندان هستند.


براستی به حمید رضا گنگو زهی نباید گفت معلم فداکار بلکه باید گفت معلم مظلوم , معلم بیچاره ...


یعنی به تمام معلمین و همه افراد این قشر زحمتکش و فداکار باید گفت : مظلوم و بیچاره.


 شرم کنید و معلمان دربند را آزاد سازید و به خواسته های آنها رسیدگی کنید .

خجالت بکشید و سازندگان آینده و آینده گان کشور را از زندان جهل و ترس و حماقت خودتان رها کنید.




 

دوشنبه، فروردین ۱۶، ۱۳۹۵

« اقتصاد مقاومتی و اقدام و عمل » با این ارقام و آمار ؟!

     « اقتصاد مقاومتی و اقدام و عمل » با این ارقام و آمار ؟!


شاید بسیاری از ما ندانند که علت اصلی این درجا زدن و گاه عقب ماندگی و پسروی کشور و نچرخیدن چرخ های اقتصادی   مملکت ما در چیست و در کجاست ؟

و چرا با وجود این همه شعارهای زیبا و فریبنده که اول هر سال که از دهان رهبر مملکت گرفته تا بقیه مسئولین و مدیران نظام میبینیم و میشنویم , نه تنها پیشرفتی حاصل نمیگردد بلکه شاخص تورم بالاتر رفته و گرانی و فقر بیشتر میشود و کارخانجات صنعتی  و تولیدی بیشتری ورشکسته میشوند و دست از فعالیت میکشند و همچنان تعداد بیکاران ما افزایش می یابد ؟؟!


باید خدمت این دسته از هم میهنان و شهروندان عزیز عرض کنم که یافتن علت آن بسیار ساده و دلیل آن بسیار واضح و آشکار است !!


برای مثال شما به فرموده جناب رهبر که امسال را سال اقتصاد مقاومتی و اقدام و عمل نامگذاری کردند دقت کنید و سپس به آمار و ارقام و گزارش رسمی ارائه شده   « مركز آمار ايران» نیز توجه بفرمائید تا بسادگی علت این نابسامانی اقتصادی و بلبشوی سیاسی و ناهنجاری های اجتماعی را بفهمید و بدانید :


سال اقتصاد مقاومتی و اقدام و عمل با ؛


[[       آمار تکان‌دهنده از متوسط زمان سپری شده در یک روز مردم ایران 


 تابستان سال ١٣٩٤ فرصت خوبي براي استراحت مردم ايران بوده است. فرصتي كه همه مردم بالاي ١٥ سال به‌طور متوسط روزانه ١٣ ساعت و ٣٩ دقيقه به «نگهداري و مراقبت شخصي» مي‌پرداخته‌اند و تنها ١٤ دقيقه صرف «آموزش و فراگيري» مي‌كردند. در تابستاني كه گذشته زنان و مردان در مجموع و به‌طور متوسط روزانه تنها دو ساعت و ٤٦ دقيقه «كار» مي‌كرده‌اند.


اينها را نه «روزنامه اعتماد» بلكه «گزارش مركز آمار ايران» مي‌گويد.

آماري در نوع خود تكان‌دهنده؛ نه از آن رو كه «استراحت و مراقبت شخصي» امري نكوهيده باشد، بلكه از آن‌رو كه «آموزش و فراگيري»، به‌طور مستقيم «شاخص توسعه انساني» را نشانه مي‌گيرد.

در سوي ديگر هم «كار و فعاليت شغلي»، «ميزان توليد ناخالص داخلي/ملي» را هدف مي‌گيرد. هرچند اين همه ماجرا نيست؛ نرخ بيكاري، رونق اقتصادي و در نهايت رشد و توسعه اقتصادي هم در گرو انجام فعاليت اقتصادي مردم يك كشور است.
شاخص توسعه انساني اگرچه به ظاهر ارتباطي با مسائل اقتصادي ندارد، اما بررسي مولفه‌هايي كه در اين شاخص ارزيابي مي‌شوند نشان مي‌دهد كه نقش مسائل رفاهي و اقتصادي در آنها بسيار پررنگ است.


اين شاخص آخرين بار در سال ٢٠١٤ ميلادي در جهان اندازه‌گيري و نتايج آن اعلام شده است. ١٨٧ كشور در اين سال از نظر شاخص‌هاي توسعه انساني بررسي شده‌اند و جمهوري اسلامي ايران از رتبه ٧٣ به ٧٥ نزول كرده است.]]

اما وحشتناک ترین قسمت این حقیقت آماری , مربوط به امید داشتن به مقوله نیکوکاری و از خودگذشتگی و خیریه میباشد ؛


[[  اين آمار نگران‌كننده به خوبي نشان مي‌دهد كه تنها دو صدم ثانيه از وقت مردم ايران در روز براي انجام «فعاليت‌هاي داوطلبانه و خيريه» صرف شده است. مردم ايران در اين تابستان تنها يك ساعت و شش صدم ثانيه از وقت‌شان را در روز به مشاركت اجتماعي اختصاص داده‌اند. ]]


که با این دیدن این رقم و مشاهده حال و روز ملت , دیگر آب پاکی بر روی دستان ما ریخته و تکلیف ما را کاملا روشن میسازد ...!


و با این حساب و در خوشبینانه ترین حالت , باید قبول کنیم که یا رهبران و مسولین نظام ما چیزی از آمار و ارقام سرشان نمیشود و نمیفهمند و یا خودشان و مردم مسلمان غیور و آگاه و امت همیشه در صحنه را سر کار گذاشته اند !

حالا فهمیدید که چرا برای مردمی که بیش از هشتاد درصد آنها با سیلی صورت خودشان را سرخ و آبروداری میکنند و سال به سال دریغ از پارسال است و هر سال افسوس سال گذشته را میخورند و ۳۷ سال است که برای آنها هیچ سال جدیدی بهتر از سال قبل نبوده است ؟! 


دوستانی که مایل هستند در این مورد بیشتر بدانند به منبع خبر در آدرس زیر مراجعه کنند :


 
http://www.parsine.com/fa/news/279813/آمار-تکان‌دهنده-از-متوسط-زمان-سپری-شده-در-یک-روز-مردم-ایران 

سه‌شنبه، فروردین ۱۰، ۱۳۹۵

برای عراقی ها هم نیروگاه میسازیم و هم سوخت آنرا تأمین میکنیم!

 برای عراقی ها هم نیروگاه میسازیم و هم سوخت آنرا تأمین میکنیم!
 


میگویم صدهزار مرتبه خدا را شکر که ما با یک میلیون کشته و معلول و شیمیائی و موجی و آواره , در مقابل برادران مظلوم عراقی هشت سال " دفاع مقدس " کردیم , اگر هشت سال حمله مقدس میکردیم لابد حالا باید برای برادران مظلوم عراقی رختخواب پهن میکردیم و بادشان میزدیم ...!

واقعا خدا شانس بدهد , چون نظام مقدس جمهوری اسلامی هم برایشان راه و جاده میکشد و مدرسه و خانه بنا میکند و هم نیروگاه میسازد و هم سوخت نیروگاه های آنها را تامین میکند !!

قطر هم گاز میفروشد و ما هم گاز میفروشیم !

به گزارش خبرگزاری تسنیم :

[[   تفاهم‌نامه صادرات گاز ایران به کشور عراق در سال 88 به امضا رسید. دو سال بعد، این تفاهم‌نامه به قرارداد تبدیل شد. بر اساس این قرارداد، ایران متعهد شد که روزانه 25 تا 35 میلیون متر مکعب گاز به عراق صادر کند که مقصد این گاز دو نیروگاه "المنصوره" و "الصدر" است.

آبان ماه سال گذشته نیز دومین قرارداد صادرات گاز ایران به عراق به امضا رسید تا روزانه 25 تا 40 میلیون مترمکعب گاز برای تأمین سوخت نیروگاه "شط البصره" ارسال شود.
اگر چه طبق قرارداد نخست، باید صادرات گاز ایران به عراق از سال 2013 آغاز می شد، اما به دلیل مسائل امنیتی در کشور عراق ساخت خط لوله در این کشور مطابق با برنامه پیش نرفت. در پایان سال 94 و آغاز سال 95 قرار بود شاهد آغاز صادرات گاز ایران به بغداد برای تأمین گاز دو نیروگاه "المنصوره" و "الصدر" باشیم؛ اما آماده نبودن طرف عراقی، آغاز عملیات صادرات گاز را به هفته های آتی موکول کرد.
نکته جالب توجه در موضوع صادرات گاز به کشور عراق این است که در هر دو قرارداد به امضا رسیده، وزارت برق عراق طرف قرارداد وزارت نفت ایران بوده نه وزارت نفت عراق. به عبارتی عراق به منظور تأمین سوخت مورد نیاز نیروگاههای این کشور گاز ایران را خریداری می کند و هدف از خریداری گاز از ایران، تأمین سوخت گرمایشی در فصل سرما و یا مصرف در بخش خانگی نیست.
از سوی دیگر، در ساخت نیروگاههای الصدر، شط البصره و المنصوره، شرکت های ایرانی حضور فعالی داشته اند و در واقع ما هم سوخت مورد نیاز نیروگاههای عراق را تأمین می کنیم و هم برای این کشور نیروگاه می سازیم تا این سوخت تبدیل به برق شود و مردم عراق از این برق بهره مند شوند و در نهایت چیزی که در درازمدت عاید ایران می شود، درآمد حاصل از فروش خام گاز طبیعی است.

سوالی که اینجا به ذهن می رسد این است که آیا نمی توانستیم با استفاده از توان بخش خصوصی ایرانی که در ساخت نیروگاههای عراق مورد استفاده قرار گرفته، ظرفیت های تولید برق در داخل کشور را ارتقا دهیم و با تبدیل سوخت گاز طبیعی به برق در داخل کشور و صادرات این برق به عراق، ارزش افزوده ای به قراردادهای دوجانبه ایران و عراق در این بخش می دادیم؟
و در واقع در درازمدت به جای درآمد حاصل از فروش خام گاز طبیعی به عراق، درآمد حاصل از فروش برق به این کشور را افزایش می دادیم؟

Gas to Wire (صادرات گاز با سیم) عنوانی است که امروزه در سطح برنامه ریزی های کلان کشورهای دارای منابع گاز طبیعی جهان دیده می شود؛ اما ایران در این بخش نتوانسته آنطور که باید برنامه ریزی کند و هر زمان که در این راستا اقدامی صورت می گیرد، با ناهماهنگی های وزارت نفت و وزارت نیرو این اقدامات به بن بست می رسد.]]



من نمیدانم این برادران مظلوم عراقی چرا غرامت جنگ را حساب نمیکنند و از ما نمیگیرند ؟!

و چرا در این مورد با بزرگواری چیزی نمیگویند و اصلا آنرا بروی ما نمی آورند ؟!!


قربان امام حسین بروم که برای دیدن قبرش باید اینهمه خفت تحمل کنیم و این همه باج بدهیم ...!


به خدا اگر این پولهائی را که تابحال به عراقی ها باج دادیم و خرج کردیم را جمع میکردیم , میتوانستیم با آن حداقل ۵تا کربلا بخریم !!


     
 

سه‌شنبه، فروردین ۰۳، ۱۳۹۵

وقتی وزیر ارشاد به مخاطبانش فیلترشکن معرفی میکند !

   وقتی وزیر ارشاد به مخاطبانش فیلترشکن معرفی میکند !

خودتان ببینید ,  این نظام مقدس همه کارهاش همینجوریه , فقط بعضی هاش دیده میشه مثل این یکی  و خیلی هاش دیده نمیشه ...!

 
بهار پر طراوت طبیعت !!!
بهار پر طراوت طبیعت ؟!!
بهار پر طراوت طبیعت ؟؟!
بهار پر طراوت طبیعت ؟؟؟
<><ء{<>؟_@&%$#"|~=
 

چهارشنبه، اسفند ۲۶، ۱۳۹۴

جای خالی روسها و شهید سازی و شهید بازی جمهوری اسلامی

 جای خالی روسها و شهید سازی و شهید بازی جمهوری اسلامی



دنیای سیاست هم دنیای جالبی هست مثلا همین آقای پوتین هست که نزدیک دهساله پول موشکهای  اس -  ۳۰۰  را گرفته ولی هنوز هم آنها را تحویل نداده و چند وقت پیش اومد خدمت رهبر انقلاب فرزانه  و یک قرآن تقلبی انداخت و از تپه خربزه و کوه آناناس و رود  میوه شب ضیافت دیدن کرد و گفت من عیسی مسیح را تو تهران دیدم و پشت بندش رفت به عربستان اس  ۴۰۰  فروخت...!

و باید یادتون باشه که همین آقای ولادیمیر همچین گفت ما پای سوریه می ایستیم و رفت هر چی آشغال بمب ته انبارشون بود را ریخت رو سر مردم سوریه و هر چی نخاله تسلیحات هم دا شت کرد تو پاچه رفیقش " بشاراسدوفسکی" و هر چی مامور و مهره سوخته و ژنرال الکلی هم داشت فرستاد سوریه و سربه نیستشون کرد و آقایون چنان خرکیف شدند که  حسین بازجو نوشت ؛ متحد استراتژیکی ما !!


و جمهوری اسلامی یک تنه مسئولیت جبران کمبودهای حاصله از تحریمهای اروپا را در روسیه تقبل کرد و گندم های وارداتی را صلواتی هدیه کرد و انقدر ماست به روسیه فرستاد که زیادی اومد و نصفش ترش شد ولی  قرار هست با اون دوغ " آبعلی اف " بزنند و صادر کنند به عربستان و شیخ نشین های خلیج پارس و در آمد حاصله از فروش را هم صرف بیخانمان های مسکو بکنند...

و متوهمین ولایت و برادران ارزشی بعد از دیدن این علامت ظهور رفتند بالای پشت بام و به ماه نگاه کردند و فردایش در مجموعه پوسترهای " این جمعه می آید "  ظهور امام زمان , عکس پوتین در حالیکه چفیه دور گردنش انداخته و بیرق سبز ادرکنی  دردست گرفته و در کنار امام زمان ایستاده را چاپ کردند و نوشتند : او منتظر تاواریش ( دوست بزبان روسی ) بود , تاواریش آمد , پس او حتما همین جمعه می آید ...


وخیلی ها میگفتند که بی برو برگرد امسال اهل بیت آقا باتفاق اهل و عیال پوتین سیزده بدر را در کنار رودخانه جاجرود دمشق مهمان بشار اسد هستند  و داشتند در بحارالانوار و تفسیرالمیزان و اصول کافی دنبال روایات و احادیث مربوط به آن میگشتند...


که همین جناب پوتین اومد و خیلی یهوئی و رک و روراست و بدون هیچ تعارف و رودربایستی گفت : ما در سوریه و از طریق سوریه , تقریبا به همه اهداف و خواسته های خودمان رسیدیم و باقیش هم  سهم مرده خور ها و مال بد گور بابای صاحبش و دستور داد تمام نظامیان روسی خاک سوریه را هم ترک کنند...!!


البته آقای پوتین همزمان با این حرکت خودش بخاطر ناراحت نشدن حسن عباسی استراتژیست جمهوری اسلامی که طرح " ای ارزشی ها , هر جا رفتید لحاف تشک خودتونو هم ببرید " و برای دلخور نشدن پور ازغدی که استراتژی " هر آخوند یک مرغ و هر مرغ در سوریه یک لانه و جوجه کشی اسلامی " را داده بودند و اهداف بلند مدت داشتند , و حرف از جنگ میان تزارها و سلاطین عثمانی و حرف چگونگی استفاده کردن از این برخورد را میزدند و میکردند , یک نامه ابراز همدردی بخاطر قربانیان بمبگذاری آنکارا برای برادران کشور دوست و همسایه ترکیه عزیز فرستاد و خواستار همکاری و روابط بیشتر با آنها شد.


 ولی من میدونم و مطمئن هستم که این آقایون حتما در کمال حماقت و در نهایت وقاحت به این نتیجه میرسند که این یک مساله هم یک موهبت الهی و یک فرصت سیاسی هست که خدا رسانده و برای آماده سازی حکومت امام زمان باید از آن بهره ببرند و جای خالی سربازان روسی را با شهید سازی و شهید بازی پر کنند !  


 واقعا آدم حیرون میشه که در دنیای جالب سیاست  یک جماعت چقدر میتوانند خر و نفهم و نادان باشند و یا یکنفر چرا و چگونه اینقدر زبر و زرنگ و تیز و بز هست !؟



 

یکشنبه، اسفند ۲۳، ۱۳۹۴

حقوق رزمندگانی هم که در سوریه میجنگند ازآن‌هایی که با عراق جنگیدند بالاتراست

 حقوق رزمندگانی هم که در سوریه میجنگند ازآن‌هایی که با عراق جنگیدند بالاتراست



بدبخت رزمندگان جان بر کفی که در جنگ هشت ساله ایران و عراق در مقابل دشمن بعثی سابق و برادران مظلوم عراقی کنونی از خاک میهن  و ناموس خود دفاع کردند و در این راه جان باختند !

چرا که در آخرین اعلام و آمار رده بندی جدول ارزشی و کاسبکارانه سردار مسعود جزایری به رده پائین تری از رزمندگان ایرانی و افغانی که اینک در سوریه میجنگند سقوط کردند و از قیمت و ارزش و بهای کمتری نسبت به آنها برخوردار شدند !!


سردار مسعود جزایری که با بالا رفتن از پلکان جنازه جوانان ایرانی به درجه سرداری رسیدند و روی خودشان را با خون کشته شدگان و شهدای جنگ سرخ نگهداشتند و نسبت به تعداد  شهدا و جوانانی که در جنگ به کشتن دادند به اینجا رسیدند و تمام این پست و مقام و منصب و درجه که به آن رسیدند از صدقه سر همان شهامت ها و شهادت های رزمندگان جنگ هشت ساله میباشد , برای این شکر خوری یامفت  خودشان چنین دلیلی آوردند :


[[ ما اگر در خرمشهر می‌جنگیدیم چه‌بسا که عرق سرزمینی هم داشتیم، کسانی که از افغانستان و ایران و سایر کشورها می‌روند و در سوریه مقابل بدترین دشمنان اسلام که به ریشه اسلام خدشه می‌زنند می‌جنگند چه‌بسا ارزش‌شان بالاتر از رزمنده‌ها و شهدایی هستند که در دوران دفاع مقدس جان دادند.]]




(( البته دوستان توجه داشته باشند که منظوراین سردارک پلشت از دشمنان اسلام , همانا مردم بدبخت و مسلمان سوریه و آن کسانی هستند که در زیر بیرق لااله الاالله و محمد رسول الله مشغول دشمنی با اسلام میباشند هست !)) 


فقط نمیدانم چرا این سردارک  خائن و جنایتکار بوضوح نمیگوید که این رزمندگان باارزش ایرانی و افغانی بیشتر بخاطر حقوق هائی که از ماهی دو میلیون تا بیست میلیون تومان در نوسان است , هم اینک در سوریه مشغول جنایت و سرپا نگهداشتن بشار اسد میباشند و حتما بخاطر همین هم باارزش تر هستند !


آخر خدا شاهد است که رزمندگان جنگ هشت ساله حتی کرایه اتوبوس مرخصی خودشان را از جیب میدادند  و بیشتر سربازان ارتش هم همان حقوق  ۳۳۳۰ ریالی خودشان را نمیگرفتند و به جبهه ها هدیه میکردند .

من هر چه فکر کردم فقط این دلیل به مغزم رسید مگر آنکه...


مگر آنکه شاید این مارمولک یعنی جناب سردارک جزایری خواسته باشند با باارزش تر نشان دادن جنگ نامربوط و غیر میهنی و مسلمان کشی سوریه  بتوانند تعدادی دیگر از جوانان ساده دل و زودباور این مملکت را فریب دهند تا از آنها گوشت مفت دم توپ و مهمتر از آن , شهیدانی  برای نمایش های خیابانی " تشیع جنازه شهدا " برای بازی با احساسات مردم و فریب اذهان عمومی از دادگاه های مفاسد اقتصادی مدیران زحمتکش نظام , که میدانیم از نان شب هم برای جمهوری اسلامی واجب تر است , بسازند و آماده کنند !!

خلاصه هر کسی  باید از یک راهی نان بخورد و مقامش را حفظ کند دیگر ...!


 

جمعه، اسفند ۲۱، ۱۳۹۴

چند روز پیش روز زن بود...

                    چند روز پیش روز زن بود...



بعضی از مردها خیلی خوب میدانند که دقیقا روز هشتم مارس روز زن است .

دسته ای دیگر از مردها چند روز بعد , پس از خواندن اخبار مربوط به روز زن و نوشته های دیگران متوجه میشوند که هشت مارس روز زن بود .


گروهی دیگری  از مردان برایشان هیچ فرقی ندارد و اصلا مهم نیست که که روز زن , خواه روز هشتم مارس باشد یا شانزدهم ربیع الاول یا بیستم جمادی الثانی .


و عده دیگری از آقایان هم پس از آنکه متوجه میشوند روز زن بوده یا هست , سری تکان میدهند و زیرلب میگویند : زن رو چه به این حرفها ؟ روز زن فقط یک روز وآن هم روز میلاد بتول زهرا دختر پیامبر اسلام عزیز هست و بس .


راستش را بخواهید من از دسته دوم هستم و البته بخاطر این نوع مرد بودنم و نگاهم به روز زن , دلایل کافی و قانع کننده ای هم برای خودم دارم ولی باور کنید با آنکه میدانم اولین ایرانی دریافت کننده جایزه نوبل و اولین فضانورد ایرانی همین زنان ایرانی هستند نه مردان ایرانی  و بنده شخصا به این مساله افتخار میکنم و بر خود میبالم , در طی این چند روز گذشته بیشتر فکرم در مورد زنان ایرانی بود و اکثر مطالب و نوشته ها در مورد این روز را هم در سایت های مختلف دنبال کردم و خواندم ولی هر چه در موتورهای جستجوگر اینترنتی گشتم و جستجو کردم هیچ سازمان و نهادی که واقعا مربوط به جنبش زنان و یا بطور رسمی و خیلی جدی مدافع حقوق زنهای ایرانی باشد را پیدا نکردم و ندیدم (( شاید خوب نگشتم و وقت زیادی صرف نکردم !)) وبا آگاهی از سرکوب آن دو کمپین زنان و برخورد و شدت عمل در دنیای حقیقی , از کم بودن مطالب و صفحات مربوط به زنان و جنبش زنان و حقوق زنان ایرانی در دنیای مجازی و ویکیپدیا بشدت شگفت زده شدم!        


باری  در وبسایت " توانا " به  مجموعه درس هایی در مورد حمایت از حقوق  زنان در ایران با همین تیترکه مجموعه نوشتاری همراه کلیپ های ویدوئی در ده جلسه از خانم مهرانگیز کار میباشد برخوردم که خواندن آنرا بر هر زن ایرانی واجب و لازم میدانم و به دیگران نیز پیشنهاد میکنم که حتما آنرا بخوانند. 



آدرس : https://tavaana.org/fa/content/%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86

هر چند که بعلت کمبود وقت موفق به دیدن کلیپ های ویدوئی نشدم اما با خواندن کلیه نوشته ها به نکات عجیبی برخوردم و با گفته ها و راهکار هایی  مواجه شدم که امیدوارم یا خانم مهرانگیز کار در مورد آنها با شفافیت بیشتری سخن بگویند و در آنها تجدید نظر کنند و یا فعالین و خانم های دیگر راهکار هائی بهتر و کم هزینه تر و کم تنش تر برای بدست آوردن آزادی و احقاق کلیه حقوق انسانی و حقوق زنان در ایران از خودشان ارائه دهند.

در تمام گفته های برحق اعلام شده خانم مهرانگیز کار در مورد تبعیض و تحقیر و آزار و پایمال شدن حق زنان ایرانی , ما به نقصان احکام اسلامی و تعارض آن با قانون اساسی و قوانین بین المللی و نگاه اعمال شده تبعیضی اسلام به زنان بر میخوریم .

و تمام تلاش و کوشش خانم کار نیز درتحلیل و تفسیر این احکام و قوانین و بیان آن به زبان ساده و همگان فهم و در راستای روشنگری در این زمینه و بیان ایرادات  و نقصان و اشکالات و کمبودهای همین قوانین و احکام اسلامی میباشد.


اما در مواردی از فرموده های خانم مهرانگیز کار مانند :


[[ متاسفانه به علت عدم تعادل بین حق طلاق زن و مرد، در بیشتر پرونده ها زن برای اخذ طلاق مجبور می شود همه حقوق مالی خود را بذل و بخشش کند. زنان ایرانی در حال حاضر از مهریه های بالا همچون ابزاری برای طلاق استفاده می کنند.]]


برمیخوریم که یا ایشان از افراط زنان (( در مهریه قرار دادن  یک کیلو بال مگس و چند لیتر اشک چشم مورچه و دست و پا و قلب )) در استفاده از  این ابزار بی خبر هستند ویا از عواقب و نتایج این راهکار و که تعداد چند ده هزار مرد زندانی مهریه هست ناآگاه و غافل میباشند ! 


چرا که ایشان در اینجا تاکید میکنند که :


[[ از آنجایی که نظام حقوقی در ایران حقوق برابر برای زن و مرد قائل نشده و وضعیت زن در خانواده پس از ازدواج بسیار متزلزل می‌باشد، زنان می‌توانند با قید کردن برخی‌ شروط در ضمن عقد ازدواج (نکاح)، یک سری امتیازاتی بگیرند و دست آخر به زنان توصیه می شود که تعدادی شروط دیگر را بر شروط چاپ شده در عقدنامه ها اضافه کنند و به امضای شوهر برسانند]]


که باید به خانم مهرانگیز کار گفت که : خانم محترم طبق فرموده های خودتان تمامی اشکالات و معایب و تبعیض ها از اجرای احکام اسلامی و فقیهان جاهل میباشد آنگاه شما پیشنهاد تسمه بر گرده مردان کشیدن میدهید و به زنان توصیه میکنید که در ازای کاستی قوانین و نقصان احکام اسلامی شرط و شروط در عقد نامه ها را بیشتر کنند و انتقام این نابرابری ها را از شوهرانشان بگیرند؟


و باید از ایشان پرسید که آیا مشکل زنان ایرانی با گرفتن این امتیازات ! و نهادن این شروط و اجرای این توصیه برای شوهران بدبختشان برطرف میگردد و این احکام اسلامی کامل و درست میشود و کلیه تبیعض ها مرتفع میگردد ؟


و آیا شما درک و فهم تمام زنان ایرانی را در برداشت از گفته ها و توصیه ها ی خودتان  یکی و یکسان میدانید ؟    

در زمینه محدودیت تحصیلی و سهمیه های جنسیتی ایشان با استناد به این گزارش :


[[ در گزارش دفتر مطالعات اجتماعی مرکز پژوهش های مجلس آمده است از سال ۱۳۶۲ تعداد شرکت کنندگان زن در کنکور از ۴۲ درصد به ۶۵ درصد و میزان پذیرفته شدگان نیز از ۳۲ درصد به ۶۵ درصد افزایش یافته است. سازمان سنجش در سال ۸۵ برای ۲۶ رشته و در سال ۸۶ برای ۳۹ رشته با اعمال سیاست متناسب سازی آزمون سراسری، ضرایبی به صورت ۳۰ تا ۴۰ درصد مرد، ۳۰  تا ۴۰ درصد زن و مابقی به صورت رقابتی با هدف توزیع دانشجویان بر حسب جنسیت اعمال کرده است.   به عبارت دیگر اکنون کنکور تنها ملاک تشخیص صلاحیت و شایستگی افراد برای ورود به دانشگاه ها نیست و نظام آموزشی با هدف کاهش تعداد دختران در دانشگاه ها قائل به اعمال سهمیه های جنسیتی شده است ]]


چنین نتیجه گیری میکنند و این مطلب را بسیار مهم میدانند و نشان میدهند و میگویند  :

[[ مطلب مهمی که باید به آن اشاره شود این است که زنان و دخترانی که از حق تحصیل در رشته مورد دلخواه خود محروم می شوند در آینده نیز نمی توانند در شغل مطلوب خود مشغول به کار شوند و نقشی منفعل در جامعه خواهند داشت که به خانه داری و خانه نشینی آن ها ختم می شود. نه اینکه خانه داری فی النفسه اشکالی داشته باشد: نادیده گرفتن حق تحصیل و به دنبال آن حق کار کردن نقض حقوق اولیه انسان هاست و در ایجاد و اشاعه فرهنگی که زن را صرفاً در قالب همسر و مادری مهربان که وظیفه ای جز آشپزی، نظافت منزل و تربیت فرزندان ندارد، کمک می کند.  ]]


آیا واقعا خانم مهرانگیز کار تربیت فرزندان را همپای آشپزی میدانند  و چنین نکته مهم و حیاتی را همطراز و همسطح نظافت منزل میبینند و تصور میکنند ؟!

من با آنکه قبلا در نوشته و ایمیلی در پاسخ برای نوشته ایشان در مورد حجاب اجباری (( که بعلت نبودن و وجود نداشتن هیچ نشان و آدرسی از خانم کار آنرا  به سایت نشر و پخش کننده همان مطلب فرستادم )) از خانم کار پرسیدم و دوباره میپرسم که :


 اگر در این سی و شش سال که زنان تمام نیروی خود را برای مبارزه با حجاب اجباری صرف کردند و هزینه های گزافی هم بابت آن پرداختند و نه تنها به جائی نرسیدند بلکه از رفتن به ورزشگاه ها هم منع شدند , در طی همین سی و شش سال  وقت و نیروی خود را صرف آموزش و تربیت فرزندانی میکردند که با حق و حقوق زنان آشنا بودند و نگاه متفاوتی به زنها نداشتند و تبعیض جنسیتی را زشت و ناپسند میدانستند و اینگونه در دامن مادرانشان پرورش میافتند و به آنها یاد میدادند که به خواسته های زنان احترام بگذارند , آیا اینک  زنان ایرانی وضعیت بهتری نداشتند و دیگر همه مشکل آنها بیرون ماندن چند تارموی آنها از زیر روسری هایشان نبود؟؟
     

  
 و من بسیار درشگفتم و برایم عجیب است که:


چگونه ایشان این مطلب مهم را در همان نوشته های خودشان آورده اند و نشر گردیده را نادیده گرفتند و آنرا قابل  ندانسته اند  و چرا خانم مهرانگیز کار  به نکته ای به این مهمی توجه نکرده و به آن نپرداخته اند ؟


[[ مرکز پژوهش ها در گزارش خود اشاره کرده است که افزایش نسبی دانشجویان دختر باعث ایجاد عدم تعادل در خانواده ها می شود.  هچنین در مقدمه این گزارش آمده است آموزش مادران باعث بهبود آموزش، تغذیه و بهداشت کودکان می شود و هر چه میزان تحصیلات مادران بیشتر باشد تعداد کودکان کمتر است.  بدیهی است که یک مادر تحصیل کرده  بهتر می تواند فرزندان خود را آموزش دهد و به عنوان الگو در شکل گیری افکار و رفتار کودکان خود موثر باشد. کنترل زنان از طریق اعمال سیاست های تبعیض تحصیلی در مقطع دانشگاهی آسان تر از کنترل نسل جدیدی از فرزندانی است که ثمره تربیت مادرانی تحصیل کرده هستند و با آگاهی از حقوق خود در پی احقاق آن برای خود و زنان جامعه خود می باشند.]]


امیدوارم خانم مهرانگیز کار به این نکته توجه کافی را مبذول بدارند و با زبانی ساده و همگان فهم این مهم را تشریح  کرده و در این مورد با زنان گفتگو و روشنگری کنند: 

کنترل زنان از طریق اعمال سیاست های تبعیض تحصیلی در مقطع دانشگاهی آسان تر از کنترل نسل جدیدی از فرزندانی است که ثمره تربیت مادرانی تحصیل کرده هستند و با آگاهی از حقوق خود در پی احقاق آن برای خود و زنان جامعه خود می باشند.




چهارشنبه، اسفند ۱۹، ۱۳۹۴

بهره بردن ازفرصت های نامحدود !

                           بهره بردن ازفرصت های نامحدود !


در مورد این خبر من هیچ تحلیل و تفسیر و انتقادی ندارم ,  فقط از شما خواهش میکنم به جملات و کلماتی که در اصل خبر در گیومه [ ] قرار دارند دقت کنید و این جملات را با بلوای حمله اوباش به سفارت انگلیس و مخالفت های برخی آقایان با انگلیس و یا در همین قشقرق اخیر دخالت انگلیس و بی بی سی و لیست انگلیسی ها در انتخابات مجلس و غیره مطابقت کنید و بسنجید و آن را بیاد داشته باشید تا بعدها و در آینده ای نه چندان دور شاید در رقابتهای انتخابات بعدی ,  در زیرآب زنی و افشاگری های نمایندگان مجلس و یا پرده دری های وزرا و یا دعوا های وکلا , از این سفر بزرگترین هیئت تجاری انگلیس به ایران (( برای بهره بردن از رفع تحریم های ایران و آن فرصتهای نامحدود)) حکایت ها بشنوید و بدانید که  ؛

چه کسانی  رشوه گرفتند ؟! 


چه کسانی زدوبست کردند ؟!


چه اشخاصی دادگاهی میشوند ؟!


زیرآب چه کسانی زده میشود ؟


و آقازاده های چه اشخاصی متواری یا دادگاهی خواهند شد ؟


که احتمالا مثل همیشه محکوم به زندان میشوند ولی  در همان هفته اول بعلت فوت زن دائی همسایه شان مرخصی میگیرند و دیگر هیچ ...!!


و حتما خبرهای سایت ها و خبرگزاری های حکومتی را دنبال کنید تا ببینید هیچ کدام مطلبی در مورد این (( فرصتهای نامحدود )) نمینویسند و انتقادی از (( بهره بردن از رفع تحریم ها )) از همین انگلیسی ها ندارند و نمیکنند!!


تا بدانید که  همه این جیغ زدنهای بیشرف های اصولگرا و خشتک پاره کردن های ریشوهای بیشعور ارزشی و مسابقه آنها در افشای جنایات و خیانت های انگلیس  همه و همه حرف مفت و از سر نفهمی و فقط بخاطر دوتا رای بیشتر بود .


   

[[   بزرگترین هیات تجاری انگلیس در راه ایران
«ساجد جاوید» وزیر تجارت انگلستان قرار است امروز رسما برنامه این کشور برای اعزام بزرگترین هیئت تجاری انگلستان به ایران را اعلام کند.او که قرار است امروز در نشست یک روزه روزنامه فایننشال تایمز با موضوع ایران شرکت کند، از [«فرصت‌های نامحدود» ] موجود در خاورمیانه برای انجام فعالیت‌های تجاری، صحبت خواهد کرد. به نوشته فایننشال تایمز، این هیئت تجاری قرار است در ماه می (اردیبهشت/خرداد 95) برای [ «بهره بردن از رفع تحریم‌های ایران» ] ، به تهران سفر کند. این هیئت اعزامی انگلیسی متشکل از گروه‌هایی در حوزه‌های نفت، گاز، زیرساخت و مهندسی خواهند بود.قرار است در نشست فایننشال تایمز که روز نهم اسفند (امروز) در هتل «لند مارک» لندن برگزار می شود، «محمد نهاوندیان» رئیس دفتر رئیس جمهور ایران و «سجاد جاوید» عضو پارلمان انگلیس و رئیس هیئت تجارت و معاون وزیر کشور انگلیس در امور تجاری شرکت داشته باشند.]]


منبع خبر : http://www.parsine.com/fa/news/277629/بزرگترین-هیات-تجاری-انگلیس-در-راه-ایران  





  

جمعه، اسفند ۰۷، ۱۳۹۴

همایش نه به انگلیس را باور کنیم یا تعداد آقازاده ها در انگلیس را ؟!

 همایش نه به انگلیس را باور کنیم یا تعداد آقازاده ها در انگلیس را ؟!



آیا میدانید که بنابر آمار رسانه ها و بطور رسمی فقط تعداد ۵۰۰ نفر از فرزندان همین مسئولین و مدیران و وزیران و دولتمردان و آخوندهایی که نمایش و همایش " نه به انگلیس " و " مرگ بر انگلیس " راه انداختند در انگلیس به اصطلاح مشغول تحصیل هستند ؟!


[[ آمار تعداد آقازاده ها در خارج از کشور بین عدد 2000 تا 3000نفر در نوسان است و آمار دقیقی از این افراد در هریک از کشورهای غربی وجود ندارد اما انگلیس به تنهایی میزبان 500آقازاده است. عصر ایران ]]


این آقایان اگر راست میگویند , چرا بجای همایش و نمایش " مرگ بر انگلیس " آقازاده های خودشان را از انگلستان بر نمیگردانند ؟


[[ چرا آقا‌زاده‌ها به انگلیس می‌روند؟
اما تحصیل آقازاده‌ها در انگلستان مهم‌ترین جنبه پرونده تحصیل فرزندان بزرگان در خارج است؛ کاهش رابطه ایران و انگلیس با وجود اینکه می‌تواند جنبه‌های فراوان تجاری و اقتصادی داشته باشد، از زمان طرح مسئله تاکنون حول محور کاهش روابط علمی چرخیده است.جام نیوز ]]


آیا باور میکنید , براستی باور میکنید که هدف اینها نرفتن نماینده های انگلیسی به مجلس است ؟


[[  و هیچگاه در کمیسیون امنیت ملی مجلس تصمیم قاطع یا اظهارنظر نهایی و یا حکم و تأکیدی برای بازگشت فرزندان مسئولین کشور که شاغل به تحصیل در انگلیس هستند، نشده است.تابناک ]]


آیا نخواندید و نشنیدید که اکثر همین آقایان برای به بهانه معالجه یک پایشان در بیت است یک پای دیگرشان در کنار رود تایمز و بوتیک ها و حراجی های لندن ؟


دم خروستان را باور کنیم یا قسم حضرت عباستان را ...؟!


بدا بحال مردم مملکتی که فرزندان سران و دولتمردانش به هوای تحصیل در انگلیس زندگی کنند و بازنگردند و پدرانشان برای راه یافتن به مجلس و چند رای بیشتر همایش نه به انگلیس برگزار کنند و شعار مرگ بر انگلیس سر بدهند !  





 فقط من موندم این رسائی کنار جنتی که رد صلاحیتش کرده چیکار میکنه ؟؟!

 

چهارشنبه، اسفند ۰۵، ۱۳۹۴

هزینه مدافعین حرم

                                هزینه مدافعین حرم



آخرین نتیجه و دستاورد سیاست دفاع در آنسوی مرزها در قالب دفاع از حرم که با فرستادن عمودی و بازگشت افقی مدافعین حرم همراه شد و اینک روزانه شاهد تشیع جنازه آنها در اقصی نقاط کشور هستیم , این شد که : 


هر ایرانی که در سوریه ببینیم، می‌کشیم!

[[ «هیثم المالح»، از اعضای ارشد این ائتلاف، به تازگی در مصاحبه با روزنامه عراقی «الزمان» ضمن طرح ادعاهای علیه ایران، گفته که مخالفین حق دارند هر ایرانی را که در سوریه ببینند، به قتل برسانند. در این مصاحبه، مالح در پاسخ به پرسشی درباره دیدگاهش نسبت به مواضع ایران و روسیه در قبال بحران سوریه، با تکرار ادعاهای همیشگی مخالفین، مدعی شده ایران با حمایت از دولت اسد، در حق مردم سوریه مرتکب جنایت می‌شود. وی در این باره گفته: «ایران نه تنها شریک جنایات رژیم است، بلکه مرتکب کشتار غیرنظامیان می‌شود. در نتیجه من درخواست کردم عضویت ایران در سازمان کنفرانس اسلامی به حال تعلیق دربیاید.]]


منبع خبر : http://www.tabnak.ir/fa/news/288461/هر-ایرانی-که-در-سوریه-ببینیم-می‌کشیم


این حرف یکی از پشمالو های داعش یا مفتی های کج و کوله وهابی نیست بلکه گفته یکی از " اعضای ارشد "  ائتلاف جدید سوریه که تحت حمایت امریکا و بیشتر کشورهای جهان میباشد است .


آیا میدانید تفسیر و تعبیر این گفته چه خواهد بود و چه خواهد شد ؟


بسیار ساده است , این یعنی آنکه در بازسازی پر سود و استفاده سوریه پس از جنگ ( چه با اسد و چه بی اسد ) , ایران و ایرانی ها هیچ سهمی نخواهند داشت .


و تازه اگر بخواهند خیلی لطف کنند فقط اجازه زیارت همین حرم هائی را که چنین هزینه های سنگینی برای مراقبت از آنها پرداخت کردیم را به ضرب و زور مشکلات ویزائی و معطلی در لب مرز ها و انگشت فرو کردن به هزار سوراخ سنبه زوار در فرودگاه یا پستهای مرزی شان , آنهم بخاطر سود سرشارش به ایرانی ها خواهند داد .


یعنی همان کاری که حالا عربستانی ها و عراقی با ایرانی ها میکنند!


                                                          من الله التوفیق انشالله ...!   

 

جمعه، بهمن ۳۰، ۱۳۹۴

نافرمانی دینی , نافرمانی مذهبی

                         نافرمانی دینی , نافرمانی مذهبی



بی تردید اگر ما یک راه برای خلاص شدن از وضعیت موجود داشته باشیم , آن راه نافرمانی دینی هست .

بدون شک اگر ما بخواهیم با جدیت به حاکمان دینی حاکم بر خودمان نشان دهیم و به آنها بفهمانیم که از راه و روش آنها ناراضی هستیم و آن را نمیپسندم و نمیخواهیم , تنها یک راه وجود دارد و آن راه نافرمانی مذهبی میباشد .


مطمئن باشید زمانیکه در یک نظام مدنی مردم میتوانند با نافرمانی مدنی قدرت حاکم را وادار به قبول خواسته خود بکنند در یک نظام دینی و مذهبی نیز مردم میتوانند  با نافرمانی دینی و مذهبی آنها را وادار به شنیدن و پذیرش خواسته های برحق خود بکنند .


اما در اینجا نباید نافرمانی دینی را با سرپیچی از احکام دینی اشتباه گرفت و یا نافرمانی مذهبی را با بی توجهی و بایکوت کردن مراسم مذهبی یکی دانست .


خیر , ابدا چنین نیست و کلیه کسانیکه معتقد به احکام دینی و پایبند به مراسم مذهبی میباشند میتوانند بدون ذره ای خلل , کاملا به احکام دینی و به کلیه مراسم مذهبی در خانه های خودشان  معتقد و پایبند باشند فقط بخاطر اعتراض در هیچکدام از مکان ها و مراسم های وابسته به حکومت و قدرت شرکت نکنند .


برای مثال ,


شما از فقر و گرانی و تورم موجود در جامعه خسته و ناراضی هستید و میبینید که هیچ گوشی هم بدهکار اعتراض شما به وضعیت موجود نیست... ,

خوب , آیا بهترین راه این نیست که نماز را در خانه خودت بخوانی و تنها شرط بازگشت به خانه خدا را مشروط به رسیدگی مردان خدا به بیچارگی و بدبختی خلق خدا کنید؟


تا پیشنماز و آخوند مسجد محل شما , مثل همیشه اعتراض و ناراحتی شما را با یک ؛ درست میشود انشالله ...پاسخ ندهد و سرسری نگذرد.


بلکه با نرفتن خود باید کاری کنید تا بداند که بفهمد که این اعتراض کاملا جدی هست و صدای آنرا به گوش مراجع بالاتر از خود برساند.


یا شما از این همه دزدی و اختلاس و دادگاه های نمایشی و حکم های آبکی و متهمین الفبائی دلزده و ناراضی و دلگیر هستید , کافیست که چند بار نماز جمعه نروی و آنرا در خانه خودت بخوانی تا اینبار نه تو بدنبال آنها بدوی تا حرفت را بگوش آنها برسانی بلکه آنها به خدمت شما خواهند آمد و از شما خواهش میکنند که دلیل نیامدن خودتان را بگوئید و حرف دل خودتان را بزنید .


 آیا میدانید که برای تمام آیات و مراجع و روحانیون و آخوندها هیچ چیز وحشتناک تر از خالی بودن مسجد و هیئت ها و تکایا در ایام محرم و مراسم عزاداری نیست ؟


بیائید یکبار و فقط یکبار برای نشان دادن اعتراض و ناراحتی خودتان از این وضعیت نادرست و وحشتناک و بخاطر عدم رسیدگی به مشکلات جامعه  , مراسم عزاداری محرم را در خانه های خودتان برپا کنید و نشان دهید که با دین و مذهب هیچ مشکلی نداشته و به آن پایبند و معتقد هستید ولی از روش و راه و کارکرد کسانیکه لباس دین را در بر کردند و مدعی هدایت جامعه از راه مذهب هستند و خود را صاحب دین میدانند ناراضی هستید و خواستار رسیدگی جدی به مشکلات خودتان و مردم میباشید. 


مطمئن باشید که امام حسین از نرفتن شما به تکیه و هیات و مراسم های حکومتی و عزاداری شما در خانه به هیچ وجه دلگیر نمیشود.


همان بهتر که مراسم و مجالس روحانیتی که بجای رسیدگی به فقر و فحشا و طلاق حاصله از حکومت خودشان برای بدحجاب بودن جریمه تعیین میکند و با آن کاسبی راه می اندازد , سوت و کور باشد .


 باور کنید برای یک آخوند هیچ چیز دردناک تر و هیچ تنبیهی موثر تر از خالی بودن مجلس موعظه و نبودن شنونده در مجلس سخنرانی او نیست .


بدانید برای آخوندی که معضل خشکسالی و کم آبی را ((  که ریشه در مدیریت نادرست و ناشایسته و نالایق دارد )) در نماز نخواندن میداند و با گناه نکردن میخواهد آنرا حل کند , بهترین تنبیه نرفتن به مجالس سخنرانی و کم محلی و بی توجهی به او میباشد.


تاکید میکنم که برای رساندن صدای اعتراض خود و برای شنیدن مشکلات مردم و رسیدگی به آن,  برای روحانیون و سردمداران دینی ومذهبی این نظام هیچ راهی جز نافرمانی دینی و نافرمانی مذهبی نیست و وجود ندارد ,


چرا که گفته اند :    ظهور جملهٔ اشیا به ضد است ...  

 باز هم خدمت آندسته از جیره خواران و کاسه لیسانی که از قبل پاچه خواری و گرم کردن این مجالس و مراسم به نان و نوائی رسیدند میگویم که منظور از نافرمانی دینی سرپیچی و بی توجهی به احکام دینی نیست و نافرمانی مذهبی هم انجام ندادن مراسم و شعائر مذهبی و نادیده گرفتن آن نمیباشد , پس لطفا آدم باشید و حرف بفهمید و جارو جنجال و , وای مصیبتا  و وااسلاما و وای دینا , الکی راه نیاندازید . 


 

پنجشنبه، بهمن ۲۹، ۱۳۹۴

خسارت ۲۰۰ میلیارد دلاری خشک شدن دریاچه اورمیه

       خسارت ۲۰۰ میلیارد دلاری خشک شدن دریاچه اورمیه


از کلیه آن دسته از مردم نفهم و بیشعوری که گوسپندوار در انتخابات مجلس نهم شرکت کردند و چنین احشامی را بجای نماینده به طویله شورای اسلامی فرستادند تقاضا میکنم که این مطلب را با دقت بیشتری بخوانند  چرا که در رساندن این خسارت هنگفت به کشور آنها نیز صددرصد مقصر میباشند و مطمئنا در این خیانت نیز شریک جرم میباشند.

در آخرین روزهای عمر طویله مجلس نهم و پایان کار احشام داخل آن  چشم ما به خبری روشن شد تا پی به یکی خیانت های این طویله و احشام آن ((  یعنی همان نمایندگان محترم مجلس یا همان بدهائی که آندسته از مردم نفهم برای انتخاب نشدن بدتر ها به آنها رای دادند )) ببریم...!


این خبر نقل از دویچه وله و خبر آنلاین و گفته یکی از همین دولتمردان و مسولین نظام نامقدس جمهوری اسلامی میباشد :


[[  خبرگزاری "خبرآنلاین" به نقل از محسن جلال‌پور، رئیس اتاق بازرگانی ایران گزارش داده است (۱۶ فوریه/ ۲۷ بهمن) که برای جبران خساراتی که در نتیجه خشکسالی دریاچه ارومیه بوجود آمده ایران باید حدود ۲۰۰ میلیارد دلار هزینه کند. این مقام ایرانی انتقاد میکند که "به دلیل بی‌توجهی نسبت به دیپلماسی آب، اکوسیستم کشور دچار بحران شده است".  رئیس اتاق بازرگانی ایران اعلام کرد که با استفاده از آب دریاچه ارومیه حدود دو میلیارد دلار کالا تولید شده است. به گفته او جلوی آبی که باید به این دریاچه ریخته می‌شد گرفته شد و در نتیجه ۲۰۰ میلیارد دلار خسارت وارد آمد. ]]


     

خوب ,  اگر دقت کرده باشد این نمایندگان بی شرف و بی وجدان و دزد و رشوه بگیر و رانت خوار بی ناموس طویله مجلس نهم را که شما در انتخابات دوره قبلی با حضور پرشور خودتان انتخاب کردید و مشت محکمی به خایه استکبار جهانی کوبیدید در طی چهار سال نمایندگی خود یا مشغول زیرآب زدن همدیگر بودند و یا در مورد کثافت کاری های خودشان افشاگری کردند و یا مشغول استیضاح این وزیر و آن وزیر بودند و یا داشتند برای هم ادا و شکلک در می آوردند و یا خواب بودند و یا داشتند با هم عکس سلفی می انداختند و یا مشغول برپائی مراسم سینه زدن و غش کردن در صحن علنی مجلس بودند و یا برای کودکان غزه در مجلس راهپیمائی و تظاهرات برپا کردند و شعار بر علیه اسرائیل غاصب به سرکردگی استکبار جهانی سر دادند و یا برای مبارزه بر علیه ریزگردها ماسک به پوزه های نکبت خودشان بستند ...!!


حالا من اینجا از شما یک سوال دارم :


هموطن عزیز , شهروند گرامی , برادر من , عزیز من , بی شرف , بی وجدان , نفهم , گاگول , لطفا میتوانی به من بگوئی آن نماینده ای که تو به او رای دادی و تو او را انتخاب کردی و تو او را به مجلس فرستادی , در طی این چهار سال برای خشک نشدن دریاچه اورمیه چه غلطی کرد ؟


و آیا هیچ قدمی برای خشک نشدن این دریاچه و وارد نشدن این خسارت هنگفت برداشت ؟


اگر نمیدانی که تو از او پست تر و بی شرف تر و از او به این آب و خاک و مملکت خائن تر میباشی ...


حالا باز هم برو رای بده و از این افراد انتخاب کن و به مجلس بفرست و لعنت ابدی برای خودت و هفت جد و آبادت بخر و توشه آخرت خودت کن .//  

        
    

سه‌شنبه، بهمن ۲۷، ۱۳۹۴

آیا پس از ۳۷ سال بازهم باید به مردم گفت که رای بده یا رای نده ؟!

        آیا پس از ۳۷  سال بازهم باید به مردم گفت که رای بده یا رای نده ؟!



من نمیدانم بعضی ها بنابر چه تفکر و چه برداشتی خودشان را مجاز میدانند که به مردم بگوید ؛ در انتخابات شرکت کن و برو رای بده ؟!

واقعا این اشخاص ملت را چه تصور میکنند و مردم را چه میبینند ؟


اگر واقعا ملتی ندانند که انتخابات هست و باید حتما کسی به آنها بگوید که ای ایهاالناس انتخابات هست و بروید  رای بدهید , باید فاتحه آن مردم و آینده آن مملکت را خواند... 


آیا کسانیکه که چنین میگویند  فکر میکنند مردم عقلشان به گوش هایشان هست و منتظر فرموده ایشان بودند و هستند ؟!!


که اگر اینطور باشد , بدرستی رای چنین مردمی که نسبت به سرنوشت و وضعیت خودشان اینقدر بی خیال و بی تفاوت هستند , فاقد هر گونه ارزش حقیقی و حقوقی است و باید تمام آرای آنها را به جای " کود " پای درختان بریزیم .


مگر میشود مردمی از وقت و کار و زندگی خود بزنند و بروند رای بدهند تا نماینده ای انتخاب کنند که پیگیر خواسته های آنها باشد و پس از رای دادن همه چیز یادشان برود تا رهبر و رئیس مجمع و رئیس جمهور و سردار سپاه و کاظم آقا بقال و مسئول آفتابه های مسجد شاه و ... یادشان بیاندازند که دوباره نوبت رای دادن آنها شده و از پشت میکروفون ها داد بزنند تا مردم یادشان نرود که بروند و باز هم رای بدهند !!؟


اگر واقعا همینطور باشد که این مردم لیاقت ندارند و دیگر مجلس و نماینده و انتخابات میخواهند چکار ؟!




 و اگر اینطور نیست که بهتر است آقایان خودشان را لوس نکنند و نخود آش نشوند و افاضات بیخودی از خودشان در نکنند و خودشان را آقا بالا سر مردم تصور نکنند.


اما عجیب تر از این قماش , آن دسته از کسانی هستند که به مردم میگویند : نرو و رای نده !!


 که واقعا  باید به صحت و سلامت عقل آنها شک کرد!


 آیا این افراد فکر میکنند باید به مردمی که خودشان بهتر از همه مشکلات را میدانند , و بیشتر از همه بار سختی ها و مشقات بی برنامگی و نامدیریتی و بی لیاقتی را بدوش میکشند و تحمل میکنند , بگویند که نرو و رای نده و رای دادن تو بیهوده است ؟؟!


آیا واقعا این افراد لازم میبینند و ضروری میدانند که به مردم بگویند , نرو و رای نده و در انتخابات شرکت نکن ؟


 آیا فکر نمیکنند مردمی که بخاطر یک شام و یا بخاطر یک مهر  و یا از ترس و یا از حماقت رفتند و رای دادند , لیاقتشان همین وضعیت و همین مدیران و نمایندگان و دزدان سرگردنه است ؟


آیا بهتر نیست سکوت کنند و هیچ نگویند تا لااقل بفهمند که این همه گفته و نوشته و مقاله و نشست و سخنرانی و آگاه سازی و خبر رسانی آنها در طی این چهارسال ( انتخابات قبلی تا انتخابات پیش رو ) چه تاثیری بر مردم گذاشته و ببینند چقدر در کار خودشان موفق بودند و نتیجه گیری کنند ؟


آیا فکر نمیکنند که ممکن است گفتن این حرف در آندسته از مردم نادان ایجاد لجاجت کند و سبب لجبازی بیشتر شود ؟


 و اما در کل ,


آیا بهتر نیست که همه این اشخاصی که خود را عقل کل و یا آقابالاسر مردم میدانند , دست از سر مردم بردارند و برای آنها بزرگتری نکنند و اظهار فضل و اظهار نظر بیجا نکنند تا ببینند :


که واقعا خود این مردم چه میکنند؟


و همین مردم در حال حاضر در چه سطحی از آگاهی و فهم و شعور قرار دارند؟


و آیا براستی نسبت به سرنوشت آینده خودشان حساس هستند ؟


و آیا مسبب این وضعیت کنونی خودشان را همان کسانی که در دوره قبلی انتخاب کردند میدانند یا نه ؟


و آیا خیر و صلاح خودشان را در حضور در انتخابات رای دادن میدانند یا در نرفتن و رای ندادن ؟ 


تا ببینند مردم در این شرایط فعلی نسبت به وضعیت کنونی و آینده خودشان چه واکنشی نشان میدهند ؟


آیا بهتر نیست آقایان , هیچ نگویند  تا حقیقت افکار مردم و رفتار و کنش واقعی آنها را محک بزنند و ببینند ؟


آیا میتوانید برای یکبار هم که شده به این مردم اطمینان کنید و کاری که به خود آنها مربوط است را به خودشان محول کنید و برای یکبار هم که شده فقط نظاره گر باشید تا حقیقت را به چشم خود ببینید و دریابید ؟! 



 

جمعه، بهمن ۲۳، ۱۳۹۴

آره خدائی , اعدامش کنید !

                          آره خدائی , اعدامش کنید !


از قدیم هم گفته اند ؛ آخوند کمتر , زندگی بهتر ...

مردم قهرمان و رفسنجانی ستیز  شهر بابک , بدانید ما هم با شما هستیم و مثل کوه پشت سر شما ایستادیم و ما هم همچون شما از صمیم قلب خواهان محاکمه و خواستار اعدام هاشمی رفسنجانی هستیم .


البته برای ما مهم نیست که بجرم مفسد فی الارض , یا مملکت خواری و یا انگولک کردن به رهبر ویا ریش و سبیل نداشتن و یا هر کوفت دیگری میخواهید اعدامش کنید  فقط لطف کنید و هر چه زودتر اعدامش کنید .


اما چند درخواست دوستانه از شما داریم که سبب هر چه باشکوه تر برگزار شدن این اعدام انقلابی میگردد و امیدواریم که به آنها توجه کنید .

۱- لطفا حکم اعدام رفسنجانی را نه در کله سحر بلکه در یک روز جمعه ساعت ۱۰ ~ ۱۱ و در یک مکان خوش آب و هوا و یا کنار رودخانه ای چیزی برگزار کنید تا ما با خودمان پتو و سماور و منقل و سیخ و بند و بساط را هم بیاوریم و مغازه ها هم باز باشند تا تخمه آفتابگردان و تخمه ژاپنی هم بخریم تا خوش بگذرد .


۲- اگر مقدور بود قبل از اعدام او را چند لحظه به ما قرض بدهید تا یک کتک سیر به او بزنیم که در بالای چهارپایه از خودش بامبول و کلکی در نیاورد و اگر کتک نشد خیالی نیست بدهید یه کمی سربسرش بگذاریم و به ریشش بخندیم و حالی با او بکنیم ...


۳- اگر ممکن است به جای جرثقیل از یک درخت پسته استفاده کنید تا صحنه نوستالژیک و خاطره بر انگیز تر شود , و یا دست چند بچه هم پاکت پسته بدهید تا از ماشین حامل او تا بالای چهارپایه او را با پسته بزنند .


۴- به چند تا از این بسیجی ها که در راهپیمائی ها از خودشان ادا و اصول در میاورند و عروسک و مترسک درست میکنند بگوئید خودشان را به شکل کوسه کنند و در زیر جایگاه شنا کنند و موج بزنند یا به چند ماهی عرق بدهیم بخورند و مست کنند تا به او فحش بدهند .


۵- اگر میشود مرحمت کنید و یکی دوتا از پسرهای او را هم  با او اعدام کنید که مراسم شور و هیجان داشته باشد و تنوع داشته باشد جوری که این مراسم مانند یک خاطره شیرین در اذهان باقی بماند و هم فرصت شغلی برای آقازاده های دیگر فراهم شود .


۶- لطفا شب قبل از مراسم نگذارید او بخوابد , که یک وقت دیدید دوباره خواب مابی دید و خوابنما شد و یک شر دیگری برای ما درست کرد .


۷- و در آخر اگر خودش در مورد محل دفنش وصیتی نکرد , لطفا جنازه او را زیر یک درخت پسته دفن کنید که این همه سال او از این  پسته ها برد و خورد کمی هم پسته ها از او ببرند و بخورند...


برای شما آرزوی موفقیت و پیروزی داریم  ... من الله التوفیق